صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۴۳۴۳۸۱۶
تاریخ انتشار : ۱۲ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۳:۳۹

به قلم حجت‌الاسلام والمسلمین سعیدرضا عاملی؛ استاد گروه ارتباطات و مطالعات جهانی دانشگاه تهران، رئیس شورا تحول و ارتقاء علوم انسانی و عضو فرهنگستان علوم

نقش دانشگاه‌ در حمایت از دفاع مقدس در جنگ رمضان

دانشگاه به‌عنوان یک نهاد راهبردی در قلب نظام ملی نوآوری و امنیت ملی قرار می‌گیرد و به نحوی بازتعریف می‌شود که توانایی هم‌افزایی میان منابع انسانی، زیرساخت‌های علمی و نیازهای حیاتی کشور را ارتقا دهد.

مقدمه

رهبر و امام شهید همواره بر اهمیت و مرجعیت علمی دانشگاه خصوصا در خلق ایران قوی تأکید داشتند. او که دانش آموخته مکتب اسلام با تکیه بر قرآن و عترت بود و بر شرافت علم آگاهی عمیق داشت، همواره اتکاء اصلی را بر خدای متعال و تمرکز بر علم و دانش بود. 

او با عمق جان به فرمایش امام علی(علیه‌السلام) باور داشت که: راس الفضائل العلم، غایه الفضائل العلم: راس فضیلتها، دانش است و نقطه پایان فضیلتها نیز دانش است (میزان الحکمه، جلد 8، ص 6). با همین نگاه ایشان اساسا روح پژوهش را در پیوند با مرجعیت علمی و حل مسئله تعریف می کردند و می‌فرمودند: هدف پژوهش قاعدتاً دو چیز است: یکی رسیدن به مرجعیت علمی و حضور در جمع سرآمدان علم و فناوری، دوم حل مسائل کنونی و آینده‌ی کشور. اینها با هم منافات هم ندارد؛ شنیده‌ام بعضی میگویند «آقا چطور [منافات ندارد]؟ این هدف درست است یا آن هدف؟» هر دو هدف درست است. پژوهش بایستی هم برای رسیدن به اوج قله‌ علم و ایجاد مرجعیّت علمی باشد -که ما در آینده حتماً باید به این نقطه برسیم که مرجع علمی در دنیا به حساب بیاییم- هم باید برای حل مسائل جاری کشور باشد.۱۳۹۷/۰۳/۲۰

ایشان در سیاست ابلاغی علم و فناوری نظام آموزش عالی، تحقیقات و فناوری مجدد بر کسب مرجعیت علمی و فناوری در جهان تاکید می‌کنند و پنج محور را برجسته می‌کنند:

1) تولید علم و توسعه نوآوری و نظریه پردازی.

2) ارتقاء جایگاه جهانی کشور در علم و فناوری و تبدیل ایران به قطب علمی و فناوری جهان اسلام.

3) توسعه علوم پایه و تحقیقات بنیادی.

5) تحول و ارتقاء علوم انسانی بویژه تعمیق شناخت معارف دینی و مبانی انقلاب اسلامی با: تقویت جایگاه و منزلت این علوم، جذب افراد مستعد و با انگیزه، اصلاح و بازنگری در متون، برنامه‌ها و روش‌های آموزشی و ارتقاء کمی و کیفی مراکز و فعالیت‌های پژوهشی مربوط.

6) دستیابی به علوم و فناوری‌های پیشرفته با سیاستگذاری و برنامه‌ریزی ویژه.۱۳۹۳/۰۶/۲۹

با نگاه رهبر شهید به جایگاه علم و فناوری، باید به پیشرفت و جایگاه علم نگریست و ظرفیت های ملی را در این مسیر بازطراحی نمود. 

شورای عالی انقلاب فرهنگی که میراث امام خمینی و امام شهید است، نقش جهت دهنده، تاسیسی، اقدامی و راهبردی کانونی در همه حوزه‌های دانش بنیان دارد که دوام و ثبات کانونی برای پیشرفت علمی در همه حوزه‌ها و البته در حوزه دفاعی کشور داشته و خواهد داشت. 

بدیهی است نقش فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران با حضور نخبگان علمی کشور، بسیار مهم و از ظرفیت اثر گذاری ملی و بین المللی برخوردار است.

مواجهه با جنگ، اگرچه در سطح نخست به عنوان یک گسست خشونت‌بار در نظم اجتماعی و سیاسی ظاهر می‌شود، اما در سطحی عمیق‌تر می‌تواند به‌عنوان موقعیتی تراکمی برای بازآرایی ساختارهای دانشی، نهادی و فناورانه یک کشور درک شود.

از این منظر، دانشگاه به‌عنوان یک نهاد راهبردی در قلب نظام ملی نوآوری و امنیت ملی قرار می‌گیرد و به نحوی بازتعریف می‌شود که توانایی هم‌افزایی میان منابع انسانی، زیرساخت‌های علمی و نیازهای حیاتی کشور را ارتقا دهد.

جنگ، با ایجاد فشار، شرایطی را فراهم می‌آورد که در آن مرزهای سنتی میان علوم محض و کاربردی، میان دانشگاه و صنعت و بین پژوهش و عمل فرو می‌ریزد و نوعی هم‌گرایی نهادی شتاب‌گرفته شکل می‌گیرد. از این منظر، جنگ را می‌توان به عنوان یک کاتالیزور نهادی درک کرد که فرآیندهای تحول علمی را از حالت تدریجی به وضعیت جهشی منتقل می‌کند.  

