صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۴۳۴۴۷۲۴
تاریخ انتشار : ۱۷ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۵:۴۹
کارشناسان بررسی کردند

نشست تخصصی مجازی «جستاری در هویت و ایستادگی ایرانیان: فرهنگ پهلوانی ایرانیان و جنگ و بی‌اخلاقی جهانی» با همکاری پژوهشگاه تربیت‌بدنی و فدراسیون زورخانه‌ای و کشتی پهلوانی برگزار و بر ضرورت راهبردسازی کلان، تحول در روش‌های آموزشی و الگوسازی از پهلوانان برای تقویت هویت ملی و مقابله با چالش‌های اخلاقی جهانی تأکید شد.

به گزارش خبرنگار ایکنا؛ نشست تخصصی و مجازی «جستاری در هویت و ایستادگی ایرانیان: فرهنگ پهلوانی ایرانیان و جنگ و بی‌اخلاقی جهانی» دوشنبه ۱۷ فروردین ماه به همت پژوهشگاه تربیت‌بدنی و علوم‌ورزشی با همکاری فدراسیون زورخانه‌ای و کشتی پهلوانی و دبیری علمی محمدمهدی رحمتی، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه گیلان برگزار شد.
 
حجت‌الاسلام عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در این نشست در راستای تبیین راهبرد‌های کلان توسعه فرهنگ پهلوانی و ورزش‌های اصیل ایرانی به محورهای مهمی اشاره کرد و گفت: مسئولیت ساماندهی و توسعه ورزش‌های مرتبط با فرهنگ پهلوانی و فتوت، به‌طور مشخص باید به پژوهشگاه تربیت بدنی سپرده شود. این امر از پراکندگی و موازی‌کاری جلوگیری می‌کند، چرا که در ساختار فعلی، فدراسیون ورزش‌های پهلوانی و زورخانه‌ای فقط یکی از پنجاه و سه فدراسیون ورزشی کشور محسوب می‌شود و روحیه فتوت و مرام پهلوانی باید در همه رشته‌های ورزشی نفوذ و گسترش یابد.
 
وی افزود: مأموریت خطیر آموزش و پرورش در تربیت نسل‌هایی ایستاده، باورمند و با اعتماد به نفس، از بستر‌های اصلی نهادینه‌سازی این فرهنگ است. همچنین ضروری است در تولید صنایع فرهنگی، بازی‌های رایانه‌ای، پویانمایی‌ها و مجموعه‌های نمایشی، مفاهیم اصیل فتوت و پهلوانی به‌طور دقیق و هنرمندانه ظهور و بروز یابد. از سوی دیگر باید از تمدن پهلوانی ایران در سطح جهانی در برابر جعل، تحریف یا مصادره توسط دیگران حراست کرد. این امر مستلزم توسعه دیپلماسی ورزشی در بلوک‌های نوین قدرت مانند بریکس، سازمان همکاری شانگهای و سایر مجامع بین‌المللی است.
 
حجت‌الاسلام خسروپناه با تأکید بر احیای زورخانه در متن جامعه بیان کرد: زورخانه به عنوان خاستگاه فرهنگ فتوت، باید در بستر زندگی مردم احیا شود. لازم است قوه قضائیه، وزارت کشور، شهرداری‌ها و سایر نهاد‌های مرتبط، زمینه تبدیل فضای زورخانه‌ها را به کانون‌های خدمت‌رسانی اجتماعی و میانجی‌گری محلی فراهم آورند. زورخانه، همانند مسجد، می‌تواند به کانون محله‌محور تبدیل شود. همان‌گونه که مسجد محل عبادت و سجده برای خداست، زورخانه نیز با سجده آغاز می‌شود و این اشتراک، نشان از پیوند عمیق معنوی آنها دارد و واگذاری نقش گره‌گشایی اجتماعی به زورخانه‌ها از اهمیت بالایی برخوردار است.
 
