در شبستان بیکران تاریخ ایران، آیین و هنر از دیرباز دو بال پرواز روح این سرزمین بودهاند؛ این پیوند مقدس، پس از طلوع خورشید اسلام در این دیار، نه تنها رنگ نباخت که به تعالی شگرف دست یافت؛ چنانکه فرهنگ ایرانی - اسلامی، با تار و پود خود، آداب نوآمدهای را چنان در کام کشید که آیینهای تازه، چون «ماه رمضان»، به گوهری درخشان در تاج هنر موسیقایی مردمان این سرزمین باورمند به آیین و مذهب ایرانیان همواره موحد بدل شد.
از آن هنگام، مسجد و مناره، با کوی و برزن درآمیخت و مناسک، از انحصار خواص بیرون آمد و به نبض تپنده زندگی همگانی تبدیل شد؛ گویی روح جمعی ایرانی، در این موسم روحانی، با زبانی واحد به نیایش نشست.
این همگانی شدن رفتار آیینی، در چرخه روزانه ماه مبارک رمضان، از «سحر» تا «افطار»، به زیباترین وجه در موسیقی آیینی متجلی گشت. این نغمههای روحانی، عرفانی و مقدس، از بانگ «ربنا» تا آوای دلنشین «ترتیل»، در گذر از فراز و فرود تاریخ، جایگاهی بیبدیل در هویت ایرانیان یافتهاند؛ آنها راویانی هستند که قرنهاست داستان این سرزمین را - از حماسههای پیش از اسلام تا شور و شیداییهای پس از آن - با زبانی فراتر از کلام، به گوش جان تشنگان حقیقت میرسانند و پیوند استوار کُهَنالگوهای موسیقایی این مرز و بوم را با آداب روحانی «ماه رمضان»، برای همیشه در ضمیر ناخودآگاه جمعی این ملت جاودانه ساختهاند.
ایکنا بر آن شد تا در ایام ماه صیام ۱۴۰۴ خورشیدی، سالی که مزین به هزار و پانصدمین سال میلاد پیامبر ختمیمرتب، آورنده مژده اسلام و خاتم ادیان برای ترسیم مسیر نهایی رستگاری مؤمنان مسلمان و تمامی مردمان آزادیخواه و حقطلب جهان است، اینبار در قالب سلسله درسگفتارهای «ماه و نوا» با همراهی عبدالرضا مجدی، پژوهشگر و محقق موسیقی مقامی و نواحی ایرانزمین؛ نگاهی بر بلندای این روح فرحناک آمیخته با آواها و نواهای قدسی ایرانیان هماره موحد و باورمند به آیین اسلام بر بلندای ایام ماه مبارک رمضان داشته باشد.
در ادامه دومین قسمت از سلسله درسگفتارهای «ماه و نوا»، ویژه روایت آواها و نواهای معنوی و مذهبی ایرانیان در ایام ماه صیام که مرتبط با پیشینه و چگونگی شکلگیری امر «استهلال» (رویت هلال ماه نو) است از خاطرتان میگذرد.
با درود بر شما مخاطبان محترم خبرگزاری «ایکنا» و با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما؛ با درسگفتاری دیگر از سلسله درسگفتارهای «ماه و نوا»، در ایام ماه مبارک رمضان با رویکرد رصد، تعریف و تبیینِ آیینها، آواها و نواهای موسیقایی همسو و همدل با این آیینها در خدمت شما خواهیم بود.
در این برنامه با نگاهی عمومی و کلان درباره «استهلال» (رویت ماه)، نکاتی را با شما در میان میگذاریم؛ اینکه چگونه از ماه «شعبان» به «رمضان» و در پایان این ماه به هلالِ ماهِ نو، ماه «شوال» قدم می گذاریم.
ذکر این نکته ضروری است که مسئله رصد ماه تنها مربوط به ماه مبارک رمضان نبوده و در گذشته و در تمامی ماههای سال، افرادی که تخصص و تبحر این امر را داشتند به شکل ماهانه این اقدام را انجام میدادند.