تجربه تاریخی نشان می‌دهد در چنین شرایطی، دانشگاه‌ها به مراکز تصمیم‌سازی، حل مسئله و نوآوری‌های مأموریت‌محور تبدیل می‌شوندتا دانش را در پاسخ مستقیم به مسائل مرتبط با بقا، امنیت و پایداری ملی بازتنظیم کنند (مازوکاتو، 2013). 

این تغییر، هم کارکردی و هم ماهیتی است. به سبب شرایط بحرانی، دانشگاه از یک نهاد «توصیفی» به یک نهاد مداخله‌گر بدل می‌شود که در شکل‌دهی به مسیرهای کلان توسعه نقش فعال ایفا می‌کند.

در چنین چارچوبی، مفهوم هم‌افزایی ساختاری اهمیت ویژه‌ای می‌یابد. جنگ با فشرده‌سازی زمان و منابع، دانشگاه را وادار می‌کند تا ظرفیت‌های پراکنده علمی، آموزشی و اجتماعی خود را در قالب یک منطق منسجم و هدفمند سازمان‌دهی کند. 

این امر به افزایش کارایی سیستم علمی و ایجاد پیوندهای پایدار میان دانشگاه، دولت و جامعه منجر می‌گردد که حتی پس از پایان جنگ نیز به‌عنوان سرمایه‌های نهادی باقی می‌مانند (اتزکویتز و لیدسدورف، 2000).

لذا، تحلیل نقش دانشگاه در شرایط جنگی، صرفاً بررسی یک کارکرد مقطعی نیست، بلکه تلاشی برای فهم چگونگی تبدیل بحران به فرصت در راستای جهت‌دهی مجدد به نظام علمی، بازتعریف مأموریت دانشگاه و ارتقای آن به سطح یک بازیگر کلیدی در پشتیبانی همه‌جانبه از کشور است.

در سوابق تاریخ جنگ در ایران عزیز هم نقش آفرینی‌های کلیدی در 8 سال دفاع مقدس در دوران جنگ تحمیلی عراق بر علیه ملت شریف ایران و هم درجنگ با داعش، تجربه‌های مهمی حاصل شده است. تجربه جهانی و خصوصاً دو جنگ جهانی اول و دوم نیز نشان می‌دهد نقش‌آفرینی دانشگاه‌های بزرگ بسیار مهم و پررنگ بوده است. 

در ادامه به مهمترین نقش‌آفرینی‌های دانشگاه بعنوان یک نهاد علمی، الهی و تمدنی اشاره می‌شود:

1. ایجاد ساختارهای دائمی «علم و جنگ» در آموزش عالی و دانشگاه

بطور حتم صنعت قدرتمند دفاعی جمهوری اسلامی ایران هم به لحاظ فناوری و هم به جهت راهبردهای نظامی و حتی راهبردهای رسانه‌ای محصول همکاری نظام دفاعی و دانشگاه است.

بطور کلی یکی از میراث‌های ماندگار جنگ‌های بزرگ، شکل‌گیری نهادها و سازوکارهایی است که پیوند میان دانشگاه و بخش دفاعی را از یک همکاری موقت به یک رابطه ساختاری و پایدار تبدیل کردند.

تجربه ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم نقطه عطفی محسوب می‌شود زیرا دولت با درک نقش تعیین‌کننده علم در پیروزی نظامی، به‌دنبال نهادینه‌سازی این ظرفیت برآمد. نتیجه این رویکرد، تثبیت مدل صنایع دفاعی تحت مدیریت دانشگاه بود که در آن دانشگاه‌ها مسئولیت هدایت علمی پروژه‌های راهبردی را بر عهده گرفتند (لسلی، 1993).

این تحول صرفاً به ایجاد نهادهای جدید محدود نشد، بلکه به شکل‌گیری زمینه‌ای منجر شد که در آن دانشگاه، صنعت و دولت در قالب یک مثلث راهبردی به هم پیوند خوردند.

گزارش مشهور وانوار بوش با عنوان «مرز بی‌پایان علم» مبنای نظری این تحول را فراهم کرد و تأکید نمود که سرمایه‌گذاری مستمر در پژوهش‌های دانشگاهی، برای امنیت ملی ضروری است (بوش، 1945). در نتیجه، ساختارهایی مانند بنیاد ملی علوم و قراردادهای پژوهشی دفاعی، به‌گونه‌ای طراحی شدند که جریان دانش از دانشگاه به بخش‌های کاربردی و نظامی به‌صورت مداوم برقرار بماند.

افزون بر این، تجربه جنگ سرد نشان داد این ساختارها می‌توانند به‌طور مستمر بازتولید و تقویت شوند. دانشگاه‌ها در این دوره به مراکز توسعه فناوری‌های پیشرفته مانند سیستم‌های موشکی، فضا، و جنگ الکترونیک تبدیل شدند و همکاری آنها با نهادهای دفاعی به سطحی بی‌سابقه رسید (اتزکویتز و لیدسدورف، 2000).

این روند خصوصاً بیانگر آن است که جنگ‌های بزرگ ضمن بسیج موقت منابع علمی، می‌توانند به بازآرایی بلندمدت نظام علم و فناوری کشورها به نحوی منجر شوند که دانشگاه به‌صورت نهادی در قلب ساختار قدرت ملی قرار گیرد. در واقع، جنگ یکی از مهمترین موقعیت‌هایی است که به تسریع در تغییرات ساختارهای علمی و رویکردهای نهادی آن منجر می‌شود.

بر این مبنا رابطه دانشگاه با نظام دفاعی کشور قبل از جنگ، در حین جنگ و بعد از جنگ می‌تواند موجب تقویت اقتدار نظامی ایران عزیز شود. خصوصا در زمان جنگ، زمینه تقویت نقاط خلاء، چینش‌های جدید نظامی متناسب با شرایط راهبردی و استراتژیک یک ضرورت قطعی است. 

