ماه مبارک رمضان ماه انس با قرآن و انجام اعمال عبادی است، اما چگونه میتوان از این اعمال، بهرهای عمیق، پایدار و اثرگذار در زندگی فردی و اجتماعی گرفت؟ مسئله در کجاست؛ کمکاری عبادی یا در نحوه مواجهه ما با عبادت؛ مواجههای که گاه بدون تعقل، تدبر و پیوند با عقلانیت دینی شکل میگیرد؟ چگونه میتوان در ماه مبارک رمضان از سطح انجام مناسک عبور کرد و آن را به فرصتی برای تحقق دینداری سالم، اثرگذار و مسئولانه در زندگی واقعی تبدیل کرد؟
سرویس اندیشه ایکنا به سراغ محسن احتشامینیا، استاد دانشگاه رفته تا پیرامون این موضوع گفتوگو کند. بخش نخست این گفتوگو با عنوان «خطبه شعبانیه نقشه راه بندگی در ماه رمضان است» تقدیم مخاطبان شد. احتشامینیا در بخش دوم گفتوگو با تأکید بر «تعقل و تدبر در قرآن»، «پیوند قرآن و عترت» و «عقلانیت در دعا و بندگی» آن را ضرورتی دانست که میتواند در برابر خطر فروکاستن عبادت به عادتهای تکرارشونده قد علم کند؛ ضرورتی که بازخوانی خطبه نورانی پیامبر اکرم(ص) در آستانه رمضان و توصیههای آن درباره غفران، مراقبت از رفتار، توجه به محرومان و حفظ سلامت دین، میتواند نقشه راهی روشن برای تحقق دینداری سالم در این ماه الهی را ترسیم کند. در ادامه مشروح بخش دوم آن را میخوانیم و میبینیم:
ایکنا - بسیاری از ما تصمیم میگیریم در ماه رمضان، قرآن تلاوت کنیم و مناجات بخوانیم؛ اما چگونه میتوان از تلاوتی که در حد لفظ باقی میماند عبور کرد و به تلاوتی دست یافت که در ما حرکت ایجاد کند، حرکتی که آثار آن را در زندگی خود ببینیم؟
به نظر میرسد پاسخ به این سؤال مهم چنین باشد که خدای متعال در وجود انسان، یک حجت درونی قرار داده است به نام عقل و عقلانیت؛ نعمتی که خداوند به همه انسانها عطا کرده و در متون دینی از آن به «حجت باطنی» یاد شده است. اگر بخواهیم به این نقطه برسیم، باید بگوییم که تلاوت قرآن، حتماً باید همراه با تعقل و تدبر باشد؛ همان دستوری که خود قرآن کریم نیز به صراحت داده است. در آیات شریفه، قرآن با لحنی پرسشی و انکاری میفرماید: «أفلا یتدبرون القرآن أم علی قلوب أقفالها»؛ چرا مردم در قرآن تدبر نمیکنند؟ مگر بر دلهایشان قفل زده شده است؟
بنابراین، تلاوت قرآن برای رسیدن به روح آیات، باید همراه با تعقل و تدبر باشد. قرائت بدون تدبر را نمیگویم بیفایده است؛ قطعاً فایده دارد، اما آن فایده کامل و آن تأثیر عمیقی که باید در انسان بگذارد، معمولاً حاصل نمیشود. از همینرو، از دوستانی که این برنامه را میشنوند خواهش میکنم برای خودشان یک برنامه مشخص داشته باشند؛ به این معنا که اولاً و حتماً تلاوت روزانه قرآن را در برنامه زندگی خود قرار دهند، اما همه هم و غمشان صرفاً این نباشد که مثلاً یک جزء را تمام کنند یا قرآن را ختم کنند.
البته ختم قرآن و تلاوت یک جزء در هر روز، فضیلت بزرگی است؛ اما در کنار آن، نباید از تدبر در تکتک آیات و حتی در واژههای قرآن غافل شد. چرا که جزو معتقدات همه مسلمانان است که قرآن، کتابی است که تمام الفاظ آن، تکتک کلماتش، از ناحیه خداوند نازل شده و با دقتی ربوبی ـ که اساساً قابل مقایسه با دقتهای بشری نیست ـ انتخاب شدهاند. آیات و کلمات قرآن با حساب و کتاب الهی کنار هم قرار گرفتهاند.
