صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۴۳۴۷۷۶۷
تاریخ انتشار : ۰۸ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۳:۳۶

مدیر گروه جهادی شهید احمدی‌روشن، با 56 روز حضور شبانه‌روزی در میدان انقلاب، روایت می‌کند که چرا ثبت خاطرات زنانه این وقایع، ضرورتی تاریخی و فرهنگی است.

جنگ رمضان که در پی تحولات اخیر منطقه و تشدید تنش‌ها با آمریکای جنایتکار و رژیم منحوس صهیونیستی در ماه رمضان سال جاری آغاز شد، نه تنها عرصه‌ای برای درگیری‌های نظامی، بلکه میدانی برای ظهور ظرفیت‌های عظیم مردمی و گروه‌های داوطلب در داخل ایران شد. در این ایام گروه‌های جهادی که پیش از این سابقه‌ای طولانی در عرصه‌های محرومیت‌زدایی، امدادرسانی در بلایای طبیعی و خدمات فرهنگی-اجتماعی داشتند، با تغییر رویکرد و بازتعریف مأموریت، خود را به خط مقدم پشتیبانی از جبهه مقاومت و نیز مدیریت پیامدهای داخلی ناشی از شرایط جنگی رساندند.

فعالیت این گروه‌ها در ایام جنگ رمضان را می‌توان در چند محور اصلی دسته‌بندی کرد. نخست، پشتیبانی لجستیک و معیشتی از نیروهای مدافع امنیت و مردم آسیب‌دیده شامل طبخ و توزیع روزانه غذا، تهیه و توزیع بسته‌های معیشتی و اقلام ضروری و برپایی ایستگاه‌های صلواتی در نقاط مختلف شهرها. دوم، خدمات درمانی و بهداشتی که با توجه به تجربه ارزشمند گروه‌های جهادی در دوران همه‌گیری کرونا بار دیگر پای کار آمدند و در مواردی به توزیع دارو و ارائه خدمات درمانی رایگان پرداختند. سوم، فعالیت‌های فرهنگی و روحی، روانشناختی شامل پخش دعاهای مورد تأکید رهبر معظم انقلاب، برپایی تجمعات و مراسم عبادی-سیاسی در مساجد و معابر عمومی و نیز تولید و توزیع محتوای رسانه‌ای با هدف تقویت روحیه مقاومت در جامعه. این اقدامات نشان‌دهنده انعطاف‌پذیری و قابلیت واکنش سریع گروه‌های جهادی در برابر نیازهای نوظهور جامعه در شرایط بحرانی است.

نکته حائز اهمیت نقش پررنگ بانوان جهادگر در این میدان بود. تشکل‌های بانوان در سطح محلات فعال شدند و فعالیت‌هایی نظیر جمع‌آوری و دوخت پرچم‌ها و ریسه‌های سیاه برای ایام عزاداری، تهیه و پخت غذا (افطاری‌های ساده) و آماده‌سازی مکان‌های اسکان برای خانواده‌های احتمالی آسیب‌دیده را بر عهده گرفتند. همچنین، گروه‌های جهادی بانوان در حوزه جمع‌آوری کمک‌های نقدی و غیر نقدی برای مردم فلسطین و لبنان پیشگام بودند و با راه‌اندازی پویش‌هایی همچون «ایران همدل»، زمینه مشارکت گسترده مردمی را فراهم کردند. حضور مؤثر بانوان در این عرصه نشان‌دهنده عمق باور و تعهد دینی و انقلابی آنان و تجلی عملی مفهوم جهاد تبیین در بزنگاه‌های حساس تاریخی است.

