صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۴۳۴۳۲۴۲
تاریخ انتشار : ۰۹ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۶:۲۰
مقاله

سعیدرضا عاملی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و فرهنگستان علوم، در مقاله پیش رو به واکاوی ابعاد پیچیده و نوین «جنگ شناختی» در بستر تحولات اخیر و جنگ رمضان می‌پردازد. وی با نگاهی راهبردی، چگونگی تبدیل شدن ذهن انسان به میدان نبرد اصلی و بهره‌گیری از فناوری‌های شناختی برای غلبه بر اراده‌ها را تحلیل کرده و به تشریح تکنیک‌هایی می‌پردازد که در این منازعه برای مدیریت افکار عمومی و تغییر روایت‌ها به کار گرفته شده است.

به گزارش ایکنا به نقل از مرکز رسانه و روابط عمومی شورای عالی انقلاب فرهنگی، متن کامل این مقاله را می‌خوانیم:

مفهوم جنگ شناختی

جنگ روانی از جنس جنگ شناختی به عنوان رکن محوری غلبه بر حریف قبل از جنگ، حین جنگ و بعد از جنگ محسوب می‌شود. جنگ شناختی در واقع جنگ بدون جنگ و غلبه بر ذهن جبهه درگیر در جنگ، سیاست مداران و مردم است.

هدف جنگ شناختی القاء شکست برای جبهه مقابل و پیروزی برای تهاجم گران است.

در جنگ ۱۲ روزه، جنگ فتنه و جنگ رمضان در حجم بسیار گسترده‌ای از تکنیک‌های جنگ شناختی توسط ترامپ و نتانیاهو و پیکره  «یگان جنگ شناختی» عملیات تهاجمی و عملیات های تحریف، تخریب و روایت سازی‌های دروغین از آغاز جنگ تا ادامه جنگ و تا تلاش برای استفاده از عملیات‌های فریب مورد استفاده قرار گرفت.

در واقع جنگ شناختی، نسل بعدی جنگ اطلاعاتی و جنگ روانی و گرایش تازه‌ای در حوزه نظامی و دفاعی است. جنگ اطلاعاتی در اوایل دهه ۱۹۹۰ مطرح شد و پس از آن، تلاش‌های زیادی در زمینه‌های مختلفی چون عملیات سایبری، جنگ الکترونیک و.... صورت گرفته و امروزه صحبت از جنگ شناختی می‌شود.

جنگ شناختی را می‌توان به عنوان «استفاده از ابزارهای حمله که یک دولت یا یک گروه تأثیرگذار به منظور دستکاری مکانیسم‌های خودانگیخته شناختی دشمن یا مردم آن به منظور تضعیف، نفوذ، تحت تأثیر قرار دادن یا حتی سلطه یا نابودی آنها استفاده می‌کند»، تعریف کرد (کلوزل، 2022: 2).

در تعریفی دیگر، جنگ شناختی به معنای «سلاح‌سازی از افکار عمومی توسط عوامل خارجی با هدف 1) تأثیرگذاری روی سیاست‌های عمومی و دولتی و 2) بی‌ثبات کردن نهادهای عمومی» به کار رفته است (برنال و دیگران، 2020).

همچنین جنگ شناختی، «هنر فریب دادن مغز یا ایجاد شک در آنچه فکر می‌کند که می‌داند» در نظر گرفته شده است (کلاوریه، 2022). فرایند جنگ شناختی نامرئی بوده و تنها بر اساس تأثیرات آن است که تشخیص داده می‌شود.

همچنین جنگ شناختی چندسطحی است، ماهیت بین‌رشته‌ای و ترکیبی دارد و از فناوری‌های مختلفی استفاده می‌کند، از این رو، طراحی و اجرای آن پیچیده و تشخیص آن برای دشمن اغلب دشوار است. بر این اساس، در این گزارش تلاش شده تا با مروری بر اخبار و یادداشت‌هایی که در طول جنگ رمضان در خبرگزاری‌های رسمی یا کانال‌های معتبر داخلی منتشر شده، تکنیک‌های مورد استفاده برای جنگ شناختی توسط امریکا و اسرائیل شناسایی شوند.

