صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۴۳۳۶۴۸۷
تاریخ انتشار : ۰۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۰:۱۴
نقدی بر کتاب «میدان شهرت در ایران»

آنچه ما به‌عنوان جامعه قرآنی نیاز داریم، نه صرفاً توصیه‌های سیاستگذاری کلی، بلکه بازتعریف مفهوم شهرت در چارچوب ارزش‌های الهی و پرورش چهره‌های شاخصی است که بتوانند «اسوه حسنه» باشند، نه «مُترَف» و «گمراه‌کننده».

به گزارش ایکنا؛ کتاب «میدان شهرت در ایران» نوشته احسان شاه‌قاسمی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، یکی از مهم‌ترین و اولین آثار تألیفی در حوزه مطالعات شهرت در ایران است که به همت پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی منتشر شده است که سبحان قاری، دانشجوی علوم ارتباطات دانشگاه تهران نقدی بر این کتاب نوشته و آن را برای انتشار به ایکنا سپرده است.

این نقد را در ادامه می‌خوانید:

این کتاب با مقدمه آرتور آسابرگر، استاد برجسته ارتباطات، تلاشی ارزشمند برای بومی‌سازی مطالعات شهرت در ایران محسوب می‌شود. شاه‌قاسمی با رویکردی انتقادی و با هدف آشکار کردن «سویه‌هایی از روابط قدرت، ثروت و بازنمایی» که در حالت عادی دیده نمی‌شوند، به سراغ مسئله شهرت رفته است. او به‌درستی نشان می‌دهد که سلبریتی‌ها صرفاً افراد را سرگرم نمی‌کنند، بلکه از آنان برای تثبیت قدرت خود استفاده می‌کنند و در ظاهر طبق خواسته‌های مخاطبان حرکت می‌کنند، اما در پشت صحنه به دنبال حفظ و رشد منافع خود هستند.

با وجود تمام ویژگی‌های مثبت و تحسین‌برانگیز کتاب در تحلیل وضع موجود، این اثر در ارائه راهکار‌های عملی و ملموس برای مواجهه با پدیده شهرت دچار نوعی نقصان روش‌شناختی است. رویکرد غالباً آکادمیک و از بیرونِ میدان، نویسنده را به سمت راهکار‌های بلندمدتی مانند «آموزش» سوق داده و از طرح مفاهیمی، چون «پرورش سلبریتی استاندارد» بازمانده است.

سازوکار‌های شهرت در ایران

پدیده سلبریتی‌سازی از آن جهت مهم است که قدرت خلق می‌کند و این خلق قدرت می‌تواند در جهت اعتلای یک ارزش یا در جهت کسب سود شرکت‌های تبلیغاتی (به هر بهانه‌ای) حتی با خلق یک ضد ارزش شکل بگیرد. رها شدگی سلبریتی‌ها می‌تواند خسارات جبران‌ناپذیری را برای یک جامعه به ارمغان بیاورد و یک جامعه را به سمت سقوط ارزش‌های انسانی بکشاند.

در حال حاضر می‌توان گفت رها شدگی سلبریتی‌ها دیگر واژه درستی برای توصیف اوضاع نمی‌باشد، چراکه شرکت‌های تبلیغاتی به خوبی سلبریتی‌ها را در چنگ خود دارند و مدیریت می‌کنند و سیر فعالیتشان را همان شرکت‌ها مشخص می‌کنند. حرکات هماهنگ، پویش‌های مشترک در کسری از ثانیه را نمی‌توان چیزی جز مدیریت سلبریتی‌های ساخته شده توسط شرکت‌ها در فضای رسانه دانست. شاه‌قاسمی نیز در کتاب خود به این مهم اشاره کرده و سلبریتی‌ها را بخشی جدایی‌ناپذیر از سرمایه‌داری مدرن مصرفی می‌داند که در نتیجه درهم‌تنیدگی صنایع رسانه‌ای و نامورسازی آفریده و تبلیغ می‌شوند.

کتاب «میدان شهرت در ایران» نقاط قوت زیادی دارد که از جمله آنها می‌توان به ارائه اطلاعات جامعی درباره نظام ستاره‌سازی در ایران و نقش رسانه‌ها در فرآیند محبوب‌سازی اشاره کرد. یکی از مفاهیم کتاب این است که چرا مردم صفحات سلبریتی‌ها را دنبال می‌کنند. شاه‌قاسمی معتقد است در جامعه‌ای که مصرف به ارزش تبدیل شده، اما بسیاری از مردم توانایی مصرف اشرافی را ندارند، با دنبال کردن زندگی سلبریتی‌ها به صورت نیابتی از مصرف آنان لذت می‌برند. همچنین بررسی پدیده‌هایی، چون «نمایش فقر» در فعالیت‌های خیرخواهانه سلبریتی‌ها و «نخبه‌کوبی» نظام شهرت که نشان می‌دهد چگونه یک انسان کم‌سواد و کم‌استعداد با ایجاد فضایی برای دیده شدن، مشهور و محبوب می‌شود، از دیگر نقاط قوت کتاب است.

راهکار‌های بلندمدت

نقد اصلی آن‌جا مطرح می‌شود که کتاب از تحلیل وضع موجود به سمت «چه باید کرد» حرکت می‌کند. فصل پایانی کتاب تلاش بر ارائه راه حل دارد، راهکار‌هایی که عمدتاً به مقوله «آموزش» و «افزایش سواد رسانه‌ای» معطوف می‌شود و بی‌شک ضروری هستند، اما راه‌حل‌هایی بلندمدت و غیرفوری به شمار می‌روند.

