به قلم احمد عبدالرحمن، نویسنده و تحلیلگر مسائل سیاسی در لبنان
در بیشتر کشورهای جهان، بسیاری در مورد راز این خصومت بیش از حد آمریکایی ـ اسرائیلی با جمهوری اسلامی ایران کنجکاو هستند. این خصومت، مداوم، پیوسته و بدون وقفه است و با موفقیت انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) در سرنگونی رژیم شاه آغاز شده است. با سقوط شاه، بزرگترین لانه جاسوسی آمریکا و اسرائیل که تمام کشورهای منطقه را هدف قرار داده بود، فرو ریخت. هر کسی که از سفارت آمریکا در تهران بازدید کرده و تجهیزات نظارتی، شنود و جاسوسی موجود در آن را دیده باشد، معنای جمله فوق را درک میکند.
برخی از مردم و تعداد قابل توجهی از تحلیلگران و متخصصان، این موضع نسبت به ایران را به مردم آن که به فرقه شریف شیعه تعلق دارند، نسبت میدهند. این روایتی است که بسیاری از نظریهپردازان جنبشهای تکفیری سعی کردهاند و همچنان تلاش میکنند تا مردم را به آن متقاعد کنند، بهویژه از آنجایی که آنها با طرفهای آمریکایی و اسرائیلی و بقیه محور شرارت موضع یکسانی دارند.
در واقع، این را میتوان به راحتی با بررسی موضع خود طرفهای مذکور نسبت به رژیم ایران در دوران حکومت پهلوی رد کرد. شاه نیز شیعه بود، همانطور که بیشتر جمعیت کشور شیعه بودند. در آن زمان، رژیم از روابط بسیار خوبی با قدرتهای استعماری جهانی برخوردار بود و حتی به عنوان پلیس منطقه مورد استفاده قرار میگرفت و در خدمت منافع آنها بود و برنامههای آنها را اجرا میکرد، مانند هیچ رژیم دیگری. بنابراین، استدلال بُعد فرقهای کاملاً بیاعتبار است.
دلیل دوم، که برخی معتقدند مستقیماً با خصومت علیه ایران مرتبط است، جایگاه آن به عنوان یک تولیدکننده بزرگ نفت، علاوه بر داشتن مواد معدنی دیگری است که تقریباً در بسیاری از کشورهای دیگر وجود ندارند. در حالی که این میتواند به عنوان یک علت جزئی از وضعیت فعلی در نظر گرفته شود، چنین خصومت و تجاوزی را توجیه نمیکند. بسیاری از کشورها ثروت نفتی بیشتری نسبت به ایران دارند، اما با این سطح از خصومت مداوم در چهل و هفت سال گذشته مواجه نیستند.
در واقع، موضع «محور شرارت» نسبت به ایران کاملاً واضح است و برای درک انگیزههای واقعی آن به تلاش کمی نیاز است. میتوانیم به سه دلیل اشاره کنیم که بر موضع ایالات متحده و اسرائیل نسبت به ایران حاکم است، موضعی که همانطور که قبلاً ذکر شد، بسیاری از قدرتهای جهانی و منطقهای و حتی برخی از کشورهای عربی و اسلامی نیز در آن اشتراک نظر دارند.
هیچ کس، چه دشمن و چه حامی جمهوری اسلامی ایران، نمیتواند واقعیت موضع ایران در مورد فلسطین و آرمان عادلانه و مشروع آن را انکار کند. این موضع، صرف نظر از وابستگی فرقهای یا اعتقادی، به مسائل جهان اسلام نیز گسترش مییابد. این را میتوان در موضع حمایتی ایران در مورد سایر مسائل، مانند بوسنی و هرزگوین و افغانستان، که هر دو به مکتب فکری اهل سنت پایبند هستند، ملاحظه کرد.
در مورد مسئله فلسطین، تلاشهای بیوقفه ایران، به پایداری مردم فلسطین در مواجهه با جنگ نسلکشی که بیش از هفتاد و هفت سال است متحمل شدهاند، کمک کرده است. اگر این حمایت ـ سیاسی، نظامی، رسانهای و مالی ـ نبود، قضیه فلسطین در وضعیتی بسیار بدتر از امروز قرار داشت. در واقع، این حمایت دلیل اصلی تبدیل مقاومت فلسطین به یک نیروی واقعاً قدرتمند و توانمند بوده است که توانسته در بسیاری از مراحل مبارزه خود علیه دشمن صهیونیستی به موفقیتهای چشمگیری دست یابد.
