صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۴۲۷۵۹۶۱
تاریخ انتشار : ۰۶ ارديبهشت ۱۴۰۴ - ۱۵:۳۰
یادداشت

سبک زندگی سلامت‌محور، الگوهای جمعی از رفتارهای مرتبط با سلامت است که به نوعی، دستاورد دوران مدرنیته متأخر تلقی می‌شود و به تمایزات در هویت اجتماعی نیز دامن می‌زند.

سبک زندگی و به‌ویژه سبک زندگی سلامت‌محور، عرصه‌ای مهم در حوزه علوم انسانی و پزشکی محسوب می‌شود که در سال‌های اخیر، مورد توجه صاحبنظران این عرصه بوده است. در ادامه، ترجمه بخشی از مقاله Health Lifestyle Theory and the» Convergence of Agency and Structure نظریه سبک زندگی سلامت و همگرایی عاملیت و ساختار» نوشته پروفسور ویلیام کاکرهام، جامعه‌شناس و استاد بازنشسته دانشگاه آلابامای بیرمنگام در سال ۲۰۰۵ را می‌خوانیم. وی در مقاله خود به تبیین شیوه تعامل ساختارهای کلان و مهم جامعه و انتخاب‌های فردی اعضای جامعه در خصوص سبک زندگی سالم پرداخته است.

سبک زندگی سلامت‌محور یا بهداشتی، الگوهای جمعی از رفتارهای مرتبط با سلامت است که براساس انتخاب افراد جامعه از فرصت‌های موجود در زندگی‌شان شکل می‌گیرد. شانس‌ها یا فرصت‌های زندگی یک فرد، احتمال‌هایی برای کسب رضایت در زندگی اوست که معمولاً تحت تأثیر وضعیت اجتماعی اقتصادی، سن، جنسیت، نژاد، قومیت و دیگر عوامل، انتخاب‌های سبک زندگی را شکل می‌دهد.

رفتارهای مرتبط با سلامت مبتنی بر فرصت‌های زندگی، الگویی کلی از فعالیت‌های بهداشتی منظم ایجاد می‌کند که به شکل‌گیری سبک زندگی منجر می‌شود. سبک‌های زندگی سلامت‌محور شامل ارتباط با حرفه پزشکی برای مراقبت پیش‌گیرانه و معاینات منظم نیز هست؛ ولی بیشتر فعالیت‌ها خارج از سامانه‌های عرضه‌کننده بهداشتی صورت می‌گیرد که شامل تصمیمات مرتبط با رژیم غذایی، ورزش، سیگار کشیدن، مصرف مواد مخدر، مصرف زیاد الکل، مقابله با استرس، استراحت و آرامش، بهداشت شخصی، استفاده از کمربند ایمنی در خودرو و... است. 

اگرچه سبک زندگی سلامت‌محور شامل ارتباط با حرفه پزشکی برای مراقبت‌های پیشگیرانه و آزمایش‌های دوره‌ای‌ است، ولی بخش عمده‌ای از این فعالیت‌ها در خارج از سامانه خدمات درمانی انجام می‌شود. با توجه به محدودیت‌های پزشکی در درمان بیماری‌های مزمن از جمله بیماری‌های قلبی عروقی، انواع سرطان، دیابت و... و ارتباط این بیماری‌ها با سبک زندگی ناسالم، سبک‌های زندگی سالم به شکل فزاینده‌ای به نوعی از رفتارهای اجتماعی رایج تبدیل شده‌ است. این نکته قابل تأمل است که آگاهی از اینکه در نهایت هر فرد در جامعه مسئولیت سلامتی روح و جسم خود را برعهده دارد، باعث ترویج بیشتر سبک زندگی سالم می‌شود. 

سلامتی؛ دستاورد مدرنیته متأخر

در دوره‌های تاریخی پیشین، مردم تا حدودی سلامتی خود را امری بدیهی می‌دانستند، در حالی که امروز این ذهنیت تغییر کرده است، به‌طوری که در دوران مدرنیته متأخر، سلامتی نوعی دستاورد تلقی می‌شود. می‌توان گفت سلامتی همان است که افراد باید برای آن تلاش کنند تا کیفیت زندگی خود را افزایش دهند، در غیر این صورت در معرض بیماری‌های مزمن و مرگ زودرس قرار می‌گیرند. 

در دیدگاه جامعه‌شناسانی مانند آنتونی گیدنز و برایان ترنر، در دوران مدرنیته متأخر، گزینه‌های سبک زندگی با الگوهای منظم‌سازی یا نظم‌بخشی به بدن تلفیق و افراد جامعه بیش از پیش مسئول سلامتی و تعیین شکل بدن خود شده‌اند. وضعیتی که در خصوص آن توضیح دادیم و در سطح جامعه‌ نیز شاهد آن هستیم، از سه تغییر اصلی در حوزه‌های الگوی بیماری، مدرنیته و هویت‌های اجتماعی سرچشمه می‌گیرد. 