به طور کلی، حضور گروه‌های جهادی در ایام جنگ رمضان را می‌توان تداوم منطقی سبک زندگی جهادی مبتنی بر مردمی بودن، خودجوشی، ولایت‌پذیری و فداکاری دانست که ریشه در فرهنگ دفاع مقدس و ارزش‌های انقلاب اسلامی دارد. این گروه‌ها با تکیه بر تجارب گذشته خود در بلایای طبیعی همچون سیل و زلزله و همچنین، بحران‌هایی مانند کرونا نشان دادند که الگوی جهاد سازندگی نه تنها در زمان صلح و برای محرومیت‌زدایی، بلکه در زمان جنگ و برای پشتیبانی از جبهه مقاومت نیز الگویی کارآمد، مقیاس‌پذیر و قابل اعتماد است.

در واقع، آنچه در این ایام به وضوح مشاهده شد، تبدیل مساجد و پایگاه‌های مقاومت به قرارگاه‌های مردمی پشتیبانی از جنگ بود؛ قرارگاه‌هایی که با کمترین امکانات و بیشترین روحیه، تمام قد در میدان حاضر شدند و «همه کاره» مردم و انقلاب بودند.

زهرا اسدی، مدیر گروه جهادی شهید احمدی‌روشن، دارای دکترای تخصصی سیاست‌گذاری فرهنگی، مدرس دانشگاه صنعتی امیرکبیر و دانشگاه‌ آزاد اسلامی در گفت‌وگو با ایکنا، به تشریح سابقه فعالیت‌های جهادی این گروه، حضور در بلایای طبیعی و بحران‌های ملی و نیز روایت خود از وقایع اخیر مرتبط با جبهه مقاومت و حضور در میدان انقلاب پرداخت.

اسدی با اشاره به پیشینه گروه جهادی شهید احمدی‌روشن اظهار کرد: گروه جهادی شهید احمدی‌روشن از سال ۱۳۹۵ فعالیت خود را به صورت رسمی و ثبت ‌شده آغاز کرده است. این گروه جهادی تاکنون در تقریبا ۲۰ شهرستان کشور حضور و فعالیت داشته است. در جریان سیل سوسنگرد، این گروه به مدت شش ماه به صورت مستمر در منطقه مستقر بود. 

وی با اشاره به قدردانی ویژه از سوی دفتر رهبر معظم انقلاب اسلامی بیان کرد: پس از انتشار اخبار فعالیت‌های گروه در خبرگزاری‌ها، دفتر رهبر معظم انقلاب اسلامی با بنده تماس گرفته و با ابلاغ پیام تشکر مقام معظم رهبری، از زحمات گروه جهادی شهید احمدی روشن قدردانی کردند. 

اسدی همچنین، به حضور اعضای گروه در منطقه زلزله‌زده کرمانشاه و استقرار در منطقه فولادی سرپل ذهاب و نیز فعالیت‌های مستمر گروه در شهر دزفول پرداخت و گفت: در خود شهرستان دزفول دارای قرارگاه جهادی هستیم که تقریباً در هشت منطقه محروم به صورت مستمر فعال است و تاکنون نیز فعالیت‌های خود را ادامه داده است.

مدیر گروه جهادی شهید احمدی روشن تصریح کرد: فعالیت‌های این گروه عمدتاً در حوزه‌های آموزشی، فرهنگی، بهداشتی-درمانی و اجتماعی متمرکز بوده است. البته بیشتر تمرکز فعالیت‌های اجتماعی ما بر حوزه زنان بوده، هرچند منحصر به آن نبوده است.

پشتیبانی از جبهه مقاومت

این کنشگر فرهنگی به حضور خود و اعضای گروه در رویدادهای اخیر مرتبط با جبهه مقاومت اشاره کرد و گفت: شبی که موضوع جنگ رمضان مطرح شد، در دانشگاه مراسم افطاری داشتیم. بلافاصله از آنجا خارج شده و مقابل دانشگاه تهران مستقر شدیم. برخی از نیروها در میدان و برخی دیگر در نقاط دیگر حضور یافتند. همچنین، در دزفول نیز هر شب تجمعاتی توسط نیروهای گروه برگزار می‌شود.

