این عزیزان که دوران بازنشستگی را نه نقطه پایان، بلکه آغازی دوباره برای خدمتی خالصانه و آتش به اختیار تعریف کردهاند، با عشق و علاقهای وصفناپذیر، هر جا که نیاز باشد از رفع اشکال درسی و تدریس به جای معلمان غایب گرفته تا برگزاری جشنهای مذهبی، خطاطی، توزیع بستههای حمایتی، و راهاندازی صندوقهای قرضالحسنه حضور مییابند و با تمام وجود خلأهای موجود در امر تعلیم و تربیت را پر میکنند. آنان در مکتب عشق به اهل بیت(ع) و وفاداری به آرمانهای انقلاب اسلامی چنان غرق شدهاند که هزینه شخصی و سختی راه هرگز مانع از حرکتشان نمیشود. آنان بر این باورند که اگر 30 سال به انگیزه مزد و حقوق خدمت کردهاند، اکنون نوبت آن رسیده که باقیات الصالحاتی برای جهان باقی خویش فراهم آورند تا در قیامت نه اینکه از نقص و کاستی خدمتشان بیمی داشته باشند، بلکه به برکت این خدمات جهادی و بیادعا، کمبودهای احتمالی سالهای گذشته نیز جبران شود.
حال که در ایام هفته مقام معلم قرار داریم، شایسته است گوشهای از این تلاشهای خاموش و عاشقانه را مرور کنیم و با قلم خود روایتگر جانفشانیهایی باشیم که نه در دفتر مدیران، بلکه در دل محرومیتزدگان و در شبهای انقلاب در موکبها، مدارس بینام و نشان و جادههای خاکی مناطق دورافتاده رقم خورده است.
ایکنا در رابطه با چگونگی ورود معلمان به عرصه جهاد و حضور ایشان در اردوهای مختلف جهادی برای تدریس در میان دانشآموزان محروم کشور به گفتوگو با افسانه رهنما، معلم جهادی و فعال فرهنگی پرداخته که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
اینجانب در دوران معلمی خود همواره در خدمت نظام جمهوری اسلامی ایران بودهام. پیش از شروع معلمی از سال ۱۳۶۰ به عنوان بسیجی فعال مشغول به خدمت بودم و پیش از آن نیز در دوران دانشآموزی فعالیتهای بسیجی داشتم. متعاقبا از سال ۱۳۷۰ که به شغل معلمی نائل شدم، فعالیت خود را در قالب بسیج فرهنگیان ادامه دادم. شایان ذکر است که پس از سال ۱۳۶۱ برادر اینجانب به درجه رفیع شهادت نائل شد و خواهرم نیز بعدها به فیض شهادت رسید. در سال ۱۳۶۲ با همسری که جانباز شصت درصد جنگ تحمیلی هستند، ازدواج کردم. از سال ۱۳۷۰ فعالیت معلمی خود را تا سال ۱۴۰۰ ادامه دادم و در همان سال که بازنشسته شدم، گروهی جهادی متشکل از حدود 10 نفر از بازنشستگان تشکیل دادیم. در همان سال با وجود تأخیر اندکی در امر تدریس در دانشگاه فرهنگیان به این مکان آمده و تدریس را در کنار فعالیت گروه جهادی خود ادامه دادیم.
گروه جهادی مهر و رحمت بسیج فرهنگیان جهرم در فاصله دو ساعت راهی تا روستاهای محروم شهرستان از جهرم قرار دارد. از اول تا سیام مهرماه به یاری خداوند زمانی که فرهنگیان برای تدریس حاضر میشوند، مدارس را تحت پوشش قرار میدهیم؛ بهگونهای که هر روز بیست نفر از دانشآموزان ابتدایی و دبیرستان تحت پوشش هستند و مدیریت و معاونت تدریس بر عهده گروه است. رفت و آمد اعضای گروه نیز با خودروی اداره آموزش و پرورش صورت میگیرد. در این راستا صدا و سیمای شیراز نیز از بنده به عنوان مسئول گروه جهادی دعوت کرد و در آنجا به طور کامل توضیح دادیم که علاقهمندان میتوانند در اردوهای جهادی شرکت کرده و به نوعی جهاد تدریس داشته باشند.
