صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۴۳۳۰۳۹۱
تاریخ انتشار : ۰۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۳۳
یک صحیفه پژوه تبیین کرد

حجت‌الاسلام داود زارع با بیان اینکه امام سجاد(ع) در شرایطی که روحیه فردگرایی و دنیاطلبی بر جامعه چیره شده بود، با حرکتی حساب شده و عملی، دست به اصلاح اجتماعی زدند، گفت: ایشان با برنامه‌ریزی منسجم و حمایت مالی و معنوی گسترده از خانواده‌های نیازمند، الگویی عملی از مواسات و ایثار ارائه دادند تا جامعه را از انزوای خودمحوری به سوی مسئولیت‌پذیری و دغدغه‌مندی برای دیگران سوق دهند.

در ایام میلاد پربرکت پیشوای چهارم شیعیان حضرت امام سجاد(ع) نگاهی به دوران امامت آن اسوه صبر و دعا، درسی بزرگ از مدیریت بحران و احیای ارزش‌ها در پیچیده‌ترین شرایط تاریخی را پیش روی می‌نهد. امامت ایشان در فضایی آغاز شد که جامعه اسلامی از یک سو زیر سایه سنگین خفقان و استبداد خلفای بنی‌امیه قرار داشت و از سوی دیگر در گردابی از انحراف اعتقادی و سقوط اخلاقی دست و پا می‌زد. در چنین شرایطی پایه‌های ایمان در میان توده‌ها سست شده بود و جریان رسمی حکومت با تمام قوا در پی محو نام و یاد اهل بیت(ع) بود. 

در چنین شرایطی که امید به نابودی اسلام می‌رفت، امام زین‌العابدین(ع) با درکی عمیق از مسئولیت خویش، نهضتی خاموش اما بنیادین را پایه‌ریزی کردند. ایشان با به کارگیری روش‌هایی حکیمانه از جمله ترویج معنویت از طریق دعا و مناجات در قالب «صحیفه سجادیه»، تربیت نیروی انسانی وفادار در پنهان، موعظه‌های هدایتگرانه برای بازگرداندن مردم به ارزش‌های اصیل و حمایت از محرومان برای نهادینه کردن روحیهٔ مواسات، توانستند جان تازه‌ای در کالبد نیمه‌جان امت اسلامی بدمند. این گزارش، با واکاوی ابعاد گوناگون سیره عملی و سخنان آن حضرت، می‌کوشد تا نقش تاریخی ایشان را در حفظ و تداوم خط امامت و آماده‌سازی زمینه برای قیام‌های بعدی ترسیم کند.

ایکنا برای بررسی ابعاد گوناگون زندگی اجتماعی و نحوه تعامل ایشان با آحاد جامعه اسلامی به ویژه زوایای مختلف صحیفه سجادیه به گفت‌وگو با حجت‌الاسلام داود زارع، صحیفه‌پژوه و استاد جامعة‌المصطفی(ص) العالمیه پرداخته که مشروح آن را در ادامه می‌خوانیم. 

ایکنا ـ امام سجاد(ع) در شرایط خفقان سیاسی پس از واقعه کربلا چگونه جامعه مسلمانان را بازسازی کردند؟ 

برای درک اقدامات و فعالیت‌های امام سجاد(ع) ابتدا ضروری است شرایط و موقعیتی که ایشان مسئولیت امامت را در آن پذیرفتند به دقت مورد تحلیل قرار گیرد. دوران امامت آن حضرت را می‌توان از دو منظر کلان مورد توجه قرار داد؛‌ نخست، ماهیت حاکمیت و خلفای معاصر و سیره‌ای که آنان در تعامل با جامعه مسلمانان و شخص امام(ع) در پیش گرفتند و دوم، وضعیت عمومی جامعه و مردم آن عصر.  در بازه سی و چهار ساله امامت حضرت سجاد(ع) پس از شهادت سیدالشهدا(ع) حاکمیت دست خلفایی بود که هر یک به شکلی ایشان را تحت فشار قرار دادند. ابتدا یزید بن معاویه که با جنایتی فراتر از تصور در واقعه کربلا عرصه را بر اهل بیت(ع) و شیعیان تنگ کرد. پس از مرگ یزید، فرزندش معاویه دوم حدود سه ماه حکومت کرد و سپس، کشته شد. پس از آن مروان بن حکم که از دشمنان سرسخت پیامبر(ص) بود، به مدت 10 ماه زمام امور را در دست داشت. 