در این گزارش، این تکنیک‌ها را در سه سطح بررسی شده است: 1) تکنیک‌های جنگ شناختی که هدف آن مردم امریکا و اسرائیل هستند؛ 2) تکنیک‌های جنگ شناختی که هدف آن کشورهای منطقه هستند؛ و 3) تکنیک‌های جنگ شناختی که هدف آن مردم ایران هستند.

1- تکنیک‌های جنگ شناختی که هدف آن مردم امریکا و اسرائیل هستند

ازجمله تکنیک‌های جنگ شناختی در جنگ رمضان که هدف آن مردم امریکا و اسرائیل هستند، می‌توان به 1) توجیه حمله به ایران با بهانه‌های واهی: ترامپ در جنگ رمضان، تلاش کرد تا حمله به ایران را در میان سیاستمداران و مردم امریکا توجیه کند. با این حال، منطق توجیهات وی قانع کننده و باورپذیر نبوده است. در واکنش به آن، برای مثال، امام جمعه میشیگان، سید باسم الشرع، مطرح کرد که «جنگ کثیف امریکا با بهانه‌های دروغین به ایران تحمیل شد».

وی اشاره کرد که «رئیس جمهور فعلی امریکا در زمان انتخابات با شعار  «اول امریکا» به قدرت رسید. با این حال، امروز این پرسش در میان مردم امریکا مطرح است که چه منفعت بزرگی برای امریکا در آغاز یک جنگ کثیف علیه ایران وجود داد» (خبرگزاری دفاع مقدس، 1404).

در واکنشی دیگر، مدیر سازمان اطلاعات مرکز امریکا (سیا) نیز ادعاهای ترامپ مبنی بر وجود تهدید موشکی قریب‌الوقوع از سوی ایران را به‌طور قطعی تأیید نکرد (خبرگزاری مهر، 1404الف).

2) فشار امریکا به رسانه‌های این کشور برای بازنمایی مثبت اخبار جنگ به نفع این کشور: رئیس جمهور امریکا برای فرار از فشار جامعه امریکا، رسانه‌های کشورها خود را تهدید کرده که صرفاً از عملیات امریکا در جنگ تعریف کنند و آنها تحت فشار قرار داده تا فقط گزارش‌های مثبت را مخابره کنند و در غیر این صورت، مجوز آنها باطل خواهد شد (خبرگزاری فارس، 1404).

بر این اساس است که نیویورکر در یادداشتی نوشت که «تلخ‌ترین طنز آن است که رئیس جمهوری که با زبان رهایی‌بخش با مردم ایران سخن می‌گوید، آزادی مطبوعات را در کشور خودش تهدید می‌کند» و نتیجه‌گیری می‌کند که «حقیقت» نخستین قربانی جنگ ترامپ است.

3) بزرگ‌نمایی قدرت نظامی رژیم صهیونیستی و امریکا و کوچک‌نمایی توان نظامی ایران: در طول جنگ رمضان، رسانه‌های دشمن بارها به بزرگنمایی قدرت نظامی امریکا و اسرائیل و کوچک‌نمایی توان نظامی ایران پرداخته‌اند. برای مثال، ارتش امریکا درباره حمله موشکی ایران به پایگاه هوایی شاهزاده سلطان عربستان سعوی نوشت که در جریان این حمله، آسیب جزئی به سوخت‌رسان‌های امریکا انجام شده، درحالی که تصاویر ماهواره‌ای منتشر شده نشان داده که سه سوخت‌رسان امریکایی کاملاً نابود شده‌اند (تبیان، 1405).

2-تکنیک‌های جنگ شناختی که هدف آن کشورهای منطقه هستند

ازجمله تکنیک‌های جنگ شناختی در جنگ رمضان که هدف آن کشورهای منطقه هستند، می توان به 1) عملیات پرچم دروغین: عملیات فریب پرچم دروغین (False flag) به عملیاتی اشاره می‌کند که یک طرف جنگ عمداً حمله، خرابکاری یا عملیات نظامی انجام می‌دهد و مسئولیت آن را گردن طرف دیگر می‌اندازند و او را مقصر جلوه می‌دهد.

هدف از چنین اقداماتی نیز متنوع بوده و غالباً در جهت بوجود آوردن بهانه برای حمله بعدی، توجیه اقدامات شدیدتر بعدی، دستکاری افکار عمومی یا جلب حمایت عمومی است.