پس از مدتی تعداد اعضای گروه به یکصد نفر افزایش یافت. همواره در طول سال برای کودکان نیازمند اقدام به تدریس میکنیم و در کنار آن نیز گروهی به نام «گروه رحمت» تشکیل داده و از همکاران تقاضا کردیم از سال ۱۳۹۴ اجازه دهند تا ماهیانه مبلغی از حقوق آنها برداشت شده و صرف فعالیتهای بسیج شود. در حال حاضر تعداد این همکاران به حدود ششصد نفر رسیده که ماهیانه مبلغی حدود شش میلیون تومان از حقوق ایشان به صندوق مهر و رحمت بسیج واریز میشود. این مبلغ صرف خرید لوازمالتحریر، کفش و کیف برای کودکان نیازمند و همچنین، رنگآمیزی مدارس محروم میشود. این مبلغ هر ماه به طور مستقیم از حقوق همکاران کسر و از طریق حسابداری به صندوق مهر و رحمت واریز میشود. از سال ۱۳۹۴ تاکنون نیز هر ساله اطلاعرساین خوبی در این زمینه انجام شده و افراد جدیدی عضو گروه میشوند.
اکنون ماهیانه نزدیک به شش میلیون تومان در اختیار داریم و حدود ششصد نفر عضو ثابت هستند. برنامههای دیگر ما شامل رنگآمیزی مدارس محروم، نگارش جملات و احادیث بر در و دیوار مدارس، ساماندهی وضوخانهها و نمازخانهها، تهیه فرش نمازخانه، صرف هزینه برای کارهای فرهنگی مدارس، تهیه جوایز برای کودکان قرآنی و همچنین، تهیه بستههای حمایتی شامل روغن، برنج و اقلام مشابه به مناسبتهای مختلف برای مناطق محروم و کودکان نیازمند است. تهیه کیف، کفش و لوازمالتحریر نیز جزو برنامههای ما محسوب میشود. علاوه بر این، با تأسیس صندوق مهر و رحمت حدود سه میلیارد تومان سرمایه به دست میآبد و ماهیانه به 40 نفر از نیازمندان وام قرضالحسنه 30 میلیون تومانی پرداخت میکنیم که با یک و نیم درصد کارمزد مستقیم از حقوقشان کسر و واریز میشود. مبالغ حق عضویت از 10 هزار تومان تا هفتصد هزار تومان متغیر است و بر اساس توان مالی هر فرد تعیین میشود. وامها نیز از دو میلیون تومان شروع شد و اکنون تا بیست و یا سی میلیون تومان نیز پرداخت میشود.
امروز و با تلاش همکاران در حدود 10 مدرسه صندوق قرضالحسنه بسیج به صورت مستقل راهاندازی شده است. برای مثال، در مدرسهای با بیست و پنج همکار که همگی عضو هستند، به صورت شاخهای وجوه خود را واریز میکنند و افزون بر مراجعه به صندوق اصلی بسیج، صندوق جداگانهای نیز در مدرسه دارند. سرمایه آن صندوق بین 10 تا پانزده میلیون تومان است که از حقوق همکاران کسر و به خود آنها وام داده میشود و یکی از همکاران مسئول آن است. همچنین، این کار را در مساجد نیز راهاندازی کردهایم. در مساجد نیز صندوق بسیج و وام قرضالحسنه(حدود پانزده میلیون تومانی) راهاندازی شده که چهارصد عضو دارد. اعضا شامل کارگران، افراد نیازمند و مستضعف هستند و لزوماً همکار نیستند، اما هزینههای اصلی توسط همکاران تأمین میشود. برای نمونه یک همکار پنجاه میلیون تومان با تعهد سه ساله و همکاری دیگر بیست میلیون تومان واریز کرده است.