اسدی با اشاره به اقدامات اولیه گروه در این ایام تصریح کرد: نخستین اقدامی که آغاز کردیم، پخش دعای نصر و سایر ادعیه‌ای بود که رهبر معظم انقلاب بر خواندن آن‌ها برای پیروزی جبهه مقاومت تأکید داشتند. به برکت توجهات حضرت ولیعصر(عج)، تعداد قابل توجهی از این دعاها در قالب پیکسل و محتوای رسانه‌ای برای استفاده در تجمعات و محافل توزیع شد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود به تشریح حضور شبانه‌روزی خود در معراج شهدا پرداخت و گفت: در ایام جنگ رمضان، تقریبا از صبح تا شب در معراج شهدا  حضور داشته و توفیق داشتیم که به امور مرتبط با بانوانی که به شهادت می‌رسیدند، از جمله تشییع و امور مربوط به وداع و ... رسیدگی کنیم.

اسدی با اشاره به نگارش یادداشت برای شهدا اظهار کرد: در این زمینه تاکنون سه یادداشت برای سه نفر از شهدای خانواده‌های شاخص و معروف (شهدای خانوادگی) نگارش کرده‌ام. گرچه تعداد شهدای خانوادگی بسیار بیشتر بود، اما به دلیل شدت شلوغی و حجم کار تنها فرصت نگارش برای سه نفر از آن‌ها را پیدا کردم. 

این مدرس دانشگاه در توصیف حجم فعالیت خود در این ایام گفت: از صبح تا شب به معراج شهدا می‌رفتم و شب تا صبح در میدان انقلاب حضور داشته و دارم. اکنون که حدود دو هفته از برقراری آتش‌بس می‌گذرد، شرایط کمی آرام‌تر شده است. حدود سه یا چهار روز است که دیگر به معراج شهدا مراجعه نمی‌کنم و فضای کاری تا حدی خلوت‌تر شده و شب‌ها به همراه برخی از اعضای گروه در میدان انقلاب حضور داریم.

اسدی با اشاره به حضور مستمر خود در میدان انقلاب از نخستین روزها گفت: بنده از روز اول تاکنون هر شب در میدان انقلاب حضور داشته‌ و در این ایام هر شب با شگفتی‌ها و صحنه‌های عجیب و غریبی مواجه ‌شده‌ام. خاطرات بسیاری از این ایام در ذهن دارم و همواره رسانه‌ها به دنبال این بودند که اعضای گروه جهادی در برنامه‌های مختلف حضور یابیم. اکنون علاوه بر اینکه به صورت مکتوب کارهایی در حال انجام است، خود بنده نیز در حال تألیف کتابی در این زمینه هستم.

وی ضرورت این کار را چنین تبیین کرد: لازم است که یک روایت زنانه از این اتفاقات وجود داشته باشد، زیرا بیشتر روایت‌هایی که از میدان انقلاب و سایر نقاط داریم، روایت‌های مردانه است. روایت زنانه از میدان انقلاب بسیار حائز اهمیت است و باید در این زمینه به خوبی کار شود.

روایت تحول دختری به نام «گلناز»

اسدی در پاسخ به درخواست برای بیان یکی از مهمترین خاطرات ثبت‌شده در ذهن خود، به ماجرای دختری به نام «گلناز» اشاره کرد و گفت: خاطرات بسیار زیاد است، اما آنچه جرقه‌ای در ذهن بنده ایجاد کرد، ماجرای گلناز بود که از روز اول به همراه مادرش در میدان انقلاب حضور یافته است.

وی به مشکل جسمانی مادر این دختر اشاره کرد و گفت: مادر گلناز از واکر استفاده می‌کند تا توان راه رفتن داشته باشد. این مادر و دختر شب‌ها از قبل از غروب آفتاب تا طلوع آفتاب که ساعات بسیار طولانی است در میدان حضور داشته و پرچمی در دست می‌گیرند و در این رابطه نه مادر خسته می‌شود و نه دختر.

