محمد ناظمی اردکانی، دبیرکل جامعه اسلامی مدیران و وزیر اسبق تعاون در گفتوگو با ایکنا، درباره ابعاد مختلف توافق آتشبس میان ایران و آمریکا اظهار کرد: برای تحلیل دقیق این آتشبس، باید به ریشهها و مؤلفههایی توجه کنیم که در میدان عمل شکل گرفت و در نهایت طرف مقابل را ناگزیر به پذیرش توقف درگیری کرد.
وی افزود: سؤال اصلی این است که چه میزان از توان نظامی ایران، حجم حملات و همچنین منطقهای شدن جنگ توانست ضربات مؤثری به آمریکا و رژیم صهیونیستی وارد کند و در نهایت آنها را وادار به عقبنشینی کند. پاسخ به این سؤال در یک چارچوب سهضلعی قابل بررسی است؛ یعنی «میدان»، «مردم» و «دیپلماسی».
ناظمی اردکانی با اشاره به نقش تعیینکننده میدان در این پیروزی گفت: در بعد میدانی، جمهوری اسلامی ایران به دستاوردهایی رسید که هرکدام بهتنهایی میتواند موازنه قدرت را در منطقه تغییر دهد. یکی از مهمترین این موارد، توان بستن تنگه هرمز بود که از نظر راهبردی، حتی میتوان آن را همتراز یا فراتر از برخی تسلیحات بازدارنده دانست.
وی ادامه داد: زمانی که موضوع بستن تنگه هرمز مطرح شد، بازارهای جهانی بهشدت تحت تأثیر قرار گرفت و قیمت نفت به حدود ۱۴۰ دلار در هر بشکه افزایش یافت. این مسئله نشان داد که ایران چه اهرم قدرتمندی در اختیار دارد و چگونه میتواند اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.
وی تصریح کرد: از سوی دیگر، قدرت تهاجمی نیروهای مسلح ایران نیز بهصورت عملیاتی به نمایش گذاشته شد. انهدام حدود ۱۰ پایگاه نظامی آمریکا در منطقه، که برآوردها حاکی از وارد آمدن خسارتی در حدود ۸۶ میلیارد دلار به این کشور است، نشاندهنده عمق ضربات وارده بود.
ناظمی اردکانی گفت: در سرزمینهای اشغالی نیز وضعیت بهگونهای پیش رفت که عملاً هیچ نقطهای امن باقی نماند. این مسئله نشان داد که ادعاهای رژیم صهیونیستی درباره امنیت داخلی تا چه اندازه شکننده است و چگونه در برابر قدرت ایران فرو میریزد.
وی افزود: در کنار توان تهاجمی، قدرت پدافندی ایران نیز نقش مهمی ایفا کرد. ساقط کردن حدود ۱۷۰ پهپاد پیشرفته و مقابله با جنگندههای مدرن، بیانگر سطح بالای آمادگی و توان دفاعی کشور است. در مقابل، سامانههایی مانند گنبد آهنین نتوانستند کارایی لازم را داشته باشند و عملاً برتری هوایی در بسیاری از موارد در اختیار ایران قرار گرفت.
وی تأکید کرد: مجموعه این تحولات باعث شد دشمن از همان روزهای ابتدایی جنگ متوجه شود که دستیابی به اهدافش ممکن نیست. به همین دلیل، از روزهای دوم و سوم جنگ، پیامهایی برای توقف درگیری و آغاز مذاکرات از طریق برخی کشورها منتقل شد.
وی با اشاره به ضلع دوم این پیروزی گفت: نقش مردم در این جنگ را نمیتوان صرفاً در حد یک حمایت معمولی تحلیل کرد. آنچه اتفاق افتاد، یک حضور بینظیر و حتی میتوان گفت معجزهآسا بود.
ناظمی اردکانی افزود: مردم ایران در شرایطی که کشور با فشارهای سنگین نظامی مواجه بود، با وحدت و انسجام مثالزدنی در صحنه حاضر شدند. حضور آنها در اجتماعات، حتی در شرایطی که تهدیدات امنیتی وجود داشت، نشاندهنده سطح بالای شجاعت و تعهد اجتماعی بود.
وی ادامه داد: این حضور چندین کارکرد مهم داشت. نخست اینکه برنامههای دشمن برای ایجاد ناامنی داخلی و تحریک اعتراضات، بهطور کامل خنثی شد. دوم اینکه این حضور، پشتوانهای قوی برای نیروهای مسلح در میدان ایجاد کرد. سوم اینکه موجب تضعیف روحیه و اراده دشمن شد.
این کارشناس سیاسی گفت: علاوه بر این، حضور مردم ایران الهامبخش ملتهای دیگر نیز شد. در کشورهای مختلف، از جمله آمریکا، کشورهای اروپایی، پاکستان، مراکش و عراق، شاهد تجمعاتی در حمایت از ایران بودیم که در برخی موارد بیسابقه توصیف شده است.
