به گزارش ایکنا؛ نخستین جلسه از سلسله نشستهای «ابعاد فکری، تمدنی و سیاسی جنگ رمضان» به همت اندیشکده فلسفه سیاسی دانشکده معارف اسلامی و علوم سیاسی دانشگاه امام صادق علیهالسلام صبح امروز 25 فروردین برگزار شد. در این نشست، فرشاد شریعت، استاد علوم سیاسی دانشگاه امام صادق(علیهالسلام)، به تبیین ابعاد معرفتشناختی جنگ در چارچوب منازعات استکبار جهانی با جمهوری اسلامی ایران پرداخت.
شریعت در این نشست ابتدا ریشههای معرفتشناختی تمدن مدرن غرب را بررسی کرد و نشان داد که چگونه اندیشههایی مانند نظریات جان لاک در شکلگیری مفاهیمی چون آزادی، مالکیت، عرصه عمومی و تساهل مذهبی نقش داشتهاند و این مفاهیم بعدها در تکوین تمدن آمریکا اثر گذاشتند.
او سپس با نگاهی تاریخی، روند شکلگیری آمریکا را از مستعمرات اولیه تا تبدیل شدن به قدرتی جهانی مرور کرد و عواملی مانند قوانین کارولاینا، بردهداری و رشد اقتصادی را در این تحول مؤثر دانست. در نهایت، شریعت مبانی غرب مدرن را با مبانی نظام سیاسی اسلام مقایسه کرد، به نقش مردم و عرصه عمومی در جمهوری اسلامی پرداخت و توضیح داد که تحلیل جنگ رمضان را باید در چارچوبی تمدنی و فراتر از یک رخداد صرفاً نظامی فهم کرد.
مشروح نشست را در ادامه میخوانیم:
فرشاد شریعت با تمرکز بر «ریشههای معرفتشناختی تمدن غرب مدرن» به تبیین نسبت آن با وضعیت سیاسی و اجتماعی معاصر پرداخت. او با ارجاع به آرای چارلز تیلور درباره «تصورات اجتماعی»، شکلگیری تمدن مدرن را در امتداد سنت لاکی و نظام فکری ناشی از آن دانست و توضیح داد که چگونه این تمدن در قالبهایی چون اقتصادِ در دسترس، عرصه عمومی و حاکمیت مردمی جلوهگر میشود.
وی با مقایسه این ساختارها با مبانی نظام سیاسی اسلام، تأکید کرد که بسیاری از مفاهیمی که امروز در غرب بهعنوان اصول نوین دموکراسی و عرصه عمومی معرفی میشود، در حقیقت از ویژگیهای بنیادین نظم سیاسی اسلام است.
وی در ادامه، با طرح نمونههایی از رویدادهای اخیر داخلی، نقش مردم و حضور عمومی را بهعنوان یکی از قدرتمندترین جلوههای نظم سیاسی جمهوری اسلامی مورد اشاره قرار داد و سپس ریشههای این نگاه را در نظام اندیشگی اسلام و سیر تکوین سیستمهای سیاسی غرب از عصر مگناکارتا تا دوره جان لاک را بررسی کرد.
این استاد دانشگاه با اشاره به تحولات فرهنگی و رسانهای غرب، توضیح داد که چگونه به باور او، ادبیات اخلاقی در فیلمها و بازیهای کامپیوتری پس از انقلاب اسلامی دستخوش تغییرات شد. پژوهشگران غربی طی سه دهه گذشته به بررسی این دگرگونیها پرداختهاند و میکوشند بفهمند چه عواملی سبب افول تمدن غرب و بروز چالشهای داخلی شده است. جریان لیبرالیسم لاکی، بنیان تمدن مدرن و بهویژه تمدن آمریکایی بوده است، امروز در معرض پرسش و تزلزل قرار گرفته و حتی در خود آمریکا نیز با انتقادات جدی مواجه است.
