فضل و جایگاه علمی نسل حضرت عباس (ع)
خانواده حضرت عباس(ع)، خاندانی اهل دانش و فرهنگ بودهاند. برخی از فرزندان این خاندان، که از نسل عبیدالله بن حسن بن عبیدالله بن عباس هستند، در عرصههای علمی و دینی به جایگاه والایی دست یافتهاند. پنج تن از نوادگان حضرت ابوالفضل(ع) ـ یعنی پسران «حسن بن عبیدالله بن عباس» ـ به نامهای «عبیدالله»، «عباس»، «حمزةالأکبر»، «ابراهیم جردقه» و «فضل»، در زمان خود به فضل، دانش و فرهنگ شهرت داشتهاند. از جمله، «عباس» خطیبی فصیح و شاعری توانا به شمار میرفت.
«عبیدالله» امیر و قاضیالقضات مکه و مدینه بود. «فضل» بهعنوان سخنوری فصیح، متدین و شجاع شناخته میشد. «ابراهیم» در فقه، ادب و زهد شهرت داشت و «قاسم بن حمزة بن حسن بن عبیدالله» در یمن دارای جایگاهی رفیع بود. این خاندان گرامی در تاریخ، نمونهای کامل از علم، تقوا، دیانت و شرافت به شمار میآیند.
نگاه اهلبیت(ع) به حضرت عباس(ع)، جایگاه واقعی آن حضرت را بهروشنی آشکار میسازد. همچنین، زیارتنامههای منقول از معصومان(ع) درباره ایشان، حاوی نکات ارزشمندی در شناخت شخصیت و فضایل حضرت ابوالفضل(ع) است.
برخی از ویژگیها و جایگاه والای حضرت ابوالفضل(ع) در روایات اهلبیت(ع) بیان شده است. امام سجاد(ع) میفرمایند: «حضرت عباس(ع) نزد خداوند منزلتی دارد که همه شهدا در روز قیامت به آن غبطه میخورند» (یَغبطهُ بها جمیعُ الشهداء یومَ القیامة). این سخن معصوم(ع)، بهخوبی جایگاه رفیع حضرت ابوالفضل(ع) را نمایان میکند.
همچنین، در زیارتنامه آن حضرت(ع) که از امام صادق(ع) نقل شده، آمده است: «شهادت میدهم و خدا را گواه میگیرم که تو همان راهی را پیمودی که مجاهدان بدر در زمان رسول خدا(ص) پیمودند؛ در راه خدا جهاد کردی و از دوستان و محبان خداوند متعال دفاع نمودی.»
نکته قابل توجه آن است که در ادامه این زیارتنامه، چنین آمده است که پاداشی که خداوند برای حضرت عباس(ع) در نظر گرفته، به سبب یاری و جهاد در کنار امام حسین(ع)، برتر از پاداش شهدای بدر است (فجزاک الله افضل الجزاء). همچنین در روایتی دیگر از امام صادق(ع) آمده است که خداوند، روح حضرت ابوالفضل(ع) را در جایگاه ارواح شهدا قرار داده و در بهشت، برترین منزل و بهترین قصر را برای ایشان مهیا ساخته است.
در روایتی دیگر از امام صادق(ع) آمده است که خداوند یاد و نام حضرت ابوالفضل(ع) را در «علیّین» بلندمرتبه ساخته است. برخی این تعبیر قرآنی را به شریفترین جایگاه در بهشت تفسیر کردهاند و برخی دیگر آن را دیوانی دانستهاند که اعمال فرشتگان و صالحان در آن ثبت میشود. در هر صورت، این روایت نشاندهنده قرب، عظمت و جایگاه والا و بینظیر حضرت عباس(ع) نزد خداوند متعال است.
۱. اطاعت محض از خدا، پیامبر و اهل بیت(ع)
نخستین ویژگی، اطاعت بیقید و شرط از خداوند، رسول خاتم(ص) و جانشینان آن حضرت بود. در واقع، حضرت عباس(ع) پیرو محض امامان زمان خود، یعنی امیرالمؤمنین علی(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) بودند. در زیارتنامه حضرت ابوالفضل(ع) آمده است: «السلام علیک أیها العبد الصالح المطیع لله و لرسوله و لأمیرالمؤمنین و الحسن و الحسین»؛ این فراز از زیارتنامه مأثور از معصوم(ع) بیانگر آن است که آن حضرت(ع)، به سبب بندگی خالصانه و تبعیت کامل از خداوند و امامانش(علیهمالسلام)، به این مقام والا دست یافت.
از همین روست که امام صادق(ع) لقب و نشان زیبای «عبد صالحِ مطیعِ خدا» را درباره حضرت عباس(ع) به کار میبرند. پیام این فراز از زیارتنامه آن است که آنچه انسان را به قرب الهی و مقامات عالی میرساند، عمل صالح است؛ عملی که از راه پیروی کامل از دستورات خداوند، رسول خاتم(ص) و اهلبیت مطهرش(علیهمالسلام)، یعنی انجام واجبات و ترک محرمات، تحقق مییابد.