اگر این حمایت ـ سیاسی، نظامی، رسانهای و مالی ـ نبود، قضیه فلسطین در وضعیتی بسیار بدتر از امروز قرار داشت. در واقع، این حمایت دلیل اصلی تبدیل مقاومت فلسطین به یک نیروی واقعاً قدرتمند و توانمند بوده است
این حمایت سخاوتمندانه و قابل توجه ایران، بهویژه در جبهه نظامی، توسط شهید بزرگ یحیی سنوار، ابراز شد که گفت: «ما شاهدیم که شما قدرت نظامی ما را افزایش میدهید، قدرتی که برای آزادی فلسطین و حق بازگشت چند برابر شده است. ایران بزرگترین حامی است که پول، سلاح و آموزش ارائه میدهد. حمایت ایران استراتژیک است».
به موازات آن، ایران حمایت سیاسی از قضیه فلسطین را تا حدی که با هیچ کشور دیگری قابل مقایسه نیست، ارائه داده است. از همان روز اول انقلاب اسلامی، روابط دیپلماتیک خود را با رژیم صهیونیستی که در زمان شاه وجود داشت، قطع کرد. سفارت اسرائیل در تهران را به سازمان آزادیبخش فلسطین تحویل داد و پرچم فلسطین را بر فراز آن برافراشت. علاوه بر این، ایران مشروعیت رژیم صهیونیستی را در هیچ بخشی از فلسطین تاریخی به رسمیت نمیشناسد و پیوسته خواستار جرمانگاری اشغال سرزمینهای فلسطینی توسط اسرائیل در تمام مجامع و نهادهای بینالمللی شده است. همچنین موضع روشن و علنی خود را در رد تمام توافقنامههای امضا شده توسط کشورهای عربی و تشکیلات خودگردان فلسطین با اسرائیل حفظ کرده است.
در کنار همه این حمایتها، امام خمینی(ره) هر ساله آخرین جمعه ماه رمضان را به عنوان روزی برای حمایت و دفاع از حقوق فلسطینیان در برابر اشغال صهیونیستی، تحت عنوان «روز جهانی قدس» اعلام کرد. این روز به نقطه عطفی در تاریخ آرمان فلسطین تبدیل شده است و شاهد یک جنبش جهانی همبستگی با حقوق فلسطینیان است که به ندرت در هیچ مناسبت دیگری دیده میشود.
حمایت نظامی و سیاسی به حوزههای مالی و رسانهای نیز گسترش مییابد. از نظر مالی، ایران علیرغم بحران، تلاشهای قابل توجهی در جبهههای مختلف انجام میدهد. علیرغم مشکلات اقتصادی ناشی از تحریمها، بخش قابل توجهی از بودجه خود را به حمایت از مردم فلسطین در تمام اقشار جامعه اختصاص میدهد. علاوه بر حمایت قابل توجه از همه گروههای مقاومت، به طور منظم به خانوادههای شهدا، زندانیان و مجروحان و همچنین خانوادههایی که خانههایشان توسط متجاوزان اسرائیلی ویران شده است، کمک میکند. این علاوه بر سایر اشکال کمک در زمینههای مختلف است که تعداد آنها بسیار زیاد است. همچنین شایان ذکر است که صدها فلسطینی مجروح را در بیمارستانها و مراکز درمانی خود پذیرفته است.
روز جهانی قدس به نقطه عطفی در تاریخ آرمان فلسطین تبدیل شده است و شاهد یک جنبش جهانی همبستگی با حقوق فلسطینیان است که به ندرت در هیچ مناسبت دیگری دیده میشود
در حوزه رسانه، رسانههای دولتی و خصوصی ایران توجه دقیقی به آرمان فلسطین دارند و تمام تحولات مربوط به آن را از نزدیک دنبال میکنند. برنامهها، سمینارها و جلساتی که در مورد فلسطین و وضعیت اسفناک آن بحث میکنند، از ویژگیهای ثابت تلویزیونهای ایران، وبسایتها و روزنامهها است. علاوه بر این، تعداد زیادی از خبرنگاران شاغل در رسانههای ایرانی در تمام شهرهای فلسطین مستقر هستند و پوشش مداوم رویدادها و تحولات را ارائه میدهند.