وی در ادامه تحول در نظام تربیت مربی را مورد اشاره قرار داد و گفت: ایجاد تحول در نظام آموزشی مربیان باشگاه‌های ورزشی ضروری است تا آنها به عنوان مربیان هویت و ثبات ملی تربیت شوند و باید منشور اخلاق پهلوانی ایران در مجامع بین‌المللی مرتبط عرضه و ترویج شود. همان‌گونه که در رویداد‌های اخیر شاهد بودیم، حمایت همه‌جانبه از نخبگان ورزشی پایبند به عزت، غیرت و استقامت ملی یک ضرورت است. از ورزشکارانی که در میادین مختلف، چه در عرصه رقابت و چه در صحنه‌های سخت، پهلوانانه ایستادگی کردند، جانبازی کرده و یا شهید دادند، باید به شایستگی تقدیر و حمایت مادی و معنوی به عمل آید. همچنین باید به روایت‌گری حماسه‌های ورزشی ایران با محوریت حقانیت و ارزش‌های ملی انسجام بخشید.
 

لزوم تحول در تکنیک‌های ورزش پهلوانی

 
سیدمحمد بطحایی، معاون وزیر کشور نیز در ادامه این نشست مجازی با بیان اینکه 17 فروردین ماه به نام «روز پهلوانی، جوانمردی و ورزش‌های زورخانه‌ای» نام‌گذاری شده است، گفت: این روز در فرهنگ ایرانی-اسلامی ما، یادآور پیروزی اخلاق بر نااخلاقی و نامردی در ماجرای «خندق» و رفتار عمر بن عبدود با مولا علی(ع) است و سرآغازی برای حاکمیت اخلاق در تمامی شئون حکمرانی محسوب می‌شود. چه نیکوست که این روز به ورزشی اختصاص یافته که ریشه در اخلاق و معنویت دارد.
 
وی افزود: نباید فراموش کنیم که خاستگاه اصلی این ورزش‌ها، تعالی اخلاق است. هرچند پرورش جسم نیز در آن مورد توجه قرار گرفته، اما آنچه این ورزش را در جهان ممتاز می‌کند، همانا تأکید بر اخلاق و جوانمردی است. این اولین نکته‌ای است که باید همواره مدنظر باشد. گاهی در بازدید از زورخانه‌ها و سالن‌های ورزشی، از برخی ورزشکاران گلایه‌هایی می‌شنوم که گویا ورزش‌های زورخانه‌ای نیز مانند برخی رشته‌های دیگر، گاه از این خاستگاه اصلی غفلت می‌ورزد، اما اصلی‌ترین موضوعی که می‌خواهم در این فرصت به آن بپردازم، مسئله تاریخچه و تحول تکنیک‌ها در کشتی پهلوانی و ورزش‌های زورخانه‌ای است. این ورزش‌ها قدمتی دیرینه دارند و تکنیک‌های آن سال‌هاست که در زورخانه‌ها توسط مربیان و پیشکسوتان به نسل جدید آموزش داده می‌شود. یکی از مهم‌ترین الزامات توسعه این ورزش، تحول در تکنیک‌ها، تاکتیک‌ها و روش‌های آموزشی است. امروزه ذائقه و سلیقه جوانان و نوجوانان ایجاب می‌کند که این تحولات لازم در آموزش ورزش‌های زورخانه‌ای ایجاد شود.
 
بطحایی در پاسخ به این پرسش که چرا با وجود اینکه ایران خاستگاه ورزش‌های زورخانه‌ای است، استقبال جوانان و نوجوانان از این ورزش آن‌گونه که باید نیست، گفت: این پرسشی است که همه سیاست‌گذاران و دست‌اندرکاران این حوزه باید با دغدغه به آن بپردازند. بخشی از عوامل این مسئله، شامل کمبود امکانات، دسترسی محدود به ورزشگاه‌های مناسب، و کمبود مربیان آشنا با روش‌های نوین آموزش است، اما به نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین عوامل، عدم به‌روزرسانی تکنیک‌ها و روش‌های تمرینی است. این تکنیک‌ها باید با سلیقه و انگیزه نسل امروز هماهنگ شود تا اشتیاق لازم را در جوانان ایجاد کند. به عنوان مثال، در ورزشی مانند فوتبال، حتی در یک زمین خاکی و با یک توپ ساده، شاهد اشتیاق فراوان جوانان هستیم. اما متأسفانه در ورزش‌های زورخانه‌ای و کشتی پهلوانی، این سطح از استقبال مشاهده نمی‌شود و این مسئله نیازمند توجه جدی است.
 