اسدی در ادامه سخنان خود در این زمینه به روند تحول تدریجی این دختر در میدان انقلاب اشاره کرد و گفت: روز اول که آمد، حجاب کاملی نداشت، اما به تدریج و طی روزهای بعد، مانتو و پوشش او محجبه‌تر شد و تغییر و تحول روحی عجیبی در او مشاهده کردیم. 

وی از ایده خود برای پیوند میان فعالان میدان گفت: به ذهنم رسید که ما در میدان انقلاب یک «مامان میدان» (بانویی که برای حضار در میدان مادری می‌کند) داریم. همچنین، در معراج شهدا نیز یک «مامان معراج» حضور داشت. تصمیم گرفتیم مامان معراج را به میدان بیاوریم و او را با مامان میدان آشنا کنیم. این دیدار انجام شد و آن‌ها با یکدیگر و فعالیت‌هایی که انجام می‌دهند، آشنا شدند.

تقدیم انگشتر یادگار رهبری به گلناز

اسدی در ادامه به روایت بخش اصلی این خاطره پرداخت و گفت: پس از آن دیدار، از مامان معراج و مامان میدان برای حضور در معراج شهدا دعوت کردیم. در آنجا شخصیتی به نام «علی کارتونی» نیز حضور دارد که به شوخی او را شهردار میدان انقلاب می‌نامند. ماجرای این نامگذاری مفصل است؛ او از آن دسته داش‌مشتی‌های زمان جنگ است که هوای تمام میدان به ویژه بانوان را دارد. به اعتقاد ما این میدان اکنون به حرمی مقدس تبدیل شده است.

وی ادامه داد: در آن جمع، خانمی که خود نقش مادرانه برای جوانان میدان داشت، تحت تأثیر تحول گلناز قرار گرفته بود. وی دو یادگاری از رهبر معظم انقلاب داشت؛ یک انگشتر و یک قرآن که به هنگام عقدشان مقام معظم رهبری به ایشان هدیه داده بودند. آن قرآن متأسفانه در حادثه انفجار یک ساختمان از بین رفته بود. بنابراین، تنها یادگاری که از ایشان داشت، همان انگشتر بود.

اسدی بیان کرد: آن بانو به من گفت که می‌خواهم این انگشتر را به گلناز بدهم. اولین جمله‌ای که بر زبان من آمد این بود که این کار را نکن، نه از روی بخل یا امساک نسبت به گلناز، بلکه به این دلیل که می‌خواستم بگویم رهبر معظم انقلاب به شهادت رسیدند و دیگر چه یادگاری می‌خواهی از ایشان پیدا کنی؟ اما آن بانو پاسخ داد که قرآن من در آتش سوخت و از دست رفت. دیگر دست من به آن نمی‌رسد. بالاتر از قرآن چیزی نیست. من می‌خواهم این انگشتر را به کسی بدهم که متحول شده و به میدان آمده است.

به گفته اسدی، گلناز پس از دریافت این انگشتر بسیار منقلب شد و اظهار کرد: اصلا نمی‌دانم چرا این بانوی محترم باارزش‌ترین دارایی زندگی خود را به من هدیه کرده است. هم از اینکه این انگشتر را به من داده خوشحال هستم و هم از اینکه خودش دیگر آن را ندارد، ناراحتم. آن بانو این کار را به خاطر امام شهید انجام داد. امام شهید ما نیز فرمودند: «من زیر بیرق ابوالفضل العباس(ع) هستم و زیر منت هیچکس نمی‌مانم». ایشان خود جبران خواهد کرد. 

