به قلم حسن درباش العامری، تحلیلگر عراقی
ایران هرگز موجودیتی گذرا در تاریخ نبوده، بلکه همواره نیرویی فعال و تأثیرگذار در مسیر تمدن بوده و آگاهی انسانی و اسلامی را شکل داده است. به مردمی با چنین عمق تاریخی و تمدنی، چنین میراث فرهنگی غنی و آگاهی زاید الوصف، جز با قدردانی و احترام نمیتوان نگریست.
اما حیرت ـ و در واقع نگرانی ـ زمانی رخ میدهد که برخی از جوانان، به دنبال شعارهای پر زرق و برق صهیونیستها کشیده میشوند؛ شعارهایی که عناوینشان آزادی و رفاه است، اما در حقیقت خالی از فریب یا بهرهبرداری سیاسی نیست و مردم را چیزی جز ابزار نمیبینند.
بیشتر بخوانید
{$sepehr_key_698}
سؤال سادهای که مطرح میشود این است که «کسانی که کشورها را به طور کامل تخریب کرده و جنگ و تحریم و محاصره ایجاد کردند، از چه زمانی مشتاق منافع ملتها شدهاند؟»
حسن درباش العامري، نویسنده و تحلیلگر عراقی است که فعالیت او بیشتر در زمینه تحلیل مسائل سیاسی و اجتماعی عراق و منطقه خاورمیانه شناخته میشود. وی مقالات متعددی در وبسایتها و پایگاههای خبری مانند الحدث سنتر (Alhadath Center) و وسق (Wasaq.org) منتشر کرده است. آثار او معمولاً بر محورهایی چون: آگاهی سیاسی و اجتماعی در عراق، نقش نخبگان و دانشگاهیان در تحولات سیاسی و تحلیل رفتارهای فرهنگی و اجتماعی در جامعه عربی و اسلامی متمرکز است
آیا فراموش کردهاید کاری را که اینها برای از بین بردن صدام حسین و تجاوز به ایران انجام دادهاند و موجب کشتار مردم عراق و ایران شدند؟ آیا فراموش کردهاید کاری را که با عراق، لیبی، لبنان و یمن انجام داده و تحت شعار خاورمیانه جدید چه اقداماتی در منطقه انجام دادند؟ آنها میخواهند با قرار دادن شما تحت فرمان عوامل خود، مانند پسر شاه سابق که طبق دستورات صهیونیستها عمل میکند، شما را برده خود کنند. منطق سلطه از چه زمانی به یک پروژه نجات تبدیل شد؟
این موهبتی از جانب خداوند بر ایران است که در زمانهای مختلف، رهبرانی داشته است که نه از طریق ثروت یا خودنمایی، بلکه از طریق سبک زندگی ساده و صداقت قابل توجه، تأثیر خود را در جامعه گذاشتهاند. مانند شهید سیدابراهیم رئیسی که تحت تأثیر مال و ثروت قرار نگرفت و مانند کسانی نبود که با یک ماشین مستهلک وارد وزارتخانه شوند و بعد از چند سال با ثروتی هنگفت و کاخهای سر به فلک کشیده از کشور خارج شوند و کشور را با کسر بودجهای عظیم رها کنند!
وقتی این تجربیات را با آنچه در سایر کشورهای منطقه رخ میدهد مقایسه میکنیم ـ که فلان مسئول با ثروتی کم وارد شده و با ثروتی هنگفت آن منصب را ترک میکند ـ در مییابیم که این اتفاقات در دنیای ما در حد شعار نیست بلکه مجموعهای از ارزشها و وجدانیات است.
همچنین وجود یک مرجعیت دینی دارای شخصیتی معنوی و اخلاقمدار، مانند حضرت آیتالله خامنهای که بسیار ساده زیست هستند و بر گفتمان استقلال و احترام به عزت و کرامت انسانی تأکید دارند، عامل ثبات و افتخار ملت ایران است. زیرا ملتها تنها با قدرت اقتصادی یا نظامی خود مقایسه نمیشوند بلکه با قدرت حفظ هویت اخلاقی در جهانی پرآشوب مقایسه میشوند.
فرموده پیامبر اکرم(ص) درباره مردم ایران نیز حاکی از این واقعیت است؛ آن حضرت به توانایی ایرانیان در انتقال ایمان و دانش اشاره کردند، که نشانهای آشکار است مبنی بر اینکه این ملت، هرگاه به جوهره دین و نه جنبههای ظاهری آن، و به ارزشها و نه به منافع آنی پایبند باشد، قابلیتی نو برای ایفای نقش تمدنی خود دارند.
روایت شده است که رسول خدا(ص) فرمود: «اگر دین در ثریا هم باشد، مردانی از فارس به آن دست مییابند.»
جهان امروز تحمل تجزیههای بیشتر را ندارد و ملتهای منطقه نیازی به درگیریهای داخلی که مورد بهرهبرداری خارج قرار گیرد ندارند. آنچه که این ملتها به آن نیاز دارند، آگاهی و مناقشه عاقلانه و قدرت تشخیص بین نقد سازنده و پروژههایی است که هدف آنها ایجاد تزلزل داخلی در جوامع است.
ایران با تاریخ و ملت و توانمندیهای آن، نیازمند آن نیست که وابسته به احدی باشد و از قدرت روحی و فرهنگی خود دست برنمیدارد؛ بلکه همواره بخشی از راهحل درگیریها در منطقه بوده است.
حفظ این نعمت با سکوت در قبال اشتباهات ممکن نخواهد بود بلکه با توازن، اصلاحات داخلی و آگاهی نسبت به اینکه استقلال واقعی با آگاهی نسبت به سیاست به وجود میآید، امکانپذیر است.
انتهای پیام