بطحایی در ادامه با اشاره به موانع اصلی توسعه این ورزش بیان کرد: یکی از موانع اصلی در این راستا، مقاومت در برابر تغییر است. متأسفانه در ورزش‌های زورخانه‌ای و کشتی پهلوانی، این مقاومت به‌شدت قابل مشاهده است. چگونه می‌توان پیشکسوتان، کهنه‌سواران و مربیان ارزشمند این ورزش را همراه تغییرات ضروری کرد؟ این تغییرات برای بقای این ورزش اجتناب‌ناپذیر است و در چند دهه اخیر، نشانه‌هایی از کمرنگ شدن نقش این ورزش در جامعه ورزشی مشاهده می‌شود؛ بنابراین اگر نتوانیم تکنیک‌ها و روش‌ها را به‌روز کنیم، ممکن است شاهد افول تدریجی این ورزش باشیم.
 

الگوسازی با تکیه بر پهلوانان

 
مهرعلی باران‌چشمه، رئیس فدراسیون زورخانه‌ای و کشتی پهلوانی در ادامه بیان کرد: امروز، جوانمردی و پهلوانی مفهومی سخت‌ و‌ دست‌نیافتنی نیست؛ بلکه این خصلت‌های والا را می‌توان در الگو‌های گوناگون فرهنگ کشورمان مشاهده کرد. پویایی این فرهنگ در طول تاریخ همواره زنده بوده است. برای مثال، داستان پوریای ولی نماد بی‌نظیری از ایثار و گذشت است. هنگامی که مادری برای پیروزی پسرش در مسابقه با یک پهلوان ایرانی دعا می‌کرد، پوریای ولی با وجود برتری جسمی و توانمندی، عمداً شکست را پذیرفت تا شادی آن مادر تضمین شود. این جوانمردی بود که نام پوریای ولی را نه تنها در ایران، بلکه در جهان درخشان کرد و درس‌هایی بزرگ از فتوت، ایثار و گذشت به جای گذاشت. همچنین می‌توان از سیدحسن رزاز یاد کرد، نخستین ورزشکار مجتهدی که در زمره پهلوانان نام‌آور قرار گرفت و برای دفاع از مظلومان در برابر حکومت وقت مبارزه کرد. یا جهان پهلوان تختی که بزرگی او تنها به مدال‌های المپیک و جهانی محدود نمی‌شود؛ بلکه آن روز که در زلزله بوئین‌زهرا تمام حیثیت خود را کف دست گذاشت و برای کمک به هموطنان آسیب‌دیده پیشقدم شد، نامش را جاودانه کرد. این فداکاری‌ها و کار‌های خیرخواهانه بود که نام تختی را در آسمان ورزش ایران برای همیشه درخشان نگه داشت. حتی سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی نیز از ارادتمندان فرهنگ پهلوانی بود , این عشق به فرهنگ پهلوانی، او را به سیدالشهدای مظلومان منطقه تبدیل کرد که جان و حیات خود را در راه دفاع از مظلومان فدا کرد.
 
وی ادامه داد: سال گذشته در مراسم افتتاح یک زورخانه در بندرعباس که به همت شهید تنگسیری ساخته شده بود، به پاس سال‌ها خدمت و فداکاری، شالی به عنوان نماد فرهنگ پهلوانی به ایشان اهدا کردم. شهید تنگسیری نیز نمونه‌ای از پهلوانان راستین بودند که تمام عمر خود را صرف دفاع از مرز و بوم این کشور کردند. نام این بزرگواران برای همیشه در تاریخ این مرز و بوم جاودان خواهد ماند.
 
