صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۴۳۴۵۹۰۴
تاریخ انتشار : ۲۴ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۷:۰۰
سمیه حاجی اسماعیلی مطرح کرد

در شرایط بحران، دستیابی به ثبات و پایداری اجتماعی به میزان زیادی وابسته به انسجام و آرامش خانواده‌هاست. در این میان، زنان نقش میانجی را در ثبات اجتماعی ایفا می‌کنند؛ به این معنا که مدیریت عاطفی و معیشتی خانواده را برعهده دارند و با ایجاد حس معنا و هدف مشترک، به حفظ روحیه جمعی کمک می‌کنند. خانواده می‌تواند به واحد پایه تاب‌آوری اجتماعی تبدیل شود و در بسیاری از موارد این فرآیند از طریق نقش‌آفرینی زنان آغاز می‌شود.

در تاریخ معاصر ایران، گفتمان مقاومت و ایستادگی به‌عنوان یکی از ستون‌های هویت ملی و انقلابی، همواره نقشی حیاتی در پاسداری از استقلال و تمامیت ارضی کشور ایفا کرده است. این گفتمان، فقط محدود به صحنه‌های نظامی نیست، بلکه در بطن جامعه و در قامت خانواده‌ها، به‌ویژه با نقش بی‌بدیل زنان، تداوم و عمق یافته است. در جنگ تحمیلی سوم، شاهد بیش از چهل روز ایستادگی غرورآفرین مردم ایران در برابر تهدیدات و فشار‌های دشمنان بودیم؛ ایستادگی‌ای که در آن، مادران و بانوان این سرزمین، نه‌تنها پشت جبهه‌های نبرد، که در قلب خانواده‌ها و متن جامعه، با روحیه‌ای مقاوم و امیدبخش، به فرزندان خود انگیزه و توان ادامه راه دادند. 
 
این نقش محوری زنان در ترویج و نهادینه‌سازی فرهنگ مقاومت، موضوعی است که ایکنا برای بررسی ابعاد مختلف آن، با سمیه حاجی‌اسماعیلی، عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده به گفت‌و‌گو نشسته‌ است. در این گفت‌وگو، به واکاوی جایگاه زنان در تقویت گفتمان ایستادگی، تأثیر آن بر تحکیم بنیان خانواده و جامعه و همچنین نقش آنها در انتقال این ارزش‌ها به نسل‌های آینده پرداخته‌ایم.
 

ایکنا ـ پشتیبانی گسترده و بیش از ۴۰ روزه مردم از رزمندگان در میدان، نماد اتحاد ملی و عمق گفتمان مقاومت بود. نقش محوری و سازماندهی زنان در ایجاد و تداوم این پشتیبانی مردمی را چگونه تحلیل می‌کنید؟

هر زمان یک جامعه در شرایط بحرانی قرار می‌گیرد، نوعی بسیج اجتماعی شکل می‌گیرد. این بسیج صرفاً به حضور مستقیم در میدان‌های عملیاتی محدود نیست، بلکه شبکه‌ای از کنش‌های پشتیبان در سطوح مختلف اجتماعی را دربرمی‌گیرد. در چنین شرایطی، زنان معمولاً به‌عنوان یکی از مهم‌ترین بازیگران این شبکه عمل می‌کنند. دلیل این موضوع آن است که زنان در مدیریت پیوند‌های اجتماعی، تقویت سرمایه اجتماعی خانواده و سازماندهی شبکه‌های غیررسمی نقش محوری دارند؛ بنابراین می‌توانند در چنین موقعیت‌هایی عملکرد مؤثری داشته باشند.
 
با نگاهی به پشتیبانی گسترده مردمی در این دوره می‌بینیم که بخش مهمی از فعالیت‌ها در قالب‌هایی انجام شد که در حوزه کنش‌های اجتماعی و مراقبتی تعریف می‌شود؛ حوزه‌ای که زنان در آن تجربه و مهارت تاریخی دارند. نمونه‌هایی از این فعالیت‌ها شامل پشتیبانی لجستیکی، سازماندهی کمک‌های مردمی، توزیع اقلام مورد نیاز، روایتگری، فعالیت‌های رسانه‌ای و تقویت روحیه جمعی است. این اقدامات ممکن است در ظاهر کمتر دیده شوند، اما از منظر جامعه‌شناختی بخش زیرساختی مقاومت محسوب می‌شوند.
 
