به قلم احمدرضا اصغری، فعال فرهنگی افغانستان
در تقویم سیاسی جهان، روزهایی وجود دارند که فراتر از یک مناسبت ساده، به نماد یک دغدغه انسانی تبدیل میشوند. روز جهانی قدس از جمله همین روزهاست؛ روزی که اگرچه ریشه در جهان اسلام دارد، اما در ماهیت خود به مسئلهای فراتر از مذهب و جغرافیا اشاره میکند: رنج انسانهایی که دههها در چرخهای از خشونت، بیثباتی و محرومیت گرفتار آمدهاند.
مسئله فلسطین تنها یک منازعه سیاسی میان دو طرف نیست؛ بلکه روایت طولانی مردمی است که زندگی روزمرهشان با واژههایی چون محاصره، آوارگی، ناامنی و نگرانی از آینده گره خورده است. در بسیاری از نقاط جهان، وقتی از فلسطین سخن گفته میشود، نخستین تصاویری که در ذهن نقش میبندد، خانههای ویران، کودکانی در میان آوار و خانوادههایی است که هر روز با امیدی شکننده برای فردایی آرامتر بیدار میشوند. این تصویرها تنها بخشی از واقعیتی است که سالها بر زندگی میلیونها انسان سایه افکنده است.
از منظر انسانی، فارغ از هرگونه موضعگیری سیاسی یا ایدئولوژیک، رنج مردم عادی همواره باید در مرکز توجه قرار گیرد. در هر منازعهای، این مردم عادی هستند که بیشترین هزینه را میپردازند؛ کسانی که نه در تصمیمگیریهای کلان سیاسی سهمی دارند و نه در آغاز جنگها نقشی. با این حال، زندگی آنان بیش از هر کس دیگر تحت تأثیر پیامدهای این درگیریها قرار میگیرد.
در این میان، نقش امام خمینی(ره)، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، در شکلگیری و تثبیت روز قدس در تقویم سیاسی جهان اسلام قابل تأمل است. ایشان در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران(۱۳۵۸) پیشنهاد کردند که آخرین جمعه ماه مبارک رمضان به عنوان «روز قدس» نامگذاری شود؛ ابتکاری که هدف آن زنده نگه داشتن مسئله فلسطین در وجدان عمومی جهان بود. این پیشنهاد به مرور زمان به یکی از نمادهای همبستگی با مردم فلسطین در بسیاری از کشورها تبدیل شد و توانست توجه افکار عمومی را به سرنوشت این ملت جلب کند.
با گذشت سالها، مفهوم روز قدس از یک مناسبت صرف سیاسی فراتر رفته و به بستری برای طرح یک مطالبه انسانی تبدیل شده است؛ مطالبهای که بر ضرورت توجه به وضعیت غیرنظامیان و حق آنان برای زندگی در امنیت و کرامت انسانی تأکید میکند. اهمیت این روز در آن است که یادآوری میکند رنج یک ملت نباید در میان رقابتهای سیاسی و منافع قدرتها به فراموشی سپرده شود.
در سالهای اخیر، گزارشهای نهادهای حقوق بشری و سازمانهای بینالمللی بارها به دشواریهای زندگی مردم فلسطین اشاره کردهاند. محدودیتهای اقتصادی، کمبود منابع حیاتی و تداوم ناامنی، شرایطی را ایجاد کرده که بسیاری از خانوادهها حتی برای تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی با مشکلات جدی روبهرو هستند. در چنین وضعیتی، همدلی جهانی دیگر تنها یک انتخاب اخلاقی نیست، بلکه ضرورتی انسانی به شمار میآید.
در این میان، مردم افغانستان شاید بیش از بسیاری از ملتهای دیگر قادر باشند عمق این رنج را درک کنند. جامعهای که دههها تجربه جنگ، بیثباتی، مهاجرت اجباری و از دست دادن عزیزان را پشت سر گذاشته است، به خوبی میداند زندگی در سایه ناامنی چه معنایی دارد. همین تجربه مشترک سبب شده است که همدردی با مردم فلسطین برای بسیاری از افغانها صرفاً یک موضع سیاسی یا شعاری نباشد، بلکه احساسی واقعی و انسانی باشد که از حافظه تاریخی یک ملت جنگدیده سرچشمه میگیرد.
البته توجه به بعد انسانی مسئله فلسطین و تجربه تاریخ نشان داده است که هیچ راهحل پایداری برای منازعات شکل نمیگیرد، مگر آنکه کرامت انسانی در مرکز توجه قرار داشته باشد.
از این منظر، روز قدس میتواند یادآور یک مسئولیت اخلاقی مشترک باشد؛ مسئولیتی که محدود به یک ملت، مذهب یا منطقه خاص نیست. در جهانی که ارتباطات مرزهای جغرافیایی را کمرنگتر کرده است، رنج یک جامعه دیگر نمیتواند از نگاه افکار عمومی جهان پنهان بماند.
در نهایت، شاید مهمترین پیام روز قدس این باشد که مسئله فلسطین پیش از آنکه یک موضوع صرفاً سیاسی باشد، مسئله انسانهایی است که میخواهند مانند دیگران زندگی کنند: کودکی که آرزوی مدرسهای آرام دارد، مادری که امنیت خانوادهاش را میخواهد و پدری که امیدش به آیندهای باثبات برای فرزندانش است.
اگر این بعد انسانی در مرکز توجه قرار گیرد، روز قدس میتواند به فرصتی برای تقویت همدلی جهانی تبدیل شود؛ همدلیای که فراتر از مرزهای مذهبی و سیاسی قرار دارد و بر یک اصل ساده تأکید میکند: رنج انسان، در هر کجای جهان که باشد، شایسته توجه و همدردی است.
منبع: آواپرس
انتهای پیام