خاطرهای از آیتالله بهجت(ره)
سالها پیش، در اوایل دوران طلبگی، به همراه طلاب مدرسه علمیه سفری به مشهد مقدس داشتیم. در این سفر، به دیدار آیتالله مروارید(ره)، از علمای بزرگ و سرشناس مشهد، رفتیم. ایشان توصیههایی داشتند و تأکید میکردند که پس از نماز و پیش از بر هم زدن صورت نماز، تسبیحات حضرت زهرا(س) را فراموش نکنیم.
در آن مجلس، آیتالله مروارید(ره) مطالبی را درباره برخی اذکار مستحب بیان میکردند. در همین هنگام، ناگهان در باز شد و آیتالله بهجت(ره)، بدون اطلاع قبلی، وارد مجلس شدند. ایشان برای زیارت و دیدار آیتالله مروارید آمده بودند. آیتالله مروارید که در آن زمان به سختی راه میرفتند، با احترام فراوان از جای خود برخاستند. نکته جالب آن بود که سن آیتالله مروارید(ره) از آیتالله بهجت(ره) بیشتر بود، اما با این حال، برای ایشان برخاستند و احترام گذاشتند.
آیتالله بهجت(ره) لحظاتی سر به زیر انداختند و در سکوت فرو رفتند. سپس سر برداشتند و فرمودند: «آقا، مباحث را ادامه دهید؛ البته به شرطی که مربوط به عمل نباشد! ما اهل عمل نیستیم!» برخی از حاضران این جمله را شوخی تلقی کردند و خندیدند، اما ما که نزدیکتر بودیم، مشاهده کردیم که ایشان این سخن را با بغض و اشک بیان کردند: «ما اهل عمل نیستیم!»
حقیقت آن است که حضرت ابوالفضل(ع) به این همه مقامات عالی دست یافت، زیرا اهل عمل بود؛ چراکه هیچکس بدون عمل و تقوا به جایگاهی رفیع نخواهد رسید.
۲.صبر و پایداری
دومین ویژگی حضرت عباس بن علی بن ابیطالب(ع)، مقاومت و پایداری است. آن حضرت(ع) میتوانست در شرایط دشوار و طاقتفرسا تسلیم شود و اماننامه شمر ملعون را بپذیرد، اما چنین نکرد و تا آخرین لحظه در کنار امام حسین(ع)، که ولی و امام زمانش بود، ایستادگی کرد. در زیارتنامه ایشان(ع) که از طریق ابوحمزه ثمالی از امام صادق(ع) نقل شده است، آمده که خداوند از جانب پیامبر(ص)، امیرالمؤمنین(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع)، بهترین پاداش را به آن حضرت عطا فرمود؛ زیرا در راه حق و برای خدا، صبر و استقامت ورزید: «...بِما صَبَرتَ و احتَسَبتَ و أَعَنتَ...».
حضرت ابوالفضل(ع) مظهر پایداری و ایستادگی در مسیر ولایت، در برابر دشمنان دین خدا بود. او همه اعمال خویش را برای خدا انجام داد و خداوند خود به حساب ثواب آن آگاه است. آن حضرت در این راه دشوار و طاقتفرسا، یعنی حرکت مستمر در مسیر ولایت الهی و پرهیز از طاغوت، هرگز پیام ترس، ضعف، سستی، خستگی یا عقبنشینی از اصول و مواضع دینی خود را به جبهه کفر و استکبار منتقل نکرد.
در فرازی از زیارتنامه آن حضرت(ع) که از امام صادق(ع) نقل شده، میخوانیم: «...أشهد أنّک لم تَهِن و لم تَنکُل...»؛ «گواهی میدهم که تو هرگز سستی نورزیدی و عقبنشینی نکردی.» هر کس که خود را در زیر پرچم یاران امام حسین(ع) میداند، باید به این ویژگی مهم و درسآموز توجهی ویژه داشته باشد.
۳. ایثار و از خودگذشتگی
سومین خصوصیت رفتاری حضرت ابوالفضل(ع)، ایثار و فداکاری است. امام سجاد(ع) هنگامی که به عبیدالله بن عباس، فرزند حضرت ابوالفضل(ع)، نگاه کردند، اشک از چشمانشان جاری شد و فرمودند: هیچ روزی برای پیامبر(ص) سختتر از روزی نبود که عمویش حمزه(ع) در جنگ احد و پسرعمویش جعفر طیار(ع) در جنگ موته به شهادت رسیدند؛ اما هیچ روز مصیبتباری همانند روز عاشورا و کربلا برای امام حسین(ع) نبوده است. چرا؟ زیرا سی هزار نفر از لشکریان، که خود را از امت پیامبر(ص) میدانستند، در برابر امام حسین(ع) صفآرایی کردند و برای ریختن خون آن حضرت(ع) قصد قربت داشتند.
