در پی نوسانات اخیر قیمت ارز و طلا، کسبه و بازاریان با هدف جلب توجه مسئولان نسبت به مشکلات معیشتی و بیثباتی بازار، دست به اعتراض زدند. با این حال، دشمنان با سوءاستفاده از این وضعیت، تلاش کردند اعتراضات به حق مردم را به اغتشاش و بیثباتی تبدیل کنند و با پیام و واکنش تهدیدآمیز، ایران را زیر فشار قرار دهند.
رهبر معظم انقلاب در سخنان اخیر خود، ضمن تأیید حق اعتراض بازاریان و کسبه، تصریح کرد: اعتراض بجا است اما اعتراض غیر از اغتشاش است. مسئولان باید با معترض حرف بزنند اما حرف زدن با اغتشاشگر فایدهای ندارد بلکه باید او را سر جای خود نشاند.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: اینکه عدهای تحت عناوین و نامهای گوناگون به قصد تخریب و ناامنی کشور پشت سر بازاریهای مؤمن و سالم و انقلابی قرار بگیرند و با سوء استفاده از اعتراض آنها، اغتشاش کنند، مطلقاً قابل قبول نیست.
بیشتر بخوانید:
در همین زمینه، ایکنا گفتوگویی با غلامرضا کریمی، استاد روابط بین الملل دانشگاه خوارزمی، انجام داده است که در ادامه میخوانیم:
ایکنا ـ تحلیلتان درباره سیاستهای مداخلهجویانه و لفاظیهای تند دونالد ترامپ علیه ایران چیست؟
به هر حال ترامپ چه در دوره قبل ریاستجمهوری و چه اکنون نشان داده که رئیسجمهوری متفاوت است و چندان در چارچوبهای کلاسیک سیاست خارجی قبلی آمریکا عمل نمیکند. او تا حد زیادی فردی هیجانی است و تصمیمات و کنشهایش را در چارچوب فضای رسانههای اجتماعی، بهویژه شبکه «تروث سوشال»، پیش میبرد.
در واقع نوعی بیقاعدگی و شخصیسازی در سیستم تصمیمگیری آمریکا به وجود آمده که ترامپ تلاش میکند با تأثیرگذاری بر فضای روانی، امور را مدیریت کند. البته او ابزارهای قدرت زیادی هم در اختیار دارد و وقتی درباره کشورهایی که مخالف سیاستهای آمریکا هستند با شدت عمل برخورد میکند، این مسئله کاملاً مشهود است.
آخرین نمونه آن را میتوان در ونزوئلا مشاهده کرد؛ جایی که با یک مداخله گسترده و حتی ربودن رئیسجمهور قانونی این کشور، سیاستهای خود را دنبال کرد. این رفتارها نشان میدهد ترامپ به دنبال آن است که صحنه نظم بینالمللی را در راستای منافع خاص آمریکا تنظیم کند.
در موضوع ایران، باید توجه داشت که مردم ایران علیرغم همه مشکلات معیشتی و اقتصادی که امروز با آن مواجه هستند و اعتراضات مردمی که در این روزها نیز بهطور طبیعی شکل گرفته، هرگز تجربه تلخ تاریخی ناشی از دخالت خارجی در امور داخلی کشورشان را فراموش نکردهاند.
مسیر مردم ایران هیچگاه با خواست ترامپ و مداخله خارجی همسو نخواهد شد. مردم ایران بیش از ۷۰ سال پیش طعم تلخ تجاوز و دخالت خارجی را با کودتای آمریکایی ـ انگلیسی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت مصدق چشیدند و پاسخ آن را نیز در انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ و پس از آن با تسخیر لانه جاسوسی آمریکا دادند.
علیرغم شرایط خاص کنونی کشور، تحریمهای گستردهای که قدرتهای خارجی علیه ایران وضع کردهاند و نقدها و اعتراضاتی که نسبت به عملکرد دولت و حاکمیت بهدلیل ابرچالشها و رنجهای ناشی از ناکارآمدیها وجود دارد، مردم ایران هرگز نمیخواهند سرنوشت کشورشان با دخالت خارجی دستخوش تغییر شود.
مردم البته انتظار داشتند، بهویژه پس از جنگ ۱۲روزه، گشایشهای جدیتری در کنش و رفتار دولت و حاکمیت در عرصههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی بینالمللی ایجاد شود اما این انتظار به هیچوجه به معنای امید بستن به دخالت کشوری مانند آمریکا با سابقه استعماری و تجاوزگرانه نیست.
اساساً چنین مواضع و لفاظیهایی از سوی ترامپ نهتنها اثر مثبتی ندارد، بلکه حتی میتواند انسجام ملی در داخل ایران را تقویت کند، چراکه در میان مردم ایران حساسیت ویژهای نسبت به مداخلات خارجی و تلاش دیگر کشورها برای تعیین سرنوشت ایران وجود دارد.