کتاب از موضعی آکادمیک و از بیرونِ میدانِ رسانه و فرهنگ، نسخه‌ای برای اصلاحِ وضعیت ارائه می‌دهد که مخاطبِ آن نه نهاد‌های حکمرانی و نه فعالان رسانه، بلکه بیشتر جامعه دانشگاهی است. این رویکرد باعث می‌شود کتاب نتواند پاسخی روشن به این پرسش بدهد که در شرایط کنونی و با وجود نظام سرمایه‌داری رسانه‌ای و شرکت‌های سلبریتی‌ساز، نهاد‌های فرهنگی و حکومتی چه اقدامات عملی و فوری می‌توانند انجام دهند. کتاب بیشتر به ما می‌آموزد که «چرا» سلبریتی‌ها این‌گونه هستند، اما در پاسخ به «چگونگی» مدیریت این پدیده در کوتاه‌مدت، ناتوان می‌ماند.

علاوه بر این، با وجود استفاده از مفهوم «میدان» برگرفته از نظریه بوردیو، کتاب نتوانسته استقلال نسبی میدان شهرت در ایران را به تصویر بکشد. در بسیاری موارد، میدان شهرت در ایران متأثر از حاکمیت سیاسی و تصمیمات آن است و قواعد آن از بیرون تعیین می‌شود. این ابهام در مرز‌های میدان شهرت، قدرت تحلیل و راهکار‌های کتاب را تضعیف کرده است.

نقد دوم و مهم‌تر

نقد دوم و مهم‌تر آنکه کتاب در بخش پایانی صرفاً به توصیه‌های سیاستگذاری کلی بسنده کرده و از ارائه تصویری روشن از «سلبریتی مطلوب» بازمانده است و شاید حتی بین سلبریتی و فرد مشهور فرقی نیز قائل نشده است.

این خلط مفهومی و نگاه صرفاً منفی به پدیده شهرت، مانع از ارائه راهکار‌های ایجابی می‌شود. آن‌چه در این بین مغفول مانده است، ایده «پرورش سلبریتی استاندارد» است. انتظار می‌رفت کتابی با این عمق تحلیلی، به این پرسش اساسی بپردازد که اگر حضور سلبریتی‌ها اجتناب‌ناپذیر است (و هست)، چگونه می‌توان سازوکاری برای پرورش سلبریتی‌هایی با مسئولیت‌پذیری اجتماعی، اخلاقی و تخصصی طراحی کرد؟

آیا نمی‌توان سلبریتی‌هایی تربیت کرد که از سرمایه اجتماعی خود برای حل مسائل جامعه (نه صرفاً نمایش فقر یا ترویج مصرف) استفاده کنند؟ کتاب از پاسخ به این سؤال بازمی‌ماند. 

سلبریتی استاندارد چه سلبریتی‌ای است؟

برای پر کردن این خلأ، باید به سراغ منابع اصیل اسلامی رفت. قرآن کریم به خوبی راهبر را معرفی می‌کند. الگو‌های برتر را قرآن کریم این‌گونه معرفی می‌کند: انبیاء اولوالعزم به‌ویژه رسول اکرم(ص) که خداوند درباره ایشان می‌فرماید: «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»(به راستی که برای شما در رسول خدا الگوی نیکویی است). این الگو‌ها کسانی هستند که شهرت و محبوبیت خود را نه برای منافع شخصی، بلکه برای هدایت و خدمت به خلق خدا به کار می‌گیرند.

در چشم‌انداز اسلامی، «اسوه حسنه» کسی است که محبوبیت و تأثیرگذاری خود را نه برای منافع شخصی یا تجاری، بلکه برای هدایت، خدمت به خلق خدا و اعتلای ارزش‌های انسانی و الهی به کار گیرد. نمونهٔ یک برنامه(استاندارد) سلبریتی‌ساز و اثرگذار را می‌توان برنامهٔ محفل معرفی کرد که میزبانان حاضر در برنامه را(چه در مدت زمان حضور در ضبط برنامه و چه خارج از زمان ضبط و پخش برنامه) جهت دهی می‌کند و با ساماندهی آنها در برنامه‌های بین‌المللی، مفاهیم و ارزش‌های قرآن و انقلاب اسلامی را بیان می‌کند.

نتیجه‌گیری

کتاب «میدان شهرت در ایران» گامی بلند و ارزشمند در مسیر شناخت علمی و بومی پدیده شهرت در جامعه ماست. این کتاب با آشکار کردن سویه‌های پنهان قدرت و ثروت در صنعت سلبریتی‌سازی، افق‌های تازه‌ای را برای پژوهشگران و سیاستگذاران گشوده است. با این حال، آنچه پس از خوانش این کتاب به ذهن متبادر می‌شود، ضرورت تکمیل این مسیر با نگاهی ایجابی و راهبردی است.

اگر سلبریتی‌های موجود محصول صنعت سرمایه‌داری و مصرف‌گرایی هستند، جامعه ایرانی-اسلامی نیازمند تعریف و پرورش الگویی جایگزین است؛ الگویی که بتواند ضمن بهره‌گیری از ظرفیت‌های رسانه‌ای نوین، مخاطبان را نه به سمت مصرف نیابتی، بلکه به سوی تعالی اخلاقی، مسئولیت‌پذیری اجتماعی و سبک زندگی متوازن هدایت کند.

پس آنچه ما به‌عنوان جامعه قرآنی نیاز داریم، نه صرفاً توصیه‌های سیاستگذاری کلی، بلکه بازتعریف مفهوم شهرت در چارچوب ارزش‌های الهی و پرورش چهره‌های شاخصی است که بتوانند «اسوه حسنه» باشند، نه «مُترَف» و «گمراه‌کننده».

انتهای پیام