وی افزود: انسان به فطرت خود، كمالدوست و كاملجو است. او به كمال عشق میورزد و در پی آن میدود از اینرو، هرچه الگو برجستهتر و كاملتر باشد جاذبه بیشتری دارد؛ بنابراین، شکی در این نیست که الگو باید از هر نظر کامل و متعالی باشد تا شایستگی، لیاقت سرمشق بودن و الگوپذیری را داشته باشد و دیگران را بهسوی خود جذب کند، الگوهای جذاب، برای تربیت انسان، یادگیری و شكلدهی رفتار انسانها، نقش اساسی دارد.
استاد حوزه علمیه قم ادامه داد: معرفی الگوهای ربانی در قرآن کریم نیز پاسخ به همین نیاز فطرت انسانهاست؛ بهطورمثال در قرآن کریم آمده است: «لَقَدْ كانَ لَكُمْ فی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ یرْجُوا اللَّهَ وَ الْیوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثیراً؛ مسلماً براى شما در زندگى رسول خدا(ص) سرمشق نیكویى بود، براى آنها كه امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد میكنند.» (سوره مبارکه احزاب/ آیه 21)، همچنین در بخشی از آیه چهارم سوره مبارکه ممتحنه آمده است: «قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فی إِبْراهیمَ وَ الَّذینَ مَعَه؛ براى شما سرمشق خوبى در زندگى ابراهیم و كسانى كه با او بودند وجود داشت.»
حسنلو بیان کرد: نخستین عامل سرنوشتساز در تربیت انسان و شکلگیری شخصیت، داشتن الگو و همانندسازی با الگوهای برتر است، از اینرو، انتخاب پیامبر الهی(ص) و فرستادگان خدا که در نوع خود انسانهای کاملی بودند از میان سایر انسانها به خاطر آن است كه بتوانند الگو و سرمشق عملى براى امتها باشند، چراكه مهمترین و مؤثرترین بخش تبلیغ و دعوت انبیا، دعوتهاى عملى آنهاست. برنامههاى عملى، همیشه مؤثرترین برنامههاست چون عمل، حكایت از ایمان عمیق انسان به گفتارش است و به قول معروف: «سخنى كه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.»
وی تصریح کرد: الگوها از امتیازاتی برخوردارند که میتوانند تمام یا بخشی از آرمانها و آرزوهای متعلم و طالب را بهطور عینی، ملموس و مجسم در پیش روی او قرار بدهند و بر عمق وجود آنان نفوذ کنند. به عبارت دیگر، الگوها گمشده انسانند که با نبودشان انسان احساس خلأ و کمبود میکند، او میخواهد پیش از آنکه اوصاف شخصیت ربانی را بشنود، او را با چشم خویش ببیند، درواقع، گرایش انسان به اسطورهسازی و الگوپذیری از همین نیاز یا خلأ ذاتی وی سرچشمه میگیرد.
استاد حوزه علمیه گفت: از سوی دیگر، تاریخ بشری نشان از آن دارد که در صورت عدم وجود الگوهای برتر و کامل در یک جامعه انسانی، افراد در زندگی ظاهری، عقلی و ایمانی خویش سردرگم و حیران میمانند زیرا انسان شاخص و معیار درستی برای سنجش و تعیین مقدار داراییهای ارزشی، اخلاقی و انسانی خویش ندارد و سلامت و یا عدم سلامت روحی و روانی، فردی و اجتماعیاش را تشخیص نمیدهد، انسان در چنین حالتی نه میزانی برای سنجش حدود، کمالات و صفات انسانی و الهی خویش دارد و نه میزانی برای سنجش نارسایی و کمبودهایش.
حسنلو با بیان اینکه به هر حال، از دیدگاه عقل، بیشترین نقش در تکوین شخصیت، از آن الگوهای عینی و عملی است، اظهار کرد: دریافت پیام از طریق الگوها آسانتر از دریافت از طریق عامل ذهنی و آموزشی است. علاوهبر این، عامل عینی مؤثرتر است. یادگیری از طریق الگو از مقوله دیدن است ولی شرح و بیان از مقوله شنیدن. تحقیقات نشان میدهد که 80 درصد یادگیری از طریق دیدن صورت میگیرد و فقط 13 درصد یادگیری از طریق شنیدن است و 7 درصد بقیه از طریق حواس دیگر انجام میشود و به همین دلیل است که در آموزههای دینی اکیداً سفارش شده است: «كُونُوا دُعَاةَ النَّاسِ بِغَیرِ أَلْسِنَتِكُم؛ دعوتکنندگان مردم باشید به غیر زبانتان.»