در نهایت، دوره طولانی 21 ساله خلافت عبدالملک بن مروان آغاز شد که از او به عنوان یکی از قدرتمندترین و هوشمندترین خلفای بنی‌امیه یاد می‌شود. وی با ایجاد فضایی سراسر ارعاب و خفقان، کوچکترین امکان حرکت و مخالفت را از معترضان سلب کرد. برای تبیین این جو خفقان می‌توان به مصادیق تاریخی متعددی اشاره کرد. واقعه کربلا و شهادت سیدالشهدا(ع) و یاران باوفای ایشان، به اسارت گرفتن خانواده آن حضرت و گرداندن ایشان و سرهای مطهر در شهرها پیامی آشکار بود مبنی بر اینکه حکومت حاضر است با تکیه بر شمشیر اقتدار خود را بر هر مخالفی تحمیل کند. تقریباً سه سال پس از شهادت امام حسین(ع)، واقعه «حره» روی داد که شرحی مفصل دارد. در این حادثه یزید، فرمانده بی‌رحم خود مسلم بن عقبه (که به دلیل جنایاتش به مسرف ملقب شد) را برای سرکوب قیام مردم مدینه فرستاد و فجایع هولناکی به بار آورد.

وضعیت اعتقادی جامعه به شدت تضعیف و مختل شده بود، به گونه‌ای که اساس ایمان و باورها متزلزل شده بود. تبلیغات دستگاه خلافت اموی به جایی رسیده بود که برخی مقام خلافت را حتی بر مقام نبوت مقدم می‌شمردند

شکست این قیام و کشتار گسترده حامیان امام سجاد(ع) بار دیگر بر شدت فضای ترور و اختناق افزود. همچنین، حمله به حریم امن کعبه و نیز شهادت مختار ثقفی به دست عوامل عبدالملک بن‌مروان از دیگر اقداماتی بود که نشان می‌داد این حاکمان با زور شمشیر سخن خود را به کرسی نشانده و مجالی برای هیچگونه مخالفت باقی نگذاشته بودند. در چنین شرایط دشواری امام سجاد(ع) مسئولیت هدایت امت را بر عهده گرفتند.

جامعه‌ای که حضرت امام سجاد(ع) امامت خویش را در آن آغاز کردند از وضعیتی بسیار دشوار و پیچیده برخوردار بود. حضرت امام صادق(ع) در توصیف این شرایط فرمودند: «اِرْتَدَّ النَّاسُ بَعْدَ الْحُسَیْنِ(ع) إِلَّا ثَلَاثَةً؛ پس از شهادت سیدالشهدا(ع) مردم از دین و امامت بازگشتند، مگر سه نفر». این روایت به وضوح بیانگر عمق فاجعه و انزوای شدید امام سجاد(ع) است. حتی پس از آن امام سجاد(ع) خود در بیانی فرمودند: «مَا بِمَکَّةَ وَ الْمَدِینَةِ عِشْرُونَ رَجُلًا یُحِبُّونَا؛ در مکه و مدینه مجموعاً 20 نفر یافت نمی‌شدند که ما را دوست بدارند». این بیان اوج مظلومیت و غربت آن حضرت را در دورانی نشان می‌دهد که اکثریت قریب به اتفاق مردم رویگردان شده بودند. وضعیت اعتقادی جامعه به شدت تضعیف و مختل شده بود، به گونه‌ای که اساس ایمان و باورها متزلزل شده بود. تبلیغات دستگاه خلافت اموی به جایی رسیده بود که برخی مقام خلافت را حتی بر مقام نبوت مقدم می‌شمردند و برای حاکم عنوان جعلی «خلیفة الله؛ جانشین خدا» را به کار می‌بردند؛ در حالی که برای پیامبر(ص) از عنوان «رسول‌الله؛ فرستاده‌ خدا» استفاده می‌کردند. آن‌ها با این استدلال که در یک خانه جانشین مهمتر از فرستاده است، عملاً حکومت دنیوی را بر رسالت آسمانی برتری می‌دادند. 