از دیگر فعالیتهای گروه پرداخت وام ازدواج به زوجهای نیازمند جوان است. افرادی که قصد ازدواج دارند، اسامی ایشان در گروه ثبت شده و جهت معرفی ببرای دریافت وام اقدام میشود. تاکنون حدود 10 تا پانزده ازدواج موفق داشتهایم که شکرگزار آن هستیم. به یاری پروردگار در زمینه ازدواج نیز فعال هستیم.
در مورد عشق و علاقه به فعالیت جهادی و تأثیر آن بر روحیه فرد و همکاران در امر فعالیت جهادی باید اذعان کرد که انسان به طور قطع از عشق و علاقهای ویژه و منحصربهفردی برخوردار میشود که آن را در هیچ نوع فعالیت دیگری نمیتوان یافت. اینجانب همواره در مناسبتهای مختلف به همکاران گرامی خود خاطرنشان میکنم که شما مدت 30 سال تمام را صرفا به انگیزه دریافت حقوق و تأمین معاش به انجام وظیفه و خدمت در نظام تعلیم و تربیت اشتغال داشتید، اما اکنون که دوران بازنشستگی فرارسیده است، 30 سال دیگر را میخواهیم فی سبیل الله و صرفا به قصد تحصیل ثواب و پاداش اخروی و برای رضایت پروردگار متعال به فعالیت جهادی و خدمت به محرومان بپردازیم. این رویکرد و نگرش حال و هوایی کاملا متفاوت و معنوی دارد که قابل قیاس با کارهای دنیوی نیست.
احتمالا باور این امر برای برخی دشوار باشد، اما باید اذعان داشت که همکارانی که به سن بازنشستگی نائل شدهاند و سنی در حدود 80 سال دارند نیز با اشتیاق کامل به گروه جهادی ما پیوسته و خود اظهار میدارند که نوههای عزیزمان به ما میگویند از زمانی که شما به صورت جهادی و داوطلبانه به امر تدریس در مناطق محروم مشغول شدهاید، هم اخلاق و رفتارتان به مراتب خوشتر و ملایمتر شده و هم چهره و سیمایتان گشادهتر و بشّاشتر شده است. خود این همکاران بازنشسته نیز پس از پیوستن به گروه جهادی روحیهای ممتاز و بالنده کسب میکنند که پیش از آن هرگز تجربه نکرده بودند.
ناگفته نماند که برخی از همکاران پیش از پیوستن به این فعالیت در دوران بازنشستگی احساس میکردند که از کار افتاده و بدون کاربرد شدهاند، اما اکنون به یاری خداوند متعال و برکت کار جهادی چنین احساس نامطلوبی را کاملا از دست دادهاند و خود را همچون گذشته مفید و مؤثر میبینند. در مورد فعالیتهای موکب جهادی در باغ ملی جهرم نیز عرض میکنم که طی 60 روز حضور انقلابی که در مسیر آرمانها و ارزشهای انقلاب اسلامی و خدمت به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران فعالیت گستردهای از سوی اعضای گروه انجام شد، در مکان باغ ملی شهرستان جهرم موکبی با امکانات کامل و متنوع راهاندازی شده است. در این موکب جمعی از خطاطان ماهر و همچنین، دبیران هنر همگی به صورت داوطلبانه و جهادی حضور به هم رسانده و برای کودکان و نوجوانان به هنر خطاطی و خوشنویسی زیبا اشتغال میورزند و جملات پرمحتوا و آموزنده را با خطی خوش تحریر میکنند. همچنین، مصور یا همان عکاس حرفهای را نیز در اختیار داریم که از تمامی این فعالیتهای پربرکت و شورانگیز تصاویر و عکسهای متعددی تهیه میکند. در این موکب خطاطان مجرب در جایگاه خود مینشینند و با ذوق و اشتیاق فراوان به خطاطی و تحریر جملات زیبا میپردازند.
