صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۴۳۳۰۷۶۹
تاریخ انتشار : ۰۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۱۲
آیت‌الله اراکی بیان کرد

استاد درس خارج حوزه علمیه در نشست علمی با تأکید بر ضرورت «ولایت جامع‌الکلمه»، به تبیین جایگاه حاکم در جامعه اسلامی پرداخت و بر اهمیت وحدت در اراده اجتماعی برای جلوگیری از هرج و مرج تأکید کرد. او با استناد به آیات قرآن و سیره معصومین، نقش حاکمیت در تداوم انسجام جامعه را ضروری دانست.

به گزارش ایکنا، آیت‌الله محسن اراکی؛ استاد درس خارج حوزه، شامگاه هفتم بهمن‌ماه در نشست علمی «حکم حاکم به ثبوت هلال»، که از سوی مرکز موضوع‌شناسی احکام فقهی برگزار شد، با بیان این‌که همه مکاتب حقوقی و سیاسی برای حاکم، ولایت قائل هستند، گفت: یعنی حاکم سرباز می‌گیرد و سرباز برای جنگ می‌فرستد که در حقیقت تصرف در نفوس است؛ اگر حکومتی نه سرباز بگیرد، نه مالیات بگیرد، نه از مرزها دفاع کند و نه حق کسی را احقاق نماید، نمی‌توان آن را حکومت دانست، لذا همین اختیارات حکومتی را ولایت می‌نامیم و این مسأله در همه کشورها وجود دارد.

وی افزود: هم از لحاظ عقلی و هم از لحاظ شرعی ما در جامعه به کسی نیاز داریم که این شخص اختیار تصرف در اموال و نفوس را داشته باشد و جمع کلمه مردم را ایجاد کند. جامعه اگر جامع‌الکلمه نداشته باشد، از هم می‌پاشد و دچار هرج و مرج می‌شود و در نهایت منقرض خواهد شد. جامع‌الکلمه همان کسی است که اختیار تصرف در امور را دارد.

استاد درس خارج حوزه بیان کرد: لذا حاکم هم جامع‌الکلمه مردم است و هم حق تصرف در اموال و انفس مردم را دارد. بنابراین هم اختیار جنگ و هم صلح و تصرف در اموال عمومی را دارد. این مسأله هم از لحاظ شرعی و هم از لحاظ عقلی مورد تأکید قرار دارد و همه نیازهای مردم وابسته به این مسئله است؛ در غیر این صورت، زندگی مردم دچار اختلال خواهد شد.

آیت‌الله اراکی با بیان اینکه در مورد حلول ماه، اعم از شوال یا رمضان، آیا می‌توان جمع کلمه نداشت، تأکید کرد: آیا می‌توان به گونه‌ای عمل کنیم و فتوا دهیم که مردم هر کدام گروه خودشان را داشته باشند، نماز خودشان را بخوانند و هر کسی برای خود عید بگیرد؟ اصلاً آیا این با مذاق شریعت و نصوص ما سازگار است؟ در نماز عید داریم: «الذی جعلته للمسلمین عیدا». آیا تفاوت در حلول ماه با لیله‌القدر و تعدد آن سازگار است؟ آیا می‌توان گفت ما چند لیله‌القدر داریم؟ من بحث کرده‌ام که نمی‌توان به اختلاف آفاق قائل شد و اینکه هر منطقه‌ای هلال و رؤیت هلال خود را داشته باشد.

وی افزود: ما در مسئله افطار و صوم باید اجتماع کلمه داشته باشیم و مردم در یک جامعه اسلامی باید با هم روزه بگیرند و با همدیگر افطار کنند. سیره پیامبر، امیرالمؤمنین(ع) و سایر ائمه و همه خلفای مسلمین این بود که وقتی حاکم اعلام می‌کرد که امروز باید روزه گرفت و روز دیگر افطار، همه ملزم به رعایت آن بودند.

استاد حوزه علمیه تصریح کرد: در احکام، مانند حکم به وجوب جهاد بر همه، لازم است که تبعیت کنند. اما در موضوعات، هرچند در عرصه اجتماعی حکم حاکم نافذ است، اما در زمینه فردی، فقیه می‌تواند به حکم خود عمل کند. از نصوص شرعیه قرآنی و روایات استفاده می‌شود که استهلال، میقات برای مردم است نه یک شخص؛ لذا مواقیت را در آیه شریفه «يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ ۖ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ» به امام تعبیر و تفسیر کرده‌اند؛ مواقیت، للناس جامع‌الکلمه است، بنابراین کار مردم باید تحت مدیریت حاکم مشروع باشد.