باران چشمه در ادامه به برخی از ویژگی‌های اصلی مرام پهلوانی اشاره و تأکید کرد: وطن‌دوستی و دفاع از کشور، همان‌گونه که در ایام اخیر شاهد حضور غیورمردان و غیورزنان در خیابان‌ها برای حراست از میهن بودیم، حمایت از مظلوم و وفاداری به آرمان‌های ملی و دارا بودن ادب، دیانت، ایثار و غیرت، و حضور به‌موقع در عرصه‌های مورد نیاز از جمله این ویژگی‌هاست. متأسفانه برخی از ورزشکاران امروز، با وجود مسئولیت‌های اجتماعی، از این ارزش‌ها فاصله گرفته‌اند. در طول بیش از سی‌وپنج سال مسئولیتم در عرصه ورزش، بسیاری را دیده‌ام که از هیچ شروع کردند و امروز به جایگاه سلبریتی رسیده‌اند، اما گاه از یاد می‌برند که دستانشان در دست مردم است و باید پاسخ‌گوی اعتماد جامعه باشند. البته بسیاری نیز هستند که به این ارزش‌ها پایبندند، اما باید تلاش کنیم ورزش برای جوانان و نوجوانان جذاب‌تر شود.
 
وی ادامه داد: خوشبختانه با برنامه‌هایی مانند «کاپیتان» در صدا و سیما، تلاش کرده‌ایم تا با حفظ اصالت فرهنگی، نوآوری‌هایی در اجرا ایجاد کنیم و نوجوانان و جوانان را به ورزش‌های پهلوانی جذب کنیم؛ هر سال حدود ۱۴ تا ۲۰ زورخانه جدید در کشور افتتاح می‌شود، اما این تعداد هنوز با نقطه مطلوب فاصله دارد. آرزو داریم روزی برسد که در هر شهر و روستای کشور، زورخانه‌ای به عنوان کانون ترویج فرهنگ فتوت و جوانمردی فعال باشد.
 

تبیین ریشه‌های معنوی برای زورخانه‌ها

 
حجت‌الاسلام علی‌اکبر ایمانی، معاون فرهنگی و اجتماعی دانشگاه خوارزمی در ادامه بیان کرد: من نه یک ورزشکار حرفه‌ای زورخانه‌ای هستم و نه ادعای تخصص ویژه در این حوزه را دارم و فقط به اعتبار مسئولیت امامت جمعه در لواسانات و سایر مناطق، همواره کوشیده‌ام مشوق این ورزش اصیل باشم و در حد توان به عزیزان فعال در این عرصه خدمت کنم. ورزش زورخانه‌ای و اهل آن، از مسئله جوانمردی و فتوت جداشدنی نیست. این مفهوم علاوه بر عمق معنوی، از جذابیت بالایی نیز برخوردار است.
 
وی با اشاره به ریشه‌های معنوی و اخلاقی ورزش زورخانه تصریح کرد: این ورزش با نام خدا آغاز می‌شود و با دعا به پایان می‌رسد. مرشد در جایگاهی نشسته که هرکس باید از او رخصت بگیرد تا کارش را آغاز یا به اتمام برساند. اگر سیدی وارد شود، زنگ به صدا درمی‌آید و اگر پیشکسوتی قدم به گود بگذارد، احترام ویژه‌ای برایش قائل می‌شوند. همه این آیین‌ها در حقیقت برای فرهنگ‌سازی، زنده‌نگاه‌داشتن روح جوانمردی، انضباط و رعایت ادب در میان ورزشکاران است. در روایتی از امیرالمؤمنین علی(ع) آمده است، «زینت‌بخش انسان به جوانمردی است». یعنی اگر انسانی با جوانمردی آراسته شود، این صفت او را به سوی سایر مکارم اخلاقی سوق می‌دهد. همچنین از آن حضرت نقل شده، «مروت و جوانمردی، برانگیزاننده به سوی سایر فضیلت‌های اخلاقی است». کسی که روحیه جوانمردی داشته باشد، هرگز نمی‌پسندد چهره دیگری از شرمساری سرخ شود. اگر خطایی از کسی سر زد، پیش از آنکه او عذرخواهی کند، فرد جوانمرد در توجیه رفتارش می‌کوشد تا وی شرمنده نشود. انسان جوانمرد پشت سر دیگران غیبت نمی‌کند، تهمت نمی‌زند، دروغ نمی‌گوید و همه فضایل اخلاقی تحت عنوان مروت و جوانمردی جمع می‌شود. امام علی(ع) فرمودند: «مروت، جامع همه خوبی‌هاست».
 