شیوه کار به این صورت است که جملات و متونی را که خود کودکان و نوجوانان نوشته و انشا کردهاند، بر روی مقواهای آماده شده با دقت و ظرافت تمام کتابت میکنند و سپس از روی آن مقواها پلاکاردهای کوچک و قابل حملی تهیه و ساخته میشود که در پایان کار در اختیار خود کودکان و نوجوانان قرار داده میشود تا با افتخار حمل کنند. در مورد رفع اشکال درسی، رنگآمیزی صورت و ثبتنام طرح جانفدا نیز هر شب از شبهای پربرکت انقلاب بیست نفر از دانشآموزان عزیز تحت پوشش قرار گرفته و رفع اشکال درسی آنان در دروس مختلف توسط معلمان جهادی و داوطلب به طور کامل و دقیق انجام میشود و مشکلات آموزشی آنان برطرف شده است. علاوه بر این، فعالیت رنگآمیزی صورت کودکان نیز انجام میگیرد و بر روی گونهها و چهرههای معصوم ایشان نقش و طرح پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران با رنگهای مخصوص و بیخطر نقش میبندد که شور و نشاط ویژهای در میان آنان ایجاد میکند.
همچنین، در همین موکب ثبت نام طرح سراسری «جانفدا» نیز انجام میشود. هر شخص متقاضی و علاقمند به انقلاب و نظام که بخواهد در این طرح معنوی ثبت نام کند، میتواند مراجعه کند؛ چراکه در این شبهای ماندگار انقلاب در میدان اصلی شهر از ساعت 20 تا 23 بدون هیچ وقفهای حضور مستمر و فعال داشته و آماده خدمترسانی هستیم. در مورد تعداد افراد، جوایز و برچسبهای عکس رهبری نیز هر شب در حدود 60 تا 70 نفر از مراجعهکنندگان اعم از کودکان، نوجوانان، والدین و همکاران فرهنگی درگیر و مشغول به این امور فرهنگی، جهادی و انقلابی میشوند و فضای موکب از شور و اشتیاق آنان لبریز شده است. جوایز متنوع و متعددی نیز توسط همکاران جهادی تهیه و تأمین میشود که در بین کودکان و نوجوانان شرکتکننده توزیع میشود. برای کودکان نیز تاکنون چیزی حدود شش تا هفت میلیون عدد برچسب کوچک و بزرگ که همگی حاوی تصویر مطهر و نورانی مقام عظمای ولایت، رهبر معظم انقلاب اسلامی است، چاپ و تکثیر کردهایم و در اختیار آنان قرار میدهیم تا با اشتیاق و علاقه فراوان پشت تلفنهای همراه خود الصاق کنند و همواره ناظر به آن چهره نورانی باشند.
در مورد آزادی عمل کودکان در فعالیتها و تعداد آنان در این موکب جهادی و انقلابی نیز به هر فرد و هر کودک این اختیار و آزادی داده میشود که در هر زمینه هنری و فرهنگی که خود مایل باشد و به آن علاقه دارد، مشغول به فعالیت و خلاقیت شود و هیچ اجباری در انتخاب نوع فعالیت وجود ندارد. از نظر آماری تقریبا هر شب در حدود 300 کودک و نوجوان عزیز و معصوم که همگی در محدوده سنی پنج سال تا 10 سال قرار دارند، در این موکب حضور پررنگ و فعال پیدا میکنند و لحظاتی شاد و ماندگار را برای خود رقم میزنند. این کودکان مینشینند و هر آنچه که مورد علاقه و سلیقه شخصی آنان باشد، بر روی کاغذهای نقاشی به تصویر میکشند و استعدادهای نهفته خود را شکوفا میکنند. در مورد انواع نقاشیها و تهیه گل سر و توزیع لوازمالتحریر نیز باید اشاره کرده که به ویژه در مورد نقاشی دو دسته فعالیت تعریف شده است. گروهی از نقاشیها از پیش توسط همکاران جهادی کشیده و طراحی شده و به صورت طرحهای آماده در اختیار کودکان قرار میگیرد که صرفاً باید آنها را رنگآمیزی و تکمیل کنند. گروه دیگر از نقاشیها را خود کودکان به صورت کاملا آزاد و بدون هیچ قالب از پیش تعیین شدهای از صفر شروع میکنند و هر طرح و ایدهای که در ذهن دارند با سلیقه خودشان بر روی کاغذ پیاده میکنند.