شأن حاکمیتی پیامبر(ص)

استاد حوزه علمیه با بیان اینکه در دعای ندبه نیز داریم که «این جامع الکلمه علی التقوی»، گفت: در آیات شریفه، از جمله «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِذَا كَانُوا مَعَهُ عَلَىٰ أَمْرٍ جَامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّىٰ يَسْتَأْذِنُوهُ»، بحث همراهی و اطاعت از امام مطرح است؛ یا در آیه: «مَا كَانَ لِأَهْلِ الْمَدِينَةِ وَمَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ أَنْ يَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ»، پیامبر در این آیه به معنای حاکم است نه فقط پیامبر، زیرا اگر مردم دور حاکم را رها کنند، جامعه از هم خواهد پاشید. تخلف در جایی است که او فراخوان بدهد و مردم تبعیت نکنند.

وی افزود: از مجموع آیات و سیره جاری معصومین(علیهم السلام) و مسلمین استفاده می‌شود که حکم حاکم در مسئله هلال ماه شوال و رمضان و ذی‌الحجه و ... نافذ است و باید اطاعت شود، زیرا در غیر این صورت، شیرازه جامعه اسلامی از هم می‌پاشد.

آیت‌الله اراکی ادامه داد: در همه حکومت‌ها برای حاکم ولایت مطلقه قائل هستند، یعنی اینکه بتواند در تمامی شئون حکومت دخالت داشته باشد. به تعبیر دیگر، همه اختیاراتی که حاکم لازم دارد در اختیار اوست و اگر این اختیارات را نداشته باشد، حتما فرد یا افرادی دیگر آن را خواهند داشت که در این صورت، تعدد حاکمیت پیش خواهد آمد و تعدد حاکمیت منطقی و عقلی نیست. لذا در هر جامعه‌ای، اراده فوق اراده افراد لازم است؛ یعنی اگر حاکم بخواهد بر همه جامعه نفوذ داشته باشد.

وی افزود: دموکراسی و انتخابات نمی‌تواند اراده فوق اراده مردم را به وجود آورد؛ حاکم یعنی کسی که اراده او بر اراده دیگران غلبه دارد. لذا هم بر اراده موجود غالب است و هم جایگزین اراده مفقوده است؛ «النَّبِيُّ أَوْلَىٰ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِم».

استاد درس خارج حوزه با رد این مطلب که ائمه(ع) بعد از حضرت امام علی(ع) و امام حسن(ع) هیچ حاکمیتی نداشتند، اظهار کرد: این مطلب قابل قبول نیست زیرا ائمه اطهار(ع) همه حکومت می‌کردند، منتها در حوزه‌ای که بسط ید داشتند، لذا قاضی تعیین کرده و خمس می‌گرفتند، زکات می‌دادند و گاهی حکم صادر کرده و حکم به قتل برخی افراد نیز داده‌اند، اما این کارها را در حیطه بسط ید خود انجام می‌دادند. اینکه کسی بگوید ائمه(ع) حکومت نمی‌کردند، درست نیست. زیرا خمس و زکات را چگونه می‌گرفتند و قضات را چگونه تعیین می‌کردند؟

دوره غیبت، دوره غیبت ولایت نیست

استاد حوزه علمیه با اشاره به وضعیت حکومت در دوره غیبت و با بیان اینکه برخی حکومت در دوره غیبت را غلط می‌دانند، افزود: نمی‌شود امام زمان(عج) در دوره غیبت حکومت نکند؛ دوره غیبت، دوره غیبت اصل حاکمیت نیست، بلکه دوره غیبت حاکمیت شخص امام زمان(عج) است؛ امامت غیبت نمی‌کند، بلکه غیبت امام است، لذا در دوره حضرت امیر(ع) برای بلاد دور از مرکز خلافت، نایب نصب می‌کردند؛ کسانی چون عبدالله بن عباس، مالک اشتر، محمد بن حنفیه و ... و غیبت مکانی خود را جبران می‌کردند؛ الان هم ما غیبت زمانی داریم. امام نمی‌تواند در دوره غیبت اعمال ولایت نکند، زیرا اگر نکند، خود را نعوذبالله از امامت خلع کرده است. امامت امام تعطیل‌پذیر نیست و مانند ولایت خدا بر جامعه است.