گاهی ممکن است کسی تنها یک آیه را با تدبر بخواند و از همان آیه، یک درس اساسی برای زندگی خود بگیرد؛ در حالی که شاید این برای او از ختم یک دوره کامل قرآن، تأثیرگذارتر باشد. واقعاً قرآن در این ماه مبارک، میتواند کمک بسیار بزرگی به ما بکند؛ هم در تصحیح اعتقادات، هم در اصلاح عواطف و احساسات، و در نهایت در اصلاح اعمال ما.
قرآن کتابی است که هم به بینش، گرایش هم به کنش ما توجه دارد. اگر کسی واقعاً این کتاب را محور توجه خود قرار دهد، بهطور قطع و یقین، بینشها، گرایشها و رفتارهایش اصلاح خواهد شد؛ بهویژه اگر این توجه به قرآن را با عترت و اهلبیت(ع) ضمیمه کند. این از معتقدات مشترک همه مسلمانان است که پیامبر اکرم(ص) بارها و بارها فرمودند: «من شما را به دو ثقل گرانبها توصیه میکنم» و این روایت در تمام منابع حدیثی شیعه و اهل سنت نقل شده است. آن دو گوهر گرانبها، یکی قرآن است و دیگری عترت.
اگر کسی در برنامه ماه مبارک خود، تلاوت قرآن را در نظر بگیرد، در کنار آن تعقل، تدبر و عقلانیت را فراموش نکند و به روایات اهلبیت در این زمینه توجه داشته باشد، و حتی یک تفسیر مناسب در کنار دست خود قرار دهد ـ از تفاسیر مأثور، تفاسیر روایی یا تفاسیری که تلاش کردهاند حجابها را کنار بزنند ـ تأثیر بسیار عمیقی در او خواهد گذاشت. البته این حجاب، حجابِ روی قرآن نیست؛ بلکه حجابِ درونِ ماست که به انواع آلودگیها آلوده شده است. وقتی این زنگارها کنار برود، انسان میتواند خودِ واقعیِ خویش را بهتر درک کند. اساساً همه اندیشمندان بزرگ در طول تاریخ، همین هدف را دنبال میکردند: اینکه انسان را به خودش برسانند و هویت حقیقی او را برایش آشکار کنند.
ایکنا - اشاره فرمودید به دعاهای مأثور و مناجاتهایی که تصمیم داریم در ماه رمضان بخوانیم. چرا تأکید میشود به دعاهایی رجوع کنیم که از اهلبیت(ع) به ما رسیده، این موضوع چه اهمیت ویژهای دارد؟
ما در باورهای خود معتقدیم که اهلبیت، راهنمایان و مبینان قرآن هستند. باید به این نکته توجه داشته باشیم که برخلاف تصور برخی، قرآن کتابی کاملاً خودآموز به معنای رایج آموزشی نیست. در نظامهای آموزشی، کتابها یا خودآموزند یا نیاز به معلم دارند. قرآن از آن کتابهایی است که نیاز به معلم دارد.
البته این به آن معنا هم نیست که آنگونه که برخی میپندارند ما هیچچیز از قرآن نمیفهمیم. در یک سو، جریانی قرار دارد که از آنها با عنوان «قرآنیون» یاد میشود؛ کسانی که میگویند ما فقط قرآن را قبول داریم و حتی در برخی رویکردهایشان، عقلانیت را هم کنار میگذارند. در سوی دیگر، جریانی وجود دارد که میگوید ما از قرآن چیزی نمیفهمیم یا فهم ما بسیار محدود است. ما هیچکدام از این دو رویکرد را قبول نداریم.