لازم است وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به اقتضاء شرایط ویزه اقدام به تشکیل "ستاد ملی دانشگاه و جنگ" نماید و تمام ظرفیت های ملی را در این راستا سازماندهی کند.

بدیهی است در این مسیر نقش شورای عالی انقلاب فرهنگی، نقش راهبردی و کلیدی است و در این مسیر ستاد علم و فناوری و شورای تحول و ارتقاء علوم انسانی و همچنین ستاد علم و فناوری در حوزه دفاعی کلیدی، جهت دهنده و اثر گذار است.

2. آزمایشگاه‌های دانشگاه؛ کارخانه‌های تسلیحات راهبردی

دانشگاه‌ها به مراکز پیشران توسعه سلاح‌های تعیین‌کننده تبدیل شدند. بعنوان نمونه ملاحظه می‌کنید که در جنگ جهانی دوم، دانشگاه‌های آمریکایی هسته اصلی «پروژه منهتن» بودند.

دانشگاه کالیفرنیا، برکلی به سرپرستی رابرت اوپنهایمر، دانشگاه شیکاگو که اولین رآکتور هسته‌ای در آن ساخته شد و دانشگاه کلمبیا در این پروژه نقش محوری داشتند. همچنین مؤسسه فناوری ماساچوست با ایجاد آزمایشگاه تشعشعات، رادار را به سطحی رساند که بسیاری از مورخان آن را مهم‌تر از بمب اتم در پیروزی متفقین می‌دانند (رودز، 1986).

دانشگاه‌ها نقش کلیدی در تأمین نیازهای فوری جبهه داشتند. باز بعنوان نمونه در جبهه شرقی جنگ جهانی دوم، دانشگاه‌های صنعتی شوروی مانند دانشگاه صنعتی اورال مستقیماً با کارخانجات تسلیحاتی ادغام شدند. اساتید این دانشگاه با ارائه فناوری ساخت فولاد زرهی برای تانک‌های تی ـ 34 و روش‌های سریع تولید مهمات، نقش مستقیم در تأمین تجهیزات خط مقدم داشتند (هریسن، 2002).

در واقع ظرفیت چند رشته‌ای دانشگاه‌های کشور در پیوند و در امتداد با نیازهای ضروری جنگ، اساس سرمایه علمی و راهبردی نظام دفاعی را تشکیل می‌دهد. 

گاهی بعضی از خلاقیت های دوره جنگ، پایه دانش‌های جدید را می گذارد و حتی ظرفیت رمزگشائی‌هایی را فراهم می‌کند که موجب غلبه بر دشمن می‌شود. کار آلن تورینگ که شهرت به پدر دانش کامپیوتر و هوش مصنوعی دارد در رمزگشائی از رمزهای بسیار محرمانه ارتش نازی، دست متفقین را بر غلبه اطلاعات پر کرد و به نوعی نقش کلیدی و کانونی در شکست ارتش نازی داشت. امروز نیز بسیاری از متفکرین و اندیشمندان ایران در این مسیر نقش محوری دارند که لازم است این مسیر مورد حمایت همه جانبه و نظامند قرار گیرد.

3. تبدیل دانشگاه‌ها و دانشکده‌ها به مراکز تربیت منابع انسانی مومن و الهی جنگ (تربیت افسران و متخصصان)

با توجه به رشادت‌ها و شهادت‌ها در جنگ، دانشگاه‌ها به مراکز فشرده تربیت نیروی انسانی ماهر تبدیل می‌شوند. باز در جبهه دشمن ملاحظه کنید در آمریکا، دانشگاه هاروارد طی جنگ جهانی دوم بیش از ۶ هزار افسر و اپراتور بی‌سیم تربیت کرد.

دانشگاه کارولینای شمالی نیز به عنوان یکی از مراکز اصلی آموزش خلبانان نیروی دریایی، حدود ۱۸ هزار و ۷۰۰ خلبان از جمله جرج اچ. دبلیو. بوش، رئیس‌جمهور آمریکا را تحت آموزش‌های سخت نظامی قرار داد (گایگر، 2015). 

بسیاری از دانشگاه‌ها نظام آموزشی خود را به سه سال فشرده تبدیل کردند تا کمبود مهندس و پزشک در ارتش جبران شود (گلدن و کاتز، 2008).

افزون بر آموزش‌های فشرده نظامی، دانشگاه‌ها در جنگ‌های بزرگ به مراکز بازطراحی نظام‌های آموزشی نیز تبدیل شدند. 

در خلال جنگ جهانی دوم، بسیاری از دانشگاه‌های آمریکا و اروپا، برنامه‌های درسی خود را به‌گونه‌ای تنظیم کردند که آموزش‌های نظری با مهارت‌های عملی و میدانی تلفیق شود. به‌عنوان مثال، برنامه‌های مهندسی با نیازهای فوری صنایع دفاعی همسو شد و دانشجویان به‌طور هم‌زمان در محیط‌های دانشگاهی و کارخانجات نظامی آموزش می‌دیدند (گایگر، 2015).

این مدل، نه‌تنها سرعت تربیت نیروهای متخصص را افزایش داد، بلکه پیوندی ارگانیک میان دانش و عمل ایجاد کرد که در شرایط جنگی حیاتی بود.

البته رعایت محرمانگی و دقت در انتخاب های بسیار مهم و کلیدی است که بدیهی است در تعامل نظام دفاعی، همه ابعاد و حساسیت‌ها مورد توجه قرار می گیرد.

