متن سخنان خراسانی را در ادامه میخوانیم:
در انقلاب اسلامی وقتی جمهوریت و اسلام به عنوان چارچوب نظام مشخص شد، برخی تصور کردند که این دو با هم سازگار نیستند، یعنی مگر میشود جمهوری و رأی مردم را با دین جمع کرد؟ در جمع انقلابیگری و عقلانیت هم این مسئله وجود دارد و انقلابی هم کسی است که برای تحقق آرمانها اراده و انگیزه دارد و اقدام هم میکند ولو این که این اقدام و روحیه او، هزینه زیادی هم داشته باشد.
براساس اهدافی که انقلاب 57 شکل گرفته است، همان روحیه باید وجود داشته باشد که الان در بین مردم شاهدیم و این نشانه عقلانیت انقلابی است. اگر عقلانیت را به دو بخش نظری و عملی تقسیم کنیم، عقلانیت عملی به عقلانیتهایی چون خودمحور و اقتصادی و ... تقسیم میشود که الان در دنیا این دو نوع عقلانیت بیشترین رواج را دارد، زیرا عمده انسانها به خصوص در غرب به دنبال کسب منافع فردی و اقتصادی خودشان هستند و گاهی فرد حاضر است همه را به خاطر منافع خودش فدا کند که امروز در هیئت حاکمه آمریکا شاهدیم. 170 کودک را در میناب به شهادت رساندند تا به اهدافشان برسند و در فلسفه اخلاق آنان، این کار ممدوح و پسندیده هم هست. دروغ و کشتار و ... که در اخلاق مذمت شده است، در منظر این افراد تا جایی بد است که به منافع فرد آسیب نزند.
الان عقلانیت اقتصادمحور و خودمحور در دنیا محور کارها شده و این عقلانیت ترمزهایی هم برای افراد ایجاد کرده است. در جامعه ما هم تا حدودی این مسئله رایج شده بود، به خصوص اینکه برخی ضربالمثلها را هم برای دامن زدن به آن ضمیمه میکنند مانند اینکه عقل میگوید سری که درد نمیکند دستمال به آن نمیبندند یا هر کسی را در قبر خودش میخوابانند در حالی که این روزها ما در ملت ایران شاهد نوع متفاوتی از عقلانیت هستیم و آن اینکه کسی حق ندارد برای منافع خودش دروغ بگوید، در حالی که به منافع دیگران بی توجه است یا حق ندارد ظلم کند تا به منافع شخصی برسد و منافع اجتماعی مقدم است.
آیتالله جوادی آملی تعبیر زیبایی دارد و فرموده است که انسان عاقل نه بیراهه میرود و نه راه کسی را میبندد که تفسیر همان آیه قرآن است که فرموده است نه ظلم کنید و نه زیر بار ظلم بروید. در این چند ماه اخیر در کشور، ما با چند جنگ مواجه شدیم که درست است خسارات زیادی به ما زد، ولی برکاتی هم به همراه داشته است. اول اینکه انسجام ملی در کشور ایجاد شده است و اگر بخواهیم این انسجام حفظ شود، باید عقلانیت انقلابی را حفظ کنیم که هم هیجان و شور در آن وجود دارد و هم از هیجانات کاذب پرهیز میکند، در حقیقت سرعت توأم با دقت دارد و به تعبیر رهبر شهید ما به سمت قله حرکت میکند ولی با شور انقلابی و عقلانی که میسنجد رسیدن به هدف با کمترین هزینه صورت بگیرد؛ لذا در جایی ممکن است سکوت اقتضا کند و در جایی فرد باید تابآوری و صبوری داشته باشد.
هر انقلابی اوج هیجان یک جامعه و یا گروه است و رهبران انقلاب، اوج عقلانیت را رقم میزنند تا هم هیجانات حفظ شود و هم مسیر حرکت درست باشد. بعد از انقلاب 57، اموال عدهای مصادره شد ولی امام دستور دادند کمیتهای تشکیل شود تا اگر به اشتباه این کار صورت گرفته است، تصحیح شود و به ناحق مالی از کسی ضبط نشود.
ما برای برپایی مراسم بزرگداشت آیتالله محمدی گیلانی کنگرهای برگزار کردیم و به این جهت خاطراتی از ایشان جمعآوری شد، از جمله اینکه خانمی خدمت ایشان رسید(ظاهرا آیتالله محمدی گیلانی آن موقع دادستان کل کشور بود) و گفت شما اموال ما را به خاطر شوهرم ضبط کردید ولی ما چه گناهی داریم و زندگی و خانه ما ضبط شده است و ایشان بررسی کردند و دیدند باید خانه به آنان برگردد؛ این اقدام، عقلانیت انقلابی است.