حجت‌الاسلام ایمانی با اشاره به تجلی عینی فتوت و جوانمردی در زندگی اجتماعی بیان کرد: امروز جامعه ما به شدت نیازمند تجلی عینی جوانمردی است. چه جوانمردی بالاتر از این که مجموعه ورزش‌های زورخانه‌ای، گروه‌های جهادی تشکیل دهند و به یاری مردم بشتابند؟ در مواجهه با آسیب‌های اجتماعی و مشکلات معیشتی، این روحیه جوانمردی است که می‌تواند گروه‌های جهادی را بسیج کند تا با ارائه بسته‌های معیشتی و کمک‌های مادی و معنوی، دستگیر نیازمندان باشند. در ورزش زورخانه و همه مسائل، باید به مسئله زمان و مکان توجه ویژه داشت. اقتضای زمان گذشته این بود که پهلوان از مظلوم دفاع کند و در برابر زورگویان بایستد. اقتضای زمان امروز، مقابله با قدرت‌های زورگوی جهانی است که شاید ظالم‌تر و سفاک‌تر از هر زمان دیگری باشند. روح فتوت، امروز اقتضای جهاد در این عرصه را دارد.
 
وی ادامه داد: جوانی که به زورخانه می‌آید، اگر ببیند علاوه بر ورزش و معنویت، در حل مشکلات زندگی‌اش نیز از او حمایت می‌شود – چه در امر ازدواج، چه تهیه مسکن یا تأمین امکانات اولیه زندگی – قطعاً اقبال بیشتری به این ورزش نشان خواهد داد. اگر جوان ببیند که در کنار ورزش، می‌تواند از روح جوانمردی حاکم بر زورخانه بهره‌مند شود، این ورزش جاذبه بیشتری برای جامعه پیدا خواهد کرد؛ بنابراین به نظر می‌رسد باید تغییراتی در روش‌ها و به ویژه در «تأثیرگذاری مادی و معنوی» زورخانه‌ها ایجاد شود. همان‌گونه که در حوزه‌های علمیه، توجه به معیشت طلاب مسائل فکری و روحی ضروری است، در زورخانه‌ها نیز باید اثرگذاری در زندگی مادی مردم بیشتر دیده شود. وقتی جامعه ببیند که اهل زورخانه در مشکلات مالی، ازدواج و سایر مسائل زندگی، دست‌گیر افراد هستند، قطعاً به سمت این کانون‌ها جذب خواهند شد.
 
حجت‌الاسلام ایمانی تأکید کرد: هیچ مکانی برای پرورش جوانان بهتر از عرصه‌های ورزشی، به ویژه ورزش‌های زورخانه‌ای نیست؛ جایی که جوان با ذکر و یاد اهل‌بیت(ع) توان جسمی می‌یابد و بر مردانگی و فتوتش افزوده می‌شود. همان‌گونه که دیگران دستگیر او بوده‌اند، او نیز در آینده می‌تواند دست‌گیر دیگران باشد. امیدوارم در دانشگاه‌ها نیز بتوانیم برای ترویج این فرهنگ بیشتر تلاش کنیم. این امر تنها به دانشکده‌های تربیت بدنی محدود نیست؛ معاونت‌های فرهنگی دانشگاه‌ها نیز می‌توانند با تشکیل کانون‌ها و برنامه‌ریزی مناسب، مشوق جوانان در این میدان باشند.
 

تبیین اصول اخلاقی جنگ در آیین پهلوانی

 
موسی اکرمی، استاد فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی نیز در بخش دیگری از این نشست مجازی گفت: عنوان «مکتب ایرانی صلح» ممکن است برای برخی ناآشنا باشد و حدود یک دهه است که در قالب یک انجمن علمی، مطالعاتی درباره این مفهوم در ایران آغاز شده است. ایرانیان همواره مردمانی صلح‌طلب و آرام‌خو بوده‌اند و به تدریج این اندیشه مطرح شد که می‌توان از «مکتب ایرانی صلح» به عنوان مفهومی ویژه و قابل عرضه در برابر فلسفه‌های گوناگون صلح در جهان سخن گفت. من افتخار داشتم که دبیری نهمین همایش «بنیاد‌های فلسفی مکتب ایرانی صلح» را بر عهده داشته باشم که متأسفانه به دلیل شرایط موجود به تعویق افتاد. در پی این تلاش، دو جلد کتاب با عنوان «بنیاد‌های فلسفی مکتب ایرانی صلح» در حدود ۱۶۰۰ صفحه آماده شده که مجوز یک جلد آن اخذ شده است.
 