آنچه خود اهلبیت فرمودهاند، همان نظریه «ثقلین» است: قرآن و عترت. قرآن، از یک جهت «بیانٌ للناس» است؛ یعنی برای همه مردم آمده و هر کسی، با هر سطحی، میتواند از آن بهرهای ببرد. اما در عین حال، کتابی است که به معلم نیاز دارد و معلمان آن، پیامبر و ائمه اهلبیت(ع) هستند. خداوند متعال علمی را در سینههای این بزرگواران قرار داده که فراتر از علوم ظاهری رایج است. خود قرآن میفرماید: «بل هو آیات بینات فی صدور الذین أوتوا العلم»؛ این آیات روشن، در سینه کسانی است که به آنان علم داده شده است. روشن است که همه مردم واجد چنین علم لدنی نیستند و این ویژگی، مربوط به افراد خاصی است که به باور ما و به گواه قرآن و فرمایش پیامبر، جز اهلبیت نمیتوانند باشند.
از اینرو، این بزرگواران بهعنوان عارفان بالله و عارفان به قرآن، معارف سرشاری در اختیار ما گذاشتهاند. در ماه مبارک رمضان، شایسته است از دعاهایی استفاده کنیم که این عارفان بالله به ما تعلیم دادهاند. البته این سؤال هم گاهی مطرح میشود که چرا ما با زبان عربی دعا بخوانیم؛ در حالی که زبان مادری ما فارسی، ترکی یا زبان دیگری است. پاسخ روشن است: این دو کاملاً قابل جمعاند. انسان باید با خدا، با زبان مادری خودش هم راز و نیاز کند؛ هیچ اشکالی ندارد و خداوند نیز این را دوست دارد و میپسندد. در عین حال، دعاهایی که از اهلبیت به ما رسیده، حامل معارفی عمیق است که خواندن و تأمل در آنها، روح انسان را به افقهای بالاتری میبرد. همانگونه که بزرگان ما گفتهاند:
«آنی تو که حالِ دلِ نالان دانی احوالِ دلِ شکسته، پنهان دانی»
خداوند، خالق همه زبانهاست؛ زبان عربی، فارسی، ترکی، اردو و هر زبان دیگری که انسانها با آن سخن میگویند. بنابراین، ارتباط با خداوند مقید به زبان خاصی نیست. خدا همان کسی است که انسانها را آفریده و طبیعتاً زبان لالان را نیز میفهمد. از همینرو، من میخواهم به جوانهای خودمان تأکید کنم که شما میتوانید با زبان مادری خودتان دعا کنید. هیچ اشکالی ندارد که انسان به زبان فارسی، ترکی یا هر زبان دیگری با خدا راز و نیاز روزانه و شبانه داشته باشد.
در فرمایش نورانی پیامبر اکرم(ص) آمده است که از خداوند درخواست کنید، سؤال کنید. سؤال و درخواست، الزاماً به زبان خاصی محدود نیست. اما در اینجا یک نکته لطیف وجود دارد: ائمه اطهار(ع)، عارفان بالله هستند و به تعبیر عامیانه، «چم و خم کار» را بهخوبی میدانند. طبیعی است که ما باید از دعاهایی استفاده کنیم که این بزرگواران به ما تعلیم دادهاند.
میخواهم بگویم هم با زبان خودت دعا کن، هم روزانه با خدا راز و نیاز داشته باش. درخواستها، نیازها و درد دلهایت را با خدا در میان بگذار. همانطور که انسان ساعتها با دوستانش درد دل میکند، چرا با خدا درد دل نکند؟ اتفاقاً درد دل با خدا بسیار مؤثر و راهگشاست. چهبسا دوستی که امروز محرم اسرار ماست، روزی دشمن ما شود و سخنان ما را علیه خودمان به کار بگیرد؛ اما خداوند چنین نیست. خداوند شنونده همه این درد دلهاست و آنها را میشنود، میپذیرد و اجابت میکند.
با این حال، اگر بخواهیم دعایی پربار، سرشار از معارف بلند و گوهرهای ناب داشته باشیم، باید به سراغ فرمایشات اهل بیت(ع) برویم. هنوز ماه شعبان به پایان نرسیده و مناجات شعبانیه در اختیار ماست؛ مناجاتی که بزرگان دین بسیار بر آن تأکید داشتهاند. در منابع دعایی آمده است که این مناجات، مناجاتی بوده که همه ائمه و حتی پیامبر اکرم(ص)، با خداوند زمزمه میکردهاند.