این انحراف اعتقادی تا بدانجا پیش رفته بود که احادیث جعلی ساخته و پرداخته می‌شد تا سب و لعن اهل بیت(ع) را جایز و حتی گاه مستحب جلوه دهند. کار به جایی کشیده بود که برخی مردم جسارت لعن بر خود پیامبر(ص) را نیز روا می‌دانستند. این شرایط جامعه را در آستانه بازگشتی خطرناک به دوران جاهلیت قرار داده بود، چنان‌که یزید در مواجهه با سر مبارک امام حسین(ع) آشکارا گفت: «لَعِبَ بَنُو هَاشِمٍ بِالْمُلْکِ فَلَا خَبَرٌ جَاءَ وَ لَا وَحْیٌ نَزَلَ؛ اشاره‌کننده به این باور انحرافی که گویا بنی‌هاشم تنها برای رسیدن به قدرت تلاش کرده‌اند و خبری از وحی و امر آسمانی در کار نبوده است». این انحطاط تنها جنبه اعتقادی نداشت، بلکه از نظر فرهنگی و اخلاقی نیز جامعه مسلمانان به ویژه در دو شهر مقدس مکه و مدینه دچار فساد گسترده شده بود. عیش و نوش، فساد اخلاقی، میگساری، رقص و آواز رواجی تام داشت. بزرگترین خوانندگان، نوازندگان و عیاشان جهان اسلام یا اهل مکه بودند یا مدینه. هتاک‌ترین و بی‌پرواترین شاعران نیز در همین دو شهر فعالیت می‌کردند. مهبط وحی و زادگاه اسلام عملا به مرکزی برای فحشا و فساد تبدیل شده بود. در مجموع، شرایطی بسیار بغرنج و پیچیده از لحاظ اخلاقی و اجتماعی بر مکه و مدینه حاکم بود و امام سجاد(ع) باید رسالت خویش را در چنین فضای مسموم و خطرناکی آغاز می‌کردند.

ایکنا ـ امام سجاد(ع) با وجود محدودیت‌های شدید حکومت اموی، چه روش‌های مؤثری برای گسترش عدالت و احیای ارزش‌های اهل بیت به کار بردند؟

حضرت امام سجاد(ع) برای ترویج اندیشه ناب اسلامی در جامعه ابتدا باید بستر و شرایط لازم را فراهم می‌آوردند. جامعه‌ای که از اعتقادات اصیل فاصله گرفته، در فساد و منکرات غوطه‌ور شده و دچار دنیاگرایی مفرط گشته بود، به خودی خود آمادگی پذیرش مفاهیم عمیق دینی را نداشت. بنابراین، امام(ع) ناگزیر بودند حرکت خویش را از اساس و بنیان آغاز کنند. سبک زندگی زاهدانه و بیانات آن حضرت تماما در راستای بی‌رغبتی به دنیا و ایجاد اشتیاق به آخرت تنظیم می‌شد. برای نمونه ایشان می‌فرمودند: «إِنَّ مِنْ عَلَامَاتِ الزَّاهِدِینَ فِی الدُّنْیَا الرَّاغِبِینَ فِی الْآخِرَةِ؛ نشانه زاهدان در دنیا رغبت و میل آنان به آخرت است». در جامعه‌ای که مردم سخت به مظاهر دنیا چسبیده و عیش و نوش را بر همه چیز مقدم می‌داشتند، امام(ع) با بیانی کنایه‌آمیز و هشداردهنده فرمودند: «أَیُّهَا الدُّنْیَا، أَلاَ مُسْتَعْفٍ لَكَ مِنْ أَهْلِكَ؟ أَیْنَ الْمُتَعَفِّفُونَ؟ أَیْنَ الْمُتَزَهِّدُونَ؟» و در بیان دیگر فرمودند: «أَبِهَذِهِ الدُّنْیَا الَّتِی قَدْ تَرَكَهَا أَهْلُهَا رَغْبَةً عَنْهَا یُرَغَّبُ فِیهَا؟ آیا این دنیا که اهلش آن را رها کرده اند، ارزش دل بستن دارد؟» ایشان همچنین، با تعبیری تکان دهنده دنیا را به پسمانده دهان سگ تشبیه کرده و فرمودند: «أَلَا لَا یَجِدُ أَحَدٌ لَهَا وَ أَهْلِهَا مُتَنَزِّهًا عَنْهَا؟ هِيَ كَالسِّلْقَةِ أَلْقَاهَا آكِلُهَا». در کنار این هشدارها امام سجاد(ع) به کرامت انسانی و ارزش والای انسان توجه می‌دادند و می‌فرمودند: «فَلَیْسَ لِأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةَ، فَلَا تَبِيعُوهَا بِغَیْرِهَا؛ برای جان‌های شما بهایی جز بهشت نیست، پس خود را به کمتر از آن نفروشید».