وی بنیاد‌های فلسفی مکتب ایرانی صلح را مورد اشاره قرار داد و افزود: مکتب ایرانی صلح ریشه در اندیشه‌های زرتشت دارد و تأثیر آن را در آثار فلسفی، دینی، عرفانی، اخلاقی و ادبی دوره‌های پیش و پس از اسلام می‌توان مشاهده کرد. در دوران اسلامی، چهره‌های درخشانی مانند سنایی، عطار، مولانا، سعدی و حافظ، جلوه‌های گوناگون این نگرش را در چارچوب هستی‌شناسی، شناخت‌شناسی و ارزش‌شناسی به زیباترین شکل بیان کرده‌اند. در این مکتب، صلح فقط به معنای نبود جنگ نیست، بلکه وضعیتی هماهنگ در ابعاد اخلاقی، سیاسی، اجتماعی و رابطه انسان با هستی است. واژه کلیدی «اشا» یا «راستی» در اندیشه زرتشتی، که به نظم، قانون و حقیقت ترجمه می‌شود، در دوران اسلامی نیز تداوم یافته است. صلح، رابطه‌ای هماهنگ میان اجزای گوناگون جهان هستی است و «داد» یا عدالت، پیوندی ناگسستنی با خردورزی و صلح دارد.
 
اکرمی ادامه داد: انسان در این مکتب دارای اختیار و در نتیجه مسئول است. رابطه اخلاق و قدرت نیز همواره به نفع اخلاق ترجیح داده می‌شود. سیاست باید بر پایه اخلاق استوار باشد، زیرا بنیاد هرگونه پیوند انسانی، «کرامت» است. همه انسان‌ها از ارزش والایی برخوردارند و دارای حقوقی هستند. وفاداری به این حقوق مطلوب است و در صورت نقض، می‌توان موضع گیری کرد.
 
وی اخلاق جنگ در مکتب ایرانی صلح را مورد اشاره قرار داد و بیان کرد: در این مکتب، حتی واژه‌ای برای «جنگ» وجود نداشته و بعداً ساخته شده است. در «مهریشت»، از «آشتی» به عنوان وضع طبیعی انسان‌ها یاد شده و نبود آن «نا-آشتی» نام گرفته است. بنابراین، وضع پیش‌فرض انسان‌ها، آشتی با خود، جامعه و کیهان است، مگر آنکه شرایط ویژه‌ای به ناآشتی بینجامد. جنگ در نگاه دیگر مکاتب به مثبت و منفی تقسیم می‌شود. جنگ منفی، همان خشونت عریان فیزیکی است. اما در مکتب ایرانی صلح، جنگ صرفاً به معنای نفی جنگ منفی نیست، بلکه «جنگ مثبت» نیز داریم که مهم‌ترین ارکان آن «خردورزی» و «دادگری» است و «مهر» به عنوان خدای پیمان و میثاق، نماد پایبندی به عهد و پیمان است.
 
این استاد دانشگاه با اشاره به اصول چهارگانه اخلاق جنگ در مکتب ایرانی صلح گفت: جنگ تنها در مقام دفاع مشروع: هیچ پهلوانی آغازگر ستیز نیست. مقاومت مشروع تنها پس از آغاز تجاوز از سوی طرف مقابل صورت می‌گیرد. همچنین خشونت باید محدود، عقلانی، متناسب با اقدام طرف مقابل و در خدمت بازدارندگی باشد، نه انتقام‌جویی. آسیب رساندن به غیرنظامیان (زنان، کودکان، سالخوردگان) و تخریب بی‌هدف مطلقاً ممنوع است. آشتی و صلح همواره اولویت دارد و در اولین فرصت ممکن باید زمینه برای صلح فراهم شود و پس از برقراری صلح، همه طرف‌ها متعهد به ترمیم روابط، بازسازی ویرانی‌ها و کمک به بازگشت زندگی عادی حتی برای دشمن سابق هستند. این اصول به وضوح در آیین پهلوانی و فتوت‌نامه‌های دوران اسلامی تجلی یافته است. جنگ آخرین راه است، خشونت باید حداقلی و اخلاق‌محور باشد و هدف نهایی، بازگشت به آشتی و بازسازی عادلانه است. حتی با دشمن نیز باید بر پایه کرامت انسانی رفتار کرد. 
 