با این حال، نمیتوان انکار کرد که فشارهای اقتصادی بر مردم بسیار زیاد شده است. دولت در حال تلاش برای مدیریت این شرایط است و دولت چهاردهم نیز با رویکردی که در قبال معترضان اتخاذ کرد، گامهای مثبتی برداشت؛ از جمله به رسمیت شناختن اعتراضات، پذیرش مواضع معترضان و دعوت از نمایندگان آنها برای حضور در جلسات هیئت دولت و شنیدن مستقیم مطالبات.
این اقدامات، در مجموع، حرکات مثبتی بود که تا حدی به کاهش اعتراضات کمک کرد اما واقعیت این است که مردم از انباشتهشدن بحرانها و مشکلات روزمره اقتصادی ناراضی هستند و این نارضایتیها بهصورت کنشهایی در سطح جامعه بروز پیدا میکند.
ایکنا ـ چه میزان اقدامات آمریکا در ونزوئلا قابل تسری به ایران است؟ برخی معتقدند این اقدامات حامل پیام مشخصی از سوی آمریکا برای ایران است. تحلیل شما چیست؟
به نظر میرسد نوعی توافق پشت پرده میان قدرتهای بزرگ، از جمله آمریکا، روسیه و چین، در حال شکلگیری است؛ توافقی درباره تقسیم قدرت در عرصه بینالمللی و شکلدهی به نظم جدید جهانی. آنچه مشخص است این است که آمریکاییها میخواهند حوزه نفوذ خود را در آمریکای لاتین تکمیل کنند.
در این چارچوب، آمریکا بهدنبال حذف نظامهای سیاسی مستقلی است که با محور روسیه، چین و همچنین ایران هماهنگی یا هارمونی دارند و قصد دارد نظامهای سیاسی یکدست و همسو با خود را در آمریکای لاتین مستقر کند. به همین دلیل شاهد اقدامات علیه ونزوئلا بودهایم و شاید در آینده علیه کوبا و کلمبیا هم رخ دهد.
آمریکاییها علیه ونزوئلا اقداماتی را انجام دادند، رئیسجمهور این کشور را دستگیر و نوعی انتقال آرام قدرت را دنبال کردند. همین تهدیدها علیه کلمبیا و سایر کشورهای منطقه که با آمریکا چالش دارند و نظامهای سیاسی مستقلی دارند نیز وجود دارد.
طبیعتاً این روند برای ایران، بهعنوان یکی از بزرگترین مخالفان نظم آمریکایی در منطقه خاورمیانه، یک تهدید جدی تلقی میشود اما باید به این نکته توجه داشت که مناسبات و شرایط خاورمیانه با آمریکای لاتین تفاوتهای بنیادین دارد و نمیتوان شرایط آن منطقه را عیناً به ایران تعمیم داد.
مختصات ژئوپلیتیکی، امنیتی و اجتماعی خاورمیانه کاملاً متفاوت از آمریکای لاتین است. بنابراین الگوهایی که آمریکا در آن منطقه پیاده میکند، الزاماً در اینجا قابل اجرا نیست.
البته مدلهایی مانند دستگیری زنده افراد و انتقال آنها به آمریکا یا اسرائیل پیش از جنگ ۱۲ روزه نیز مطرح شده بود. حتی پیش از جنگ ۱۲روزه، گروههایی از یک سال پیش از آن تلاش کرده بودند با ساخت محفظههایی، برخی رهبران و چهرههای با نفوذ ایران را بهصورت زنده دستگیر و به داخل اسرائیل منتقل کنند اما در این هدف ناکام ماندند. اهدافی که در جنگ ۱۲روزه دنبال میشد، حتی نتوانست استقرار پیدا کند و تمامی تجهیزات و ابزارهای آنها توسط نیروهای امنیتی شناسایی و ضبط شد.
بهطور کلی، شرایط ایران با شرایط آمریکای لاتین متفاوت است و مختصات منطقه خاورمیانه اجازه نمیدهد سناریوهای آمریکایی در آن مناطق بهصورت کامل در ایران تکرار شود.
ایکنا ـ با توجه به تاکید رهبر معظم انقلاب بر تفاوت اعتراض به اغتشاش، چقدر لازم است مسئولان به صدای مردم بها دهند و اقدامات جبرانی برای افزایش وحدت اجتماعی انجام شود؟
متأسفانه صدای مردم در عرصه سیاستگذاری و تصمیمگیری به شکل کافی شنیده نمیشود. مهمترین نماد حاکمیت، صدا و سیماست که عمدتاً جریان فکری اقلیت جامعه را منعکس میکند و صدای آحاد مردم و گروههای سیاسی مختلف به شکل محدود و تکضرب در رسانه ملی انعکاس پیدا میکند و شنیده میشود. این مسئله موجب شعلهور شدن خشم عمومی میشود.