از دیرباز در تاریخ بشر، اهمیت «استهلال» و رویت ماهِ نو، برای قدم گذاشتن به ماه جدید وجود داشته و شاهد نواها، آوازها، آیینها و مراسم مختلفی در استقبال از «ماه نو»؛ رسیدن به «ماه شبِ چهارده» و در ادامه، «پایان آن ماه» و رویت ماهِ نوی دیگر را شاهد بودیم.
قدیمیترین این اسناد در مسئله رویت و رصد ماه به اقوام «سِلت» در اروپای مرکزی باز میگردند؛ اما اگر بخواهیم نگاه تاریخی را کنار بگذاریم، به دوران اسلامی و اینکه چگونه مسئله «استهلال» و رویت هلال ماه رواج پیدا کرده است نگاهی متمرکز داشته باشیم؛ متونی که در اختیار ما قرار دارد از قرن پنج و شش قمری است که در آنها نکاتی درباره خط و ربط مشخص با محور لزوم استهلال، رویت ماه و آیینهای مربوط به آن در اختیار ما قرار گرفته است. متونی که با نگاهی متمرکز درباره ماه مبارک «رمضان» در آنها صحبت شده، اتفاقها و وقایعی که در اعصار و قرون گذشته به وقوع پیوسته را با ما در میان گذاشته است و اینکه آن اتفاقها چگونه کنار یکدیگر قرار گرفته و چه افرادی در این حوزه تحقیق کردهاند.
با نگاهی کلی و عمومی باید گفت که پیش از پیدایش رسانههای عمومی مانند رادیو، تلویزیون، خبرگزاریها و همه اسبابی که مسئله خبررسانی و اطلاعرسانی در سطح وسیع در یک جامعه از یک روستای کوچک تا تمامیت یک کشور را - مانند کشورمان ایران - بر عهده داشتند؛ مردم بسیار پیش از اتکا به این اسبابِ جمعی اطلاعرسانی، اقدامهای بسیار ویژه و خاصی را برای «رویت هلال ماه» انجام میدادند. باز هم تاکید میکنم که این موضوع فقط مرتبط به ماه مبارک رمضان نبوده و نیست و برای تمامی ماههای یک سال، این شیوه با روشها و تکنیکهای خاص خود انجام میشده است.
در قدیم حتی پیش از آنکه تلسکوپ به معنای ابزاری که امروز از آن شناخت داریم، وجود داشته باشد؛ مسئله «استهلال» و رویتِ «ماه نو»، بدون هیچ تردیدی به وسیله افرادی که در امر تقویمنویسی تبحری ویژه داشتند انجام میشد. البته در کنار این افراد، اشخاصی که تبحری خاص در علم نجوم و ستارهشناسی داشتند به یاریگری آنها میآمدند. منظور از این اشخاص، فرد یا افرادی بودند که مسلط به شیوهها، تکنیکها و قواعد علومی مانند ستارهبینی؛ نجوم و علمِ هیئت بودند و در این مسیر از اسباب و ادواتی مانند اسطرلاب نیز استفاده میکردند.
در گام نخست، مهمترین نکته برای این فرد - به عنوان شرط لازم و کافی - داشتن چشمِ قوی بوده که اهمیت بسیار بالایی داشته و همواره در میان گروه «رویت هلال ماه» و امر «استهلال»، حضور چنین فردی از هر مسئلهای مهمتر بوده است.
در روش و شیوه تبیین «استهلال» و رویت هلالِ ماهِ نو، آیینهایی نیز وجود داشته است. برای مثال؛ همواره شخصی که از «خانواده سادات» بوده و یا فردی مسلط به قرائت «قرآن» به عنوان یک قاری مسلط یا موذن؛ نیز افرادی که تبحری خاص در آیینهای موسیقایی چون «شبخوانی»، «سحرخوانی» و «مناجاتخوانی» داشتند نیز جزئی از اعضای گروه استهلال بودند تا امر اطلاعرسانی را به شکل عمومی به گوش تمامی مردمان آن نقطه و خطه برسانند.
این افراد (اعضای گروه استهلال) اغلب به نقاط مرتفع یا در صورت نبود کوه و تپه بلند در آن روستاها و قریهها، بر فراز بامها برای دیدن هلالِ ماهِ نو میرفتند.
