به گزارش ایکنا، جنگ رمضان، افزون بر ابعاد نظامی و سیاسی خود، یکی از گستردهترین حملات هدفمند به زیرساختهای درمانی ایران در تاریخ معاصر به شمار میرود. آماری که از آسیب به مراکز بهداشتی، بیمارستانها، نیروهای امدادی و داروخانهها به دست آمده، ابعاد تازهای از جنایت جنگی علیه غیرنظامیان و کادر درمان را آشکار میسازد. با این حال، در میان این ویرانیها، تصویری دیگر نیز خودنمایی میکند: تصویر ایستادگی کادر سلامت، مشارکت مردمی در اهدای خون و درمان رایگان دهها هزار مجروح.
در جنگ رمضان، حملات آمریکایی‑صهیونیستی منجر به آسیب دیدن نزدیک به ۴۰۰ سازه بهداشتی و درمانی از جمله انستیتو پاستور و هشت بیمارستان اصلی شد. همچنین ۵۰ دستگاه آمبولانس، دو فروند بالگرد، دو دستگاه آمبولانس دریایی (که مسئولیت ارائه خدمات به مناطق جزیرهای را بر عهده داشتند)، ۱۶ مرکز تولید یا پخش دارو و تعدادی از انبارهای دارویی تخریب شد.
این حملات موجب شد پنج بیمارستان، نیمهفعال؛ ۱۳ بیمارستان از چرخه خدمت خارج و هفت بیمارستان تخلیه شود و به انستیتو پاستور حداقل سه هزار میلیارد تومان خسارت وارد آید.
در کنار بیمارستانهای مطرحی مانند بیمارستان گاندی تهران، بخش قابل توجهی از مراکز درمانی آسیبدیده را خانههای بهداشت در مناطق روستایی تشکیل میدادند که به جمعیتهای محدود خدمات ارائه میکردند. در این جنایات، علاوه بر مراکز دولتی، حتی بیمارستانهای خصوصی نیز هدف قرار گرفتند که این موضوع در عرف بینالمللی بیسابقه است.
۲۶ شهید کادر درمان
در جنگ رمضان، چهار نیروی اورژانس به شهادت رسیدند و ۵۸ پایگاه اورژانس آسیب دید. ۱۱۸ نفر از کادر درمان مجروح و ۲۶ نفر شهید شدند که از این میان، ۷۸ نفر از مجروحان و چهار نفر از شهدا از نیروهای اورژانس بودند. برخی از آنها هنوز در دور نقاهت به سر میبرند.
اما در کنار تمام این آسیبها، خبر خوب این است که حدود ۴۰ هزار مجروح جنگ رمضان به صورت رایگان درمان شدند، در هیچ منطقهای از کشور کمبود پرستار و پزشک نداشتیم و میزان رضایت مردم از خدمات ارائه شده بالا بود.
علیرغم تخریب گسترده انستیتو پاستور، واکسیناسیون، بهویژه در میان مادران باردار، با پوشش ۱۰۰ درصدی انجام شد. کادر سلامت با روحیهای جهادی و ایثارگرانه به ارائه خدمات ادامه دادند و حتی نیروهای جوان، از جمله پرستاران تازهکار، در مناطق درگیر با تمام توان به خدمترسانی پرداختند.
با شروع جنگ، بخشی از مردم ساکن در تهران و شهرهای بزرگ به شهرهای کوچکتری رفتند که مراکز درمانی و دارویی کمتری داشتند. همین حضور گسترده مردم در شهرهای کوچک، فشار قابل توجهی به مراکز درمانی و پزشکان و پرستاران شاغل در آن مراکز وارد کرد، اما به سرعت این مشکل نیز مدیریت شد و خدماتی از جمله دیالیز به بیمارانی که به مناطق دورتر از مرکز کشور رفته بودند ارائه گردید.
مجروحان با خون هموطنان درمان شدند
نتیجه فداکاری کادر درمان، ثبت کمترین میزان مرگومیر در میان مجروحان در بیمارستانها بوده است؛ مجروحانی که با خون اهدایی از سوی هموطنان ایثارگر خود به سرعت درمان شدند.