در طول جنگ رمضان نیز چند نمونه استفاده از چنین تکنیکی شناسایی شده است. برای مثال، پلیس کشورهای عربستان و قطر، خرابکاران صهیونیست را در حین انجام عملیات خرابکاری بازداشت کردند. هدف این گروه‌ها این بود که در این کشورها عملیات خرابکاری انجام دهند و ایران را مسئول آن بنامند و تقصیر آن را به گردن ایران بیندازند (یاور، 1404).

مثال دیگر، تلاش رژیم صهیونیستی برای حمله پهبادی یا موشکی به مسجدالاقصی و معرفی ایران و جبهه مقاومت به عنوان عاملین این حمله بود (خبرگزاری مهر، 1405).

نمونه دیگر استفاده از این تکنیک، مربوط به انفجار در منطقه مسکونی در بحرین در 9 مارس 2026 است که ابتدا سنتکام ادعا کرد که پهباد ایرانی عامل انفجار بوده که به فاصله کوتاهی، مشخص شد این انفجار ناشی از اصابت موشک پاتریوت امریکایی بوده است و یک عملیات پرچم دروغین بوده است (خبرگزاری آنا، 1405).

همچنین می‌توان به استفاده از پهباد لوکاس اشاره کرد. ارتش ایالات متحده امریکا از پهباد لوکاس برای ضربه زدن به منافع کشورهایی استفاده کرده که با ایران دوست هستند تا نگاه این کشورها را به ایران تحت تأثیر قرار دهند. این پهباد، نمونه مهندسی معکوس شده شاهد 136 است و شباهت زیادی با آن دارد (خبرگزاری دفاع مقدس، 1404).

3-تکنیک‌های جنگ شناختی که هدف آن مردم ایران هستند

تکنیک‌های جنگ شناختی در جنگ رمضان که هدف آن در درجه اول مردم ایران و در درجه بعدی اثرگذاری بر ذهن سیاستمداران و کارگزاران جنگ است در دو سطح قابل شناسائی است:

1) تأمین تجهیزات جنگ شناختی: امریکا و اسرائیل به منظور تأمین تجهیزات لازم برای جنگ شناختی، اقداماتی را انجام داده‌اند که اهم آنها عبارتند از:

استفاده از ظرفیت ماهواره‌های منطقه‌ای برای پخش برنامه برای مخاطبان فارسی‌زبان توسط شبکه‌های معاند: زیرساخت‌های ماهواره‌ای به مثابه یکی از ابزارهای توزیع محتوای رسانه‌ای، عملاً به بخشی از میدان رقابت اطلاعاتی تبدیل شده‌اند. اپراتورهای ماهواره‌ای، ظرفیت ترنسپوندر را به شبکه‌های تلویزیونی اجاره می‌دهند و زیرساخت فنی انتشار محتوا را فراهم می‌کنند.

به‌طور خاص، شبکه معاند ایران اینترنشنال از ظرفیت برخی از ماهواره‌های منطقه ازجمله یوتلست، بدر، یاهست، ترکمن‌عالم و آذراسپیسبه منظور پخش برنامه برای مخاطبان فارسی‌زبان استفاده کرده است. این شبکه، با رویکردی خصمانه، هم در دو جنگ دوازده روزه و رمضان و هم در فاصله زمانی این دو جنگ، به فعالیت‌های خود با استفاده از این ماهواره‌ها ادامه می‌دهد.

در بین این ماهواره‌ها، به دنبال اعتراضات و پیگیری رسمی جمهوری اسلامی ایران، پخش این شبکه از ماهواره آذراسپیس متوقف شده است؛ هرچند باید توجه داشت که اگر یک شبکه از یک ماهواره حذف شود، می‌تواند با انتقال به اپراتور دیگر به فعالیت خود ادامه دهد.