دعاهای روزانه ماه مبارک رمضان نیز همگی در مجموعهای گرد آمدهاند که مرحوم شیخ عباس قمی(ره) آن را در کتابی به نام «مفاتیحالجنان» جمعآوری کرده است؛ کتابی که تقریباً در خانه همه ما وجود دارد و میتوان آن را بهعنوان یک کتاب درسیِ معنوی در نظر گرفت. من از بسیاری از بزرگان و مراجع تقلید شنیدهام که در ماه مبارک رمضان، همه یا بخشی از درسهای خود را تعطیل میکردند و میگفتند: «درس ما در این ماه، مفاتیحالجنان است» آنان دعاها را میخواندند و مفاتیح را دوره میکردند.
اصطلاح «دوره کردن» را معمولاً دانشآموزان و دانشجویان به کار میبرند؛ یعنی مطالبی را که قبلاً آموختهاند، در یک بازه کوتاه دوباره مرور میکنند. من واقعاً این کار را توصیه میکنم؛ هم به خودم و هم به دوستانی که این برنامه را میشنوند. همه دعاهای مأثور ماه مبارک رمضان یعنی دعاهایی که اثر و ریشه آنها به اهل بیت(ع) بازمیگردد را بخوانیم، مرور کنیم و از اندیشهورزی در آنها غافل نشویم. صرف خواندن، اگر با تدبر و تعقل همراه نباشد، آن اثر عمیقی را که باید داشته باشد، نخواهد داشت. تلاوت قرآن و قرائت دعا، حتماً باید با تدبر و تعقل همراه باشد.
ایکنا - چگونه در این ماه خود را در مقام رحمت و غفران الهی قرار دهیم؟
به دنباله خطبه پیامبر اکرم(ص) در این باره میفرمایند: «فَإِنَّ الشَّقِیَّ مَنْ حُرِمَ غُفْرَانَ اللَّهِ فِیهَا»؛ انسان شقی و بدبخت کسی است که در این ماه عظیم، از بخشش الهی محروم بماند. این نکته را باید بهخوبی به خاطر بسپاریم که در این ماه، امواج معنویت و نور بهصورت رایگان در اختیار همه قرار داده شده است. ما باید خودمان را در معرض این امواج قرار دهیم و برای خودمان شقاوت نخریم؛ یعنی آگاهانه و عامدانه خود را از این فضیلتها محروم نکنیم. این کارها هم کارهای سخت و طاقتفرسایی نیست. در آموزههای دینی ما آمده است: «لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا»؛ خداوند هیچکس را بیش از توانش تکلیف نمیکند. هرکس در این ماه، به اندازه وسع و توان خود، میتواند از فیوضات و برکات بهرهمند شود.
مردم نباید گمان کنند که سرنوشت آنان بهطور کامل در گرو اعمال گذشتهشان قفل شده است؛ ازاینرو لازم است بدانند اگر کاستی یا لغزشی در اعمالشان رخ داده، میتوانند آن را با استغفار جبران کنند و مسیر بندگی را ادامه دهند. بار گناهان ممکن است بر دوش انسان سنگین شده باشد، اما راه تخفیف این بار، باز است. در ماه مبارک رمضان، یکی از راههای مهمِ طلبِ تخفیف از خدای متعال، طولانیکردن سجدههاست. همانگونه که انسان از یک مغازهدار درخواست تخفیف میکند، میتواند از خدای متعال نیز تخفیف بخواهد؛ اما شرط این تخفیف، آن است که در سجود، خضوع و ماندگاری بیشتری داشته باشد و سجدههای خود را طولانیتر کند.