انتظار میرفت پس از جنگ ۱۲ روزه، تحولات جدی در عرصه روایتسازی و رسانهای کشور رخ دهد اما علیرغم اقدامات محدود، مشاهده میشود که روند غالب، نمایانگر یک جریان فکری خاص اقلیت جامعه است. مردم این صحنهها را هر شب مشاهده میکنند و حس میکنند که دولت و حاکمیت در مقابل هرگونه تغییر و اصلاح مقاومت میکند.
مثلاً در زمینه محدودیتهای رسانههای اجتماعی مانند تلگرام و اینستاگرام، انتظار میرفت محدودیتها کاهش پیدا کند اما مشاهده میشود که علیرغم اعلام مقامات اجرایی، جریانهای پشتپرده مانع اصلاحات شدهاند. این موضوع مردم را ناامید و دلسرد میکند.
برای کاهش حجم اعتراضات، که اعتراضات مردم به حق است، دولت و حاکمیت باید سیگنالها و کنشهای عملی نشان دهند تا مردم باور کنند اصلاحات در حال اجراست. بهعنوان مثال، لایحه بودجه جدید نشان میدهد ۵۷ درصد منابع بودجه از مالیات مردم تأمین میشود اما پاسخگویی نظام سیاسی نسبت به گذشته کمتر شده است. در حالی که وقتی سهم بودجه جاری کشور از مالیات مردم بالاست، میزان پاسخگویی نظام سیاسی باید افزایش یابد.
در کشور نهادهایی وجود دارند که میلیاردها بودجه عمومی دریافت میکنند اما پاسخگو نیستند و سؤالات متعدد درباره نهادهای خصولتی نیز وجود دارد و رسانه ملی نیز نقد جدی پیرامون آنها انجام نمیدهد. وقتی این گفتگوها صورت نمیگیرد، مردم خود قضاوت خاص خود را خواهند داشت و این به خشم و نارضایتی دامن میزند.
اگر حاکمیت و دولت تغییر نگرش و اصلاحات جدی در رویکردهای خود برای اعتمادسازی و افزایش سرمایه اجتماعی انجام دهند، دیگر نارضایتیهای داخلی به سمت دخالتهای خارجی و اپوزیسیون خارجنشین سوق پیدا نخواهد کرد.
مردم ایران هرگز انگیزهای برای سیگنال مثبت دادن به جریانات متصل به قدرتهای خارجی یا حتی کسانی که برای حمله نظامی دیگر کشورها چراغ سبز نشان میدهند، نخواهند داشت. اصلاحات شفاف و شنیدن صدای واقعی مردم، همه سناریوهای خارجی را خنثی میکند.
ایکنا ـ برخی معتقدند رویکرد رسانهای و نحوه بازتاب مطالبات مردم باعث دلسردی جامعه شده است. این مسئله چه تأثیری بر افزایش نارضایتیها و بهرهبرداری جریانهای خارجی دارد؟
وقتی مردم میبینند که رویکردهای رسانهای کشور بهگونهای است که صدای واقعی آنها انعکاس پیدا نمیکند و فقط در حد اظهارنظرهایی از سوی رئیسجمهور یا چند مقام محدود مطرح میشود، به این جمعبندی میرسند که این افراد عملاً اختیار چندانی ندارند؛ شاید در حد ۱۰ یا ۱۵ درصد اختیارات تصمیمگیری. این تصور، بهتدریج اعتماد عمومی را تضعیف میکند.
به نظر من اگر حاکمان اندکی تغییر رویه دهند، صدای واقعی مردم را بشنوند و اصلاحات متناسب با این مطالبات را در دستور کار قرار دهند، تمامی سناریوهایی که در خارج از کشور طراحی میشود، خنثی خواهد شد؛ چه سناریوهای سیاسی، چه فشارهای رسانهای و چه حتی تلاشهایی که اسرائیل و شخص نتانیاهو برای تشدید بحران یا حتی حمله نظامی دنبال میکنند.
ملت ایران در طول حداقل صد سال گذشته نسبت به استقلال ملی خود حساس بوده است. آنچه امروز بهعنوان حرکتها و کنشهای اجتماعی در سطح جامعه مشاهده میشود، بیش از آنکه ریشه در تمایل به مداخله خارجی داشته باشد، واکنشی به ناکارآمدیهای داخلی است.
هویت ایرانی همواره با حساسیت نسبت به استقلال و مخالفت با مداخله خارجی گره خورده است؛ این حساسیت امروز نیز وجود دارد. بنابراین جامعه ایران ذاتاً پذیرای دخالت خارجی نیست و اگر نارضایتیهایی بروز میکند، منشأ آن در داخل و در مشکلات اقتصادی، مدیریتی و ساختاری است.
من معتقدم اگر اصلاحات واقعی انجام شود؛ اصلاحاتی که شفاف باشد، وضوح داشته باشد و برای مردم قابل فهم و ملموس باشد، بدون تردید توطئهها و برنامههایی که در خارج از کشور طراحی میشود، قابلیت خنثی شدن خواهد داشت و سرمایه اجتماعی نظام نیز ترمیم میشود.
انتهای پیام