شبکه ایران اینترنشنال نیز طی سال‌های اخیر، سال‌های اخیر با جابجایی میان ماهواره‌های مختلف توانسته‌اند محدودیت‌های ایجاد شده را دور بزنند. در طول جنگ رمضان نیز دسترسی ایران اینترنشنال به ماهواره‌هایی مانند ترکمن‌عالم و سایر اپراتورهای منطقه‌ای، همچنان امکان تداوم پخش این شبکه را فراهم می‌کند. بر این اساس است که مسئله «حکمرانی ارتباطات ماهواره‌ای» در مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی شده است (مرکز پژوهش‌های مجلس، 1404الف).

تجهیز نیروهای داخلی با توزیع سامانه‌های ارسالی استارلینک: پیش از جنگ رمضان، صدها سامانه استارلینک از سوی امریکا و اسرائیل در ایران توزیع شده بود و ترمینال‌های اینترنت ماهواره‌ای در خدمت اهداف دشمن استفاده می‌شد (خبرگزاری دفاع مقدس، 1404).

2) تکنیک‌های مربوط به محتوای رسانه‌ای: تکنیک‌های عمده‌ای که اسرائیل و امریکا در ارتباط با محتوای رسانه‌ای در طول جنگ شناختی در جنگ رمضان به کار می‌برند، عبارتند از:

وارونه‌نمایی واقعیت: وارونه‌نمایی واقعیت در ارتباط با تحریف یک رویداد و ارائه یا نمایش آن به شکلی متضاد با واقعیت است. در طول جنگ رمضان، نمونه بارز این امر را می‌توان در ارتباط با ادعای ترامپ مبنی بر ساختگی بودن ویدئوی تجمعات مردم در خیابان‌ها دانست. ترامپ مدعی شد که ایران با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی، جنگ رسانه‌ای راه انداخته است و بازنمایی رسانه‌ای ایران از حمایت و حضور و تجمعات مردم ایران در خیابان‌ها را ساختگی نامید (خبرگزاری دفاع مقدس، 1404).

شایعه‌پراکنی: عموماً شایعه‌پراکنی در طول جنگ، با هدف ایجاد وحشت عمومی در میان مردم، مختل کردن آرامش و انگیزه مردم و القای ناامیدی به کار برده می‌شود. در طول جنگ رمضان برای مثال، شایعاتی مبنی بر تهدید و ناآرامی در مناطق مختلفی مثل مرز مهران، شهرستان تفت، نطنز یا عسلویه و تخلیه مردم این شهرها به دلیل ناآرامی گسترده منتشر شد که به سرعت تکذیبیه آن منتشر شد.

روایت‌سازی‌های متضاد و شبهه‌آفرینی: ازجمله دسیسه‌های دشمنان در جنگ رمضان، شبهه‌آفرینی درخصوص جریان مذاکرات میان ایران و امریکاست که هم توسط ترامپ مطرح شده و هم توسط جریان‌های معاند داخلی به صورت آگاهانه یا غیرتعمدی منتشر شده است.

طرح موضوع مذاکره توسط ترامپ، علاوه بر اهداف اقتصادی، در جهت اختلاف‌افکنی و ایجاد شکاف و گسست در فضای داخلی ایران بوده و مباحثی درباره اینکه چه کسانی پشت این مذاکرات هستند یا چه جریان‌هایی در داخل ممکن است حامی آن باشند، می‌تواند در راستای دامن زدن به تردیدها و اختلافات داخلی و قطبی‌جامعه باشد.

همچنین ادعای مذاکره ممکن است پوششی باشد در جهت خرید زمان عملیاتی برای تکمیل آرایش نظامی برای آماده‌سازی برای گزینه‌هایی مانند حمله به جزیره خارک یا تصرف نقاط کلیدی و مدیریت افکار عمومی توسط تروریست‌های امریکایی و صهیونی. در هر شکل، این شبهه‌آفرینی مبتنی است بر خودبرتربینی و امریکامحوری نظام سلطه با هدف القای این گزاره که ایران است که باید برای توقف جنگ باید کوتاه بیاید.

جریان‌سازی در رسانه‌های خبری برخط پیش از تصمیم‌گیری: در طول جنگ رمضان، سایت خبری اکسیوس (AXIOS) در ایالات متحده یکی از منابع اصلی خبرسازی و جریان‌سازی پیش از اتخاذ تصمیمات در امریکا با محوریت مسائل امنیتی بوده است. راهبرد کلان این سایت خبری این است که سیاستمداران پیش از اتخاذ تصمیمات خود، خبر آن را منتشر کرده در معرض انبوه مخاطبان قرار می‌دهند تا بر اساس تحلیل بازخوردی که از جامعه دریافت می‌کنند، تصمیم نهایی را بگیرند.

