سرویس اندیشه ایکنا در قالب درسگفتار «قدر، توسعه دهنده زیست انسان» به سراغ پویا پایداری، مدرس دانشگاه و پژوهشگر دینی رفته تا پیرامون این موضوع که شبهای قدر چگونه میتوانند نقطهای برای بازاندیشی در زیست ایمانی انسان باشد بیاموزد و بیندیشد. بر این اساس، نوشتار حاضر با خوانشی توأمان از آموزههای وحیانی و سلوک معرفتی، به واکاوی ابعاد دوگانه استغنا در ساحت ماده و معنا میپردازد تا تبیین سازد چگونه مدرسه قدر در بستر ماه رمضان، فرصتی برای عبور از بندگیِ کاسبکارانه به سوی نجوایی عاشقانه و تجلی صفات ربوبی در آینه جانِ آدمی است. مسیری که از استغنای ساده در امور روزمره آغاز شده و به مقامِ والای الفقر فخری در خلوت با پروردگار ختم میشود. در این مجال بخش پنجم این درسگفتار تقدیم مخاطبان میشود.
تجلی استغنا؛ بال پرواز انسان در دو ساحت ماده و معنا
در نهاد انسان خصیصهای نهفته است که اگر به آن مزین شود، بال پروازی مییابد که هیچکس را یارای مقابله با او نیست: و آن «بینیازی» است. این استغنا که در دو بُعد مادی و معنوی جلوهگر میشود، به معنای رسیدن نفس به حالتی است که از بند خواستنهای دنیوی و وابستگیهای ذلتبار رها گردد.
استغنا در زیست مادی: رهایی از اسارت خلق
استغنا در امور دنیوی به زبان ساده یعنی نفی هرگونه وابستگی؛ چرا که وابستگی، آغازِ اظهار عجز در تأمین مطالبات و عادت کردن به ناتوانی در گذران امور است. نگاهی به متون دینی نشان میدهد که همواره به نوعی از زیستن دعوت شدهایم که انسان را به اسارت دیگران درنیاورد. تنها عاملی که آدمی را بنده مخلوقات میکند، «درخواست» و چشیدن طعم منت پس از آن است. مطابق با کلام معصوم که میفرماید: «و افتقر إلی مَن شئت فانت اسیره»؛ به هر کس که اظهار حاجت کنی، اسیر او میشوی. اگر به تو احسان کند، اسیر احسان اویی و اگر دریغ کند، اسیر خفتی هستی که به سبب طلب کشیدهای.
پیامبر رحمت(ص) منشوری کوتاه اما به بلندای جان صادر کرده است: «استغنوا عن النّاس و لو بشوص السّواک». ایشان توصیه میفرمانند که از مردمان بینیاز باشید و حتی برای کوچکترین ابزار (مانند مسواک) دست طلب دراز نکنید. حتی در توصیههای اخلاقی آمده است که اگر چیزی را به عاریه گرفتید، بکوشید بهتر از آن را بازگردانید تا غبار منت بر جانتان ننشیند.
استغنا در زیست معنوی: بندگی عاشقانه، نه کاسبانه
گام بعدی استغنا، در سیر و سلوک معنوی تجلی مییابد؛ جایی که بنده در مقام طاعت، هیچ چشمداشتی به پاداش و ثواب آخرت ندارد و عبادتش سراسر عاشقانه است. در این ساحت، سِرّ و قلب بنده باید از هرچه غیر خداست مستغنی شود. به حکم «فاخلع نعلیک»، باید هر آنچه موجب دوری از درگاه ایزد منان است را از خود دور کرد و چنان به «او» متکی شد که از همه کس و همه چیز جز او بینیاز گشت.
این همان مقامی است که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «الفقر فخری». رسیدن به این مرحله، یعنی پشت پا زدن به هوسها، جلوهها و درخواستهای دنیوی و حتی پاداشهای اخروی. اینگونه است که انسان بر سر افلاک پا میگذارد و صفات خداوند را در وجود خویش متجلی میبیند. کسی که از همگان بینیاز شود، خود به مقصود و قبله توجه دیگران بدل میگردد:
«ای سرو ناز حُسن! که خوش میروی به ناز / عشاق را به ناز تو هر لحظه صد نیاز»
رمضان؛ بستر قدرپروری و استغنا
مدرسه «قدر» و پرورش یافتن در بستر ماه رمضان، تنها به اعمال عبادی و امساک از فجر تا غروب محدود نمیشود. حقیقت رمضان، «قدرپروری» است. در این ماه باید آموخت که در سبک زندگی خود چنان با اعتماد به نفس گام برداشت که از هر کسی جز پروردگار مستغنی بود؛ چرا که چشم طمع به احسان دیگران، مایه دنائت بنده و رفعتِ بخشنده است.
باید «قدر» پیدا کرد و عبادت کاسبانه را رها نمود تا به نجوایی عاشقانه رسید:
«تو بندگی چو گدایان به شرطِ مُزد مکن / که دوست خود روش بندهپروری داند»
تنها با این نوع از استغناست که انسان میتواند به رنگ و بوی ربالعالمین درآید و به معنای واقعی کلمه، «بنده» شود.
انتهای پیام