وی در ادامه، این وضعیت را در نسبت با نظریه سیاسی اسلام و نظریه ولایت فقیه توضیح داد و گفت: این نظریه توانسته است تولید قدرت کند و پاسخگوی نیازهای اجتماعی باشد و به میزانی که از مبانی اصلی انقلاب و اندیشه امام خمینی فاصله بگیرد، سیستم را در معرض آسیب پذیری قرار میدهد.
شریعت سپس با اشاره به نمونههایی از تاریخ غرب، از جمله نقش جان لاک در طراحی یک نظم سیاسی جدید پس از بحرانهای اروپا، تلاش کرد نشان دهد چگونه تمدن غرب برای مقابله با تمدن اسلامی و قدرت امپراتوری عثمانی نیازمند یک «سیستم» بوده است. او مجموعهای از زمینههای تاریخی، فلسفی و معرفتشناختی را برشمرد که غرب امروز نیز از ظهور یک بدیل سیاسی ـ معرفتی احساس نگرانی میکند.
وی در ادامه توضیح داد، مبنای نظری تمدن غرب از جایی آغاز شد که در اندیشه جان لاک، معرفتشناسی دینیِ مبتنی بر حقیقت مطلق جای خود را به معرفتشناسی تجربی داد. لاک در کتاب «جستاری درباره فهم انسان» استدلال میکند که انسان به حقیقت نهایی دسترسی ندارد و همین امر، زمینه شکلگیری نوعی پلورالیسم مذهبی را ایجاد میکند؛ پلورالیسمی که بعداً مبنای نظم سیاسی جدید غرب قرار گرفت.
وی با توضیح این که گذار معرفتی بعدها به شکلگیری نظامی سکولار منجر شد گفت: غایت این نظام نه رستگاری آسمانی، بلکه حفظ «جان، مال و آزادی» بود و در آن، مفهوم مالکیت و آزادی بهعنوان محورهای اصلی مسئولیت حکومت تعریف شد.
وی سپس با اشاره به بستر تاریخی قرن هفدهم، گفت که لاک نظریه سیاسی خود را در شرایطی طرح کرد که انگلستان با بحرانهای اقتصادی و رقابت امپراتوریهای دیگر مواجه بود. لاک طرحی ارائه کرد که بعدها در استعمار قاره جدید و شکلگیری ساختارهای اولیه آمریکا نقش داشت.
شریعت بر این نکته تأکید کرد که قوانین اولیه مستعمرات، از جمله قوانین کارولاینا، بر پایه همین جهانبینی نوشته شدند و یکی از محورهای آن پایان دادن به جنگهای مذهبی و ایجاد آزادی مذهبی در قالب مقرراتی مشخص بود. او مثالهایی از شکلگیری ۱۳ مستعمره، حضور بردهداری، سازوکارهای اقتصادی و نقش صنعت دریانوردی در توسعه انگلیس را نیز مطرح کرد و توضیح داد که چگونه این عوامل در شکلگیری تمدن جدید غرب مؤثر بودهاند. همچنین به موضوع تحریمهای تاریخی علیه مهاجران آمریکایی و محدودیتهای صنعتی آن دوران اشاره کرد و آن را نمونهای از مناسبات قدرت در سامان سیاسی جدید دانست.
این استاد علوم سیاسی سپس با مرور بخشهایی از تحولات آمریکا از قرن هفدهم تا قرن نوزدهم، از جمله جنگهای داخلی، گسترش راهآهن و توسعه اقتصادی، روند تبدیل آمریکا به یک قدرت جهانی را شرح داد و تأکید کرد: این تحولات معرفتشناختی، تاریخی و ساختاری، امروز نیز در فهم روابط جهانی و نسبت آن با نظامهای سیاسی دیگر اهمیت دارند و به نظر میرسد بخشی از چالشهای موجود حاصل فاصله گرفتن از این مبانی است.
انتهای پیام