صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۴۳۲۸۱۳۲
تاریخ انتشار : ۲۲ دی ۱۴۰۴ - ۱۱:۱۱
حامد ساجدی:

نویسنده کتاب «خدا و کیهان‌شناسی نوین»، تاکید کرد: پیش‌فرض‌های متافیزیکی که سران الحاد جدید دارند منجر به الحاد می‌شود و نه خود علوم تجربی. متن علوم تجربی نه تنها مؤید الحاد نیست بلکه مؤید خداباوری است.

به گزارش ایکنا، حامد ساجدی؛ نویسنده کتاب «خدا و کیهان‌شناسی نوین» 21 دی‌ماه در نشست علمی نقد و بررسی این کتاب که به همت گروه کلام اسلامی و الهیات جدید و گروه مطالعات پیشرفت و تمدن پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد با بیان اینکه الحاد نوین در قرن بیستم بر پایه علوم تجربی مبتنی بر چند حوزه دانشی یعنی زیست‌شناسی، کیهان‌شناسی و علوم شناختی شکل گرفت، گفت: این اثر معطوف به حوزه کیهان‌شناسی است و بنده تلاش کرده‌ام تا تأکید کنم که نظریات فیزیکی جدید در باب آفرینش در درون خود لوازم الهیاتی دارند؛ همچنین توجه به دلالت‌های متافیزیکی نظریات کیهان‌شناسی و دستاوردهای آن بر حوزه متافیزیک و الهیات و برعکس به بحث گذاشته شده است.  
 
ساجدی با بیان اینکه فصل اول به دلالت‌های الهیاتی کیهان‌شناسی اشاره دارد، اظهار کرد: فصل دوم مدل‌های توسعه‌یافته کیهان‌شناسی را بحث کرده است و فصل سوم نیز توجه به انگاره الهیات جدید به مثابه انگاره نادرست مورد بحث قرار گرفته و تأکید بر این است که گفته شود اتفاقا متن کیهان‌شناسی جدید مؤید خداباوری است. البته علوم تجربی نارسایی در تبیین الهیاتی علوم جدید در حوزه کیهان‌شناسی، حوزه زیستی و علوم شناختی و ... دارند.
 
ساجدی با اشاره به مدل‌های اصلاحی و توسعه یافته «بیگ بنگ» با بیان اینکه این مدل تئوری تورم کیهانی است، گفت: تورم کیهانی نکته متافیزیکی خاصی ندارد اما چون مقدمه برای مدل‌های بعدی است اهمیت زیادی دارد، لذا در قسمت ابتدایی فصل دوم به این مسئله و اینکه چرا دانشمندان سراغ آن رفته‌اند پرداختیم.
 
وی افزود: در فصل دوم کتاب انواع و اقسام مدل‌های کیهانی مطرح شده است از جمله مدل‌های چندجهانی؛ آنچه باعث تقویت این گزینه بود قراردادن آن در برابر گزینه تنظیم دقیق کیهانی است که بنده بحث کرده‌ام و معتقدم حتی با پذیرش مدل چندجهانی تقریر درستی از تنظیم دقیق کیهانی قابل ارائه است که با چندجهانی کنار نمی‌رود.
 
ساجدی با بیان اینکه دسته دوم مدل‌های کیهانی آن‌هایی هستند که با آغازمندی درگیر هستند، تصریح کرد: چون بیگ بنگ به نحوی تلاش کرد تا آغازمندی از آفرینش ارائه دهد چون یکی از مسائل الهیاتی این بود که بیگ بنگ جهان را آغازمند جلوه می‌داد، لذا مدل‌های چرخه‌ای ازلی تا مدل بی‌مرزی را طرح کردند و کوشیدند تا آغازمندی  را حذف کرده و این مسئله را که چرا جهان آغاز شده است کنار بزنند. 
 
نویسنده کتاب «خدا و کیهان‌شناسی نوین»، اضافه کرد: بنده در فصل دوم به این موضوع پرداختم و ایرادات فلسفی و فیزیکی را که به آن وارد است مورد بحث اجمالی قر ار دادم؛  دسته سوم نظریاتی هستند که قصد دارند چالش تبیین‌خواهی وجود کیهان را کنار بزنند لذا یکسری نظریات فیزیکی این دغدغه را داشتند که نوعی تبیین فیزیکی ارائه دهند که مهمترین آن‌ها مدل‌های «تونل‌زنی از هیچ» و «پیدایش از هیچ» است و یا نظریه «همه چیز» که البته این نظریه در حال حاضر وجود ندارد و  فقط  وعده آن را برخی فیزیکدانان داده‌اند گرچه می‌گویند اگر این نظریه به نتیجه برسد اصل وجود کیهان به وسیله این نظریه تبیین خواهد شد.
 