اتحاد و یکپارچگی مردم ایران در جنگ رمضان را به خوبی میشد در صفهای اهدای خون دید؛ صفهایی که موجب شد با آنکه پیش از جنگ ذخایر خونی کشور تنها چهار روز بود، در طول جنگ این ذخایر به ۹ روز افزایش یابد و علیرغم محدودیتهای فیزیکی و نیروی انسانی، پشتوانه قوی برای مجروحان و مراکز درمانی ایجاد شود.
همه آسیبهای واردشده به مراکز درمانی و کادر درمان در جنگ رمضان را به تلفات وارده به بیمارستانهای ولیعصر(عج)، حضرت فاطمه زهرا(س)، سوانح سوختگی مطهری، بیمارستان خاتم و شهادت ۲۲ نفر از کادر درمان در جنگ ۱۲ روزه اضافه کنید.
حمله به مراکز درمانی، آموزشی و تحقیقاتی طبق کنوانسیونهای بینالمللی مصداق جنایت جنگی است، اما واکنش مؤثری از سوی مجامع بینالمللی در محکومیت این حملات مشاهده نشد.
اما خبر خوب اینکه در کنار سکوت مجامع بهداشتی جهانی، خیرین کشور از همان ابتدا پای کار آمدند و اعلام کردند برای بازسازی مراکز درمانی آسیبدیده آماده هستند. وزارت بهداشت نیز فهرستی از مراکز آسیبدیده تهیه کرد و ضمن دعوت از خیرین ایرانی داخل و خارج از کشور برای کمک به بازسازی این مراکز، فهرست تهیهشده را در اختیار مجمع خیرین قرار داد.
ما مردم ایران برخاستن از خاکستر جنگها و رسیدن به قلهها را در طول هزاران سال تجربه تمدنی و جنگ با اقوام بدوی، وحشی و فقیر از منظر فرهنگ و تمدن آموختهایم. شاید استعاره قوی مطرح در داستانهای حماسی ما در خصوص ققنوس، اشاره به همین قدرت تمدنی ایرانیان داشته باشد که اگرچه بارها و بارها مورد حمله قرار گرفتهاند، اما با داشتههای غنی فرهنگی خود، باز هم ساختن و اوج گرفتن را در دستور کار خود قرار دادهاند.
همین فرهنگ غنی است که موجب میشود وقتی دست به نوشتن گزارشی از حملات صورتگرفته به مراکز درمانی و به خاکوخون کشیده شدن کادر درمان و بیماران بستری میزنیم، رشادت پزشکان و پرستاران برای نجات جان بیماران و به ویژه کودکان بستری در مقابل چشمانمان میدرخشد.
انستیتو پاستور وقف میماند
وقتی خرابیهای انستیتو پاستور را میبینیم، به یاد میآوریم که زمین این مرکز «وقف» بوده و همچنان وقف خواهد ماند و واقفانی هستند که بهتر از قبل آن را میسازند.
وقتی خبر شهادت کادر درمان را میدهیم، در کنار آن خبر ایستادگی همکاران این شهدای والامقام و اعلام آمادگی صدها نفر از پزشکان و پرستارانی را منتشر میکنیم که حتی از خارج از کشور برای کمک به مردم آمادهی جانفشانی هستند.
در کنار همه این خبرهای خوب و بد، آنچه اکنون باید مورد توجه قرار گیرد، در کنار بازسازی اصولی و استاندارد بیمارستانها و مراکز درمانی آسیبدیده، توجه به ایجاد بخشهای امن و تعبیه پناهگاههای مناسب در بیمارستانها است.
بازسازی مراکز مورد حمله نباید به بازسازی معمول محدود شود؛ بلکه باید معایب و مشکلات ساختاری ساختمان بیمارستانها در نظر گرفته شود و با مناسبسازی بهتر و مقاومسازی بیشتر، مراکز درمانی بازسازی شوند.
انتهای پیام