4. نقش‌آفرینی دانشگاه در حوزه دیپلماسی عمومی

نقش دانشگاه در دیپلماسی عمومی نیز یکی از ظریف‌ترین و در عین حال تأثیرگذارترین کارکردهای نهاد علم در عرصه بین‌الملل است. در حالی که دیپلماسی رسمی در اختیار دولت‌ها است، دانشگاه‌ها به دلیل برخورداری از اعتماد عمومی، استقلال ظاهری و زبان مشترک علمی، می‌توانند به عنوان «پل‌های غیررسمی» میان ملت‌ها و حتی دولت‌های متخاصم عمل کنند.

دانشگاه در دیپلماسی عمومی نقش یک «سفیر بی‌واسطه» را ایفا می‌کند. در حالی که سفیران سیاسی در پایتخت‌ها مستقرند، دانشگاه از طریق انتشار دانش، جذب نخبگان خارجی، همکاری‌های پژوهشی فرامرزی و میزبانی از رویدادهای علمی، تصویری اصیل و ماندگار از فرهنگ، تمدن و پیشرفت یک ملت را در ذهن جامعه جهانی حک می‌کند.

در دنیای امروز که «جنگ روایت‌ها» جایگزین جنگ‌های کلاسیک شده است، قدرت دانشگاه در دیپلماسی عمومی نه در موشک‌ها و بیانیه‌های سیاسی، بلکه در جذب ذهن‌ها و ایجاد اعتماد فرامرزی نهفته است.

دیپلماسی علمی به معنای استفاده از همکاری‌های علمی برای ایجاد اعتماد و بهبود روابط بین‌الملل است. حتی در زمان قطع روابط سیاسی، همکاری‌های دانشگاهی مانند پروژه‌های مشترک پژوهشی در حوزه محیط زیست، ریزفناوری، پزشکی یا حتی حوزه‌های مرتبط با علوم انسانی و علوم اجتماعی و هنر می‌تواند ادامه یابد. این همکاری‌ها به عنوان «اتاق‌های تبادل» عمل و راه را برای گفت‌وگوهای بعدی باز می‌کنند.

علم زبان مشترک بشریت است. وقتی یک استاد ایرانی با یک استاد چینی و حتی اساتید دانشگاه‌های اروپائی یا جنوب شرق آسیا روی یک مسئله مثل سرطان یا تغییرات اقلیمی کار می‌کند، فضای همکاری فکری و علمی تقویت می شود و تصویر واقعی‌تری از ملت‌ها به نمایش گذاشته می‌شود.

دانشگاه‌های شوروی نظیر دانشگاه دولتی ام‌جی‌یو مسکو و دانشگاه دوستی ملل پاتریس لومومبا به عنوان مراکز اصلی دیپلماسی عمومی کمونیستی عمل می‌کردند. پذیرش هزاران دانشجو از آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین با هزینه دولتی، شبکه وسیعی از نخبگان طرفدار شوروی را در جهان ایجاد کرد که دهه‌ها در سیاست خارجی آن کشورها تأثیرگذار بودند (نایت، 2004).

چین با تأسیس «شبکه دانشگاهی جاده ابریشم» و اختصاص بورس‌های گسترده به دانشجویان کشورهای در حال توسعه، از دانشگاه به عنوان ابزاری برای گسترش دامنه نفوذ اقتصادی و فرهنگی خود استفاده می‌کند. این دانشجویان پس از بازگشت به کشورهای خود، به عنوان حلقه‌های اتصال به بازار و سیاست چین تبدیل می‌شوند (مک، ژیانگ و کی، 2021).

پس از جنگ تحمیلی، دانشگاه‌های ایران با راه‌اندازی جهاد دانشگاهی به عنوان بازوی علمی و بنیاد ملی نخبگان برای جذب استعدادها و همچنین پذیرش گسترده دانشجویان خارجی از کشورهای همسایه و جهان اسلام، به محملی برای دیپلماسی فرهنگی تبدیل شدند. 

دانشگاه‌های علوم پزشکی ایران نیز با ارائه خدمات درمانی و آموزشی به اتباع خارجی و حضور در مأموریت‌های بشردوستانه بین‌المللی، نقش مهمی در خنثی‌سازی تبلیغات منفی علیه کشور ایفا کرده‌اند.

5. جایگاه رسانه‌ای دانشگاه

در شرایط بحران‌های سیاسی و به‌ویژه در بستر جنگ‌های رسانه‌ای، دانشگاه‌ها به‌عنوان یکی از معدود نهادهای برخوردار از مشروعیت علمی و نسبیِ استقلال فکری، به «پناهگاه امن» برای گفت‌وگو و تبادل اندیشه تبدیل می‌شوند. این ویژگی به دانشگاه امکان می‌دهد تا فضایی فراهم آورد که در آن دیدگاه‌های مختلف در چارچوبی عقلانی و مبتنی بر استدلال و البته منافع ملی طرح شوند. چنین فضایی ضمن کمک به کاهش قطبی‌سازی، امکان شکل‌گیری فهمی عمیق‌تر و چندلایه از واقعیت‌های پیچیده بحران را نیز فراهم می‌سازد.

میزبانی از کنفرانس‌های بین‌المللی و نشست‌های علمی یکی از ابزارهای کلیدی دانشگاه برای ایفای نقش رسانه‌ای است. این رویدادها با گردهم آوردن اندیشمندان از طیف‌های مختلف فکری، بستری را فراهم می‌کنند تا روایت کشور میزبان به‌صورت مستقیم و بدون فیلتر رسانه‌های جریان‌ساز جهانی ارائه شود. به‌عبارت دیگر، دانشگاه از طریق دیپلماسی علمی، به بازنمایی فعال و هدفمند خود در عرصه بین‌المللی می‌پردازد و تلاش می‌کند تصویر دقیق‌تری از واقعیت‌های داخلی ارائه دهد (آلتباخ و دی‌ویت، 2017).