تمامی این بیانات در جهت زدودن غبار غفلت از دل‌ها، ایجاد رغبت به معنویت و آخرت و احیای جو اخلاقی و روحانی در سطح جامعه بود. در این مسیر احیاگری، حضرت از دو روش اصلی بهره می‌بردند؛ روش تبیینی و روش موعظه‌ای. مفاهیم بلند امامت و معنویت در دو قالب کلیدی از ایشان به یادگار مانده است. نخست، «الصَّحِیفَةُ السَّجَّادِیَّة» که مجموعه‌ای از دعاها و مناجات‌های عمیق عرفانی و آموزنده است و دوم، احادیث پراکنده‌ای که در قالب مواعظ و حکمت‌ها از آن بزرگوار نقل شده است. امام سجاد(ع) می‌کوشیدند مردم را با این مفاهیم ناب و حیات‌بخش آشنا کنند، مفاهیمی که امروز نیز نمی‌توان از کنار آن‌ها به سادگی گذشت.

امام سجاد(ع) به دنبال این بودند که مردم را نسبت به این مسئولیت بزرگ آگاه کنند که باید در جست‌وجوی شناخت امام و رهبر راستین برآیند و در دنیا از او پیروی کنند، زیرا در روز بازپسین دربارهٔ این شناخت و پیروی بازخواست خواهند شد

یکی دیگر از برنامه‌های کلیدی و مردم‌ساز حضرت امام سجاد(ع) آشنا کردن تدریجی جامعه با مفهوم حقانیت و شایستگی اهل بیت(ع) برای تصدی مقام ولایت، امامت و رهبری بود. مردم باید به درکی صحیح از این می‌رسیدند که چه کسی سزاوار اطاعت در امور دنیوی و اخروی است و رهبری حقیقی جامعه بر عهده کیست. بیان این آموزه اساسی در فضای خفقان‌آمیز آن دوران که امکان طرح آشکار آن وجود نداشت، نیازمند روشی حکیمانه بود. بنابراین، حضرت این معارف را غالبا در قالب موعظه و خطابه‌های عمومی و گاه در جلسات محدودتر مطرح می‌فرمودند.  نمونه‌ای بارز از بیان صریح و بدون تعرض ایشان خطبه‌ای است که در مجلس یزید ایراد فرمودند. در آن مجلس امام(ع) با شجاعتی کم‌نظیر به تبیین جایگاه اهل بیت(ع) پرداخته و فرمودند: «... لَنَا فَضَائِلُ الْعِلْمِ وَ الْحِلْمِ وَ النُّبُوَّةِ وَ الْمَحَبَّةُ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ ... وَ الشَّهَادَةُ كَرَامَةٌ أَكْرَمَنَا اللَّهُ بِهَا ... وَ نَحْنُ أَهْلُ الْبَيْتِ الَّذِينَ اصْطَفَانَا اللَّهُ ...؛ همه فضایل علم، حلم، نبوت، مودت در دل‌های مؤمنان و شهادت که کرامتی الهی است، از آن خاندان پیامبر(ص) است و ایشان هستند که خداوند آنان را برگزیده است».  