چنین خبرهایی معمولاً با ارجاعات مبهمی چون «به نقل از منابع آگاه» یا «منبع نزدیک که نخواست اسم او فاش شود»، همراه است. در طول جنگ رمضان نیز سایت آکسیوس به عنوان یکی از اتاق‌های جنگ روانی اسرائیل علیه ایران در نظر گرفته شده است. برای مثال، منبع اصلی انتشار خبر جعلی تهاجم زمینی تجزیه‌طلبان کُرد به خاک جمهوری اسلامی نیز همین رسانه خبری بوده است (یاور، 1404). همچنین این سایت، در خلال جریان‌سازی‌های خود، اخبار غیررسمی و خلاف واقع زیادی منتشر می‌کند (تابناک، 1404).

تمرکز بر انتشار سریع خبر و تکمیل تدریجی آن: در طول جنگ رمضان، مدل اطلاع‌رسانی در رسانه‌های معارض مبتنی بر مدل «انتشار سریع و تکمیل تدریجی» است. این در حالی است که مدل اطلاع‌رسانی در رسانه‌های ملی مبتنی بر «تأیید سپس انتشار» است (مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، 1404ب). بر این اساس، هرچند رسانه‌های معارض دست بالا را بر اساس سرعت اطلاع‌رسانی دارند، رسانه‌های ملی از اعتبار بالاتری در اطلاع‌رسانی برخوردار هستند.

استراتژی مه‌آلودسازی جنگ با تناقض‌گویی و بداهه‌سرایی رسانه‌ای: در طول جنگ رمضان، ترامپ حدود 100 پست متناقض در تروث سوشال منتشر کرده و روایت‌های مختلف و متعددی را در موضوعات واحد به صورت آشکارا تناقض‌آمیز و بی‌ثبات مطرح کرده و با این کار به دنبال ایجاد ابهام و سردرگمی در پیام‌رسانی است. ترامپ از این سکو هم به مثابه ابزار اطلاع‌رسانی و کانال اصلی اعلام مواضع استراتژیک خود و هم به مثابه سکوی عملیات روانی جنگ استفاده کرده است. دامنه این تناقض‌گویی‌ها متعدد بوده و برای مثال، می‌توان به پست‌های متناقض ترامپ درباره شکست قدرت نظامی ایران (مثلاً: «100 درصد توان نظامی ایران را نابود کردیم»)، نقش متحدان امریکا در جنگ رمضان در بازگشایی تنگه هرمز و ادعای مذاکره با ایران اشاره کرد.

این تناقض‌گویی در رسانه‌های خارجی نیز بازتاب داشته و برای مثال، در گزارش شبکه‌ بی‌سی نیوز نیز به آن اشاره شده است: «پیام‌رسانی ترامپ ایران را هم نابود شده و هم تهدیدی مستمر نشان می‌دهد، اغلب در یک بازه زمانی واحد». در نمونه دیگری، دانیل کورتزلبن، خبرنگار ان.پی‌آر. در کاخ سفید به این تناقض‌گویی اشاره کرده و مطرح می‌کند که ترامپ بارها دلیل حمله به ایران را تغییر داده و اخیراً گفته که هدفش حفاظت از کشورهای منطقه در برابر ایران و بازگشایی تنگه هرمز است، درحالی که پیش از این جنگ، اصلاً چنین تهدیداتی وجود نداشت.

پائولو فون شیراخ، رئیس مؤسسه سیاست جهانی نیز در گفتگو با الجزیره گفت که «ترامپ بسیار سریع نظر خود را تغییر می‌دهد و پیش‌بینی گام بعدی او در جنگ علیه ایران دشوار است». این بی‌ثباتی در پیام‌رسانی و نوسانات رفتاری و لفاظی‌های متناقض ترامپ (از تهدید به تشدید تا اعلام پایان جنگ)، هرچند در کوتاه‌مدت امکان مانور می‌دهد، منشأ تضعیف مواضع امریکا در جنگ است (سی‌ان‌ان، 2026، به‌نقل از کانال نمافر، 1405).

