صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۴۳۴۲۵۸۱
تاریخ انتشار : ۰۸ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۹

سال ۱۳۷۹، وقتی ایده خلق یک قرآن تماماً سوزندوزی شده مطرح شد، بسیاری آن را «شدنی نمی‌دانستند». اما اصرار بر اصالت و پرهیز از شتاب‌زدگی، این پروژه دانشجویی را به سفری ۲۳ ساله تبدیل کرد؛ سفری که دو هزار هنرجو و استاد را پای یک هدف جمع کرد. حاصل، اثری است که در آن نه یک بخیه چرخ استفاده شده و نه ذره‌ای از عشق هنرمندانش کم گذاشته شده.

شاید باورپذیر نباشد که یک قطعه پارچه متقال ساده، روزی به واسطه نوک سوزن‌های هنرمندانه دو هزار زن و مرد جوان ایرانی، به عصاره هنر متعهدانه یک نسل تبدیل شود. پروژه‌ای قرآنی که سال ۱۳۷۹ تنها با یک جرقه ذهنی آغاز شد و قرار بود در مدت کوتاهی به پایان برسد، اما اصرار بر اصالت، ظرافت و پرهیز از هرگونه شتاب‌زدگی، آن را به سه دهه تلاش مستمر تبدیل کرد. حاصل این مجاهدت فرهنگی، یک نسخه منحصر‌به‌فرد از کتاب آسمانی مسلمانان است که نفس را در سینه بیننده حبس می‌کند. خبرنگار ایکنا در گفت‌وگویی با خانم فاطمه رأفتی حمایتی، سرپرست این پروژه عظیم هنری، جزئیات خلق این اثر بی‌بدیل را جویا شده است.

ایکنا_ بیست و سه سال پیش، زمانی که جرقه خلق یک اثر فاخر در حوزه هنر‌های قرآنی زده شد، آیا تصور می‌کردید قرار است یک پروژه نسل‌ساز و تا این حد فراگیر شکل بگیرد؟

 به هیچ وجه. در ابتدا ما به دنبال یک کار دانشجویی و تمرینی سوزن‌دوزی ساده بودیم، اما وسعت کار و عشقی که در دل این پروژه بود، مسیر را تغییر داد. سال ۱۳۷۹ که این ایده را مطرح کردیم، بسیاری از دوستان و حتی اساتید باورشان نمی‌شد که بشود چنین شاهکاری را بدون استفاده از چرخ‌خیاطی و صرفاً با دست و سوزن خلق کرد. بسیاری می‌گفتند شدنی نیست. اما انگیزه اولیه، چیزی فراتر از یک تمرین کلاسی بود. ما به دنبال احیای یک سنت فراموش‌شده و تلفیق آن با مفاهیم عمیق معنوی بودیم. هیچ‌کس فکر نمی‌کرد این "نه"های ابتدایی، بیست و سه سال بعد تبدیل به یک "بله" بزرگ و ماندگار شود.

ایکنا_ اشاره کردید که این اثر تنها یک قرآن خطی نیست، بلکه یک پدیده هنری با مشارکت گسترده است. از روند خلق آن بگویید؛ چطور توانستید دو هزار هنرجو را در طول این سال‌ها با این پروژه همراه کنید؟

دانشگاه ملی مهارت دانشکده فنی و حرفه‌ای الزهرا(س) مشهد (واحد خواهران) همواره بستری برای رشد استعداد‌های درخشان در حوزه طراحی دوخت و لباس بوده است. این پروژه دقیقاً به یک مدرسه عملی تبدیل شد. هر ترم، دانشجویان جدیدی وارد دانشگاه می‌شدند و پس از گذراندن دوره‌های مقدماتی، با اشتیاق و افتخار پا به کارگاه این قرآن می‌گذاشتند. نکته جالب اینجاست که این اثر به یک مطالبه عمومی در میان دانشجویان تبدیل شده بود. نسل‌های مختلف پشت سر هم آمدند و رفتند، اما هریک سهم کوچک خود را در این کتاب آسمانی ثبت کردند. ما بیش از دو هزار هنرجو و تعدادی از اساتید برجسته را مدیریت کردیم که هر کدام تک‌تک بخیه‌ها را با ظرافت و دقت خاصی زدند. این یک کار گروهی نبود؛ این یک "هم‌تنیدگی" روح‌ها بود.