پس از آن دوره، امام سجاد(ع) این معنا را بیشتر در قالب مواعظ عمومی و پندهای هشداردهنده بیان می‌کردند. برای مثال، در یکی از این جلسات که معمولا روزهای جمعه و گاه به صورت غیر علنی برگزار می‌شد، حضرت خطاب به حاضران فرمودند: «أَيُّهَا النَّاسُ، اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ ...». سپس، به بیان اولین پرسش‌های قیامت پرداخته و تأکید کردند که انسان در برابر چند چیز مسئول است: «أَلَا وَ إِنَّ أَوَّلَ مَا يُسْأَلُ عَنْهُ ... عَنْ رَبِّكَ الَّذِي كُنْتَ تَعْبُدُ ... وَ عَنْ نَبِيِّكَ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكَ ... وَ عَنْ كِتَابِكَ الَّذِي كُنْتَ تَتْلُو ... وَ عَنْ إِمَامِكَ الَّذِي كُنْتَ تَتْوَلَّى». در این بیان ژرف، امام(ع) مسئولیت انسان در برابر شناخت خدا، پیامبر(ص)، کتاب آسمانی و امام زمان خویش را به‌طور هم‌وزن مطرح می‌کنند. تأکید بر واژه «إِمَامِكَ الَّذِي كُنْتَ تَتْوَلَّى» به وضوح نشان می‌دهد که مردم موظفند در دنیا، امام و رهبر حقیقی خویش را که متکفل هدایت دینی و رهبری دنیوی آنان است، به درستی بشناسند و ولایت او را بپذیرند. تمامی این بیانات در پی آن بود که مردم را نسبت به این مسئولیت بزرگ آگاه کنند که باید در جست‌وجوی شناخت امام و رهبر راستین برآیند و در دنیا از او پیروی کنند، زیرا در روز بازپسین درباره این شناخت و پیروی بازخواست خواهند شد.

حضرت امام سجاد(ع) برای اثبات حقانیت خویش و اهل بیت(ع) گاه در موقعیت‌هایی مستقیم و قاطعانه با خلفای وقت مواجه می‌شدند. نمونه‌ای روشن از این رویکرد، ماجرای درخواست عبدالملک بن مروان برای دریافت شمشیر رسول‌الله(ص) بود. عبدالملک که خود را خلیفة‌الله می‌پنداشت، حق خود می‌دانست که آن اثر مقدس را در اختیار داشته باشد. لذا ابتدا با ارسال نامه و پیشنهاد مبلغی قابل توجه به عنوان هدیه خواستار تحویل شمشیر شد. امام سجاد(ع) این درخواست را قاطعانه رد فرمودند. با تهدید عبدالملک مبنی بر قطع حقوق مالی ایشان از بیت‌المال، امام(ع) با استناد به آیات قرآن کریم پاسخ دادند. حضرت به آیه شریفه «وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا * وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ» استناد کرده و فرمودند که خداوند روزی‌رسان متقین است. سپس، با اشاره به آیه «إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ» این موضع‌گیری را تکمیل کردند که خداوند هر خیانتکار ناسپاسی را دوست ندارد. این پاسخ ضربه‌ای کوبنده بر پیکره حکومت اموی بود که بر پایه زور و خیانت استوار شده بود. 

ایکنا ـ‌ رفتار امام(ع) با فقرا، بردگان و محرومان جامعه چگونه الگویی برای مسئولیت‌پذیری اجتماعی به ما می‌دهد؟