وی ادامه داد: در همان لحظه یکی از روحانیون حاضر که متوجه ماجرا شده بود، با سینی چای برای پذیرایی آمد. همان‌جا از جیب خود انگشتری با نگین حرم حضرت عباس(ع) بیرون آورد و به آن بانویی که انگشتر خود را هدیه داده بود، تقدیم کرد. ما به این نکته اشاره کردیم که مقام معظم رهبری فرمودند «من زیر بیرق ابوالفضل العباسم(ع)» و نگین انگشتر حرم حضرت عباس(ع) نیز به این بانو رسید.

وی افزود: گلناز پس از بازگشت از معراج شهدا، پوشش کامل حجاب را انتخاب کرد. او رفت و شال‌ها و پوشش‌های مناسب تهیه دید. در روز دختر نیز در میدان انقلاب هدایای بسیاری دریافت کرد؛ به طوری که دیگران به او حسادت می‌کردند که چرا همه هدیه‌ها نصیب او می‌شود.

اسدی به عنایت بعدی نیز اشاره کرد و گفت: بلافاصله پس از این ماجرا بانوی دیگری که از جریان خبر نداشت و فقط شاهد حضور گلناز در میدان بود، پلاکی با نگین سنگ حرم امام حسین(ع) را از گردن خود باز کرد و به گلناز هدیه داد. گلناز از این همه عنایت‌های عجیب و غریب شوکه شده بود. این عنایات به خاطر قدم بزرگی بود که برای تحول خود برداشته بود. روی آن پلاک نوشته شده بود: «إِنَّ الْحُسَیْنَ مِصْبَاحُ الْهُدَی؛ همانا حسین(ع) چراغ هدایت است». این اتفاق 20 دقیقه مانده به اذان صبح شب جمعه رخ داد.

شهادت کودک چهار ساله

اسدی در ادامه به روایت دیگری از معراج شهدا پرداخت و گفت: شهیدی داشتیم به نام مهرسا، چهار ساله. وقتی پیکر او را آوردند، کاورش را تحویل گرفتم. پیکر را بررسی کردم؛ سالم و بدون آسیب بود، فقط قفسه سینه‌اش کوبیده شده بود. لاک صورتی بر روی ناخن‌هایش زده شده بود. یک هفته با خود این شهید نجوا داشتم. مدام می‌رفتم، پیکر را باز می‌کردم، نگاهش می‌کردم و با او حرف می‌زدم. منتظر بودیم خانواده‌اش بیایند. فکر می‌کردیم همه اعضای خانواده شهید شده‌اند و کسی نیست که دنبالش بیاید.

این فعال فرهنگی با اشاره به حضور مادر شهید گفت: بالاخره مادری را با ویلچر آوردند. تمام چشم‌هایش کاسه خون بود. مادر جانباز شده بود، خانمی جوان و ۳۴ ساله که پدر و مادر و تنها برادرش همه شهید شده بودند. از خانواده چهار نفره خودش تنها مانده بود و شوهرش نیز با ۷۰ درصد سوختگی در بیمارستان بستری بود.

اسدی ادامه داد: نگران بودیم که این خانم با آن شرایط جسمی خاص چگونه این مصیبت را تحمل می‌کند. به او تربت سیدالشهدا(ع) داده، قرآن باز کرده و سعی کردیم با صحبت او را آرام کنیم. وقتی پیکر فرزندش را آوردند، ابتدا فریاد و شیون کرد، اما سپس، به گونه‌ای آرام شد که وقتی از معراج خارج می‌شد، به کوه صبر و استقامت تبدیل شده بود.

اسدی در پایان با اشاره به انبوه خاطرات ثبت‌ نشده در این زمینه اظهار کرد: این خاطرات بسیار زیاد و ارزشمند هستند و باید بیش از پیش به آن‌ها پرداخته شود. به ویژه ضرورت دارد که روایت زنانه از میدان انقلاب و معراج شهدا ثبت و منتشر شود تا در کنار روایت‌های رایج مردانه، تصویر کامل‌تری از این وقایع تاریخی ارائه شود.

انتهای پیام