از سوی دیگر، ظرفیت‌های رسانه‌ای درون‌دانشگاهی از جمله تلویزیون‌های دانشگاهی، سکوهای دیجیتال و شبکه‌های ارتباطی وابسته به مراکز علمی نیز می‌توانند به‌طور مؤثری در جهت تولید و توزیع محتوا نقش‌آفرینی کنند. به‌ویژه در دانشگاه‌های بزرگ، این ابزارها قادرند با تولید برنامه‌های تحلیلی، گفت‌وگوهای تخصصی و پوشش رویدادهای علمی، به شکل‌گیری افکار عمومی آگاهانه کمک کنند.

چنین ظرفیتی، دانشگاه را از یک نهاد صرفاً آموزشی به یک بازیگر فعال در میدان رسانه‌ای تبدیل می‌کند که می‌تواند در مدیریت ادراک عمومی و تقویت روایت ملی نقش مؤثری ایفا نماید.

توجه به این مهم که روزنامه نگاری و کار رسانه‌ای علمی، خلاء دانش را در محیط رسانه‌ای پر می‌کند. در نظام جمهوری اسلامی ایران دانشگاه محمل علم و ایمان است. این دو وقتی در کنار هم قرار می گیرند موجب اوج و شکوه تمدنی جامعه ایرانی را فراهم می کند. از همین منظر همکاری حوزه و دانشگاه نیز اهمیت کانونی دارد و حتما ترجمان وحدت حوزه و دانشگاه خصوصا در شرایط جنگ است.

6. نقش‌آفرینی حمایتی در میدان جامعه و تدارک حمایتی جنگ

اساتید و دانشجویان در پشت جبهه نقش مکمل نیروهای مسلح را ایفا می‌کنند نمونه بارز آن دوران دفاع مقدس است. بنظر حقیر پایه پیشرفت دفاعی کشور، حضور دانشگاهیان اعم از دانشجو و استاد در میدان جنگ و درک نزدیک از مسائل جنگ و فاع مقدس بود. حضور مهندسان دانشگاهی، جامعه پزشکی کشور و کارهای خیره کننده پزشکی در دوره دفاع مقدس و خدمات جامعه پزشکی کشور در همین جنگ رمضان نمونه های برجسته آن است.

در شوروی سابق، حدود ۲۴۰۰ استاد و دانشجوی دانشگاه اورال در ماه‌های اولیه جنگ داوطلبانه به جبهه رفتند و ۳۰۰ نفر از آنها جان باختند. باقیماندگان نیز در بیمارستان‌ها به مداوای مجروحان می‌پرداختند، در ساخت سنگرهای ضدتانک مشارکت می‌کردند و در زمان برداشت محصول، کمبود نیروی کار کشاورزی را جبران می‌نمودند.

دانشگاه‌ها همچنین مرکز جمع‌آوری کمک‌های مردمی، اهدای خون و حتی بازیافت ضایعات فلزی برای صنایع جنگی بودند. 

علاوه بر مشارکت مستقیم در فعالیت‌های پشتیبانی، دانشگاه‌ها در سازماندهی و بهینه‌سازی شبکه‌های لجستیکی نیز نقش‌آفرینی کردند. در جنگ جهانی دوم، بسیاری از دانشکده‌های مهندسی و مدیریت با انجام پژوهش‌های کاربردی در حوزه «تحقیق در عملیات»، به بهبود کارایی حمل‌ونقل، توزیع منابع و مدیریت زنجیره تأمین کمک کردند. این حوزه که به‌طور گسترده در دانشگاه‌های بریتانیا و آمریکا توسعه یافت، امکان تصمیم‌گیری مبتنی بر داده را در شرایط پیچیده جنگی فراهم ساخت و تأثیر مستقیمی بر موفقیت عملیات‌های نظامی داشت (کربی، 2003).

از سوی دیگر، دانشگاه‌ها به کانون‌های بسیج اجتماعی برای پشتیبانی از جبهه تبدیل شدند. سازماندهی پویش‌های اهدای خون، جمع‌آوری کمک‌های مردمی و حتی مشارکت در برنامه‌های صرفه‌جویی و مدیریت منابع، بخشی از این نقش بود.

7. نقش فرهنگی و اجتماعی دانشگاه و تقویت ایمان و اعتماد به نفس ملی

دانشگاه و حوزه از یک مرجعیت فرهنگی و اجتماعی برخوردارند. بطور خاص در شرایط جنگی، دانشگاه‌ها به‌عنوان یکی از ارکان پشتیبان ملی در عرصه فرهنگی و اجتماعی عمل می‌کنند. جنگ‌ها صرفاً محدود به تقابل نظامی نیستند، بلکه با تهاجم فرهنگی و تلاش برای تضعیف هویت ملی همراه‌اند. ازاین‌رو، دانشگاه‌ها به‌مثابه سازوکاری برای «پدافند غیرعامل فرهنگی» وارد میدان می‌شوند.

آنها با بسیج ظرفیت‌های علمی و فکری، زمینه را برای تقویت ایمان؛ شکل‌گیری مقاومت فرهنگی و اعتماد به نفس ملی را فراهم کرده و از انسجام اجتماعی در برابر تهدیدات چندلایه حفاظت می‌کنند.

در این چارچوب، تولید گفتمان مقاومت یکی از مهم‌ترین کارکردهای دانشگاه است. از طریق برگزاری نشست‌های تخصصی، تولید آثار علمی و تبیین مبانی نظری دفاع از کشور، دانشگاه به جنگ معنایی علیه روایت‌های رقیب می‌پردازد و به پدیده جنگ معنا و جهت می‌بخشد. 