ساجدی با بیان اینکه در پایان فصل دوم این مدل‌ها بیان شده است، اضافه کرد: تأکید شده است که تلاش‌ها برای کنار زدن اصل تبیین‌خواهی کیهانی، تلاش بی نتیجه است و همه مدل‌ها اشکالات فیزیکی و الهیاتی دارند. در پایان فصل دوم خواننده اگر با کتاب همراهی کرده باشد احتمالا تصدیق خواهد کرد که تلاش برخی فیزیک‌دانان برای  کنارزدن الهیاتی مدل بیگ بنگ، عموما تلاش‌های موفقی نبوده است. البته ممکن است این سؤال ایجاد شود که تاکنون موفق نبوده‌اند ولی ممکن است در آینده تبیین‌هایی فیزیکی ارائه دهند که ما را از تبیین الهیاتی بی نیاز کند.
 
نادرستی انگاره الحاد درباره علوم تجربی
 
ساجدی بیان کرد: لذا هدف فصل سوم این است که نشان دهد انگاره الحاد جدید که مدعی است علوم تجربی مؤید الحاد است انگاره درستی نیست و در واقع پیش‌فرض‌های متافیزیکی که سران الحاد جدید دارند منجر به الحاد می‌شود و نه خود علوم تجربی. متن علوم تجربی نه تنها مؤید الحاد نیست بلکه مؤید خداباوری است. نکته مهمتر دیگر اینکه  ادله وجود خدا به نحوی است که تغییر نظریات علمی آن‌ها را خدشه‌دار نمی‌کند یعنی این ادله نباید  بر روی شکاف‌های عرضی علوم تجربی بنا شود یعنی نمی‌توان موارد مبهم در علوم تجربی را مبنا برای استدلال الهیاتی قرار دهیم.
 
نویسنده کتاب خدا و کیهان‌شناسی، افزود: تبیین علمی ماهیتا به گونه‌ای است که یکسری سؤالات ذاتا خارج از محدوده تبیین علمی قرار می‌گیرند و اگر بر ر وی این سؤالات دست بگذاریم هیچ نظریه علمی نخواهد توانست آن را پاسخ دهدزیرا یک نظریه علمی برای تبیین باید چیز دیگری را پیش فرض بگیرد. اگر دست روی سؤالاتی بگذاریم که شکاف ذاتی تبیین سؤالات را تشکیل می‌دهند می‌توان مطمئن شد که نظریات علمی آینده هم نخواهد توانست به این سؤالات پاسخ دهد و باید با جنبه فلسفی به این سؤالات پاسخ داده شود.

ابهام در مخاطب‌شناسی

در ادامه قدیر جعفری به عنوان ناقد در سخنانی با بیان اینکه برای بنده روشن نیست که مخاطب واقعی کتاب چه کسی است و برای چه کسانی مفید است، گفت: ایشان گفتند که یکی مخاطب عامی که از کتب مستند مطالبی شنیده و ابهاماتی دارد مخاطب این کتاب است ولی بنده معتقدم اینطور نیست زیرا مطالب زیادی آورده شده است با اینکه از آمار و ارقام و ریاضی در آن پرهیز شده است. مخصوصا اینکه حس شخصی من این است که روند کلی و انجسام کلی در کتاب وجود ندارد.
 
جعفری ادامه داد: حجم بیشتر کتاب مباحث فیزیک است، لذا برای مخاطب عام کار دشوار می‌شود و به نظر بنده باید مباحث فیزیکی خلاصه‌تر شود؛ مباحثی چون ماده و انرژی موضوعات مهمی در فیزیک هستند اما چون پراکنده بیان شده است و برای مخاطبی که پس زمینه اطلاعتی در مورد فیزیک ندارد ممکن است دچار پراکندگی ذهنی شود. 
 
جعفری با تأکید بر اینکه کتاب واجد مطالب مهم است اما مفیدبودن برای نوع مخاطب ابهام دارم، تصریح کرد: در مورد نظریه انفجار بزرگ و ارتباط آن با الهیات، نوعی کج فهمی در مورد این نظریه وجود دارد که حتی در کتب تخصصی هم این بدفهمی دیده می‌شود؛ نظریه انفجار بزرگ یک دانسته و داده خبری نیست بلکه یک نمی‌دانم بزرگ است اما در کتب طوری می‌نویسیم که گویی نظریه‌پردازی شده است.
 