نکته مهم دیگری که باید به آن اشاره کرد، نقش زنان در مدیریت خانواده‌های نیرو‌های حاضر در میدان است. در شرایط بحران، دستیابی به ثبات و پایداری اجتماعی به میزان زیادی وابسته به انسجام و آرامش خانواده‌هاست. در این میان، زنان نقش میانجی را در ثبات اجتماعی ایفا می‌کنند؛ به این معنا که مدیریت عاطفی و معیشتی خانواده را برعهده دارند و با ایجاد حس معنا و هدف مشترک، به حفظ روحیه جمعی کمک می‌کنند.
 
به‌طور کلی، در این دوره شاهد نوعی مشارکت چند لایه زنان در عرصه اجتماعی بودیم؛ مشارکتی که از سطح خانواده تا عرصه عمومی امتداد داشت. اگر مفهوم «خط مقدم» را صرفاً محدود به میدان نظامی ندانیم و آن را شامل همه عرصه‌هایی بدانیم که در آنها پایداری اجتماعی و حفظ روحیه جمعی اهمیت دارد، می‌توان گفت زنان در این دوره در خط مقدم پشتیبانی اجتماعی و فرهنگی قرار داشتند. این حضور نشان می‌دهد که در تحلیل‌های مرتبط با مقاومت اجتماعی، باید به نقش‌های کمتر دیده‌شده، اما بسیار تعیین‌کننده زنان توجه ویژه داشت؛ نقش‌هایی که استمرار همبستگی اجتماعی تا حد زیادی به آنها وابسته است.
 

ایکنا ـ پیروزی در این رویارویی، یک سرمایه تاریخی و هویتی بی‌بدیل است. زنان به عنوان اصلی‌ترین مربیان و انتقال‌دهندگان فرهنگ ایستادگی، چگونه می‌توانند روایت این پیروزی (همراهی مردم و نیرو‌های مسلح) را به گونه‌ای تبدیل به یک «الگوی رفتاری ماندگار» کنند که در مواجهه با هر تهدید آینده، به صورت خودجوش در جامعه فعال شود؟

هر پیروزی یا تجربه تاریخی زمانی به یک سرمایه هویتی پایدار تبدیل می‌شود که در قالب روایت‌های اجتماعی، حافظه جمعی و الگو‌های تربیتی بازتولید شود. از آنجا که زنان نقش محوری در فرآیند تربیت فرزندان و اجتماعی‌سازی نسل‌ها دارند، یکی از مهم‌ترین کنشگرانی هستند که می‌توانند این تجربه‌ها را به نسل‌های بعد منتقل کنند.  
 
از سوی دیگر، خانواده نخستین نهاد اجتماعی است که ارزش‌ها، الگو‌های رفتاری و برداشت یک ملت از تاریخ و هویت خود در آن شکل می‌گیرد. طبیعی است که زنان سهم اصلی را در مدیریت این فرآیند تربیتی و فرهنگی بر عهده دارند. در این زمینه، یکی از کارکرد‌های مهم زنان آن است که می‌توانند یک رویداد تاریخی را به روایتی معنادار تبدیل کنند. اگر یک پیروزی صرفاً در سطح خبر باقی بماند، به‌تدریج در حافظه اجتماعی کمرنگ می‌شود؛ اما هنگامی که این رویداد در قالب داستان، خاطره و روایت‌های فرهنگی منتقل شود، به بخشی از هویت جمعی جامعه تبدیل می‌شود.
 
زنان در خانواده‌ها، مدارس، شبکه‌های اجتماعی محلی و همچنین در عرصه‌های فرهنگی و رسانه‌ای می‌توانند این روایت‌ها را به نحوی بازگو کنند که مفاهیمی مانند همبستگی اجتماعی، مسئولیت جمعی، پایداری و مقاومت در برابر تهدید‌ها در ذهن نسل جوان نهادینه شود.
 
نکته دیگری که نباید از آن غافل شد نقش زنان در تولید روایت‌های فرهنگی در عرصه عمومی است. زنان می‌توانند با حضور فعال در حوزه‌های مختلف، این تجربه تاریخی را در قالب‌های متنوعی مانند برنامه‌های آموزشی، تولیدات رسانه‌ای و فعالیت‌های اجتماعی بازنمایی کنند.
 