این فرایند موجب می‌شود که جنگ به‌عنوان یک تجربه فرهنگی و هویتی بازتعریف شود. احیای نمادها و اسطوره‌های ملی نیز اهمیت دارد که اساتید و پژوهشگران علوم انسانی با بازخوانی میراث تاریخی و ادبیات پایداری، حافظه جمعی را تقویت کرده و پیوستگی نسلی را حفظ می‌کنند.

همچنین، در عصر رسانه‌های جمعی و شبکه‌ای، دانشگاه‌ها نقش کلیدی در مقابله با «جنگ روایت‌ها» ایفا می‌کنند. آنها به‌عنوان مرجعیت علمی، روایت‌های تحریف‌شده را نقد و تحلیل کرده و با تولید محتوای مستند، از مشروعیت و حقانیت ملی دفاع می‌نمایند.

این نقش، دانشگاه را به یکی از ستون‌های اصلی پشتیبانی نرم از کشور در شرایط جنگی تبدیل می‌کند.

8. نقش دانشگاه در ارائه مشاوره و ترمیم روحی جامعه

در شرایط جنگی، یکی از کارکردهای کمتر دیده‌شده اما حیاتی دانشگاه‌ها، ایفای نقش در «بازسازی روانی جامعه» است. جنگ‌ها ساختارهای روانی و ادراکی جامعه را نیز دچار آسیب می‌کنند. ازاین‌رو، دانشگاه‌ها با اتکا به دانش روان‌شناسی، علوم شناختی و علوم رفتاری می‌توانند به‌عنوان بازوی تخصصی در مدیریت تروماهای جمعی وارد عمل شوند.

لذا، تشکیل «ستادهای مشاوره و امور شناختی» در دانشگاه‌ها می‌تواند به‌عنوان اقدامی راهبردی در پشتیبانی از جامعه تلقی شود. این ستادها با ارائه خدمات مشاوره‌ای به خانواده‌های آسیب‌دیده، آموزش مهارت‌های تاب‌آوری و طراحی مداخلات مبتنی بر شواهد، به تثبیت وضعیت روانی جامعه کمک می‌کنند. علاوه بر این، دانشگاه‌ها می‌توانند از طریق پژوهش‌های میدانی، الگوهای بومی مواجهه با بحران را استخراج کرده و سیاست‌گذاران را در طراحی برنامه‌های حمایتی یاری دهند (سامرفیلد، 1999).

همچنین، تجربه کشورهای پس از جنگ نشان می‌دهد دانشگاه‌ها در فرآیند «بازسازی اجتماعی» نیز نقش کلیدی دارند. آنها با تربیت متخصصان سلامت روان، توسعه برنامه‌های آموزشی عمومی و مشارکت در سیاست‌گذاری‌های رفاهی، به بازگشت جامعه به وضعیت تعادل کمک می‌کنند. در این معنا، دانشگاه نه‌تنها یک نهاد علمی، بلکه یک نهاد ترمیم‌گر است که در بازسازی سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی نقش‌آفرینی می‌کند (الکساندر، 2004).

در این راستا نقش دانشکده های روانشناسی و علوم تربیتی و گروه های مشاوره در تشکیل ستاد مواجهه شناختی و ارائه مشاوره بسیار کلیدی است.

9. تشکیل ستاد حقوقی دانشگاه برای پشتیبانی حقوقی علیه آغاز جنگ، ادامه جنگ و خسارت‌های جانی، روحی و مالی

تاوان شهادت رهبر شهید، خانواده گرانقدر، کودکان مدرسه شجره طیبه میناب و فرماندهای گرانقدر دفاعی کشور، دبیر شورایعالی امنیت ملی و شهید اخیر سردار تنگسیری واقعا چیست؟

مهمترین کار حقوقی تاوان این شهادت هاست و در مرحله بعدی تاوان و غرامت خسارت های مالی، جانی و روحی جنگ رمضان و همچنین جنگ 12 روزه خرداد 1404 و اغتشاشات که منجر به شهادت مردم توسط کارگزاران موساد شد، در این پرونده سنگین حقوقی نیاز به طرح دعوا و محاکمه کیفری دارد.

در بستر جنگ‌های مدرن، «جنگ حقوقی» به‌عنوان یکی از ابعاد مکمل جنگ‌های نظامی و رسانه‌ای اهمیت فزاینده‌ای یافته است. 

دانشگاه‌ها با برخورداری از ظرفیت‌های علمی در حوزه حقوق بین‌الملل، حقوق بشر و مطالعات جنگ، می‌توانند به‌عنوان پایگاه‌های تولید و پشتیبانی دانش حقوقی وارد عمل شوند.

تجربه پس از جنگ جهانی دوم نشان می‌دهد که دانشگاه‌ها نقش مهمی در مستندسازی جنایات جنگی و شکل‌گیری چارچوب‌های حقوقی بین‌المللی ایفا کردند؛ برای نمونه، بسیاری از حقوقدانان برجسته که در دادگاه‌های نورنبرگ مشارکت داشتند، از دل دانشگاه‌ها برخاسته بودند و با تکیه بر پژوهش‌های علمی، به تدوین مفاهیمی چون «جنایت علیه بشریت» کمک کردند (شاباس، 2010).

لذا، تشکیل «ستاد حقوقی دانشگاه» می‌تواند به‌عنوان یک سازوکار سازمان‌یافته برای پشتیبانی از کشور در برابر پیامدهای حقوقی جنگ 12 روزه و جنگ رمضان و مهندسی اغتشاشات در ایران عزیز عمل کند. این ستادها با جمع‌آوری مستندات مربوط به خسارات جانی، مالی و روانی و تحلیل آنها در چارچوب حقوق بین‌الملل، زمینه را برای پیگیری حقوقی در مجامع بین‌المللی فراهم می‌کنند (دینستاین، 2016).