سومین اقدام راهبردی امام سجاد(ع) پس از تبیین حقایق، آماده‌سازی افکار عمومی و ایجاد جو معنوی، ایجاد تشکیلاتی منسجم در میان پیروان وفادار اهل بیت(ع) بود. این مأموریتی به غایت دشوار و نیازمند عملیاتی کاملاً مخفیانه بود؛ چراکه همان‌گونه که ابتدا اشاره شد، بنابر فرمایش امام صادق(ع) پس از واقعه کربلا فقط سه نفر بر ایمان خود باقی مانده بودند. در چنین وضعیتی، امکان ایجاد شبکه‌ای گسترده و علنی وجود نداشت. بنابراین، امام(ع) ناگزیر بودند از صفر آغاز کنند و نیروها را یک‌به‌یک و از میان اقشار مختلف از جمله بردگان، جذب، تربیت و سپس، آزاد کنند. در تعبیری ژرف، دوران 34 ساله امامت حضرت سجاد(ع) به دوران سه ساله نخست دعوت پیامبر اکرم(ص) در مکه تشبیه شده است؛ دورانی سراسر تقیه، عبادت پنهان، ارتباطات مخفیانه و تربیت تدریجی و فردبه‌فرد انسان‌ها. تمامی تلاش امام(ع) در این دوره مصلحت‌سنجی برای حفظ همان تعداد معدود شیعیان و جلوگیری از نابودی باقی‌مانده اعتقادات اصیل شیعی بود.  

یکی از اقدامات بنیادین حضرت امام سجاد(ع) برنامه‌ریزی برای پرورش و تربیت نیروی انسانی مؤمن و کارآمد بود. این ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است که هر پیامبر یا امام بر حقی برای پیشبرد اهداف الهی خویش نیاز به یاوران و یارانی استوار دارد تا دین خدا را یاری کنند

این حرکت زیربنایی و پرورش نیروی انسانی به طور اجمالی منجر به تربیت شاگردانی شد که هسته اولیه مدرسه علمی امام باقر(ع) را تشکیل دادند. در حقیقت، بسیاری از شاگردان برجسته‌ای که در دوران امام باقر(ع) فرصت ظهور یافتند، پرورش‌یافته مکتب امام سجاد(ع) بودند. به بیان دیگر، امام سجاد(ع) با این اقدام جامعه را برای پذیرش حکومت و امامت اهل بیت(ع) آماده می‌ساختند. این جریان در دوران امام باقر(ع) تداوم یافت و در عصر امام صادق(ع) به دلیل شرایط مساعدتر سیاسی، گسترش و توسعه بیشتری پیدا کرد. این تلاش‌های مستمر و برنامه‌ریزی شده، زمینه را برای تحقق حاکمیت الهی اهل بیت(ع) فراهم می‌ساخت، هرچند که به دلایلی این امر در عصر امام صادق(ع) نیز به شکل کامل محقق نشد.

یکی از اقدامات بنیادین حضرت امام سجاد(ع) برنامه‌ریزی برای پرورش و تربیت نیروی انسانی مؤمن و کارآمد بود. این ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است که هر پیامبر یا امام بر حقی برای پیشبرد اهداف الهی خویش نیاز به یاوران و یارانی استوار دارد تا دین خدا را یاری کنند. امام سجاد(ع) این مهم را با تدبیر و به اشکال گوناگون پیگیری کردند. از جمله روش‌های ایشان خرید بردگان و غلامان و سپس، تربیت و پرورش معنوی و علمی آنان و در نهایت آزاد کردن آن‌ها بود. این فرآیند تربیتی که بر پایه آموزه‌های ناب اسلامی استوار بود، در طول سی و چند سال امامت حضرت تداوم یافت و نتیجه آن پرورش نسلی از نیروهای انسانی کارآزموده، باایمان و دارای عمق معنوی بود که میراثی گران‌قدر برای ادامه راه امامت محسوب می‌شد. 

همچنین، حضرت برای اصلاح جامعه و مبارزه با روحیه فردگرایی و دنیاطلبی اهتمام ویژه‌ای به مسئله انفاق و توجه به محرومان داشتند. ایشان می‌کوشیدند تا مردم را از حبس شدن در منافع شخصی و حرص بر جمع‌آوری مال بازدارند و افق دید آنان را به سوی مسئولیت‌پذیری اجتماعی و رسیدگی به فقرا گسترش دهند. امام(ع) خود به شیوه‌های مختلف و با برنامه‌ای منسجم شمار زیادی از خانواده‌های نیازمند اعم از خویشاوندان، دوستان و سایر محرومان را تحت پوشش و حمایت مالی و معنوی خویش قرار می‌دادند. هدف غایی این اقدامات هدایت جامعه به سوی ارزش‌های والایی مانند مواسات، ایثار و دغدغه‌مندی نسبت به دیگران بود تا جامعه از مسیر خودمحوری صرف خارج شده و بر پایه همدلی و تعاون استوار شود. این سیرهٔ عملی امام سجاد(ع) الگویی ماندگار در حوزه اصلاح اجتماعی و تربیت اقتصادی جامعه به شمار می‌رود.

