اکنون که دست جامعه از حضور فیزیکی، رهنمودهای مستقیم و کلام گرم این رهبر فرزانه کوتاه شده است، رسالتی بسیار سنگینتر از همیشه بر دوش رسانه احساس میشود؛ رسالت بازخوانی دقیق میراث فکری ایشان، تا مبادا این گوهر ناب در غبار گذر زمان دچار تحریف یا فراموشی شود، امروز بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. در همین راستا و با هدف واکاوی و بررسی این منظومه فکری، ایکنا در سلسله گزارشهایی به بازخوانی اندیشههای این رهبر شهید میپردازد. آنچه در ادامه میخوانید، روایتی تحلیلی و مستند از دیدگاههای رهبر شهید درباره نهاد حیاتی و بنیادین «مساجد» است؛ روایتی که در آن، جایجای متن با کلمات، ادبیات اختصاصی و بیانات مستقیم ایشان، همچون ستارگانی راهنما، چراغانی شده است تا صدای رسای ایشان در متن تاریخ زنده بماند.
برای درک عمق نگاه و منظومه فکری این متفکر و رهبر شهید به نهادهای انسانساز، ابتدا باید زاویه دید ایشان به مفهوم و کارکرد تاریخی «مسجد» را بهدرستی واکاوی و بررسی کرد. در دورانی که برخی تلاش میکنند مساجد را صرفاً به مکانی برای ادای تکالیف فردی تقلیل دهند، ایشان با یک نگاه عمیق جامعهشناختی و تاریخی، نشان دادند که چگونه هوش و ذکاوت ایمانی ملت ایران توانسته است این نهاد توحیدی را به کانون جوشان تحولات اجتماعی و سیاسی تبدیل کند. در اندیشه ایشان، مسجد کنونی نه یک میراث راکد از دورانهای گذشته، بلکه محصول پردازش و مهندسی فرهنگی اسلام ناب و نقطه ثقل تمامی حرکتهای تعالیبخش است. همانگونه که نخستین و مهمترین گام در طراز تمدنی از منظر این رهبر شهید این است که: «مساجد را پایگاه قرآن قرار بدهید». این پیوند عمیق میان کتابالله و خانه خدا، شالوده اصلی تمام تحولاتی است که در ساحت فرد و جامعه رقم میخورد.
رهبر شهید در تبیین این استحاله شگرف فرهنگی و نقش مسجد در بزنگاههای تاریخی، به هوشمندی بنیانگذار جمهوری اسلامی اشاره کرده و میفرمایند: «یکی از ابتکارات مهم امام بزرگوار ما، از هنرهای بزرگ این مرد بزرگ همین بود که از اوّل انقلاب مساجد را محور قرار داد». در آن روزهای پرآشوب و ملتهب که خطر ازهم گسیختگی همهچیز را تهدید میکرد، نیاز به یک لنگرگاه امن بهشدت احساس میشد. ایشان آن فضای غبارآلود را چنین توصیف میکنند: «آن روزهای اول انقلاب، آنهایی که یادشان است میدانند که همه چیز درهم ریخته بود: سلاح بیاورند، جمع کنند، از اینجا بردارند، [نکند] دستهای غیر مأمونی به کارهایی دست بزنند». در چنین شرایطی که فقدان ساختارهای رسمی میتوانست کشور را به ورطه نابودی بکشاند، تدبیر الهی راهگشا شد: «مرکز تشکل لازم بود، هسته مرکزی لازم بود؛ این هسته مرکزی را امام بلافاصله همان روز اول، حتی قبل از اینکه اعلام پیروزی شود، معین کردند: مساجد».
این پایگاههای توحیدی به سرعت به کانون سازماندهی نیروهای مردمی تبدیل شدند و تا مدتها بار اصلی اداره کشور را به دوش کشیدند. ایشان در ادامه این روایت تاریخی میافزایند: «هرکس از هرجا مثلاً سلاح دست میآورد، ببرد [به مساجد]. بعد هم یک سازماندهی عظیم مسجدی تشکیل شد و به وجود آمد که همان کمیتههای انقلاب بودند، که تا مدتهای طولانی همه کارهای انقلاب را اینها انجام میدادند و در واقع همه کارهای کشور را اینها انجام میدادند».