وی با اشاره به اینکه پیامبران الهی و پیشوایان معصوم(ع) و اولیای الهی مهمترین شاخه هدایت را با عمل خود نشان مىدادند، افزود: هنگامى كه سخن از سنت به میان مىآید، گفته مىشود سنت عبارت است از «قول»، «فعل» و «تقریر» معصوم، یعنى پیشوایان معصوم(ع) سخن، عمل و سكوتشان همه حجت و راهنماست و نیز به همین دلیل است كه عصمت در تمام پیامبران و امامان، شرط است تا آن بزرگواران در همه زمینهها الگو باشند.
مدیر گروه تاریخ و سیره مرکز پاسخگویی به شبهات حوزههای علمیه گفت: اگر خود آنان به دستورات دین عمل نكنند و گرفتار لغزشهای علمی و عملی شوند، مردم هیچگونه اعتمادی به آنان پیدا نمیكنند، در نتیجه، اهداف بعثت تحقق نخواهد یافت؛ بنابراین حكمت بالغه و لطف خداوند اقتضا میكند كه فرستادگان او در هر دو بُعد عقل نظری و عملی از مصونیت كامل و عصمت برخوردار بوده، نهتنها دچار معصیت و گناه نشوند بلكه، سهو و نسیان نیز در ساحت قدسی آنان راه پیدا نكند.
حسنلو تصریح کرد: بنابراین، اگر الگوهای انسان از هر حیث کامل و بیعیب و نقص نباشد، طبیعتاً در الگوگیری نقض غرض پیش میآید، چراکه لازم است ما در مسیر زندگی که به سعادت و کمال نهایی انسان منتهی میشود از الگو، برنامه و نقشهای تبعیت کنیم که احتمال خطا و اشتباه در آن راه دارد و ممکن است ما را به مقصد نرساند و گمراهمان کند.
مدیر گروه تاریخ و سیره مرکز پاسخگویی به شبهات حوزههای علمیه ادامه داد: بهطور کلی، الگو قراردادن پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) و بزرگان دین به این معنا نیست که در تمام ریز موضوعات، همه کارها و برنامههای جزئی و شخصی و اموری که مناسب شرایط زمانی و مکانی زمان پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) بود در این زمان و در زندگی ما نیز دقیقاً اجرا شود، بلکه باید خطوط کلی، مسائل اساسی و راهکارهای عملی زندگی را از آنها فرا و از آنها در این راستا الگو گرفت.
وی گفت: بهطور نمونه باید از ایمان، توکل، اخلاص، زهد، تقوا، روحیات عالی، استقامت و شکیبایی، هوشیاری، شجاعت، درایت، نظم و نظافت، توجه به خدا، تسلط بر حوادث و زانو نزدن در برابر سختیها و مشکلات از پیامبر(ص) و پیشوایان معصوم(ع) الگو گرفت، اما نحوه استقامت، نوع هوشیاری، طرز تحمل و پایداری ما دقیقاً لزومی ندارد که عین آن حضرات باشد، بلکه باید متناسب با این زمان و شرایط خاص آن باشد. ضمن آنکه توانایی و ظرفیت هر فردی را نیز باید درنظر گرفت.
حسنلو با بیان اینکه الگوگیری در یک تقسیمبندی کلی بر دو محور ارزشها و روشها استوار است، اظهار کرد: در این تقسیمبندی ارزشها ثابت است، اما روشها با توجه به شرایط زمان و مکان و توانایی افراد، مختلف و قابل تغییر است. بهطور نمونه، اصل عبادت خدا، اطاعت از شوهر، تربیت فرزند، حضور در صحنه سیاست، تعلیم دیگران و خدمترسانی به مردم از اصول ارزشی است، اما مقدار وقتگذاری برای هر کدام، روشها و ابزارهای آن با توجه به موقعیت و شرایط افراد تغییرپذیر است. البته در حد امکان باید از روشهای معصومین(ع) نیز الگوگیری کرد.
