به گزارش ایکنا،
محمد مرادی؛ عضو هیئت علمی دانشگاه قرآن و حدیث، 18 اسفندماه در نشست علمی «
زندگی طیب و زلال و چند و چون آن در نگاهی به آیه 97 نحل» که از سوی دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد، گفت: ما در حال سپری کردن روزهای سخت و دشواری هستیم و دشمن غدار و سر تا پا مسلح به پیشرفتهترین امکانات نظامی به ایران عزیز حمله کرد و مقام معظم رهبری و فرماندهان عزیز نظامی ما به شهادت رسیدند که هر کدام شخصیتهای مؤثر و مهمی بودند و امیدواریم خداوند آنان را با اولیاء خودش محشور کند و به ما هم بینش لازم را بدهد که از این گذرگاه سخت عبور کنیم. در ادامه سخنان وی به شرح زیر است:
سخن درباره این آیه است که در سوره نحل آمده است: مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً ۖ وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ؛ از مرد و زن، هر کس کار شایسته انجام دهد در حالی که مؤمن است، مسلماً او را به زندگی پاک و پاکیزهای زنده میداریم و پاداششان را بر پایه بهترین عملی که همواره انجام می دادهاند، میدهیم.
منظور از حیات طیب چیست؟ خداوند این حیات را دستاورد
ایمان و عمل صالح معرفی کرده است که بنده در چند بند سخنانی را در این باره تقدیم میکنم.
اول مفهوم حیات و زندگی که در برابر مرگ است؛ در قرآن کلمه حیات به فراوانی به صورت مصدر و فعل مضارع و ماضی و در ساختار مجرد و مزید و ... به کار رفته است و در معنای زندگی موجود زنده است و البته جالب اینکه این حیات در موارد زیادی به آخرت هم نسبت داده شده است: إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ کانُوا يَعْلَمُونَ؛ سرای آخرت سرای زنده است.
ما با گفتمانی در قرآن مواجهیم که از دو نشئه یاد کرده است، یعنی حیات در دنیا و حیاتی که در آخرت داریم که پایانناپذیر است. به هر دو جهان حیات نسبت داده شده است، زیرا در هر دو پویایی و نشاط و تحرک و تداوم حرکت وجود دارد. ما وقتی از حیات سخن میگوییم از نوعی از حرکت حرف میزنیم که در موجودات زنده وجود دارد.
ما با دو پدیده حیات و مرگ روبرو هستیم که مرگ فقدان حیات است. مرگ و حیات هم دو نوع است یکی فیزیکی و دیگری فرافیزیکی که فراتر از حس و لمس ما هست، یعنی انسان علاوه بر فعالیت و تولید مثل و تحرک چیز دیگری در درون دارد که از آن به حیات معنوی تعبیر میکنیم.
َشهدا حیات طیبه ابدی دارند
خداوند در قرآن در مورد کسانی که در راه خدا کشته میشوند فرموده است که آنها زنده هستند و اموات نیستند؛ این در حالی است که بین مرگ جسم یک انسان بد با خوب و شهید و غیر شهید فرقی وجود ندارد، اما انسان خوب در نزد خدا زنده است و وقتی از شهید یاد میکنیم یعنی در پیشگاه خداوند در نشئه دیگر زنده هستند اما کسانی که به مرگ طبیعی میمیرند این درجه و حیات را ندارند. بل اموات و لکن لا تشعرون. این حیات، حیاتی است که ما درک روشنی از آن نداریم مگر اینکه بخشی از این حیات را احساس کنیم.
قرآن به مؤمنان دستور داده است دعوت خدا و رسول خدا را اجابت کنید و پاسخ مثبت بدهید چون میخواهد به شما حیات بدهد؛ این فراخوان و پاسخ به آن بیانگر حیاتی فراتر از زنده بودن و تنفس است و حتی ممکن است کسی مرده باشد اما این حیات را به خاطر نوع مرگش یعنی شهادت داشته باشد.
دقیقا وقتی از مرگ و حیات یاد میشود گویی اینکه مراد قرآن مرگ و حیات فیزیکی نیست. با این حساب دو گونه حیات و ممات داریم، یعنی حیات و ممات فیزیکی و فرافیزیکی و بر این اساس کسانی به ظاهر در دنیا زنده هستند اما در حقیقت مردهاند و قرآن درصدد رساندن انسان به حیاتی فراتر از فیزیکی و حسی است.
