وی در این راستا به روایتی از کتاب «کافی» و «احتجاج» اشاره کرد و گفت: در دوران امام رضا(ع)، فردی ملحد برای به چالش کشیدن ایشان در جمع اصحاب حاضر شد. حضرت خطاب به او فرمودند: «اگر حق با شما باشد و معاد و پاداشی در کار نباشد، ما با نماز و عبادات خود ضرری نکردهایم و وضعیتی یکسان خواهیم داشت؛ اما اگر نظر ما درست باشد که قطعاً چنین است، آیا قبول داری که ما نجات مییابیم و شما هلاک خواهید شد؟» این استدلال که بر پایه «دفع ضرر محتمل» بنا شده بود، چنان تأثیری گذارد که در نهایت آن شخص تسلیم حق شد و ایمان آورد.
افشارپور در ادامه، الحاد جدید را یکی از مسائل چالشبرانگیز دوران مدرنیته برشمرد که جوامع مختلف، از جمله ایران را درگیر کرده است. وی با تأکید بر اینکه منتقدان الحاد مدرن تنها به کشورهای غیرغربی محدود نمیشوند، افزود: در قلب غرب نیز اندیشمندان بزرگی حضور دارند که با رویکردهای الهیاتی و علمی به نقد جدی الحاد میپردازند. چهرههایی نظیر سام هریس و داکینز مدعی هستند که علم به پایان خود رسیده و خلقت صرفاً محصول تصادف است؛ اما در مقابل، دستکم پنج جریان فکری قدرتمند در غرب علیه این رویکرد نئوداروینیسم قد علم کردهاند.
این پژوهشگر، جریانات منتقد را به چند دسته تقسیم کرد و گفت: نخستین گروه، قائلان به «خداباوری تکاملی» هستند که میان خدا و تکامل جمع کرده و معتقدند خداوند مسیر خلقت را از طریق تکامل رقم زده است. «کنث میلر»، استاد زیستشناسی سلولی، از جمله این افراد است که در آثار خود پیوند میان زیستشناسی و الهیات را به گونهای تبیین کرده که مانع از گرایش نوجوانان و جوانان به برداشتهای الحادی شود.
وی جریان دوم را معتقدان به «طراحی هوشمند» معرفی کرد و گفت: این اندیشمندان، از جمله «مایکل بیهی» نویسنده کتاب «جعبه سیاه داروین»، خلقت تصادفی را مردود میدانند. بیهی با طرح مفهوم «سیستمهای پیچیده غیرقابل تقلیل»، اثبات میکند که وجود نظم در کوچکترین موجودات مانند باکتریها، نشاندهنده یک ناظم و خالق هوشمند است. همچنین «سایمون کانوی موریس» با طرح نظریه «تکامل همگرا»، هماهنگی در سیر حیات در قارههای مختلف را دلیلی بر رد عنصر شانس در تکامل میداند و معتقد است مسیر خلقت انسان کاملاً هدفمند بوده است.
افشارپور به نقد فلسفی الحاد نیز اشاره کرد و افزود: جریان دیگری با بهرهگیری از مفاهیم ارسطویی و آکوئیناس، تناقضی بزرگ را در نظریه ملحدین آشکار میکند؛ آنها استدلال میکنند که اگر طبق ادعای داکینز، ادراکات انسان صرفاً محصولی تصادفی برای بقا باشد، پس خودِ نظریه تکامل نیز به عنوان یک ادراک، غیرقابل اعتماد خواهد بود و نمیتواند مبنای علمی قرار گیرد.
استاد حوزه علمیه در پایان با انتقاد از وضعیت نشر و ترجمه در کشور خاطرنشان کرد: نکته تأملبرانگیز اینجاست که این نظریهپردازان و منتقدان بزرگ همگی در قید حیات بوده و نقدهای علمی بسیار جدی به داروینیسم وارد کردهاند، اما متأسفانه بستری فراهم نمیشود تا جامعه و متفکران ما در جریان آرای آنها قرار بگیرند. این در حالی است که گویی جریانی در کشور وجود دارد که بلافاصله آثار ملحدین را ترجمه و منتشر میکند، اما در برابر انتقال آرای منتقدان خداباور غربی، نوعی تعلل یا مانع دیده میشود.
انتهای پیام