این حمایت ایران، دشمن صهیونیستی و متحد استراتژیک آن، ایالات متحده، را که به دنبال نابودی کامل آرمان فلسطین هستند، به شدت نگران میکند. آنها معتقدند که حمایت جمهوری اسلامی، تلاشهای آنها را تضعیف کرده و بسیاری از برنامههایشان را خنثی میکند.
از زمان موفقیت انقلاب اسلامی در ربع آخر قرن بیستم و پس از اعمال تحریمهای ناعادلانه ایالات متحده، ایران تلاش کرده است تا خود را در میان کشورهای پیشرو جهان از نظر مدرنیته و قدرت قرار دهد. این کشور برای غلبه بر تأثیر تحریمها و محاصره، به تواناییهای خود، دانشمندان و نوآوران خود در زمینههای مختلف تکیه کرده است.
در سالهای پس از انقلاب، به دستاوردهای علمی، اقتصادی و نظامی چشمگیری دست یافته است که حتی در میان کشورهایی با منابع مادی قابل توجه و منابع طبیعی گسترده نیز به ندرت دیده میشود.
در جبهه اقتصادی، اقتصاد ایران با وجود تحریمهای مالی بیسابقه و جنگهایی که با آن روبرو بوده است، در میان ۱۸ اقتصاد بزرگ جهان قرار دارد. تولید ناخالص داخلی آن در سال ۲۰۲۵ به حدود ۶۶۵ میلیارد دلار رسید که از تولید ناخالص داخلی بسیاری از کشورهای بزرگ جهان فراتر میرود.
به موازات آن، ایران نهمین تولیدکننده بزرگ نفت در جهان و سومین تولیدکننده بزرگ گاز طبیعی است که به آن قدرت بیشتری میدهد و آن را در خط مقدم کشورها در این بخش حیاتی و مهم قرار میدهد. از نظر علمی، ایران در رتبه پانزدهم توسعه علمی و فناوری در جهان قرار دارد. با وجود تحریمها و محاصرهها، شاهد رشد سریع در فناوری نانو بوده و در انتشار تحقیقات علمی در این زمینه رتبه چهارم جهانی را دارد. در هوش مصنوعی، ایران در رتبه دوم منطقهای قرار دارد.
در علوم پزشکی و سلولهای بنیادی، ایران پیشرفتهای قابل توجه و چشمگیری در مهندسی بافت، سلولهای بنیادی و ساخت شهرهای دارویی داشته و به ۹۷ درصد خودکفایی رسیده است.
در بخش فضا و هوانوردی، ایران قابلیتهای بومی در تولید و پرتاب ماهوارهها را توسعه داده است. این کشور در میان معدود کشورهای جهان که قادر به توسعه فناوریهای فضایی هستند، قرار دارد و دارای چندین ماهواره از جمله نور، خیام، امید، ظفر و پیام است.
در سطح نظامی، پیشرفت ایران در پاسخهای گسترده و پیچیدهاش به تجاوز آمریکایی ـ اسرائیلی که صبح شنبه گذشته رخ داد، مشهود است. این پاسخها به همه کسانی که در مورد اثربخشی قابلیتهای نظامی ایران تردید داشتند، ثابت کرد که این کشور، آنطور که دشمنان و مخالفانش باور داشتند یا تبلیغ میکردند، یک ببر کاغذی نیست. در این زمینه، ایران پس از انقلاب شاهد توسعه چشمگیری در تولید سلاحهای دفاعی و تهاجمی، بهویژه در ساخت موشکهای بالستیک دوربرد، موشکهای دریایی، سیستمهای پدافند هوایی و موشکهای هوشمند بوده است. این علاوه بر جهش کیفی در تولید پهپادها است که از بهترین و کارآمدترینها در جهان محسوب میشوند.
علاوه بر این، ایران پیشرفت چشمگیری در تولید زیردریاییهای نظامی داشته است. نیروی دریایی ایران دارای ناوگان متنوعی از زیردریاییها است، از زیردریاییهای سنگین کلاس کیلو برای عملیات در اعماق دریا گرفته تا تعداد زیادی زیردریایی کوچکتر مانند غدیر و فاتح که برای عملیات در آبهای کمعمق برای انجام مأموریتهای استراتژیک مانند هدف قرار دادن کشتیهای بزرگ دریایی دشمنان کشور طراحی شدهاند.