علاوه بر نقاشی، برای کودکان گل سرهای زیبا و متنوعی نیز تهیه میشود که با محبت به رسم یادبود و هدیه در اختیار آنان قرار میگیرد. این گل سرها از دو نوع هستند؛ نوعی گل سر بافتنی با نخهای رنگی و زیبا و نوعی دیگر گل سر پارچهای که با دوخت ساده و شاد تهیه شدهاند. همچنین، لوازمالتحریر مورد نیاز کودکان از جمله خودکار و مداد و پاککن و تراش و دفترچه نیز تهیه و به صورت رایگان در میان آنان توزیع میشود تا با خیالی آسوده به نقاشی و فعالیتهای فرهنگی خود ادامه دهند. در پایان باید گفت که در هر شب از این شبهای انقلابی به طور میانگین در حدود 100 نفر از کودکان و نوجوانان در این برنامه پرفیض و برکت حضور فعال و مستمر دارند و از خدمات متنوع ما بهرهمند میشوند.
به اعتقاد همکاران جهادی یکی از مهمترین و اساسیترین مشکلاتی که پیش روی ما و سایر گروههای جهادی فعال در مناطق محروم وجود دارد، مسئله فقدان وسیله نقلیه مناسب و کافی برای رفت و آمد به این مناطق است. مناطق محرومی که مورد نظر ما هستند، به طور مشخص مناطقی هستند که از مرکز شهرستان جهرم تقریبا چهل دقیقه تا دو ساعت فاصله داشته و راههای دسترسی به آنها نیز عمدتا جادهای و بعضا ناهموار است. برای روشنتر شدن موضوع باید توضیح دهم که گاهی اوقات یکی از همکاران فرهنگی و جهادی قصد و نیت قلبی دارد که به منطقه محروم رفته و در آنجا اقدام به تابلونویسی و نصب پلاکاردهای فرهنگی و آموزشی در دیوار مدارس یا اماکن عمومی کند و یا اینکه همان همکار یا همکار دیگری میخواهد عازم آن منطقه شود و هنر خطاطی و خوشنویسی را به صورت عملی و چهره به چهره به دانشآموزان محروم و مستعد بیاموزد و استعداد آنان را در این زمینه شکوفا سازد و یا اینکه یکی دیگر از همکاران اراده کرده که برای تدریس و آموزش قرآن کریم به مناطق محروم برود و کودکان و نوجوانان آن سامان را با خواندن، نوشتن و مفاهیم نورانی این کتاب آسمانی آشنا کند.
واقعیت امر این است که اکثر قریب به اتفاق همکاران فرهنگی که در این مسیر جهادی گام برمیدارند، وقتی به مدرسههای هدف در مناطق محروم میرسند، با اشتیاق تمام مینشینند و به دانشآموزان عزیز، قرآن مجید را آموزش میدهند، با تلاوت و مفاهیم آن آشتیشان میدهند و از این راه به تحصیل ثواب اخروی و خدمت به محرومان میپردازند، اما مشکل اصلی و بازدارنده جدای از خود فرایند آموزش و تدریس، مسئله ایاب و ذهاب و رفت و برگشت ما به این مناطق است؛ چراکه اداره متبوع و محل خدمت اعضای گروه در حال حاضر صرفا یک دستگاه وسیله نقلیه در اختیار دارد که آن هم عمدتا برای رفت و آمد رئیس و معاون ایشان در نظر گرفته شده و تخصیص یافته است و امکان استفاده گروههای جهادی و مردمی از آن خودرو به راحتی میسر نیست. در نتیجه، بسیاری از همکاران جهادی یا اصلا به طور شخصی و ملکی خودروی سواری در اختیار ندارند که بتوانند با آن به مناطق محروم و دورافتاده سفر کنند و یا اگر هم خودرویی دارند، به هر دلیلی توانایی و جرأت آن را ندارند که با همان خودروی شخصی و بدون حمایت و پشتیبانی اداری به جادههای بعضا خطرناک و ناهموار مناطق محروم بروند و تردد کنند.