نگاه جامعه‌شناختی به فرهنگ پهلوانی

 
محمدمهدی رحمتی، استاد جامعه‌شناسی نیز در پایان نشست درباره نگاه جامعه‌شناختی به فرهنگ پهلوانی و نقش آن در هویت و ایستادگی ملی گفت: واژه «فرهنگ پهلوانی» بسیار به کار می‌رود، اما آنچه از منظر جامعه‌شناختی و فرهنگی قابل تأمل است، این است که در این فرهنگ، برخلاف تصور رایج، بیش از ویژگی‌های جسمانی و برتری بدنی، بر خصلت‌های اخلاقی و فرهنگی تأکید می‌شود. همان‌گونه که دکتر اکرمی نیز در تبارشناسی زیبای خود با محوریت مفهوم «صلح» به ریشه‌های این فرهنگ اشاره کردند، ویژگی‌هایی مانند دلیری، سلحشوری، شهامت، اخلاق، ایثار، گذشت و مردم‌داری در کانون این آیین قرار دارد. صلح نیز به‌عنوان یک ارزش اجتماعی (و نه صرفاً فردی) در این فرهنگ از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. مهم‌ترین جنبه اجتماعی فرهنگ پهلوانی این است که تمام این مولفه‌ها و خصلت‌های یادشده، حول محور جامعه و وطن مفصل‌بندی می‌شوند؛ یعنی همگی در خدمت میهن و جامعه هستند.
 
وی با اشاره به ریشه‌های دینی و تاریخی افزود: از منظر دینی، مناسبت‌هایی مانند روز پهلوانی و ترویج ارزش‌های پهلوانی، پیوندی عمیق با سیره اهل‌بیت(ع) دارد. نمونه بارز آن، رویارویی امام علی(ع) با عمرو بن عبدود است که تنها یک نبرد رزمی نبود، بلکه جهادی اکبر(مبارزه با نفس) نیز به شمار می‌رفت. در این نگاه، پهلوان کسی است که به جهاد اکبر نیز می‌پردازد. حتی در دوران پیش از اسلام و در شاهنامه فردوسی، نقش اصلی پهلوانان، نبرد با نیرو‌های اهریمنی و شیطانی بوده است. در ادبیات نیز، اشعار منسوب به پوریای ولی یا بیت معروف «زندگی مرد به همت است و مردی/ نه به نیروی بازو و پهلوی» گواهی بر این مدعاست که در فرهنگ پهلوانی، قدرت فیزیکی اولویت ندارد، بلکه اخلاق و خصلت‌های نیک در کانون اهمیت قرار می‌گیرند.
 
رحمتی با اشاره به تلفیق ایرانیت و اسلامیت گفت: فرهنگ پهلوانی از منظر تاریخی، زیباترین و نیرومندترین تلفیق را بین دو مولفه قوام‌بخش فرهنگ ایران، یعنی ایرانیت و اسلامیت ارائه می‌دهد. ورزش باستانی و زورخانه به‌عنوان نماد این آیین، تجلی‌گاه این ترکیب است. آداب و مناسک این ورزش با الهام از مولفه‌های دینی قوام یافته و شخصیت امام علی(ع) و خصائل ایشان در آن برجسته است. اگرچه ریشه‌های این آیین به پیش از اسلام بازمی‌گردد، اما در طول تاریخ همواره در برابر تجاوز بیگانگان، نماد ایستادگی و مقاومت بوده است؛ از آرش کمانگیر و رستم گرفته تا پهلوانان دوران اسلامی. این سرمایه فرهنگی و اجتماعی با ورود اسلام تقویت شد و تا امروز تداوم یافته است. شخصیت‌هایی مانند پوریای ولی و جهان‌پهلوان تختی نمونه‌های بارزی هستند که پیش و بیش از موفقیت‌های جسمانی، بر اخلاق و خدمت به جامعه تأکید داشتند. دال مرکزی این شخصیت‌ها، سوژگی جامعه و سرزمین است؛ همان‌گونه که مرحوم تختی پس از زلزله بوئین‌زهرا، همچون یک فرد عادی در خیابان‌ها حاضر شد تا از سرمایه اجتماعی خود برای کمک به آسیبدیدگان استفاده کند.
 