وی افزود: ادبیات و شعارهایی که در این تجمعات شکل گرفت، نشاندهنده شکلگیری یک گفتمان جدید در حمایت از مقاومت بود. این موضوع، عمق تأثیرگذاری حضور مردم ایران را نشان میدهد.
دبیرکل جامعه اسلامی مدیران تصریح کرد: در طول این مدت، مردم با وجود مشکلات اقتصادی، از جمله گرانی و فشارهای معیشتی، هیچگونه نارضایتی جدی بروز ندادند. این مسئله نشاندهنده بلوغ اجتماعی و درک شرایط کشور از سوی مردم است.
وی در ادامه با اشاره به نقش دیپلماسی گفت: دستگاه دیپلماسی کشور در سه مرحله نقشآفرینی کرد؛ پیش از جنگ، در حین جنگ و پس از آن. در مرحله پیش از جنگ، تلاش بر این بود که از طریق مذاکرات، از وقوع درگیری جلوگیری شود و چهرهای منطقی و صلحطلب از ایران به جهان ارائه شود.
وی افزود: در جریان جنگ نیز دیپلماسی ایران توانست با فعالسازی ظرفیتهای بینالمللی، نوعی اجماع علیه اقدامات دشمن ایجاد کند. این مسئله در کاهش فشارهای سیاسی و رسانهای علیه ایران بسیار مؤثر بود.
ناظمی اردکانی ادامه داد: اکنون در مرحله پس از جنگ، مهمترین وظیفه دستگاه دیپلماسی، تبدیل این دستاوردهای میدانی به امتیازات ملموس برای کشور است. تیم مذاکرهکننده باید با شجاعت، هوشمندی و با تکیه بر پشتوانههای داخلی، وارد این میدان شود.
وی تأکید کرد: دیپلماتها باید انتظارات مردم، مطالبات جبهه مقاومت و همچنین نگاه جامعه جهانی را در نظر بگیرند. استفاده از مهارتهای حرفهای در مذاکره و بهرهگیری از اقتدار نظامی بهعنوان پشتوانه، میتواند به کسب نتایج مطلوب کمک کند.
وی گفت: در این مسیر، پرهیز از افراط و تفریط اهمیت زیادی دارد. باید با قاطعیت از منافع ملی دفاع شود، اما در عین حال، نگاه راهبردی و بلندمدت نیز مدنظر قرار گیرد.---
این فعال سیاسی اصولگرا در ادامه به الزامات دوره پس از جنگ اشاره کرد و گفت: یکی از مهمترین اولویتها، حفظ آمادگی نیروهای مسلح و تقویت توانمندیهای دفاعی است. همچنین باید نقاط ضعف، بهویژه در حوزههای اطلاعاتی و امنیتی، شناسایی و برطرف شود.
وی افزود: موضوع ترور فرماندهان در این جنگ، نشاندهنده وجود برخی خلأها در این حوزه است که باید با دقت مورد بررسی قرار گیرد و برای آن راهکارهای مؤثر ارائه شود.
وی ادامه داد: در حوزه دیپلماسی نیز، طرحهایی مانند طرح ۱۰ مادهای میتواند چارچوب مناسبی برای پیگیری مطالبات ایران باشد. در این طرح، موضوعاتی مانند عدم مذاکره درباره تنگه هرمز، حفظ توان موشکی، تداوم برنامه هستهای صلحآمیز و رفع کامل تحریمها مورد تأکید قرار گرفته است.
این کارشناس سیاسی تصریح کرد: همچنین باید تلاش شود چرخه تکراری «مذاکره و جنگ» که در گذشته تجربه شده، پایان یابد و تهدیدات نظامی دشمن برای همیشه از دستور کار خارج شود.
وی در پایان اظهار کرد: تیم مذاکرهکننده باید بر اساس رهنمودهای رهبر معظم انقلاب، تصمیمات شورای عالی امنیت ملی و مطالبات مردم حرکت کند و از منافع ملی بهصورت کامل دفاع کند.
ناظمی اردکانی گفت: تجربه این جنگ نشان داد که جمهوری اسلامی ایران توان مقابله با قدرتهای بزرگ را دارد و همین مسئله باید بهعنوان یک پشتوانه مهم در مذاکرات مورد استفاده قرار گیرد. اگر دیپلماسی کشور بتواند از این فرصت بهدرستی بهره ببرد، این پیروزی میتواند به یک دستاورد تاریخی تبدیل شود؛ دستاوردی که نهتنها برای ایران، بلکه برای منطقه و حتی جهان، پیامدهای مهمی خواهد داشت.
انتهای پیام