به قلم حجتالاسلام والمسلمین محمدباقر پورامینی مدیر گروه کلام اسلامی و الهیات جدید پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
هنر بزرگ آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(رهبر شهید) که کمتر مورد توجه قرار میگیرد، هنر تربیت و پرورش اجتماع از طریق ساخت افکار و روحیات و عواطف تودههای عظیم مردم و گروههای اجتماعی بود. این جمله را آیتالله سیدمجتبی خامنهای، رهبر سوم جمهوری اسلامی ایران، در پیام خود در ۲۰ فروردین ۱۴۰۵ بیان فرمودند. این جمله، کلید فهم نظریه «آیت بودن» مردم ایران است؛ نظریهای که رهبر سوم در پیام دیگر خود (پس از بیعت میلیونی مردم) با استناد به آیه ۱۰۶ سوره بقره تبیین کردند.
پس از شهادت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای در اسفند ۱۴۰۴ و انتخاب رهبر سوم با بیعت میلیونی مردم، پرسشی شکل گرفت: تضمین تداوم مسیر انقلاب پس از رفتن چنین شخصیت محوری چیست؟ رهبر سوم با استناد به آیه «ما ننسخ» (بقره: ۱۰۶) پاسخ دادند: «اگر آن نعمت عظمیٰ از ما سلب شد، به جایش بار دیگر حضور عمارگونه ملت ایران به این نظام اعطا گشت.» این تفسیر، نگاهی فراتر از خوانش فقهی رایج (که «آیه» را محدود به حکم شرعی میدانست) است و ریشه در آرای مفسرانی چون ابن عطیه و علامه طباطبایی دارد که «آیه» را به نشانه الهی و هدایت تدریجی تفسیر کردهاند. از این منظر، رهبر شهید یک «آیه» شخصیتی و مردم «آیه» جمعی هستند. اما نکته کلیدی آن است که تبدیل مردم به «آیه جمعی» بدون «هنر تربیت اجتماعی» رهبر شهید ممکن نبود.
۱. واژه «عمارگونه» در این نظریه، انتخابی دقیق است. عمار یاسر، صحابی برجسته پیامبر(ص) و امام علی(ع)، نماد تشخیص حق از باطل در میانه فتنهها بود. «حضور عمارگونه» یعنی حضور آگاهانه، مسئولانه، مبتنی بر بصیرت و شجاعت؛ نه صرفاً تجمع یا مشارکت ظاهری.
رهبر سوم با اشاره به تجربه چند روز فقدان رهبری میفرمایند: «بصیرت و هوشمندی ملت بزرگ ایران در واقعه اخیر… این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدار آن را ضمانت کردید.» این سه ویژگی (بصیرت، هوشمندی، پایمردی) حاصل همان «ساخت افکار و روحیات و عواطف تودههای عظیم مردم» بود که رهبر شهید دههها روی آن کار کرده بود.
۲. رهبر شهید پیش از شهادت، در ۱۲ بهمن ۱۴۰۴، فرموده بودند: «به توفیق الهی اگر چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله با حوادث و کار را مردم تمام خواهند کرد.» این کلام، بیان عینی سنت الهی «ما ننسخ» و تأکید بر «بعثت مردم» بهعنوان «آیه جایگزین» بود. اما این «بعثت» بدون «تربیت» ممکن نیست. همانطور که پیامبران با تربیت امت، زمینه را برای تداوم مسیر پس از خود فراهم میکنند، رهبر شهید نیز با دههها تربیت اجتماعی، جامعه را برای روزی که خود «آیه» شود، آماده کرده بود.
۳. تجربه تاریخی نشان داده است که در بسیاری از جوامع، فقدان رهبر محوری به سرگردانی و انحراف مسیر انجامیده است. اما مردم ایران استثنا هستند؛ استثنایی که حاصل «هنر تربیت اجتماعی» رهبر شهید است. چهار عامل این استثنا را تبیین میکند:
نخست، بصیرت جمعی در بحرانها: ملت ایران در دهههای اخیر نشان داده که در میانه فتنهها، نه با هیجانات زودگذر، که با تشخیصی تاریخی وارد میدان میشود.
دوم، پیوند عمودی با نظام ولایی: برخلاف بسیاری از جوامع، در ایران مردم خود را بخشی از بدنه مسئول نظام میدانند. بیعت دهها میلیونی با رهبر سوم در پیروی از ولی فقیه، تجلی این پیوند است.
سوم، تاریخسازی به جای تاریخپذیری: مردم ایران در لحظات حساس، خود به عامل شکلدهنده مسیر آینده تبدیل شدهاند.
چهارم، تحقق عینی «آیت» در بستر انقلاب اسلامی: هرگاه نظام با از دست دادن یک نعمت بزرگ مواجه شده، مردم با حضور به موقع، خلأ را پر کردهاند و تداوم مسیر رهبر شهید را در پیروی از رهبر جدید عینیت می بخشند
۴. نظریه آیتالله سیدمجتبی خامنهای پاسخی قاطع به شبهه تداوم مسیر است. اما این پاسخ، بدون توجه به «هنر تربیت اجتماعی رهبر شهید» ناقص میماند. تبدیل مردم به «آیه جایگزین» یک اتفاق لحظهای نبود، بلکه نتیجه دههها تربیت و پرورش اجتماع توسط رهبر شهید بود. سنت الهی «ما ننسخ» نه فقط در قرآن، بلکه در کلام رهبر شهید و در تحقق عینی «حضور عمارگونه ملت ایران» تجلی یافته است.
مردم ایران در این مسیر به «آیت» تبدیل میشوند؛ نه به معنای جانشینی شخصیتی، بلکه بدین معنا که تجلی بصیرت، تشخیص و حضور سرنوشتساز آنها، خود به نشانهای از سنت الهی در تاریخ بدل میگردد. این، بزرگترین دستاورد انقلاب اسلامی برای این ملت است: تبدیل یک جمعیت پراکنده به امتی که خود، نشانهای از قدرت و مشیت الهی در تاریخ معاصر است و این میوه همان «هنر تربیت اجتماعی» بود؛ هنری که رهبر شهید با ساخت افکار و روحیات و عواطف تودههای عظیم مردم، به ثمر نشاند.
انتهای پیام