هیجانات گاهی کاذب و گاهی صادق هستند و هیجانات کاذب منجر به تربیت داعش و تکفیریها میشود که میگوید اگر کشته شدید ناهار مهمان پیامبر(ص) هستید و هیجانات صادق منجر به تربیت عناصر انقلابی عاقل خواهد شد، کاری که امام حسین(ع) در شب عاشورا انجام داد. امام در شب عاشورا بیعت را از همه برداشتند و فرمودند فردا همه کشته خواهید شد و هر کسی دوست دارد برود. عقل ناقص دو دو تا چهار تا میگوید تو که الان در شرایط بدی قرار گرفتهای، حضور یک نفر هم غنیمت است و باید تلاش کنی آنان را حفظ کنی، ولی حضرت میفرماید من بیعت را از همه برداشتم. این عقلانیت است که باعث میشود همه شهدای کربلا از همدیگر سبقت بگیرند زیرا میدانند جایگاه بهشت و سعادت آنان چگونه است.
وقتی پیامبر(ص) وفات کردند، هنوز پیکر ایشان بر روی زمین بود که برخی در سقیفه خلیفه تعیین میکردند. عقل ظاهری میگوید علی(ع) هم باید به سقیفه میرفت تا بگوید من هم هستم ولی ایشان به تکلیف خود عمل کرد و فرمود وقتی پیکر پیامبر(ص) بر روی زمین است، مگر میتوانم مانند دیگران عمل کنم؟ اوج عقلانیت در رفتار امام حسن(ع) و صلح ایشان وجود دارد. برخی مانند شمر نزد امام حسین(ع) آمدند و گفتند چرا برادرت صلح میکند؟ تو علم را به دست بگیر، با معاویه بجنگیم ولی امام حسین(ع) فرمود من هرچه را برادرم انجام دهد، همان کار را میکنم.
در دوران انقلاب، امام خمینی(ره) زمانی فرمودند جنگ جنگ تا پیروزی و راه قدس از کربلا میگذرد ولی در شرایط دیگری بدون اینکه از اهداف بلند و راهبرد انقلاب دور شوند، از این شعار گذشتند، آتشبس را پذیرفتند و جام زهر را هم خودشان نوشیدند.
در فضای جامعه امروز، ما به شاخصههای عقلانیت انقلابی نیاز زیادی داریم؛ امروز درست است سکوت در صحنه نبرد وجود دارد ولی در حقیقت جنگ در عرصه دیپلماسی و خیابان وجود دارد؛ اگر روز دیگری هم بگویند اسلحه به دست بگیرید، باید بگیریم و اگر گفتند آتشبس، باید بپذیریم زیرا این، عقلانیت انقلابی است. حضور مردم در خیابان تبدیل به زیست شده است، چون مردم میدانند عرصه امروز عرصه نبرد است که به واسطه عقلانیت انقلابی شکل گرفته است.
چند شب قبل به سمت حرم میرفتم و دیدم مردم شعار زیبایی میدهند که نشانگر عقلانیت انقلابی است؛ شعار میدادند: نه یک قدم عقبتریم نه یک قدم جلوتریم، مطیع امر رهبریم/ مگر عقلانیت انقلابی غیر از این است؟ در کربلا هم عدهای بودند که با وجود این عقلانیت، کنار امام حسین(ع) قرار گرفتند و کسانی که این عقلانیت را نداشتند، امام حسن(ع) را مذل المؤمنین قلمداد کردند.
شاخص عقلانیت، عقل محتاط نیست بلکه عقل فعال است. درست مانند تیم فوتبالی که با یک تساوی هم میتواند به مرحله بالاتر برود لذا سیستم خود را دفاعی میچیند؛ امروز اگر ما در میانه نبرد و در سکوت نبرد قرار داریم، در حالت فعال قرار دادیم زیرا ایران برنده این نبرد تحمیلی بوده است.
در عقلانیت انقلابی، ترس و هیجان کاذب وجود ندارد به همین دلیل رهبر شهید ما فرمودند کسانی که میترسند، حق ندارند از عقلانیت دم بزنند زیرا عقلانیت و حکمت، ترس بیجا را از بین میبرد. در عقلانیت انقلابی انفعال معنا ندارد بلکه فرد و جامعه همواره فعال هستند و البته فعالی که آیندهنگر است.
در جنگ رمضان، تصور این بود که مردم ایران از جنگ، دفاع و ... فاصله گرفتهاند و همین تصور غلط بود که دشمن به هوس افتاد به کشور حمله کند. در همین شرایط، کشورهایی را میبینیم که با خوردن چند موشک فرو پاشیدهاند.
در عقلانیت انقلابی نه یأس وجود دارد و نه غرور. وقتی خبر سقوط خرمشهر را به امام(ره) دادند؛ ایشان فرمود جنگ است شما هم بروید بجنگید و بعد که خرمشهر آزاد شد و خبر به ایشان دادند فرمود خدا خرمشهر را آزاد کرد؛ نه آن روز نومید شد و نه این روز مغرور. امروز نیز اگر تعدادی شهید شدند و خسارت دیدیم، نباید نومید شویم و اگر پیروزی هم به دست آوردیم، نباید مغرور شویم. در عقلانیت انقلابی شور و شعور با هم همراه است.
انتهای پیام