از سوی دیگر، دانشگاه‌ها می‌توانند در «تولید گفتمان حقوقی» نیز نقش‌آفرینی کنند. از طریق انتشار مقالات علمی، برگزاری همایش‌ها و مشارکت در شبکه‌های حقوقی بین‌المللی، این نهادها قادرند روایت حقوقی کشور را در سطح جهانی مطرح کرده و مشروعیت اقدامات دفاعی را تبیین نمایند. 

لذا، دانشگاه به یک بازیگر فعال در میدان حقوقی تبدیل می‌شود که با تلفیق دانش و استدلال، از منافع ملی در عرصه بین‌المللی دفاع می‌کند.

ثبت جنایات جنگی بر علیه ملت شریف ایران در حین جنگ و بعد از جنگ در این راستا اهمیت کلیدی دارد. حتی گزارش جنایات جنگی در محکومیت محورهای اصلی شرارت و تشکیل دادگاه ملی برای افراد شروری مثل ترامپ و نتانیاهو بسیار مهم و کارساز است. 

کشتار جمعی ناو دنا که پیام‌آور صلح بود، کشتار کودکان دبستان شجره طیبه میناب و به شهادت رساندن رهبر و امام مصلحان جهان که نمادی از انسانیت و آزادگی بود و ده‌ها نمونه دیگر مستند این تهاجم حقوقی برخواسته از جنگ ظالمانه رژیم آمریکای جنایتکار و اسرائیل غاصب است.

در این مسیر پذیرش آغاز گری ظالمانه جنگ توسط متخاصمین یعنی آمریکای غاصب و اسرائیل ظالم، پیامدهای حقوقی بسیار زیادی دارد که حداقل آن پرداخت غرامت است.

جمع‌بندی:

دانشگاه بعنوان سرمایه علمی برای حمایت همه جانبه از نظام دفاعی کشور و تقویت حضور مردم در میدان

اگر دفاع ملی را یک وضعیت فشرده از بازآرایی قدرت، دانش و اراده ملی در نظر بگیریم، آنگاه نقش دانشگاه‌ها از سطح یک نهاد پشتیبان به جایگاه یک «زیرساخت راهبردی» ارتقا می‌یابد.

دانشگاه در چنین شرایطی، محل تلاقی سرمایه انسانی، ظرفیت‌های دانشی و امکان‌های نهادی است که می‌تواند پراکندگی منابع را به انسجام تبدیل کرده و از دل بحران، یک منطق جدید از کنش ملی تولید کند.

اهمیت این نقش زمانی دوچندان می‌شود که بدانیم برتری در جنگ‌های مدرن، بیش از آنکه به انباشت تجهیزات وابسته باشد، به توانایی در سازمان‌دهی دانش، سرعت یادگیری و خلق راه‌حل‌های نوآورانه گره خورده است.‌

تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد کشورهایی که توانسته‌اند دانشگاه را به‌عنوان «گره مرکزی» در شبکه جنگی خود فعال کنند، در واقع موفق به ایجاد نوعی هم‌افزایی ساختاری شده‌اند که در آن، علم، صنعت، جامعه و نهادهای حاکمیتی در یک مدار واحد عمل می‌کنند. 

لذا، دانشگاه تنظیم‌کننده جریان‌های دانشی، تربیت‌کننده نیروهای کلیدی، بازتعریف‌کننده روایت‌ها و ترمیم‌کننده بافت اجتماعی است. این سطح از کارکرد، دانشگاه را به نهادی تبدیل می‌کند که می‌تواند مسیر جنگ را در سطوحی عمیق‌تر از میدان نبرد تحت تأثیر قرار دهد.

در عمل، دانشگاه‌ها در جنگ‌های بزرگ از یک نهاد آموزشی به «ستاد علمی جنگ» تبدیل شدند. 

تجربه نشان می‌دهد کشورهایی مانند جمهوری اسلامی ایران در دوره دفاع مقدس و به نوعی حتی آمریکا در جنگ جهانی دوم یا شوروی در برابر آلمان نازی که توانستند زنجیره «دانشگاه، جامعه، علم، آزمایشگاه - صنعت - خط مقدم» را سریعاً برقرار کنند، توانستند با وجود تحمل تلفات سنگین اولیه، با اتکا به قدرت علمی، مسیر جنگ را به نفع خود تغییر دهند.

این الگو بعدها در جنگ‌های نیابتی و دفاع مقدس ظرفیت بزرگی شد که وارد حوزه‌هایی مانند طراحی موشک‌های دوربرد، جنگ الکترونیک و ساخت قطعات راهبردی صنعتی، توانستند تحریم‌های تسلیحاتی را بی‌اثر کنند و ایران قدرتمند در سطح و وزن مواجه با قدرت نظام اول جهان با همکاری بیش از 15 کشور متخاصم قرار دهد و دست پیروز میدان را آشکار کند.

بر این اساس، الزامات راهبردی زیر توصیه می‌شود:

1) تشکیل "ستاد علمی جنگ، فناوری و مردم" در سطح وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و ایجاد ساختارهای متناظر در دانشگاه‌های کلیدی کشور، به‌عنوان یک اقدام محوری و تعیین‌کننده همراه با تقسیم کار ملی دقیق و مأموریت‌محور به عنوان اقدامی که می‌تواند همه ظرفیت‌های پراکنده دانشگاهی را در قالب یک راهبرد منسجم برای پشتیبانی همه‌جانبه از کشور در شرایط جنگی همسو سازد.