ایکنا_ ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد این قرآن در مقایسه با سایر نسخ خطی و هنری چیست؟ شنیده‌ایم که حتی یک بخیه چرخ هم در آن استفاده نشده است.

دقیقاً همین است. اصرار ما از ابتدا بر اصالت و پرهیز از مدرنیزه کردن سنت‌ها بود. تمام این ۳۰ جلد، تماماً با دست و به وسیله سوزن‌های ریز سوزن دوزی شده است. هیچ بخیه چرخی در آن به کار نرفته و این یعنی تمام انرژی و روح هنرمند در تک‌تک تار و پود پارچه دمیده شده است. اما ویژگی‌های فنی آن فقط به شیوه دوخت محدود نمی‌شود. خط این قرآن توسط استاد «نیریزی» کتابت شده که یکی از استادان برجسته خط نسخ در ایران معاصر هستند. حاشیه‌های این اثر نیز با طراحی استاد «انتظاری» آراسته شده که هارمونی بی‌نظیری با متن اصلی ایجاد کرده است. این کتاب در ۳۰ جلد صحافی شده و هر جلد مختص یک جزء از قرآن کریم است.

ایکنا_ صحافی و نگهداری از چنین اثری با توجه به گذشت زمان و ظرافت کار، حتماً چالش‌های خاص خود را داشته است.

بله، قطعاً. ما برای این بخش هم از بهترین متخصصان بهره بردیم. کار صحافی، مرمت و استحکام‌بخشی این اثر ارزشمند را استاد «لطفی»، رئیس مرمت آستان قدس رضوی، شخصاً بر عهده داشتند. حضور ایشان در این پروژه، خیال ما را از بابت حفظ و ماندگاری این اثر برای نسل‌های آینده آسوده کرد. همکاری آستان قدس رضوی نشان‌دهنده اهمیت این اثر در سطح ملی و فراملی است. ما احساس می‌کنیم این قرآن دیگر تنها متعلق به دانشگاه یا هنرمندان مشهدی نیست، بلکه سرمایه‌ای معنوی برای کل جهان اسلام است.

ایکنا_ با این حجم از زحمت و زمان، قطعاً دغدغه‌ای برای رونمایی رسمی و بهره‌برداری نهایی از آن وجود دارد. در حال حاضر برای معرفی این اثر چه اقداماتی انجام شده است؟

خوشبختانه پس از سال‌ها انتظار، توانسته‌ایم با حمایت برخی نهاد‌های فرهنگی، بخشی از این اثر را در معرض دید عموم قرار دهیم. ما جزء اول این قرآن ارزشمند را برای نمایش به تهران آوردیم تا مردم بتوانند از نزدیک شاهد ایثار و هنرمندی دو هزار دانشجوی ایرانی باشند. هدف ما از این حضور صرفاً نمایش نبود. ما به دنبال ایجاد یک جریان فرهنگی هستیم. این قرآن هنوز در مهجوریت به سر می‌برد و برای تکمیل مسیر خود، نیازمند توجه ویژه متولیان فرهنگی کشور است. یکی از مهم‌ترین خواسته‌های ما، اخذ مجوز برای ارائه این اثر به محضر مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی) است تا ضمن کسب اجازه و امضای ایشان، این قرآن به عنوان یک اثر ملی و بین‌المللی ثبت و برای همیشه از گمنامی خارج شود.

ایکنا_ اگر بخواهید پیام این ۲۰۰۰ دانشجو را در قالب این اثر به مخاطبان ما منتقل کنید، چه می‌گویید؟

پیام ما این است که نسل جوان امروز، نه تنها از هویت و سنت‌های خود فاصله نگرفته، بلکه تشنه خلق آثاری است که ریشه در باور‌های عمیق او داشته باشد. ما ثابت کردیم که می‌توان با عشق، حوصله و ایمان، آثاری خلق کرد که ماشین‌ها و تکنولوژی‌های مدرن قادر به تولید آن نیستند. نسل ما تشنه معناست و این قرآن، حاصل معناجویی و هنرمندی یک نسل است. امیدواریم با دیدن این اثر، دیگران هم به توانایی‌های خود ایمان بیاورند و برای خلق آثار فاخر فرهنگی، دست به دست هم بدهند. این قرآن نماد وحدت، صبر و پایداری است و من مطمئنم که نور آن، سال‌ها و قرن‌ها بعد هم خواهد درخشید.

انتهای پیام