بنابراین، مسئله رفتن و آمدن و سختیهای جادهای که ما هر روز یا هر هفته با آن دست به گریبان هستیم، یکی از موانع جدی و فرسایشی برای ادامه کار جهادی محسوب میشود. حال اگر از طرف مسئولان ذیربط، ادارات خدمتگزار یا نهادهای حمایتگر حداقل یک دستگاه وسیله نقلیه مناسب و نسبتا مجهز برای گروه جهادی ما فراهم میشد، بدون تردید ما در طول روز میتوانستیم بسیار بیشتر از این به مناطق محروم و کمبرخوردار خدمترسانی کنیم و شاهد حضور پررنگتر فرهنگیان و معلمان جهادی در آن مناطق باشیم.
در مورد بستههای جشن تکلیف و جشنهای مذهبی برای دانشآموزان مناطق محروم یکی دیگر از فعالیتهای مستمر و با برکت اعضای گروه، آماده کردن بستههای کامل و شاد جشن تکلیف است. این بستهها به تعداد تقریبی سالانه 100 تا 120 عدد برای دختران پایه سوم دبستان که به سن شیرین تکلیف شرعی رسیدهاند، مهیا و تدارک دیده شدهاند. اعضای گروه جهادی به شدت علاقه و اشتیاق دارند تا شخصا این بستههای جشن تکلیف را به مناطق محروم ببرند، در همانجا برای دختران مؤمن و روزهاولی جشنی ساده اما پرمعنا و مذهبی برگزار و احکام شرعی و مسائل عبادی را به زبان ساده و کودکانه برایشان بازگو کنند، قرآن و دعاهای کوتاه را به آنان آموزش داده و نهایتا با شادی و سرور، جشن مذهبی و معنوی تکلیف را برایشان به جای آورند، اما افسوس که باز هم همان مشکل همیشگی یعنی رفت و آمد و فقدان وسیله نقلیه مناسب برای حمل این بستهها و حضورگروه جهادی در منطقه، گریبانگیر ما میشود. این دغدغه و مشکل حمل و نقل و ایاب و ذهاب یکی از معضلات اصلی و دیرینهای است که همواره برای بچههای جهادی و فرهنگیان خدمتگزار ما در مسیر خدمت به محرومان پیش میآید و نیروی آنان را تحلیل میبرد.
در مورد دلیل اصلی و انگیزه قلبی همکاران به ویژه بازنشستگان از ادامه فعالیتهای جهادی و خدمت در مدارس باید اذعان کرد که دلیل اصلی و بنیادین این امر که همکاران بازنشسته فرهنگی با این اشتیاق وافری که مشاهده میشود، همچنان پس از سالها خدمت رسمی، به فعالیتهای جهادی و آموزشی در مدارس ادامه میدهند، این است که این خدمات و اقدامات خالصانه را منبع و منفعتی برای آخرت و جهان باقی خود تلقی میکنند و معتقدند که این اعمال نیک میتواند آنان را در پیشگاه پروردگار متعال سربلند و روسفید گرداند. به تعبیر و قالبی که خود این عزیزان به زبان میآورند و بارها از ایشان شنیده شده است، هدف نهایی و غایی آنان این است که در آن دنیا و روز جزا بازخواستی در قبال 30 سال تمام خدمت رسمی و حضور در نظام تعلیم و تربیت نداشته باشند و پرونده عملشان با کمبود و کاستی مواجه نباشد. این گروه از معلمان بازنشسته صادقانه معتقدند که خداوند متعال به برکت همین خدمات جهادی و بیادعای پس از بازنشستگی هرگونه نقص و کمبودی را که در آن 30 سال خدمت رسمی و دولتی به هر دلیلی مرتکب شده یا از آن غفلت کردهاند، جبران و تکمیل خواهد فرمود و این احساس رضایت و آرامش قلبی، بزرگترین انگیزه و محرک آنان برای ادامه این راه پربرکت است.