نقطه عزیمت عبارت است از مسجد
یکی از هنرهای رهبر شهید در تبیین مسائل بنیادین فرهنگی، قدرت ایشان در استناد به واقعیتهای میدانی و آمارهای تکاندهندهای است که پرده از نقش انسانساز مساجد برمیدارد. ایشان با اشراف کامل به تاریخ حماسه و ایثار، ثابت میکنند که مساجد نه تنها محل ذکر، بلکه کارخانه انسانسازی و معراج مجاهدان بودهاند. ایشان با ارجاع به گزارشی دقیق میفرمایند: «اینکه ایشان [جناب آقای حاجعلیاکبری] گفتند که ۹۷ درصد از شهدای ما مسجدی بودهاند -اگر تحقیق بشود- این خیلی حرف مهمّی است». این عدد حیرتانگیز ۹۷ درصد تنها یک داده آماری خشک نیست، بلکه نشاندهنده یک جریان خروشان تربیتی است که تمام اقشار جامعه را در بر میگیرد: «از هر صنفی: دانشجو است مسجدی است، کاسب است مسجدی است، دانشآموز دبیرستانی است مسجدی است».
این متفکر شهید برای تبیین عظمت این پدیده، به روانشناسی فداکاری و ایثار پرداخته و فاصله میان ادعا تا عمل را با استناد به آیات الهی موشکافی میکنند: «از مسجد حرکت کردن و راه افتادن و رفتن به میدانهای جنگ و جان خودشان را کف دست گرفتن، به زبان آسان است؛ جان در کف دست گرفتن، جان فدا کردن به زبان [آسان است]؛ وَ لَقَد کُنتُم تَمَنَّونَ المَوتَ مِن قَبلِ اَن تَلقَوهُ فَقَد رَاَیتُموهُ وَ اَنتُم تَنظُرون، انسان خب میگوید که بله ما جانمان [را میدهیم]؛ آن وقتی که در مقام عمل مواجه میشود با مرگ، جور دیگری است، خیلی سخت است». در حقیقت، مساجد توانستند آنچنان روح بزرگی در کالبد جوانان بدمند که ترس از مرگ در برابر عظمت هدف رنگ ببازد: «این جوانها از مسجد رفتهاند و جان خودشان را در راه خدا دادهاند؛ نقطه عزیمت عبارت است از مسجد؛ خیلی حرف بزرگی است، حرف مهمی است».
این نگاه بلند و جامعنگر سبب میشود تا ایشان همواره حفظ این میراث معنوی را یک فریضه بدانند و تأکید کنند: «چقدر از مساجد هستند که شهدای نامآوری در این مساجد تربیت پیدا کردند، بعد خارج شدند و در راه خدا به شهادت رسیدند؛ این تاریخ را ما بایستی حفظ کنیم». از منظر ایشان، دیوارها و ستونهای مساجد، شاهدان خاموش پاکترین نیتها و بلندترین همتهای تاریخ این سرزمیناند و نباید اجازه داد غبار فراموشی بر این تاریخ حماسهساز بنشیند.
مسجد عبارت است از هسته مقاومت
در منطق متعالی ایشان، کارکرد مسجد فراتر از یک سرپناه برای ادای مناسک فردی است و ریشه در عمیقترین لایههای معناشناختی هستی و تقابل حق و باطل دارد. در نگاه رهبر شهید، کانون توحید همواره باید نقطه مرکزی ایستادگی در برابر امواج ویرانگر مادیگرایی و سلطهطلبی باشد. ایشان با صراحت جایگاه امروزی این نهاد را چنین بازتولید میکنند: «مسجد عبارت است از هسته مقاومت».