بنابراین، اگر این تجربه تاریخی در سطح خانواده و فرهنگ عمومی به‌درستی روایت شود، می‌تواند به یک الگوی رفتاری پایدار تبدیل شود. زنان نیز با نقش محوری خود در پیوند دادن این تجربه‌ها با زندگی روزمره و تربیت نسل آینده، می‌توانند سهمی بسیار مهم در تبدیل این رویداد‌ها به سرمایه اجتماعی و فرهنگی ماندگار برای جامعه داشته باشند.
 

ایکنا ـ در مدت جنگ ۴۰ روزه، زنان با ایفای نقش همزمان در خانه (ایجاد آرامش و اطمینان)، در جامعه (پشتیبانی مادی و معنوی) و در فضای مجازی (روایت‌گری و مقابله با جنگ روانی دشمن)، چگونه موفق به حفظ و تقویت «امنیت روانی-اجتماعی» جامعه شدند؟ این تجربه چه درس‌های کلیدی برای طراحی نقش زنان در «مدیریت بحران‌های امنیتی آینده» در اختیار ما می‌گذارد؟

اساساً امنیت اجتماعی و روانی جامعه در شرایط جنگ از طریق تقویت سرمایه اجتماعی، مدیریت هیجانات جمعی و شکل‌گیری روایت‌های امیدبخش تحقق پیدا می‌کند. زنان به دلیل موقعیتی که به‌عنوان واسطه میان حوزه خصوصی، یعنی خانواده و حوزه عمومی، یعنی جامعه دارند، نقش بسیار مهمی در حفظ این تعادل ایفا می‌کنند.
 
در سطح خانواده، زنان با مدیریت عاطفی روابط خانوادگی و ایجاد فضای آرامش در محیط خانه می‌توانند به کاهش اضطراب‌های جمعی در مقیاس خرد کمک کنند و به نوعی در تنظیم هیجانات اجتماعی نقش داشته باشند. از این منظر، خانواده می‌تواند به واحد پایه تاب‌آوری اجتماعی تبدیل شود و در بسیاری از موارد این فرآیند از طریق نقش‌آفرینی زنان آغاز می‌شود.
 
در سطح اجتماعی نیز زنان با مشارکت داوطلبانه در شبکه‌های مردمی و فعالیت‌های پشتیبانی، به تقویت سرمایه اجتماعی کمک می‌کنند. افزایش اعتماد اجتماعی در چنین شرایطی موجب می‌شود ظرفیت جامعه برای مواجهه با بحران‌ها و شرایط دشوار افزایش یابد.
 
در فضای مجازی نیز زنان می‌توانند نقش مؤثری ایفا کنند. آنان با بازتولید روایت‌های امیدبخش و تقویت گفتمان همبستگی اجتماعی، می‌توانند در برابر جنگ روانی و فضای رسانه‌ای ملتهب ایستادگی کنند و به شکل‌گیری چارچوب معنایی مقاومت در افکار عمومی کمک کنند.
 
نکته مهم در این زمینه آن است که زنان در مدیریت بحران‌های اجتماعی و امنیتی نباید صرفاً به‌عنوان گروهی آسیب‌پذیر تلقی شوند، بلکه باید آنها را به‌عنوان کنشگرانی فعال و ظرفیتی مؤثر در تقویت تاب‌آوری اجتماعی در نظر گرفت. همچنین ضروری است آموزش‌های اجتماعی و مهارت‌های ارتباطی و رسانه‌ای زنان تقویت شود، زیرا ارتقای این مهارت‌ها می‌تواند توان جامعه را در مواجهه با بحران‌های روانی و اطلاعاتی افزایش دهد. از سوی دیگر، شبکه‌های اجتماعی و محلی زنان، از خانواده گرفته تا نهاد‌های مدنی و فرهنگی، از مهم‌ترین ظرفیت‌های جامعه برای حفظ آرامش و انسجام در شرایط بحرانی به شمار می‌آیند و لازم است مورد توجه جدی قرار گیرند.
 
در مجموع، تجربه این دوره نشان داد که امنیت صرفاً یک موضوع نظامی نیست، بلکه ابعاد اجتماعی و روانی گسترده‌ای دارد. در این میان، زنان می‌توانند با ایفای نقش در خانواده، جامعه و عرصه‌های فرهنگی به تقویت لایه‌های اجتماعی امنیت کمک کنند؛ لایه‌هایی که در افزایش تاب‌آوری جامعه در شرایط بحران نقشی بسیار تعیین‌کننده دارند.
انتهای پیام