وی اضافه کرد: در این نظریه انبساط عالم مطرح است و اگر آن را به عقب برگردانیم به جهان داغ می‌رسیم و قبل از آن «نمی‌دانم» است و به تعبیر دیگر در مقطعی جهان خیلی داغ بوده است و قبل از آن را نمی‌دانیم و این داغی منجر به انفجار بزرگ شده است. 
 
این ناقد با بیان اینکه ما از دل این نظریه نمی‌توانیم آغازمندی جهان را تأیید کنیم، اضافه کرد: اینکه قبل از انفجار بزرگ چه بوده است و دلیل آن چیست نمی‌توان مطلبی بیان کرد. در مورد چند جهانی هم تأکید دارم می‌توانست بیشتر به صورت کلی مطرح شود زیرا مثلا چندجهانی کوانتومی می‌تواند برای مخاطب دشوار و در عین حال ابهام‌آفرین باشد. 

تمجید از بیان مباحث باز بان ساده

همچنین حجت‌الاسلام والمسلمین محمدصادق کاویانی به‌عنوان ناقد دوم در سخنانی گفت: اینکه کتاب مباحث فیزیکی را با زبانی ساده بیان کرده است و از طرفی از مسائل حکمت و فلسفه بهره برده، بسیار مهم و نوعی هنر است، زیرا برخی اساسا با زبان علمی آن علم موضوع را بیان می‌کنند که بحث را دشوار می‌کند یا از مباحث فلسفی استفاده نمی‌کنند.
 
وی افزود: البته ممکن است این مشکل هم وجود داشته باشد که غالبا از نویسندگان می‌خواهند در یک کتاب جمع و جور همه مباحث بیاید که برای بنده در کتاب فلسفه زمان این موضوع رخ داد.
 
کاویانی اظهار کرد: وقتی قرار است هر دو موضوع کیهان و الهیات کنار هم بیاید و به خصوص بخواهد خلاصه هم بنویسد همین مسئله سبب می‌شود تا نویسنده یکسری مطالب را حذف کند و مسیر او دشوارتر شود. 
 
وی با بیان اینکه فصل اول و دوم کتاب حجیم شده است، اظهار کرد: البته مطالب بحث الهیاتی کم حجم است و باید بیشتر به آن پرداخته می‌شد. البته از حوزه قم و پژوهشگاه‌های قم انتظار می‌رود مباحث الهیاتی با توجه به کلام اسلامی و روایات و فلسفه اسلامی بیشتر مورد توجه قرار گیرد و عنوان کتاب هم این ضرورت را اقتضاء می‌کند.
 
وی با بیان اینکه در مباحث کیهان‌شناسی و الهیات، بحث فلسفه زمان را داریم که در مباحث الهیاتی تأثیرگذار است، گفت: مثلا بحث ازلیت الهی و کیهان‌شناسی و فیزیک مدرن و نسبیت و ... مرتبط با یکدیگر است که در این اثر خیلی مورد توجه نبوده است. بحث مربوط به محدویت عمر عالم و حدوث زمانی عمر عالم هم باید مورد توجه و ارجاعات بیشتری قرار بگیرد که این توجه و ارجاعات اندک است. 
 
کاویانی با بیان اینکه یکسری مطالب هم در کتاب اشتباه است، اظهار کرد: مثلا گفته شده است که نیرو، انرژی و زمان گرچه ماده مستقل فلسفی نیستند اما ماده هستند؛ در حالی که اینها ماده نیستند ولی مادی هستند و طبیعت هم در امور غیرمادی انصرافی ندارد. یا معادل فریدمن به انیشتین تبدیل شده است؛ در صفحاتی هم ابعاد زمانی و مکانی عالم مقایسه شده است اما این نوع مقایسه از اساس درست نیست.
 
در پایان نویسنده به پاسخ برخی نقدها پرداخت از جمله اینکه اضافه کردن محتوای فیزیکی کتاب یکسری مخاطب را کنار می‌زند و افزودم مباحث الهیاتی هم مورد توجه یکسری مخاطب دیگر است، لذا تلاش کردم مباحث الهیاتی را در لابلای نقد نظریات فیزیکی بیاورم و خیلی وارد جدال‌های بین فلاسفه و فیزیکدانان نشوم.
انتهای پیام