ماه رمضان، ماه روزه است؛ ماه گرسنگی و تشنگی. پیامبر اکرم(ص) به حکمت این تشنگی و گرسنگی اشاره میکنند و میفرمایند که شما با این کار، تشنگی و گرسنگی روز قیامت را به یاد میآورید و برای آن روز تمرین میکنید. تقریباً همه انسانها، فارغ از دین و مذهب، به نوعی به روز حساب و قیامت باور دارند؛ روزی که موازین و ترازوهای عدل برپا میشود و هیچکس راه فراری از حسابرسی ندارد.
در ادامه، حضرت دستور میدهند که به فقرا و مساکین توجه کنید. انسان تا درد نیازمندی را نچشیده باشد، نمیتواند با او همدلی واقعی پیدا کند. ماه مبارک رمضان، بهویژه برای افراد مرفه جامعه، اهمیت ویژهای دارد. صدقه دادن و افطاری دادن در این ماه، هم تمرین عملیِ همدلی است و هم ارزشی چندین برابر دارد.
سپس پیامبر به جنبه اجتماعی ماه رمضان اشاره میکنند و میفرمایند: به بزرگان خود احترام بگذارید و کودکان را مورد لطف و مهربانی قرار دهید. حتی هدیه دادن به کودکان را توصیه میکنند؛ چرا که هدیه، در هر سنی، مایه شادی و محبت است. در ادامه میفرمایند: صله رحم بهجا آورید. این دستور، از مؤکدترین آموزههای دینی ماست و آثار فراوان دنیوی و اخروی دارد. در روایات آمده است که صله رحم، حتی با یک سلام یا یک تماس تلفنی نیز محقق میشود.
سپس حضرت بر مراقبت از زبان تأکید میکنند. بسیاری از گناهان، ریشه در زبان دارند. روزه، فقط امساک از خوردن و آشامیدن نیست؛ بلکه روزه زبان، روزه چشم، روزه گوش، روزه دست و پا نیز هست. انسان روزهدار باید مراقب همه اعضا و جوارح خود باشد. نگاه ناپاک، شنیدن سخن ناپسند و هر رفتار آلودهای، با حقیقت روزه سازگار نیست.
در پایان، دوباره به مسئله توجه به ایتام اشاره میکنند و یک قاعده بنیادین را یادآور میشوند: قاعده عمل و عکسالعمل. هر عملی، حتی کوچکترین آن، بازتاب دارد؛ همانند سنگی که در آب انداخته میشود و موج ایجاد میکند. این بازتاب، هم در دنیا و هم در آخرت خود را نشان میدهد.
پیامبر اکرم(ص) دقیقاً به همین قانون «عمل و عکسالعمل» اشاره میکنند؛ آنجا که میفرمایند: «تَحَنَّنوا عَلی أیتامِ الناسِ یُتَحَنَّن عَلی أیتامِکم»؛ اگر میخواهید به شما رحم شود، شما هم رحم کنید. این همان جملهای است که حتی در فرهنگ عمومی نیز رواج دارد: «رحم کن تا مورد رحم قرار بگیری». این، یک قانون طبیعی و الهی است که خداوند متعال آن را در سراسر عالم قرار داده است.
در ادامه، حضرت میفرمایند: «وَتوبوا إلی الله من ذنوبکم»؛ از گناهان خود به سوی خدا بازگردید. توبه، یعنی بازگشت. سپس میفرمایند: «وَارفَعوا إلیهِ أیدِیَکم بالدعاءِ فی أوقاتِ صَلواتِکم»؛ در هنگام نماز، دستهای خود را به سوی خدا بالا ببرید و دعا کنید. دعا در ماه مبارک رمضان، به ویژه قبل و بعد از نماز، بسیار سفارش شده است.
نکته لطیف اینجاست که پیامبر حتی شکل دعا کردن را هم آموزش میدهند؛ اینکه دستها را بالا ببرید، همانگونه که انسانی مضطر دست به دعا برمیدارد. در این ماه، همه ساعات سرشار از رحمت و برکت است، اما لحظه نماز، «نورٌ علی نور» است؛ روزهدارید، اعضا و جوارح در فرمان الهی است، و در حال انجام اصلیترین عبادت هستید. در چنین لحظهای دعا کنید؛ دعایی که به تعبیر عامیانه ردخور ندارد و حتماً مورد اجابت الهی قرار میگیرد. خداوند در این لحظات، نگاه ویژه دارد و وعده داده است که دعاها را اجابت کند.