اگر فرض کنیم در یک روستای کوچک چنین افرادی با این تبحر وجود نداشتند یا ابزار فنی که بتواند آنها را حمایت و پشتیبانی کند، وجود نداشت؛ مسئله صرف رویت هلال به سادهترین شکل ممکن انجام میشد؛ اما این به معنای آن نیست که هیچ نقطهای را بتوانیم پیدا کنیم که در نهایت افرادی که در آن نقطه ساکن بودند، امر استهلال و رویت هلال ماه را بی توجه کنار گذاشته یا آن را انجام نمیدادند.
برای رویت هلال ماه، همواره سه روز مانده به ماه رمضان، یعنی در اواخر شعبان؛ افراد و متخصصانی که از آنها نام بردم، کار خود را با رفتن به ارتفاعها، از تپه و کوه گرفته تا پشتبام خانهها آغاز میکردند و در نقطهای ثابت به دنبال زمانی مناسب برای رویت هلال میماندند.
با توجه به آنکه طول روزهای سال قمری و ماههای آن از سال و ماههای شمسی کوتاهتر است؛ بازه انجام کار «استهلال» تفاوتهای خاص خود را داشت. البته دلیل دیگر برای آنکه حداقل از سه روز قبلتر این افراد برای امر «استهلال» و رویت هلال ماه کار خود را آغاز میکردند، به شرایط جوی نیز بازمیگشت؛ چراکه ممکن بود در برخی از شبها، هوا ابری باشد و امکان رویت دقیق میسر نباشد.
نکته حائز اهمیت دیگر که باید به آن اشاره کرد، پاسخ به این پرسش است که چرا باید در هر منطقه، افراد مختلف به شکل مجزا، کار رویت هلال ماه و «استهلال» را انجام میدادند. دلیل این امر به سبب عرض جغرافیایی متفاوتی است که مناطق مختلف (روستاها و شهرها) در آن حضور دارند. برای مثال اگر عربستان را که از نظر جغرافیایی پایینتر از کشور ایران است در نظر بگیریم، عرض جغرافیایی آن با کشورمان متفاوت است و به همین سبب است که اغلب در کشور عربستان، یک روز زودتر از ما مسئله رویت هلال نو و آغاز ماه قمری مانند ماه مبارک رمضان، صورت میگیرد.
به همین ترتیب در مناطق دیگر با توجه به تفاوت عرض جغرافیایی به حتم و قطع لازم بود تا هر قریه کوچک تا شهر بزرگ که در نهایت تعداد افرادی کنار هم در آن محیط زندگی جمعی را شکل میدادند، باید به شکل مجزا کار امر «استهلال» و «رویت هلالِ ماهِ نو» را انجام میدادند.
سند دیگر برای لزوم این تفکیک و انجام کار اختصاصی و مجزا برای رویت هلال به نکاتی است که «ستاد استهلال» سالیان سال است آن را مطرح کرده و آن، اینکه هیچ دو سالی، هلال ماه همانند هم رویت نشده است. پس از همین روی نیاز بوده تا افراد با تخصصهای خاص، به شکل مجزا، در نقاط مختلف، کار «استهلال» را انجام داده و موفق به دیدن اولین نشانههای ظهور ماهِ نو شوند.
در نهایت بعد از آنکه این افراد متخصص کار «استهلال» را انجام میدادند؛ آن فرد «سید»، قاری یا موذن؛ یا افراد آشنا به نواهای موسیقی آیینی چون «شبخوانی»، «مناجاتخوانی» و «سحرخوانی» با صدای زیبا و رسا، با خواندن ادعیه در کوچههای آن قریه، روستا یا شهر حرکت میکردند و مسئله «رویت هلالِ ماه» را به گوش دیگر ساکنان آن منطقه میرساندند.
از همراهی شما با این درسگفتار سپاسگزارم تا «ماه و نوا» و درسگفتاری دیگر با محوریت رصد آیینها و نواهای موسیقایی ماه مبارک رمضان شما را به خدای یگانه میسپارم.
انتهای پیام