واژه دیگر در آیه مورد بحث کلمه طیب و طیبه است که به معنای چیزی است که مطابق میل و مذاق انسان است. انسان اگر با شخص و با رایحه و یا بوی گلی مواجه شود از آن لذت میبرد و حتی قرآن فرموده است با زنانی که مطابق میل شما هستند ازدواج کنید؛ کلمه طیب چند مرتبه در برابر خبیث به کار رفته است از جمله فرموده است: لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَيَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلَىٰ بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَمِيعًا فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ؛ خداوند هیچ کسی را راه نکرده است تا معلوم شود چه کسی خبیث و چه کسی طیب است و خبیث چیزی است که مطابق میل انسان نیست. البته خبیث در فارسی بار معنایی فراتر از زبان عربی دارد زیرا خبیث چیزی است که مطابق میل انسان نیست و انسان دوست ندارد.
حلالهای الهی مطابق فطرت انسان است
در قرآن خداوند قاعده عامی در مورد طیب و خبیث بیان کرده است و میفرماید: حلالهای الهی مطابق میل و فطرت انسان است و حرامها هم چیزی است که مطابق میل و طبع آدمی نیست. جالب اینکه در قرآن از اشیاء و کسب و نسل طیب و مسکن طیب، باد طیب، شجره طیبه و تحیت و درود طیب، شهر طیب و .. نام برده است. طیب به چیزی گفته میشود که خوشایند و زیبا و قشنگ و مورد توجه آدمی است و ضد طیب، خبیث و چندشآور است.
برخی گفتهاند حیات طیب حیات فاقد مرگ است و برخی آن را معنویت خاص و ناب میدانند که خالی از هر نوع نابودی و تمامشدن و تیرگی است یا حیاتی که در آن بیماری و فقر نیست و برخی آن را حیات برزخی نامیدهاند یا حیات دنیوی رضایتمندانه توام با نیکبختی و خوشبختی. البته خوشبختی در دنیا لزوما در داشتن مال و نداشتن آن نیست بلکه به نوع نگاه و ظرفیت آدمی است، لذا گفتهاند
حیات طیب یعنی حیات رضایتمندانه و توام با روزی حلال یا قناعت است که حضرت امیر(ع) فرمودند یا گفته شده است که قرب به خدا همان حیات طیب است.
خداوند در آیه مورد بحث سخن از لنحیینه آورده است نه لنطیبنه. در آیه دیگری فرموده است: أَوَمَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا ۚ كَذَٰلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ؛ آیا کسی که مرده بود و ما او را زنده کردیم و برای او نوری قرار دادیم. یعنی این نور فراتر از حیات مادی است و به تعبیر روایت اگر کسی این نور را داشته باشد بسیاری از مشکلات فهم و معرفت او هم حل خواهد شد و در وادی چه کنم چه کنم نمیافتد و در بزنگاههای معرفتی راه خودش را مییابد. اگر انسان به این موقعیت از وجود و معرفت و هستی برسد راحت خواهد شد و در برابر سختترین حوادث مانند کوه راسخ خواهد ایستاد و خم به ابرو نخواهد آورد و این مستلزم مراقبت و زحمت روزانه است تا به این ظرفیت برسد.
حیات طیب در برابر حیات خبیث
برخی افراد در موقعیتهای ساده هم خودشان را میبازند اما برخی از صخره و کوه هم استوارتر هستند. بنابراین زندگی و حیات دنیوی امتیاز وجودی است که همه داریم اما حیات طیب در برابر حیات خبیث خودش یک امتیاز است و اگر کسی بخواهد به این مرتبه برسد باید مراقبت زیادی از نفس خودش داشته باشد و خودش را از آلودگیها دور کند زیرا آلودگی وقتی در وجود انسان متراکم شود ممکن است او را از وادی انسانیت بیرون ببرد. انسانهای بهشتی انسانهای پاک در زندگی و حیات پاک هستند یعنی خوراک و کار و کسب و روابط اجتماعی آنان پاک است. در یکی از آیات فرموده است که بهشتیان وقتی وارد بهشت شدند همه غل و غش و کینه آنان برطرف میشود.
انتهای پیام