عملیات فریبکاری با طرح بی‌برنامه بودن امریکا در جنگ: فریب دشمن یک اصل اساسی در جنگ است که تاریخچه طولانی دارد و یکی از ارکان اصلی در فلسفه نظام سان تزو نیز هست. تزو در کتاب «هنر جنگ» مطرح می‌کند که پیروزی با کمترین هزینه، نیازمند دستکاری ذهن دشمن و پنهان کردن مقاصد واقعی اوست.

تزو در کتاب خود به چند اصل در ارتباط با فریب اشاره می‌کند: «1) اساس تمامی جنگ‌ها بر پایه فریب استوار است؛ 2) تظاهر به تضاد: زمانی که توانا هستیم، باید خود را ناتوان نشان دهیم. وقتی فعال هستیم، باید خود را بی‌تحرک نشان دهیم؛ 3) فریب در فاصله: وقتی به دشمن نزدیک هستیم، باید او را متقاعد کنیم که دوریم و وقتی دور هستیم، باید در او این باور را ایجاد کنیم که نزدیک هستیم؛ 4) استفاده از طعمه و هرج و مرج: طعمه‌ای برای فریب دشمن قرار بده؛ تظاهر به بی‌نظمی و آشفتگی کن و سپس او را در هم بشکن؛ 5) اصل غافلگیری: در جایی به دشمن حمله کن که آماده نیست و از جایی ظاهر شود که که انتظارش را ندارد؛ و 6) بازی با روان دشمن: اگر دشمنت خشمگین و تندخو است، او را تحریک کن». در این رویکرد، هدف از فریب صرفاً دروغگویی نیست، بلکه ایجاد خطای محاسباتی در ذهن حریف است تا نیروهای خود را در زمان و مکان اشتباه مستقر کند. در جنگ رمضان نیز اقدامات فریبکارانه‌ای مثل نزدیک بودن پایان جنگ یا بی‌برنامه بودن ترامپ در جنگ در همین جهت است که مردم کمتر در خیابان‌ها حضور یابند و یا فرماندهان دچار خطای محاسباتی شوند.

محتوای تفرقه‌افکن در جهت تحریک احساسات عمومی: برای مثال، می‌توان به تولید محتوای جعلی درخصوص برنامه‌ریزی برای اقدام به کودتا از سوی اصلاح‌طبان در کشور پیش از شروع جنگ رمضان و ارائه لیستی از بازیگران آن اشاره کرد که با تیتر «وقتی شهید علی لاریجانی کودتا را خفه کرد!» در پیام‌رسان‌های داخلی بازنشر می‌شود. هدف از چنین کاری، تلاش دشمن برای خراب کردن یک طیف فکری و تفرقه‌افکنی در کشور بود.

انتشار فراخوان برای حضور براندازانه در خیابان‌ها و ایجاد آشوب در ایران: برای مثال، یکی از اقداماتی که موساد و شبکه‌های ضد انقلاب در طول جنگ رمضان انجام دادند، فراخوان گسترده موساد و شبکه‌های ضدانقلاب برای حضور براندازانه در 26 اسفند بود. آنها از ظرفیت‌های رسانه‌ای و غیررسانه‌ای خود برای ایجاد ناامیدی و القای شکست و فضاسازی رسانه‌ای استفاده کردند که با هوشیاری و درایت ایرانیان محقق نشد (خبرگزاری فارس، 1404).