این توضیحات، مربوط به فراز نخست خطبه نورانی پیامبر بود. اگر بخواهیم به ادامه خطبه توجه کنیم، حضرت تأکید میکنند که در این ماه، کاری انجام دهید که موجب نجات شما از آتش دوزخ شود. یکی از توصیههای جدی ایشان، افطاری دادن است. وقتی این سخن مطرح میشود، برخی عرض میکنند: «یا رسولالله، ما توان چنین کاری را نداریم.» حضرت در پاسخ میفرمایند: حتی یک دانه خرما، حتی یک جرعه آب. «اتقوا النار ولو بشقّ تمرة»؛ از آتش بپرهیزید، حتی با نصف خرما. این نکته بسیار مهم است: افطاری دادن، لزوماً به سفرههای پرهزینه و گسترده نیاز ندارد. نیت مهم است؛ یک دانه خرما یا یک لیوان آب، اگر با نیت خالص باشد، میتواند آتش دوزخ را سرد و بیاثر کند. این، از ویژگیهای خاص ماه مبارک رمضان است.
این خطبه شریف، در منابع معتبر حدیثی نقل شده است؛ از جمله مرحوم شیخ صدوق(ره) آن را هم در «عیون اخبار الرضا» و هم در «امالی» آورده است. درخواست جدی من از دوستانی که این برنامه را میشنوند این است که حتماً به متن کامل خطبه و ترجمه آن مراجعه کنند و همه فرازهای آن را با دقت و تأمل بخوانند.
در فراز پایانی این خطبه، نکتهای بسیار قابل توجه مطرح میشود. امیرالمؤمنین(ع) که در مجلس حضور دارند، از پیامبر اکرم(ص) سؤال میکنند: «یا رسولالله، أفضلُ الأعمالِ فی هذا الشهر ما هو؟» بهترین عمل در این ماه چیست؟
پاسخ پیامبر بسیار کوتاه و در عین حال عمیق است: «الورَعُ عن محارمِ الله عزوجل»؛ برترین عمل در این ماه، پرهیز از حرامهای الهی است. یعنی هدف اصلی ما در ماه رمضان باید این باشد که در حد وسع و توان خود از گناه دوری کنیم. غیبت، تهمت، سخن بیتحقیق، رفتارهای ناشایست؛ همه اینها مصادیق حرام است و متأسفانه برخی از آنها در جامعه عادی شدهاند. این توصیه پیامبر، یک نقشه راه روشن است: در این ماه، حرام انجام ندهیم.
در پایان خطبه، پیامبر اکرم(ص) خبر غیبی شهادت امیرالمؤمنین(ع) را بیان میکنند؛ اینکه در همین ماه، ضربتی بر فرق مبارک ایشان وارد خواهد شد. اما نکته شگفتانگیز، پرسش امیرالمؤمنین است. ایشان میپرسند: «یا رسولالله و ذلک فی سلامةٍ من دینی؟» آیا در آن لحظه، دین من سالم خواهد بود؟ این پرسش، نشاندهنده دغدغه اصلی امیرالمؤمنین(ع) است؛ دغدغه دینداری واقعی. پیامبر پاسخ میدهند: «نعم، فی سلامة»؛ آری، دینت سالم است.
برای خودم و برای همه بینندگان و شنوندگان این برنامه دعا میکنم که خداوند متعال به ما توفیق دهد در تمام لحظات عمرمان ـ که نمیدانیم چه زمانی به پایان میرسد ـ دینمان سالم بماند. همانگونه که امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: هر نفسی که میکشیم، ما را یک قدم به مرگ نزدیکتر میکند. خداوند به ما توفیق دهد که با دینی سالم، مسیر زندگی را طی کنیم و از برکات و رحمت ماه مبارک رمضان بهرهمند شویم.
انتهای پیام