تغییر در زمینه الگوی بیماری‌ها به گذار اپیدمیولوژیک (Epidemiological transition) در قرن بیستم بازمی‌گردد؛ به این معنا که الگوی بیماری‌ها در سطح جمعیت تغییر کرده، به‌طوری که علت اصلی مرگ‌ومیر از بیماری‌های حاد به بیماری‌های مزمن در بیشتر مناطق جهان تغییر یافته است. علم پزشکی نمی‌تواند این بیماری‌های مزمن را درمان کند و همچنین سبک‌های زندگی ناسالم آن‌ها را تشدید می‌کند. آگاهی از این واقعیت، مسئولیت حفظ سلامت را مستقیماً بر دوش فرد می‌گذارد؛ این مسئولیت شخصی بیشتر به این معناست که رسیدن به نوعی سبک زندگی سالم به موضوعی حیاتی تبدیل شده است. 

دومین تغییر، بیانگر تحولات اجتماعی دوران مدرنیته متأخر و ظهور نوعی مدرنیته جدید است. اگرچه ادعای گسست کامل از مدرنیته صنعتی قانع‌کننده نیست، ولی به‌صورت واضح می‌توان مشاهده کرد که جامعه در حال گذار به شکل نوینی از نظم اجتماعی‌ است. این امر در نظم جهانی جدید بعد از فروپاشی سوسیالیسم شوروی، گسترش چندفرهنگی در اروپا و آمریکای شمالی، رشد سیاست‌های فرهنگی و جنسی، تنوع ساختارهای خانواده، تغییر الگوهای قشربندی اجتماعی و افزایش استفاده از دانش در جایگاه کالایی اقتصادی نمود یافته است. 

سبک زندگی سالم و کنترل بیشتر شرایط

در حوزه سلامت، منزلت و اقتدار پزشکان تا حدودی کاهش یافته که ناشی از کاهش کنترل آنان بر بازار پزشکی‌ است؛ همچنین گسترش بیشتر الگوی مشارکت متقابل در رابطه بین پزشک و بیمار به‌وسیله ظهور پزشکی اینترنتی و انتشار گسترده اطلاعات پزشکی در حوزه عمومی شدت گرفته است. در جامعه مدرن متأخر که نهادهای قدرت و اقتدار سنتی دوران صنعتی، مانند پزشکی در حال تضعیف هستند، اتخاذ یک سبک زندگی سالم به افراد کمک می‌کند تا کنترل بیشتری بر وضعیت زندگی خود داشته باشند. 

سومین تغییر به جابه‌جایی در کانون اصلی هویت اجتماعی در دوران مدرنیته متأخر برمی‌گردد. در گذشته، شغل یا حرفه افراد تا حد زیادی تعیین‌کننده جایگاه طبقاتی و شیوه زندگی آن‌ها بود؛ ولی از نیمه دوم قرن بیستم به بعد، عادت‌های مصرفی در سبک زندگی به مرور افزایش یافته و به یکی از منابع اصلی هویت اجتماعی در جوامع پیشرفته تبدیل شده است. این وضعیت با افزایش بهره‌وری اقتصادی بعد از جنگ جهانی اول ممکن شد و به بهبود کلی در سطح زندگی و قدرت انجامید. 

دستیابی آسان‌تر به نیازهای مادی پایه باعث شد که الگوهای مصرفی برای بسیاری از افراد، جایگزین شغل یا حرفه در تعیین شباهت‌ها و تفاوت‌های اجتماعی شود. جان اسکات در این خصوص بیان می‌کند که سبک زندگی کارگران یدی بریتانیایی دستخوش تغییراتی شد که برای هویت طبقاتی آن‌ها پیامدهای مهمی به‌ دنبال داشت. براساس مشاهدات او، تمایزات اجتماعی در طبقه کارگر، به جای رابطه آن‌ها با ابزار تولید، بیشتر بر پایه الگوهای مصرفی شکل می‌گیرد. 

در نتیجه می‌توان گفت که سبک زندگی در شکل‌گیری طبقه اجتماعی و هویت اجتماعی اهمیت بیشتری در مقایسه با دوره‌های گذشته دارد. سبک‌های زندگی نه‌تنها نیازهای کاربردی را برآورده می‌کند، بلکه به روایت خاصی از هویت فردی نیز شکل مادی می‌دهد. یکی از پیکربندی‌های مهم سبک زندگی و نشانگرهای اجتماعی همراه آن، رفتارهایی‌ست که بر سلامت تأثیر می‌گذارد و خود به تمایزات در هویت اجتماعی نیز دامن می‌زند.

زهراسادات مرتضوی

انتهای پیام