تعیین ضرب‌الاجل‌های کوتاه‌مدت برای دوگانه‌سازی جعلی امنیت و رفاه در برابر مقاومت: یکی از تکنیک‌هایی که امریکا در طول جنگ رمضان به کار برده، تعیین ضرب‌الاجل‌هاست. برای مثال ترامپ ایران را تهدید کرد که اگر در ظرف 48 ساعت، تنگه هرمز را بازگشایی نکند، زیرساخت برق ایران را هدف می‌گیرد. در تحلیل این تکنیک، مطرح شده که «این پیام بیش از آنکه یک پیام صرفاً نظامی باشد، یک عملیات در جنگ شناختی است؛ تلاشی است برا تبدیل میدان نبرد واقعی به میدان ادراک و تحمیل دوگانه‌ای جعلی به افکار عمومی، یعنی امنیت و رفاه در برابر مقاومت. ترامپ در تلاش است تا ضرب‌الاجل کوتاه، جامعه را وارد چرخه اضطراب، شایعه و تصمیم‌گیری‌های هیجانی کند و همزمان با برجسته‌سازی تهدید علیه خدمات حیاتی (برق)، فشار روانی را از سطح نخبگان به سطح زندگی روزمره مردم منتقل کند. این تاکتیک، طراحی شده تا همبستگی اجتماعی را در میان مردم ایران فرسوده کند، اعتماد به توان حکمرانی را کاهش داده و مطالبه عقب‌نشینی فوری، صلح یا مذاکره با فریب آتش‌بس را به عنوان یک انتخاب عقلانی جا بزند» (آل داوود، 1405). از سوی دیگر، سابقه ترامپ در نقض ضرب‌الاجل‌های خود منجر به پایین آمدن مرجعیت تهدیدات وی می‌شود (سی‌ان‌ان، 2026، به‌نقل از کانال نمافر، 1405).

کتابنامه منابع:

تابناک (1404). دو خبر جعلی علیه ایران در آستانه مذاکرات. 2 اسفند 1404، تابناک، بازیابی از: https://www.tabnak.ir/fa/news/1358777/

تبیان (1405). دروغ آمریکا دوباره افشا شد. بازیابی از کانال تبیان در پیامرسان بله، فروردین 1405.

خبرگزاری آنا (1405). افشای یک عملیات پرچم دروغین دیگر. 2 فروردین، وبگاه خبرگزاری آنا، بازیابی از: https://ana.ir/fa/news/1042270/

خبرگزاری دفاع مقدس (1404). بازیابی از کانال خبرگزاری دفاع مقدس در پیام‌رسان بله. اسفند 1404.

خبرگزاری فارس (1404). بازیابی از کانال خبرگزاری فارس در پیام‌رسان بله. اسفند 1404.

خبرگزاری مهر (1404الف). رد ادعاهای ترامپ برای توجیه حمله به ایران. 28 اسفند 1404، وبگاه خبرگزاری مهر، بازیابی از: https://www.mehrnews.com/news/6778548/

خبرگزاری مهر (1404ب). نقش شرکت‌های فناوری در حمله آمریکا علیه ایران؛ استفاده از هوش مصنوعی. 14 اسفند 1404، وبگاه خبرگزاری مهر، بازیابی از: https://www.mehrnews.com/news/6766007/

سی‌ان‌ان (24 مارس 2026). بازیابی از کانال نمافر در پیام‌رسان بله، فروردین 1405.

مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی (1404الف). ضرورت سیاست فعال دیپلماسی فرکانس در شرایط تنش؛ راهبردهای حقوقی و تقنینی برای جلوگیری از پخش شبکه‌های معارض از ماهواره‌های منطقه‌ای. بازیابی از کانال رسانه و فضای مجازی 1404 در پیام‌رسان بله، گزارش گروه رسانه، ارتباطات جمعی و فضای مجازی.

مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی (1404ب). بررسی ابعاد جریان خبری در رسانه ملی، شبکه‌های ماهواره‌ای معاند و فضای مجازی در جریان جنگ تحمیلی امریکا و اسرائیل علیه ایران. بازیابی از کانال رسانه و فضای مجازی 1404 در پیام‌رسان بله، گزارش گروه رسانه، ارتباطات جمعی و فضای مجازی.

یاور، ب. (1404). جنگ شناختی هیبریدی مرحله بعدی جنگ رمضان. 19 اسفند 1404، وبگاه خبرگزاری مهر، بازیابی از: https://www.mehrnews.com/news/6771099/

 

Bernal, A. et al (2020). Cognitive Warfare: An Attack on Truth and Thought. NATO and Johns Hopkins University: Baltimore MD, USA.

Claverie, B. (2022). What Is Cognition? And How to Make it One of the Ways of the War?. NATO & SCIENCE AND TECHNOLOGY ORGANIZATION.

Cluzel, F. (2022). Cognitive Warfare, a Battle for the Brain. NATO.

 

انتهای پیام