اما این مقاومت در اندیشه ایشان به هیچوجه در ابعاد سخت و فیزیکی خلاصه نمیشود. ایشان با تفکیک هوشمندانه میان لایههای مختلف ایستادگی میفرمایند: «مقاومت نظامی و امنیّتی و امثال اینها هم قطعاً مقاومت است، امّا بالاتر از آن، مقاومت فرهنگی است». در این راستا، مسجد همواره «پایگاه انواع و اقسام فعّالیّتهای اجتماعی است» و نقشی بیبدیل به عنوان «پایگاه بزرگ بسیج فرهنگی و حرکت فرهنگی» ایفا میکند. این همان مقاومتی است که شاکله ذهنی و عقیدتی جامعه را در برابر تهاجمات نرم دشمن بیمه کرده و هویت اسلامی - ایرانی را از خطر استحاله مصون میدارد. در منظومه فکری ایشان، مسجد دژی است که تسخیر آن به معنای تسخیر قلب و ذهن یک ملت است و از همین رو، حفاظت از حریم مفهومی و کارکردی آن، یک جهاد مستمر و خستگیناپذیر میطلبد.
مسجد با معابد مسیحی و یهودی متفاوت است
یکی از ویژگیهای برجسته رهبر شهید در تبیین مسیر تعالی، نگاه واقعبینانه و تطبیقی ایشان به ظرفیتهای معنوی مکتب اسلام در مقایسه با سایر آیینهاست. ایشان با افتخار به رفتارشناسی نهاد دین در اسلام نگریسته و مسجد را نقطهای متمایز از انزواطلبی صومعهها و دیرها میدانند: «معبد در همه ادیان هست -که مینشینند در آنجا و عبادت میکنند - لکن مسجد با معابد مسیحی و یهودی و بودایی و بعضی جاهای دیگر که ما دیدهایم یا شنیدهایم متفاوت است».
برای اثبات این پویایی و سرزندگی، ایشان به سیره عملی و درخشان پیامبر اعظم (ص) ارجاع داده و نشان میدهند که مسجد از همان ابتدای تأسیس، قلب تپنده جامعه اسلامی بوده است: «در مسجد، پیغمبر اکرم نمیرفت فقط نماز بخواند و بیرون بیاید؛ کاری که برای اجتماع پیش میآمد و مهم بود، صدا میزدند: اَلصلوٰةُ جامِعَة؛ بروید به سمت محل صلات».
همچنین ایشان با اشاره به سابقه درخشان علمی مساجد، یادآور میشوند که این مکان مقدس خاستگاه بزرگترین نهضتهای علمی و فکری بوده است: «در تاریخ اسلام مشاهده میکنید که مساجد، مرکزی برای تعلیم بود؛ در روایات میخوانیم که در مسجدالحرام یا مسجدالنبی حلقه درس زید و عمرو و بکر از نحلههای مختلف فکری و مذهبی وجود داشت». مساجد در تراز اسلامی خود، باید آینهدار این تنوع و پویایی فکری باشند و به تعبیر رهبر شهید: «مساجد باید مَدرَس تفسیر و حدیث و منبر معارف اجتماعی و سیاسی و کانون موعظه و پرورش اخلاق باشد».
با چنین پشتوانه عظیم تاریخی و معرفتی، ایشان خط بطلانی بر اندیشههای وارداتی کشیده و با هشدار نسبت به ایزوله کردن این مکان مقدس در برابر مسائل روز میفرمایند: «بعضیها مسجد را از مسائل سیاسی میخواهند بکلّی برکنار بدارند. [میگویند] آقا شما وارد سیاست نشوید، کار خودتان را بکنید. یعنی بیایید همان نمازتان را بخوانید و بروید؛ فقط پیشنمازی محض. این همان سکولاریسم است». از دیدگاه ایشان، هرگونه تلاش برای بیتفاوت کردن مسجد نسبت به سرنوشت جامعه، گامی در جهت سکولاریزه کردن پنهان جامعه اسلامی است.
