در هفتههای اخیر، شرایط دشوار و پرالتهابی بر زندگی مردم سایه انداخته است؛ شرایطی که در آن حملات هوایی و اضطرابهای اجتماعی بخشی از واقعیت روزمره شدهاند. در چنین فضایی، جامعه بیش از هر زمان دیگری به روایتهای آرامبخش، امیدبخش و مسئولانه نیاز دارد؛ روایتهایی که بتوانند ذهن خسته مردم را از تنشهای دائمی رها کنند و یادآوری کنند که عبور از بحران همیشه ممکن است. درست در همین نقطه است که نقش فرهنگ، هنر و رسانه برجستهتر از همیشه میشود و ضرورت داشتن صدایی روشن و همراه با مردم، معنا پیدا میکند. ایکنا پیرامون این موضوع با احمد زالی، تهیهکننده سینما و تلویزیون، گفتوگویی انجام داده که در ادامه با آن همراه میشویم.
ایکنا – با توجه به شرایط دشوار کنونی و فضای جنگی و حملات هوایی که مردم روزانه تجربه میکنند، از نگاه شما، رسانه اعم از تلویزیون، سینما و دیگر بسترهای تصویری، چگونه میتواند نقش واقعی، مؤثر و مسئولانه خود را ایفا کند تا هم در روایتگری صحیح موفق باشد و هم در کنار مردم بایستند و همراهی ایجاد کنند؟
نخستین و مهمترین نیاز مردم در چنین شرایطی «امید» است. جامعه هر روز در معرض حجم بزرگی از خبرهای تلخ مثل بمباران، ترورها و تهدیدهای مختلف است و طبیعی است که ذهن و روح مردم خسته میشود. رسانه میتواند نقش اساسی ایفا کند؛ یعنی در کنار اطلاعرسانی، چشماندازی روشن ارائه دهد و به مردم یادآوری کند که این دوران پایدار نیست، این سختیها میگذرد و زندگی ادامه پیدا خواهد کرد. رسانه باید چراغی باشد که در دل تاریکی روشن میماند و قدرت عبور از بحران را به مردم یادآوری میکند.
از سوی دیگر، رسانهها میتوانند فضای ذهنی جامعه را از غرق شدن کامل در تلخیها نجات دهند. مردم اگر بدانند شرایط قابل عبور است و آیندهای وجود دارد، توان ایستادگی بیشتری پیدا میکنند. این تولید امید باید جدی و هدفمند انجام شود و فقط یک شعار ساده نباشد. وقتی رسانهها درست عمل کنند، هم در کاهش اضطراب مردم مؤثرند و هم در پایداری اجتماعی. بنابراین نقش رسانه امروز، هم روایتگری صحیح و هم تقویت توان روانی جامعه برای عبور از بحران است.
ایکنا – در دهه ۶۰ رسانهها بهویژه سینما با آثار حماسی و تقویت روحیه عمومی نقش جدی در حمایت از جامعه ایفا کردند. امروز با وجود امکانات گستردهتر رسانهای، آیا میتوان همان الگو را با توان و کیفیت بالاتر تکرار کرد و رسانهها را به خط مقدم تقویت روحیه و همبستگی مردم وارد کرد؟
قطعاً امروز ظرفیت رسانهای ما بسیار بیشتر از دهه ۶۰ است. آن زمان رسانه محدود به سینما و یکی دو شبکه تلویزیونی بود، اما امروز تنوع رسانهها بسیار گستردهتر است؛ تلویزیون، پلتفرمهای بزرگ،
شبکههای اجتماعی، تولیدکنندگان خصوصی و رسانههای دولتی هرکدام در مقیاس وسیع تولید محتوا دارند. این گستردگی به این معناست که اگر هماهنگ و هدفمند عمل کنیم، میتوانیم نقش مؤثرتر و عمیقتری نسبت به دورههای گذشته داشته باشیم.
اگر رسانهها برای ایجاد همدلی، تقویت اتحاد اجتماعی و مقابله با دشمن مهاجم جهتگیری درستی داشته باشند، تأثیرشان به مراتب قویتر از گذشته خواهد بود. امکانات امروز به ما اجازه میدهد روایتها را سریعتر، دقیقتر و در قالبهای جذابتر به مردم منتقل کنیم. بنابراین بله، امکان الگوگیری از دهه ۶۰ وجود دارد، اما با کیفیت و قدرت بسیار بیشتر؛ مشروط بر اینکه رسانهها هدف، انسجام و مسئولیت اجتماعی خود را جدی گیرند.
ایكنا – شما هماکنون مشغول به تولید سریال هستید در حالی که بسیاری از افراد ترجیح میدهند شهرهای بزرگ را ترک کنند. چه عاملی باعث شده علیرغم خطرات، در حوزه فرهنگ و رسانه بمانید و احساس کنید باید همچنان فعال باشید و تولید ادامه پیدا کند؟
خودم را فقط یک بخش کوچک از مجموعه بزرگ فرهنگ و رسانه میدانم، اما هر کس در جای خودش وظیفهای دارد. این شرایط سخت باعث نمیشود احساس کنم باید کنار بکشم؛ اتفاقاً باید سهم خودم را در حفظ جریان فرهنگی ادا کنم. فعالیت ما شاید در ظاهر بزرگ نباشد، اما اثرش در روحیه جامعه مهم است. اگر کار نکنیم و چرخه تولید متوقف شود، بخشی از حیات فرهنگی جامعه خاموش میشود و این ضربه به روحیه مردم است.