آیت‌الله اراکی بیان کرد: تشیع بر این اساس بنا شده است که محال است خدا و رسول خدا(ص) برای بعد از پیامبر(ص) مردم را رها کرده باشند و کسی را برای حکومت تعیین نکرده باشند. چنین چیزی محال است و در دوره غیبت هم همینطور. برخی می‌گویند ولایت امر بسیطی است؛ نمی‌شود گفت فقیه ولایت در فلان بخش دارد و در فلان بخش ندارد، زیرا معنای ولایت نفوذ بر اراده مردم است و اگر نفوذ دارد، باید در همه جا داشته باشد.

وی تأکید کرد: فرق ولایت فقیه با حکومت غیر ولی فقیه در این است که غیر فقیه ولایت دارد وگرنه در اصل حکومت اختلافی وجود ندارد. فردی که عادل و عالم نیست، آیا می‌تواند در امور مردم تصرف کند؟ عادل و عالم می‌تواند بر مردم حکومت کند و در شئون ملت دخالت کند.

آیت‌الله اراکی با بیان اینکه در مسائلی مانند عید فطر باید وحدت و جمع کلمه وجود داشته باشد، تصریح کرد: اگر مردم در عیدی مانند فطر با هم اختلاف داشته باشند، در این صورت اتفاق کلمه رخ نمی‌دهد، در حالی که مردم باید در یک روز با هم روزه را شروع کنند و با هم آن را خاتمه بدهند.

استاد درس خارج حوزه اضافه کرد: معنای ولایت جامع‌الکلمه بودن و بسط ید است و این با تعدد حاکم در تضاد است؛ دو نفر نمی‌توانند در عرض همدیگر ولایت داشته باشند، زیرا در این صورت حرف هر دو نفر باید بر همدیگر نافذ باشد که این ممکن نیست. مسئله ولایت مسئله‌ای است که عقلا تعددپذیر نیست.

وی با طرح این پرسش که کدام مجتهد می‌تواند اعمال ولایت کند؟ گفت: در دوره غیبت طبق روایاتی چون: «فارجعوا الی روات احادیثنا» ما را به اطاعت از فقها ارجاع داده‌اند، اما کدام مجتهد حق اعمال ولایت دارند؟ این بحث جزء مباحث فقه سیاسی است که چندان در حوزه مورد توجه نبوده است. حاکمیت دو رکن دارد؛ یکی قدرت و دیگری مشروعیت. یکی از مهم‌ترین اختلافات بین نظریات سیاسی اسلام با بقیه مکاتب این است که آن‌ها قدرت را مساوی با حقانیت در نظر می‌گیرند.

داشتن قدرت به معنای مشروعیت نیست

آیت‌الله اراکی افزود: بر این اساس، حرف‌های ترامپ طبق منطق غربی درست است وقتی می‌گوید من قدرت و زور دارم، بنابراین باید حاکم بر دنیا باشم. این نظریه فرعونی است طبق آیات قرآن، اما این منطق مورد قبول اسلام و هیچ دینی نیست و باید قدرت در اختیار کسانی قرار بگیرد که شایستگی آن را دارند. منطق ما این است که قدرت باید در اختیار کسی قرار بگیرد که حق آن را دارد. نقش مردم هم قدرت دادن به حاکم است؛ حاکمی که مردم به او قدرت ندهند، ولو اینکه احق بر همه انسان‌ها در حاکمیت باشد، حاکمیت او محقق نخواهد شد.

آیت‌الله اراکی بیان کرد: اگر فرد لایق حاکم پیامبر و امام معصوم(ع) هم باشد اما مردم او را نصرت ندهند و از او حمایت نکنند، ثمری نخواهد داشت؛ قرآن کریم فرموده است که حاکم اول باید حقانیت داشته باشد و این حق را از خدا گرفته باشد، زیرا ملک و ولایت و حاکمیت و سلطنت مخصوص خداوند است.

استاد درس خارج حوزه با تأکید بر اینکه حاکم باید حقانیت داشته باشد، اظهار کرد: حاکمیت حق چون مخصوص خداست و ملک و ولایت از آن خداست، لذا حق حاکمیت برای کسی است که از او ماذون باشد.

آیت‌الله اراکی در پایان بیان کرد: مردم بعد از وفات پیامبر(ص) از امیرالمؤمنین(ع) حمایت نکردند و قدرت را به صورت ناقص بعد از خلافت عثمان به ایشان دادند، لذا ولایت حضرت محقق نشد، بنابراین مردم نقش ایجاد حکومت و قدرت دارند و همه چیز در دست مردم است.

انتهای پیام