پایگاه خودسازی، انسانسازی و تعمیر دل
در نگاه رهبر شهید، مدیریت ظرفیتهای مسجد یک مجاهدت بزرگ است. ایشان با نگاهی فرادستی به مفهوم «پایگاه»، آن را از یک ایستگاه موقت خارج کرده و به ساحت اندیشه و انسانسازی بسط میدهند: «مسجد اهمّیّت دارد، پایگاه است؛ همچنانکه معروف شده در زبانها واقعاً پایگاه است». اما این پایگاه بودن چه الزاماتی دارد؟ ایشان پاسخ میدهند: «نهفقط پایگاه برای فلان مسئله اجتماعی، [بلکه] مسجد میتواند پایگاه همه کارهای نیک باشد؛ پایگاه خودسازی، انسانسازی، تعمیر دل و تعمیر دنیا و مقابله با دشمن و زمینهسازی برای ایجاد تمدّن اسلامی و بصیرتافزایی افراد و هَلُمَّ جَرّا. مسجد یک چنین جایگاهی است».
در این تعریف جامع، مسجد هم کارگاه خودسازی فردی است و هم کانون مهندسی اجتماعی. مسجد جایی است که انسانها در آن از روزمرگی و مادیات فاصله گرفته و به «تعمیر دل» میپردازند تا سپس با قلبی پاکیزه به «تعمیر دنیا» مشغول شوند. در مکتب فکری ایشان، این پایگاه بودن بر یک ستون اصلی استوار است: «مسجد پایگاه است و این پایگاه بر محور ذکر و نماز است». بدون ذکر و ارتباط قلبی با مبدأ هستی، تمام فعالیتهای اجتماعی رنگ و بوی مادی به خود میگیرند. از این رو، ایشان تأکید دارند که: «مسجد نیز باید کانونی باشد که مشکات نماز در آن بدرخشد و نور معرفت و محبت و اُنس و صفا از آن ساطع شود».
راه جذب جوانها تصرّف دل جوان است
یکی از دغدغههای اصلی و راهبردی در هندسه فکری رهبر شهید، مسئله حیاتی پیوند نسل جوان با کانونهای توحیدی است. ایشان با نگاهی عمیق، روانشناختی و واقعبینانه به ظرفیتهای روحی جوانان، عبور از جذابیتهای سطحی و رسیدن به عمق فطرت را تنها راهکار اصولی میدانند: «راه جذب جوانها تصرّف دل جوان است. دل جوان یک قیامتی است، اوضاعی است. گرایش جوان به معنویّت یکی از آن رازهای بزرگ الهی است».
ایشان با مقایسه تأثیرپذیری جوانان با افراد مسنتر، لطافت روح جوان را چنین توصیف میکنند: «یک حرف معنوی را برای امثال بنده که بگویند، خب گوش میکنم، حدّاکثر اندکی تأثر پیدا میکنم، [اما] همان حرف را به یک جوان بزنند، منقلب میشود، از این رو به آن رو میشود. دل جوان حقیقتپذیر است، دل جوان به فطرت الهی نزدیک است؛ فِطرَتَ اللهِ الَّتی فَطَرَ النّاسَ عَلَیها». این فطرت پاک، تشنه معارف زلال و ناب است و به سرعت با مفاهیم متعالی پیوند میخورد: «دل جوان با نصایح و مطالب معنوی و سلوکی و عرفانی اُنس پیدا میکند، زود اُنس پیدا میکند، زود دلباخته و دلبسته میشود؛ جاذبه جوانها اینها است».
بنابراین، راهکار عملیاتی ایشان برای خادمان و متولیان مساجد، پرهیز از کارهای نمایشی و روی آوردن به غنای محتوایی است: «شما سخن را، حرف را، اقدام را با معنویت، با عرفان واقعی، نه عرفانهای تخیّلی و توهّمی و صوری، یک مقداری آمیخته بکنید، خواهید دید جوان چطور مجذوب میشود و میآید. جاذبه جوان در مسجد اینها است». در منطق ایشان، تبدیل کردن محیط مقدس مسجد به یک باشگاه تفریحی بیمعناست: «وَالّا حالا یک وسیله بازی هم آنجا فراهم کردیم، گذاشتیم، خب اگر بنا است برای بازی بیاید، برود در باشگاه بازی کند». هدف اصلی آن است که «بایستی برای جوانها جایگاه خاص در مسجد ایجاد کرد» تا در نهایت، «اینکه جوان مسجد را خانه خود و جایگاه خود بشناسد و به آن اُنس پیدا کند و رفتوآمد پیدا بکند، خیلی برکات دارد».