این تحولات قابل توجه و عظیم، دشمنان جمهوری اسلامی را بر آن داشته است تا به هر طریق ممکن آن را متوقف کنند. پس از شکست در همه اشکال تحریم، فشار اقتصادی، محدودیتها و ممنوعیتها، آنها به تجاوز نظامی گستردهای که اکنون شاهد آن هستیم، متوسل شدند و از طریق آن تلاش میکنند شکست خود را در متوقف کردن رشد، شکوفایی و پیشرفت جمهوری اسلامی ایران جبران کنند.
در بسیاری از اظهارات رهبران آمریکا و اسرائیل، میل به انتقام از جمهوری اسلامی ایران آشکار و مشهود است. آنها معتقدند که همه شکستهای پروژهها و توطئههای آنها علیه مردم و کشورهای منطقه به دلیل ایران انقلابی است. ایران آشکارا اعلام میکند که در کنار مظلومان منطقه و جهان ایستاده است و با وجود فداکاریهایی که انجام میدهد، به مخالفت و مقابله با نیروهای استکبار جهانی و استعمار ادامه خواهد داد.
در رژیم صهیونیستی، این باور راسخ وجود دارد که تمام تواناییها و منابعی که گروهها و نیروهای مقاومت در فلسطین، لبنان، عراق و یمن در اختیار دارند، از ایران سرچشمه میگیرد و تمام شکستهایی که این رژیم سرکش در رویارویی با این نیروها و گروهها متحمل شده است، به دلیل همین منابع بوده است. در نتیجه، میل به انتقام از حکومتی که آنها را تأمین مالی، تسلیحاتی و پشتیبانی میکند، به ویژه با توجه به حمایت گسترده و نامحدود آمریکا، افسارگسیخته شده است.
آمریکاییها نیز به نوبه خود، چه به دلیل شکستهای چشمگیری که ایران در عرصههای مختلف به آنها وارد کرده است، و چه به دلیل آنچه که آنها مسئولیت ایران در مرگ دهها سربازشان در سالهای گذشته میدانند، به ویژه بمبگذاری بیروت در سال ۱۹۸۳ که منجر به کشته شدن ۲۴۱ تفنگدار دریایی ایالات متحده شد، این حس انتقام وجود دارد.
اگرچه قوه قضائیه ایالات متحده حکمی را که بانک مرکزی ایران را ملزم به پرداخت ۱.۶۸ میلیارد دلار غرامت به خانوادههای سربازان کشته و زخمی شده در آن حمله میکرد، لغو کرده بود - حکمی که اتهام ایالات متحده به ایران را کاملاً رد میکرد - اما دونالد ترامپ این موضوع را برای توجیه تجاوز علیه ایران احیا کرد و این کشور را به حمایت از عاملان حمله متهم کرد.
علاوه بر سه دلیل ذکر شده در بالا، برنامه هستهای صلحآمیز ایران را میتوان به فهرست دلایلی که منجر به تجاوز علیه ایران شد، اضافه کرد، حتی اگر تمام دادههای تأیید شده توسط آژانس بینالمللی انرژی اتمی و سایر نهادهای مربوطه نشان دهد که ایران هیچ قصدی برای توسعه بمب هستهای برای استفاده نظامی ندارد.
در هر صورت، از آنجایی که جنگ به وقوع پیوسته است، و پس از گذار از مرحله تهدید، ارعاب و فشار اقتصادی به رویارویی مستقیم که ممکن است به یک جنگ منطقهای تبدیل شود و حتی در صورت وقوع رویدادهای پیشبینی نشده میتواند به جنگ جهانی سوم تبدیل شود، ما معتقدیم که پیروزی از آن دشمنان نخواهد بود. اگرچه آنها از برتری نظامی و فناوری قابل توجهی برخوردارند و از حمایت بسیاری از کشورهای منطقه و جهان برخوردارند، اما فاقد بسیاری از عناصر لازم برای پیروزی، از جمله مشروعیت، هستند. حتی خود آمریکاییها نیز اذعان دارند که در این جنگ مشروعیت وجود ندارد و این تجاوز در خدمت منافع نیروهای راست افراطی در آمریکا و اسرائیل است که به نظر میرسد اگر این جنگ ناعادلانه به اهداف خود نرسد، متحمل شکست بزرگی خواهند شد.
ما به توانایی مردم بزرگ ایران و رهبری محترم آنها برای غلبه بر این تجاوز، خنثی کردن تمام نقشههای دشمنان و هدایت این ملت عزیز و قدرتمند به ساحل امن، علیرغم حجم خسارات و جانفشانیها، اطمینان داریم.
انتهای پیام