وی حرکات زورخانه‌ای را نماد مقاومت و هویت دانست و افزود: گفته شده حرکات ورزش زورخانه‌ای از پهلوانان پیش از اسلام الهام گرفته و دارای وجوه هویتی و مقاومتی است. پس از حمله مغول، که ایرانیان از انجام تمرینات نظامی منع شده بودند، زورخانه‌ها به مکان‌هایی برای ترویج فرهنگ مقاومت، حفظ آمادگی بدنی و انتقال نمادین مهارت‌های رزمی تبدیل شدند. هر حرکت، نمادی از یک فن رزمی است و جنبه‌های فیزیولوژیکی و فرهنگی به شکلی زیبا با دو مولفه ایرانیت و اسلامیت در ورزش‌های پهلوانی تلفیق شده‌اند.
 
وی ادامه داد: واژه «زور» در اصطلاح زورخانه، به‌نظر می‌رسد توأمان حاوی استعاره، کنایه و طنز است. زیرا در مکانی به نام «خانه زور»، آنچه ابتدا به چشم می‌آید، تواضع است: باید سر را خم کرد تا از درِ کوتاه وارد شد. تمام مناسک، شعائر و تشریفات حاکم بر فعالیت‌های زورخانه و کشتی پهلوانی، بر مبنای کرامت اخلاقی استوار است و خشونت، قلدری و پرخاشگری در آن جایی ندارد. امور مربوط به رزم و جنگندگی، به‌عنوان آخرین حربه و در نهایت ضرورت مطرح می‌شوند. زورخانه در طول تاریخ، به‌عنوان نهادی اجتماعی، در مقاومت در برابر متجاوزان نقشی برجسته ایفا کرده است.
 
رحمتی جریان‌سازی اجتماعی فرهنگ پهلوانی در جامعه امروز را مورد اشاره قرار داد و تصریح کرد: پرسش اصلی این است، این فرهنگ غنی چگونه می‌تواند در جریان اجتماعی شدن جامعه امروز ایران وارد شود؛ وضعیت فعلی این فرهنگ و ورزش پهلوانی مطلوب نیست و یکی از کاستی‌های اصلی، عدم ارتباط مؤثر با نسل جدید است.
 
وی تأکید کرد: به عنوان یک پژوهشگر اجتماعی، پیشنهاد می‌کنم برای فرهنگ‌سازی و الگوسازی، نهاد‌های زیر باید فعال‌تر وارد عرصه شوند؛ خانواده؛ خانواده می‌تواند از طریق قصه‌گویی و معرفی اسطوره‌ها و پهلوانان، این مفاهیم را به فرآیند جامعه‌پذیری کودکان تزریق کند. آموزش و پرورش؛ گنجاندن مفاهیم پهلوانی و دفاع از میهن در کتب درسی و برنامه‌های فوق‌برنامه (مانند جزوه «از میهنمان دفاع کنیم» که اخیراً منتشر شد) بسیار مؤثر است. رسانه؛ نقش رسانه در ترویج و تبلیغ این آموزه‌ها بر کسی پوشیده نیست. نهاد دین؛ این نهاد از ظرفیتی بسیار فراتر از وضعیت کنونی برخوردار است. ورود جدی‌تر کارگزاران امور دینی به این مباحث، می‌تواند مجرایی برای ارتباط با نسل جدید باشد. نهاد ورزش؛ با وجود معاونت‌های فرهنگی در سازمان‌های ورزشی، نقد وارد است که نگاه موجود گاه فاقد عمق تخصصی لازم است و محدود به برخی شعائر و نمایش‌ها شده است. برای عملیاتی‌سازی مفاهیم مطرح‌شده در چنین نشست‌هایی، باید از متخصصان رشته‌های مختلف مانند فلسفه، مدیریت، جامعه‌شناسی، روانشناسی و علوم تربیتی بهره گرفت تا چگونگی اجرای این ایده‌ها در میادین ورزشی مشخص شود.
انتهای پیام