محور مسجد امام جماعت است
تحقق تمام این آرمانهای بلند، نیازمند یک راهبری هوشمندانه، دلسوزانه و عالمانه در درون شبکه مویرگی مساجد است. در این نگاه مدیریتی و تمدنساز، روحانی و امام جماعت صرفاً یک فرد مأمور به اقامه الصلاه نیست، بلکه ستون خیمه فعالیتها و معمار فرهنگی محله است. ایشان با صراحت این وظیفه خطیر را بازتعریف کرده و بیان میکنند: «پیشنمازی مسجد تنهاوظیفه امام جماعت نیست؛ پیشنمازی هم یکی از کارها است. اقامه نماز، اقامه حق و عدل، اقامه دین، ابلاغ احکام دینی، وظیفه ما بهعنوان پیشنماز و بهعنوان امام جماعت است».
پذیرش این مسئولیت، اقتضائات سنگینی به همراه دارد که نیازمند خودسازی مستمر امام جماعت است: «یعنی محور مسجد امام جماعت است، مسجد بر محور امام جماعت [است]. خب اگر این شد، احساس مسئولیّت انسان سنگین خواهد شد». از این رو، ایشان تأکید میکنند که سپردن این جایگاه باید با دقت صورت گیرد و شخص روحانی باید تمامقد در خدمت این مأموریت باشد: «یکی از کارهای اساسی عبارت است از امامت مسجد؛ [این] یک کار مهم است؛ بهعنوان یک کار حاشیهای نباید به آن نگاه کند». در بیانی راهبردیتر، لحن ایشان از یک توصیه مدیریتی فراتر رفته و رنگ و بوی عاطفی به خود میگیرد: «مدیریت محتوایی و معنوی مسجد که بر دوش روحانی مسجد است باید خردمندانه و مسئولانه، و حتی عاشقانه باشد».
در نهایت، این خرد مدیریتی و عشق معنوی باید به همافزایی تمام نیروهای مؤمن و انقلابی منجر شود. تفرقه در مسجد، آفت بزرگی است که مانع تحقق اهداف متعالی آن میشود. ایشان در توصیهای کاربردی و راهگشا میفرمایند: «من سفارش میکنم که کانونهای فرهنگی - هنری مساجد را فراموش نکنید؛ البته با همکاری بسیج. بد است که بین روحانی مسجد و بسیج مسجد، اختلاف به وجود بیاید. نه، با همکاری بسیج، این کانونهای فرهنگی - هنری مساجد را مؤثر کنید، برایش کار کنید. بنشینید فکر کنید، مطالعه کنید و سخنی که متناسب با نیاز آن جوانی است که آنجا حضور پیدا میکند، فراهم کنید».
با چنین رویکرد جامع، یکپارچه و هماهنگی است که میتوان به وعده صادق این رهبر شهید امیدوار بود: «اگر مسجد، کیفیت شایسته خود را بیابد، هزینههای مادی و معنوی بسیاری از دوش جامعه و مردم و مسئولان برداشته خواهد شد» و در نتیجه این شکوفایی معنوی، «روح مسجد، کالبد زندگی را پرنشاط و پرانگیزه میسازد». در منظومه فکری ایشان، مسجد همان ظرفیت عظیم و بیانتهایی است که تسخیر مؤمنانه و احیای کارکردهای اصیل آن، تضمینکننده سلامت روانی، انسجام اجتماعی، مقاومت فرهنگی و پیوند همیشگی جامعه با مبدأ هستی خواهد بود؛ راهی که ایشان با بصیرت تمام گشودند و اکنون استمرار این مسیر نورانی بر عهده وجدانهای بیدار و همتهای بلند متولیان و آحاد جامعه اسلامی است.
انتهای پیام