ایکنا ـ دعاهای صحیفه سجادیه چه نقشی در بیداری و اصلاح اجتماعی مردم آن زمان داشت؟

یکی از عمده‌ترین و ماندگارترین فعالیت‌های حضرت امام سجاد(ع) در راستای ترویج معنویت و نشر معارف ناب دینی و قرآنی در جامعه مسلمانان، مجموعه دعاها و مناجات‌هایی است که در کتاب شریف «الصحیفة السجادیة» گردآوری شده است. این اثر گرانسنگ که به دستور و بیان حضرت تدوین شد، امروزه به عنوان سرمایه و گنجینه‌ای عظیم معنوی در اختیار امت اسلامی قرار دارد و راهنمایی جامع برای آنان است که خواهان آشنایی با مبانی اصیل اعتقادی و اخلاقی هستند. اهمیت این کتاب تا بدانجاست که نقل شده یحیی بن زید نسخه‌ای از آن را خدمت حضرت امام صادق(ع) عرضه کرد و گفت: «این کتابی است علمی که در قالب دعا بیان شده». امام صادق(ع) این توصیف را تأیید فرمودند و بر این نکته تصریح کردند که در این کتاب همزمان دو بعد اساسی مورد توجه قرار گرفته است؛ نخست، بیان کیفیت ارتباط با خداوند، چگونگی دعا و نیایش و تبیین رابطه عبد و معبود و مفاهیم نیاز و بی‌نیازی و دوم، گنجاندن گستره‌ای وسیع از معارف، احکام و دستورات زندگی‌ساز دینی در لابه‌لای این دعاها. 

انتشار گسترده مفاهیم عمیق و حیات‌بخش کتاب صحیفه سجادیه می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری جامعه‌ای سالم، پویا و آماده برای یاری دین خدا و ولی‌خدا در عصر حاضر شود

مطالعه صحیفه سجادیه نشان می‌دهد که حضرت در این دعاها به شئون مختلف فردی و اجتماعی زندگی پرداخته‌اند. برای رزمندگان و مجاهدان راه خدا دستورالعمل‌هایی وجود دارد. برای مسئولیت‌پذیری در قبال جامعه و فقرا ادبیاتی غنی ارائه شده و برای مواجهه با بیماری‌های روحی و روانی درمان‌هایی معنوی بیان شده است. در بخشی از این دعاها ویژگی‌های یاوران انبیا، صحابه ویژه پیامبر(ص) و کلیه کسانی که تا روز قیامت دین خدا و ولی‌ خدا را یاری می‌کنند، به تفصیل تبیین شده است. همچنین، وظایف فرزندان نسبت به پدر و مادر و مسئولیت والدین در تربیت فرزندان شایسته در دعاهایی مانند دعای بیست و چهارم (دعا برای پدر و مادر) و دعای بیست و پنجم (دعا برای فرزندان) به زیبایی مطرح شده است. به این ترتیب، دامنه موضوعات این کتاب از مسائل فردی تا روابط انسان با خدا، با خلق خدا و حتی با سایر مخلوقات را دربرمی‌گیرد. 

بر این اساس، اگر جامعه امروز ما خواستار احیای معنویت و رشد همه‌جانبه است، ناگزیر باید به سراغ ترویج، تدریس و شرح تعالیم صحیفه سجادیه رود. انتشار گسترده مفاهیم عمیق و حیات‌بخش این کتاب می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری جامعه‌ای سالم، پویا و آماده برای یاری دین خدا و ولی‌خدا در عصر حاضر شود.

انتهای پیام