گاهی تاریخ بهجای روایت، هشدار میدهد. همزمانی ولادت امیرالمؤمنین علی بنابیطالب(ع) با سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی از همین جنس است؛ نه یک تقارن آیینی، بلکه یادآوری سخت یک حقیقت فراموش شده؛ اینکه عدالت و تقوا اگر به میدان نیایند، تاریخ آنها را کنار میزند. متن بیانات رهبر انقلاب در دیدار روز میلاد امیرالمؤمنین(ع) در سالگرد شهید سلیمانی نه مرثیه است و نه خطابه مناسبتی؛ بلکه بازخوانی یک الگوی تمدنی برای امروز است. الگویی که از تولد در کعبه آغاز میشود و به شهادت در میدان میرسد؛ الگویی که سیاست را از بیریشگی نجات میدهد و قدرت را دوباره معنا میکند.
خوشتر آنکه همه عبرتها در جملهای کوتاه جمع میشود: «سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ماست». ایستادگی در میدان، عدالت در تصمیم و ایمان در عمل؛ این، رمز بقا و خط قرمز تاریخ ماست. هر بزرگگویی دشمن که خیال فریب دارد، در برابر این حقیقت به خاک تجربه فرو میافتد. علی(ع) در این خوانش صرفا امام عدالت یا اسوه تقوا نیست؛ مسئله حلنشده تاریخ قدرت است. عدالت او نه نرم بیهزینه است و نه خشن بیحکمت؛ گاه در شبهای کوفه نان بر دوش میکشد و گاه در میدان شمشیر میزند. تقوای او نیز نه گوشهنشینی است و نه انفعال؛ صبری پرهزینه برای حفظ استخوانبندی امت و ایستادگی بیتردید در لحظه خطر.
در امتداد همین منطق است که حاج قاسم سلیمانی معنا پیدا میکند. نه بهعنوان یک فرمانده صرف، بلکه بهمثابه ترجمان معاصر انسان علوی؛ انسانی که ایمان را به تصمیم، اخلاص را به سیاست و عمل را به معیار صدق تبدیل کرد. دشمن، سلیمانی را ترور کرد، چون فهمید با یک فرد طرف نیست؛ با یک الگو طرف است. پیام محوری این سخنرانی در یک نقطه تیز میشود؛ جنگ، امروز بیش از آنکه در میدان سخت باشد، در میدان معناست.
همانطور که علی(ع) در هیچ نبرد نظامی شکست نخورد اما در صفین با فریب روایتها متوقف شد، امروز نیز دشمن پس از ناتوانی در میدان نظامی، به سراغ تحقیر توان ملت، پنهانسازی پیشرفت و تردیدسازی رفته است. این همان جنگ نرم است؛ قدیمی، اما با زبانی تازه. اشاره صریح به توان جوان ایرانی از هوافضا تا دانشهای پیشرفته پاسخ مستقیم به همین جنگ است. ملتی که خود را باور کند، شکستپذیر نیست و این دقیقاً همان چیزی است که دشمن از آن میترسد.
تحلیل اعتراضات اخیر نیز در همین چارچوب قابل فهم است. اعتراض اگر به رسمیت شناخته نشود، رادیکال میشود، اما اغتشاش اگر مهار نشود، به ابزار دشمن بدل میشود. تفکیک این دو نه یک توصیه اخلاقی، بلکه یک ضرورت امنیت ملی است و فرجام سخن اینکه بیانات یک جمله ساده نیست؛ یک موضع تاریخی است. ایران امروز خود را وارث خطی میداند که از علی(ع) عبور کرده و به سلیمانی رسیده است؛ خط عدالت سخت، تقوای پرهزینه و ایستادگی آگاهانه.
و در جهانی که معامله جای ایستادن را گرفته، این جمله دوباره معنا پیدا میکند: «ما در مقابل دشمن کوتاه نمیآییم». اگر تاریخ بخواهد عبرت دهد، نمونهای عینی هم دارد؛ نمونهای که با بزرگگویی و خیالپردازیهای ترامپ، رؤیای او درباره «معاملهگری همیشه پیروز» روبهرو شد. وعده پایان دادن به جنگ اوکراین ظرف ۲۴ ساعت، ادعای فتح کانادا و افزودن آن به ایالتهای آمریکا، طرح آتشبس در غزه و جابهجایی جمعیت فلسطینی و جنگ تعرفهها که حتی در همان چند روز نخست، به عقبنشینی زودهنگام انجامید.
این وعدهها با واقعیت تلخ دیپلماسی و سیاست، دفن شدند. ترامپ میخواست جهانیان را فریب دهد، اما تاریخ و سیاست، همانند همیشه او را رسوا کرد. حقیقت روشن است، ایران امروز با تجربه تاریخ و حکمت رهبر، زیبا و مقتدر ایستاده است. هر ادعای بیپشتوانه، پژواک شکستهای گذشته است و هر تهدید، تنها یادآوری دیواری استوار که اراده ملت بر آن نقش بسته است. ایران، راسخ و نفوذناپذیر، همچنان ایستاده و این ایستادگی، پیام تاریخ و صلابت ملت را یکبار دیگر به جهان آشکار میکند.
در این خاک زرخیز ایران زمین
نبودند جز مردمی پاک دین