2) تمرکز دانشگاه‌های برتر بر خلاقیت و نوآوری با رویکرد راهبردهای اثرگذار بر تقویت مسیرهای جدید ناظر بر تسلط و تفوق بر دشمن. در این مسیر شرکت های دانش بنیان ظرفیت بالائی برای ماموریت پذیری در حوزه های خاص دارند. جایگاه معاونت علم و فناوری و ستادهای تخصصی با زمانبندی کوتاه مدت و پایه گذاری برای برنامه‌های درازمدت مهم و اثر گذار است.

3) بازتعریف مأموریت دانشگاه‌ها در شرایط بحران به‌گونه‌ای که از یک نهاد صرفاً آموزشی و واکنشی، به یک کنشگر پیش‌دستانه و مسئله‌محور به این معنا تبدیل شوند که دانشگاه بتواند پیش از تبدیل تهدیدها به بحران‌های بالفعل، با رصد هوشمندانه، تولید

سناریوهای علمی و طراحی راه‌حل‌های پیشگیرانه، در خط مقدم تصمیم‌سازی ملی قرار گیرد. لازم است 15 دانشگاه برتر کشور در این مسیر پیشتاز باشند و راه را برای سایر دانشگاه های کشور هموار کنند.

4) ایجاد یک معماری نهادی پایدار برای اتصال ارگانیک میان دانشگاه، صنعت، بخش‌های دفاعی و مردم؛ نه در قالب همکاری‌های موقت، بلکه به‌صورت یک ساختار پیوسته که در آن جریان دانش، فناوری و نیازهای عملیاتی به‌طور مستمر در گردش باشد و امکان ترجمه سریع ایده‌های علمی به راه‌حل‌های میدانی فراهم گردد.

5) سرمایه‌گذاری هدفمند برای تربیت نسل جدیدی از نیروهای چندرشته‌ای که قادر باشند در مرزهای میان علم، فناوری، سیاست‌گذاری و میدان به نحوی عمل حرکت کنند که دانشگاه‌ها توانایی تصمیم‌گیری در شرایط عدم قطعیت، پیچیدگی و فشار زمانی را دارا باشند.

6) و در نهایت، حرکت به‌سوی تبدیل دانشگاه به یک «نهاد راهبردی چندوجهی» که معمار پیوند میان دانش، ایمان، قدرت و اراده ملی باشد؛ نهادی که بتواند در لحظات بحرانی، از پراکندگی عبور کرده و به کانون هم‌افزایی و جهت‌دهی کلان برای کشور تبدیل شود. در این مسیر همکاری دانشگاه و حوزه می‌تواند به بهره‌مندی از سرمایه عظیم دین در مسیر دهی حقیقی به علم و دانش کمک کند.

بطور حتم این گزاره عمیق الهی که یک استفهم نکاری است، تاکید بزرگی است بر جایگاه علم و دانائی نسبت به جهل و نادانی که می‌فرماید: أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّيْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ: يا آن كسى كه او در طول شب در سجده و قيام اطاعت [خدا] مى ‏كند [و] از آخرت مى‏ ترسد و رحمت پروردگارش را اميد دارد بگو آيا كسانى كه مى‏ دانند و كسانى كه نمى‏ دانند يكسانند تنها خردمندانند كه پندپذيرند (زمر – 9).

 

منابع:

قرآن کریم

آیه‌الله خامنه‌ای، سید علی (1393) سیاست‌های ابلاغی علم و فناوری، https://farsi.khamenei.ir/newspart-index?tid=1400#51998

آیه الله خامنه‌ای، سید علی (1397) بیانات در دیدار جمعی از استادان، نخبگان و پژوهشگران دانشگاه‌ها، https://farsi.khamenei.ir/newspart-index?tid=1400#69413

محمدی ری‌شهری، محمد (1385) میزان الحکمه، جلد 8، قم، دارالحدیث.

 

Alexander, J. C. (2004). Cultural trauma and collective identity. University of California Press.

Altbach, P. G., & de Wit, H. (2017). The new dynamics of international higher education. Johns Hopkins University Press.

Bush, V. (1945). Science, the endless frontier. United States Government Printing Office.

Dinstein, Y. (2016). The conduct of hostilities under the law of international armed conflict. Cambridge University Press.

Etzkowitz, H., & Leydesdorff, L. (2000). The dynamics of innovation: From national systems and “Mode 2” to a triple helix of university–industry–government relations. Research Policy, 29(2), 109–123.

Geiger, R. L. (2015). The history of American higher education: Learning and culture from the founding to World War II. Princeton University Press.

Goldin, C., & Katz, L. F. (2008). The race between education and technology. Harvard University Press.

Harrison, M. (2002). Accounting for war: Soviet production, employment, and the defence burden, 1940–1945. Cambridge University Press.

Kirby, M. W. (2003). Operational research in war and peace: The British experience from the 1930s to 1970. Imperial College Press.

Knight, J. (2004). Internationalization remodeled: Definition, approaches, and rationales. Journal of Studies in International Education, 8(1), 5–31. https://doi.org/10.1177/1028315303260832

Leslie, S. W. (1993). The Cold War and American science: The military-industrial-academic complex at MIT and Stanford. Columbia University Press.

Mazzucato, M. (2013). The entrepreneurial state: Debunking public vs. private sector myths. Anthem Press.

Mok, K. H., Xiong, W., & Ke, G. (2021). The Belt and Road Initiative and higher education cooperation: Opportunities and challenges for China and partner countries. Higher Education, 81(4), 759–777. https://doi.org/10.1007/s10734-020-00629-4.

 

 

انتهای پیام