وی با تأکید بر اینکه در الگوگیری از معصومین(ع) باید به تفكیک میان قالب و محتوای سیرهها توجه کرد، افزود: الگوپذیری از معصومین(ع) به دو صورت مستقیم و غیرمستقیم میتواند انجام شود. الگوپذیری مستقیم آن است كه گفتار و رفتار آن بزرگواران را عیناً برنامه و راه و رسم زندگانی خویش قرار دهیم. در بسیاری از موارد گفتاری خاص یا رفتاری مشخص از ایشان با همان شكل و قالب رفتاری میتواند اسوه و الگوی ما قرار گیرد.
استاد حوزه علمیه ادامه داد: برای نمونه حضرت فاطمه زهرا(س) در پس هر نماز واجب ذكر مخصوص داشتند. تسبیحات حضرت زهرا(س)؛ ذكری كه دستور آن را بهعنوان هدیهای عظیم از پدر بزرگوارشان دریافت كرده بودند و همواره بر آن مداومت میورزیدند و به شیعیان خویش نیز توصیه میفرمودند. از اینرو، ما نیز به آن حضرت اقتدا میکنیم و همان ذكر را با همان ترتیب بعد از هر نماز واجب بهعنوان بافضیلتترین تعقیبات نماز میگوییم. چنین اقتدایی به آن بزرگوار، الگوپذیری مستقیم است.
حسنلو افزود: الگوپذیری غیرمستقیم آن است كه روح و حقیقت گفتار یا كردار آن اسوههای الهی را درک کنیم و با تحلیل و استنباط از سیره علمی و عملی آن بزرگواران، وظیفه خویش را در همه ابعاد زندگانی (فردی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی) دریابیم. بسیاری از شكلها و قالبهای رفتاری اسوهها ویژه همان عصر و زمان خودشان بوده؛ از اینرو منظور از اسوهپذیری از آن رفتارها این نیست كه همان قالب و شكل رفتاری خاص را اقتباس و تقلید كنیم بلكه مطلوب و مقصود این است كه روح و محتوای آن سیره رفتاری را درک کرده و آن را در شكلها و كالبدهایی نوین، طبق اقتضای شرایط زمانی و مكانی خویش بهکار ببریم.
وی بیان کرد: برای نمونه در روایات میبینیم كه حضرت فاطمه زهرا(س) و حضرت علی(ع) در یک چهار دیواری كوچک زندگی میكنند. از یک پوست گوسفند، هم برای علفخور گوسفندشان و هم رواندازشان استفاده میكنند. حضرت فاطمه زهرا(س) چادری از لیف خرما میبافد و از آن استفاده میكند.
مدیر گروه تاریخ و سیره مرکز پاسخگویی به شبهات حوزههای علمیه افزود: قالب و شكل اینگونه رفتارها به هیچ وجه در عصر حاضر قابل تأسی نیست، اما آنچه ارزشمند و قابل تأسی است، حقیقت محتوا و روح این رفتارهاست. اسوهپذیران حقیقی آنانی هستند كه روح این رفتارها را درک و اقتباس کنند و در كالبد زندگی خویش به مانند روح بیاعتنایی به دنیا و حقیر شمردن مظاهر فریبنده آن، روح پارسایی و رستگی از حب دنیا، روح سادهزیستی و پرهیز شدید از تجملگرایی بدمند.
حسنلو تصریح کرد: حضرت فاطمه زهرا(س) در مدت عمر کوتاه خود، سند ماندگاری از انسان و زن کامل برای تمامی جهانیان، به یادگار گذاشتند که میتوان از آن الگو گرفت؛ از جمله در عبادت، رابطه صمیمانه داشتن با مادر، همراز و همسنگر بودن با پدر، عفاف و حجاب، جهیزیه كم و مناسب داشتن، شوهردارى نمونه، سادهزیستى، انس با قرآن و تعلیم آن به فرزندان خویش، مراعات نظم و قوانین در زندگی، تقسیم كار خانه (با وجود کنیز در خانه، یک روز در میان کارها را خود انجام میدادند)، اهمیت دادن به همسایه، ارج نهادن به شخصیت كودكان و حضور و غیاب آنها، رعایت عدالت بین فرزندان و سایر اصول و شاخصههاى اخلاقى و ارزشهاى انسانى.
ادامه دارد...
انتهای پیام