این افراد که در جبهه بنیامیه قرار داشتند، برای کشتن امام حسین(ع) آمده بودند. در این میان، نقش حضرت ابوالفضل(ع) در لشکر امام حسین(ع)، از زبان امام معصوم(ع)، شنیدنی و عبرتآموز است. امام سجاد(ع) بنا بر روایت شیخ صدوق(ره) میفرماید: «خدا عباس را رحمت کند». سپس علت آن را چنین بیان میکنند که آن حضرت در لحظات آخر و تعیینکننده، ایثار و از خودگذشتگی کرد؛ در امتحانی سخت قرار گرفت و جان خویش را برای برادرش فدا نمود، تا آنجا که هر دو دستش از بدن جدا شد. این سخن، اشارهای روشن به ماجرای آب فرات دارد؛ آن هنگام که حضرت ابوالفضل(ع) به دستور امام حسین(ع) برای زنان و کودکان تشنهکام، به سوی شریعه رفت.
حضرت ابوالفضل(ع) در آن لحظه بسیار دشوار تشنگی، هنگامی که به کنار شریعه فرات رسید و لبهای خشکیده امام حسین(ع) را به یاد آورد، آب در دستانش لرزید و فرو ریخت. آنگاه به خود نهیب زد که چگونه ممکن است آب سرد و گوارا بنوشد، در حالی که امام حسین(ع) و کودکانش تشنهلب هستند؟! آن حضرت(ع) با خود چنین زمزمه کرد که در چنین شرایطی، پس از امام حسین(ع)، دیگر زندگی ارزشی ندارد.
۴. بصیرت و هوشیاری
چهارمین خصوصیت رفتاری حضرت ابوالفضل(ع)، که در زیارتنامه ایشان از زبان امام صادق(ع) بازتاب یافته، «بصیرت» است. بصیرت به معنای هوشمندی، خردمندی، تیزبینی و دوراندیشی است. «بصیر» در بیان امیرالمؤمنین علی(ع) کسی است که «بشنود و بیندیشد، با دقت بنگرد و با چشم دل ببیند، از عبرتها بهره گیرد، سپس در راه روشن و هموار حرکت کند، در آن راه از پرتگاه هواپرستی دوری نماید و از افتادن در مراحل گمراهی و راه کور اجتناب کند.»
حضرت عباس بن علی(ع) در همه لحظات زندگی پربار خویش از بصیرتی عمیق برخوردار بود. در زیارتنامه آن حضرت(ع)، امام صادق(ع) چنین شهادت میدهد: «...و أنّک مضیتَ علی بصیرةٍ من أمرک مقتدیاً بالصالحین و متّبعاً للنبیّین...»؛ «و گواهی میدهم که تو بر پایه بصیرت حرکت کردی، در حالی که به صالحان اقتدا نمودی و از پیامبران پیروی کردی.» شاید بتوان مهمترین جلوه بصیرت آن حضرت(ع) را در موضعگیری صریح، قاطع، هوشمندانه و بههنگام ایشان در شب عاشورا دانست.
آنگاه که سیدالشهدا(ع) فرمودند: «به همه شما اجازه رفتن میدهم؛ همگی آزادید که بروید و بیعتی از من بر گردن شما نیست. شب، همه جا را فرا گرفته است؛ از تاریکی آن استفاده کنید»، نخستین کسی که سخن گفت، حضرت ابوالفضل العباس(ع) بود. آن حضرت عرض کرد: «برای چه این کار را بکنیم؟ تا پس از تو زنده بمانیم؟! خداوند هرگز آن روز را برای ما پیش نیاورد.»
همچنین، آن حضرت(ع) در موقعیتی دیگر در شب عاشورا، با پاسخی کوبنده و موضعگیری صریح، پیشنهاد اماننامه شمر را برای جدا شدن از جبهه امام حسین(ع) و به رسمیت شناختن حکومت یزید، اینگونه رد کرد: «...آیا به ما دستور میدهی که وارد اطاعت از طغیانگر شویم و دست از یاری برادرمان حسین(ع) برداریم؟!»
این موضعگیریهای بهموقع و شفاف، در شرایطی که دشمنان دین با محوریت طغیانگرانی از حزب بنیامیه، همچون یزید بن معاویه و ابنزیاد، با همه عِدّه و عُدّه و تجهیزات نظامی برای نابودی اسلام به میدان آمده بودند، عمق بصیرت، دشمنشناسی و دشمنستیزی حضرت ابوالفضل(ع) را بهروشنی نشان میدهد.