صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۳۹۱۷۹۳۳
تاریخ انتشار : ۳۱ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۳:۰۰
یادداشت/

سال ۶۰ و ۶۱ هجری و به ویژه روز عاشورای سال ۶۱ در کربلا، تنها نبرد بین شمشیرها حاکم نبود، بلکه نبرد اصلی و اساسی بین اندیشه‌ها و استقامت‌ها بود.

صبر، استقامت و در عین حال مقاومت اعجاب‌انگیز در مقابل یزیدبن معاویه به عنوان شخصی که به شیوه‌ای نامشروع و بر خلاف تمام تعهدات بر مسند خلافت تکیه زده بود، از حسین‌بن علی(ع) شخصیتی را به جهان معرفی کرده است که اندیشمندان، شرق‌شناسان و حتی هم‌عصرانش، نه تنها در ستایش او سخن گفته‌اند بلکه همچون شیخ ادریس الحسینی در کتاب «لقد شيعني الحسين سلام الله» موجب گرویدن تعداد گسترده‌ای از آزادی‌خواهان به تشیع شده است.

سال ۶۰ و ۶۱ هجری و به ویژه روز عاشورای سال ۶۱ در کربلا، تنها نبرد در بین شمشیرها حاکم نبود، بلکه نبرد اصلی و اساسی نبرد بین اندیشه‌ها و استقامت‌ها بود.

همانگونه که می‌دانیم، معاویه‌بن ابی‌سفیان در وصیت‌نامه‌ای خطاب به یزید او را نسبت به ۴ شخصیت هشدار می‌دهد! هشداری که نشان‌دهنده راه پرفراز و نشیب پسر معاویه برای جانشینی پدر است!

ابن اثیر در کتاب «الکامل فی التاریخ، جلد 4، صفحه 6 آورده است که معاویه به فرزندش می‌گوید: براستی كه من از كسی بيمناک نيستم كه با تو در امر خلافت به نزاع برخيزد جز از چهار نفر: حسين بن علی، عبدالله بن عمر، عبدالله بن زبير، عبدالرحمن بن ابی بكر!

پیش‌بینی معاویه به عنوان شخصی که سالها با همین خدعه حذف رقبای خلافت دست در گریبان مسند شام گذاشته بود تا حدودی صحیح بود، جز آنکه از این ۴ نفر تنها ۲ نفر یعنی عبدالله بن زبیر و حسین بن علی(ع) در مقابل خلافت نوبنیاد یزید پرچم مخالفت برافراشتند‌!

پس از توصیه معاویه تلاش‌های خلیفه تازه به دوران‌رسیده برای بیعت‌گیری از حسین بن علی(ع) در مدینه آغاز می‌شود ولی با جواب قاطع ایشان مواجه می‌شود!

استقامت حسین(ع) موجب شد تا یزید دست به ترعیب اهل‌بیت نیز بزند، تا مگر اینکه از این طریق بتواند به بیعت مطلوب خود برسد. در ايامی که سيدالشهدا(ع) در مکه بود، يزيد، «عمرو بن سعيد» را که والی مدينه بود، همراه با سپاهی به مکه فرستاد و او را اميرالحاج قرار داد و سرپرستی امر حج را در موسم‏ به او سپرد و توصيه کرد که هر جا به حسين‏(ع) دست‏ يافت، او را ترور کند.

امام حسين(ع) ‏چون از ماجرا آگاه شد، برای اين که حرمت‏ خانه خدا با ريختن خونش زير پا گذاشته‏ نشود و نقشه ترور ناکام بماند، به عمره اکتفا کرد و از مکه بيرون آمد!

به راستی که شکست تمام ابزارهای تبلیغاتی و اطلاعاتی دستگاه خلافت در مقابل استقامت امام حسین(ع) را می‌توان در این جمله مشهور آن امام همام جستجو کرد که فرمود: «وَ مِثْلِی لا یُبایِعُ لمِثْلِهِ! همچون منی هیچوقت با یزید بیعت نخواهد کرد.»

همانگونه که پیشتر گفته شد، کربلا آوردگاه استقامت، صبر و پایمردی بود و این در گفتار یکایک شهدا قابل مشاهده است! شهدای بزرگ کربلا و در رأس آنها سید و سالار شهیدان هیچگاه ذلت بیعت با یزید را نپذیرفته و به دنیای فانی یزیدیان تن در ندادند! و استقامت را بار دیگر معنا و مفهوم بخشیدند...

علی اکبر (ع) به عنوان یکی از شهدای شاخص کربلا اینگونه از استقامت خود سخن می‌گوید: ای پدر! آیا ما بر حق نیستیم؟ امام حسین علیه‌السلام فرمود: آری، ای فرزندم ما بر حقیم به حق آن خداوندی که بازگشت بندگان به سوی اوست. سپس حضرت علی‌اکبر عرض کرد: پدرجان! در این صورت ما از مرگ نمی‌هراسیم و از مرگ چه باک داریم!

اللهوف علی قتلی الطفوف، ص82

محمدرضا عبیات، محقق تاریخ عاشورا

انتهای پیام