از طرف دیگر، وقتی رزمندهها در خط مقدم زیر آتش و فشارهای واقعی ایستادهاند، ما که در حوزه فرهنگ کار میکنیم وظیفه داریم حداقل سهم کوچک خود را ادا کنیم و قدردان فداکاریهای آنها باشیم. تیم ما در این پروژه، با اینکه شرایط سخت است، با انگیزه میماند چون همه باور دارند این کار نوعی ادای دین به وطن است. به گمان من در چنین زمانهایی فرهنگ و هنر هم باید ایستادگی و
مقاومت نشان دهد.
ایکنا – اگر بخواهید خطاب مشخصی به افرادی داشته باشید که این روزها در خط مقدم، زیر فشار و حملات، مشغول دفاع هستند و در سختترین شرایط کار میکنند، پیام شما برای آنها چیست و رسانه در قبال آنها چه مسئولیتی احساس میکند؟
جز دعا، احترام و قدردانی کار بزرگی نمیتوانیم برای آنها انجام دهیم. این افراد در شرایطی قرار دارند که سختی و خطر لحظهای با زندگیشان همراه است؛ بنابراین هر قدمی که برمیدارند برای ما یک درس بزرگ از شجاعت و غیرت است. رسانه وظیفه دارد روایت تلاشها، ازخودگذشتگیها و دلاوریهای آنها را ثبت کند و اجازه ندهد این فداکاریها در میان هیاهوی خبرها گم شود. ما باید نشان دهیم که در کنارشان هستیم؛ همانقدر که آنها پای کار دفاع ایستادهاند، ما هم باید پای انعکاس واقعیت کارشان بایستیم. تعهد ما این است که این تلاشها را صادقانه و دقیق روایت کنیم تا هم مردم بدانند چه سرمایهای از آنها محافظت میکند و هم نسلهای بعدی از این دوران تصویری واقعی داشته باشند. ادای احترام ما همین است؛ روایت درست از عمل بزرگ آنها.
ایکنا – نوروز امسال همزمان با بمباران تهران سپری شد و تجربهای متفاوت برای مردم رقم زد. شما این نوروز را چگونه گذراندید و حس غالب شما در لحظه تحویل سال و پسزمینه شرایط جنگی چه بود؟
برای من نوروز امسال تجربهای کاملاً متفاوت بود. درست در زمان تحویل سال، تهران به شدت بمباران شد و این اتفاق عمداً بهترین لحظه خانوادگی را هدف گرفت. حس عمومی این بود که دشمن نمیخواست حتی آن لحظه کوتاهِ شادی و آرامش برای مردم باقی بماند. اما در دل همین فشار، دوباره دیدیم که مردم ایران چگونه حتی در بدترین شرایط سنتهایشان را حفظ میکنند و نوروز را به عنوان بخشی از هویت خود از یاد نمیبرند.
برای من این نوروز تبدیل به خاطرهای ماندگار شد؛ خاطرهای که تلخی و غرور را با هم داشت. تلخی از دست دادن عزیزانی که در این جریان آسیب دیدند و غرور از ایستادگی مردم و نیروهای مدافع. نوروز امسال نشان داد که حتی اگر شرایط سخت باشد، روح جمعی ما زنده است و فرهنگمان پابرجا میماند. امیدوارم چنین تجربههایی تکرار نشود، اما تاریخ نشان داده که ایرانیها همیشه بر سختیها غلبه کردهاند.
ایکنا – در شرایطی که رسانههای خارجی روایتهای تحریفشده و جهتدار از وقایع ارائه میدهند، شما عملکرد رسانههای داخلی را در مقابله با این فضاسازیها چگونه میبینید و از دید شما رسانهها برای حفظ روحیه جامعه چه اقداماتی باید انجام دهند؟
واقعیت این است که تقریباً تمام رسانههای داخلی چه تلویزیون، چه رسانههای خصوصی و چه گروههای فعال در فضای مجازی تلاش میکنند روحیه مردم را حفظ کنند. اگر زندگی روزمره مردم را نگاه کنیم، متوجه میشویم که تلاش رسانهها بیاثر نبوده است. مردم با وجود شرایط خطرناک همچنان زندگی را پیش میبرند؛ خرید میکنند، به دید و بازدید میروند، مراسم نوروزی دارند و به جریان طبیعی زندگی ادامه میدهند. این یعنی رسانهها توانستهاند حداقل انرژی لازم برای ادامه زندگی را منتقل کنند. البته مسؤولیت رسانهها بسیار سنگین است و باید از سادهسازی یا هیجانزدگی پرهیز کرد. روایت درست، شفاف و آرامبخش میتواند بهترین پاسخ به تحریفهای رسانهای بیرونی باشد. رسانه وظیفه دارد ضمن حفظ روحیه مردم، واقعیتها را هم درست منتقل کند. به گمان من نمره عملکرد رسانههای داخلی در این روزها قابل قبول است، اما همچنان میتوان با برنامهریزی دقیقتر و هماهنگی بیشتر، تأثیرگذاری آن را افزایش داد.
انتهای پیام