در مورد حضور داوطلبانه همکاران در مدارس برای رفع اشکال و جایگزینی معلم غایب، اعضای گروه از سال ۱۴۰۰ که گروهی از همکاران فرهنگی به سن بازنشستگی نائل شدهاند، تاکنون که سال ۱۴۰۵ است، تقریبا حدود 50 نفر از همکاران فداکار و خدمتگزار ما به صورت کاملاً شخصی، داوطلبانه و بدون هیچ چشمداشتی عازم مدارس مناطق مختلف شده و در آنجا به فعالیتهای متنوع و ارزشمندی اشتغال میورزند. یکی از مهمترین این فعالیتها رفع اشکال درسی دانشآموزان در دروس گوناگون است. این عزیزان با حوصله و دقتی وصفناپذیر پشت میزهای مدرسه مینشینند و یک به یک و با حوصله کامل اشکالات علمی و آموزشی کودکان و نوجوانان را برطرف میکنند. همچنین، در مواقعی که معلم رسمی مدرسه به هر دلیلی قادر به حضور در کلاس نیست و جای او خالی میماند، این همکاران بازنشسته و جهادی ما با کمال میل و بدون هیچ چشمداشتی پشت تخته سیاه یا وایتبرد قرار گرفته و امر تدریس را به نحو احسن انجام میدهند. موارد و علل غیبت معلمان نیز بسیار متنوع و گوناگون است؛ گاهی یک معلم محترم به علت بیماری شدید و بستری شدن، قادر به حضور در کلاس نیست و ناچارا کلاس درس بدون معلم میماند. گاهی نیز متأسفانه خبر میرسد که یکی از معلمان عزیز دچار سانحه رانندگی و تصادف شده و مدتی نیاز به استراحت و درمان دارد. در مواردی دیگر، یکی از همکاران فرهنگی به فیض عظیم سفر حج تمتع یا عمره مفرده نائل شده و به زیارت خانه خدا مشرف شده است و طبیعتاً جای او در مدرسه خالی خواهد بود. در تمام این شرایط و موقعیتها، همکاران بنده در گروه جهادی وارد عمل میشوند و برای مدت 10 تا 15 روز یا حتی به اندازه نیاز آن مدرسه غیبت معلم را پوشش میدهند و خیال مدیر و دانشآموزان و اولیاء را از بابت توقف فرایند آموزش راحت میکنند.
در مورد تأکید بر حضور حتی یک روزه و تأثیر آن بر روحیه فردی اعضای گروه، به همکاران و دوستان بازنشستهای که هنوز در این مسیر قدم نگذاشتهاند، توصیه و تأکید میکنیم که حتی اگر نمیتوانند به صورت مداوم و هر هفته حضور یابند، حداقل یک روز در هفته یا یک روز در ماه را خالصانه به نیت خدا و خدمت به محرومان در مدرسهای حاضر شوند؛ چراکه همین حضور کوتاه و محدود نیز برای روحیه و روان خود آنها بسیار مفید و نشاطبخش خواهد بود و حس ارزشمندی و مفید بودن را به آنان بازمیگرداند. در رابطه با کمک به مدیریت مدرسه و برگزاری جشنهای مذهبی نیز در میان همکاران جهادی معلمان فداکاری وجود دارند که گاهی به مدت چهار روز کامل و پیاپی در هفته صرفا فی سبیلالله و برای رضای پروردگار عازم مدرسه میشوند و در آنجا به عنوان نمونه به مدیر مدرسه در انجام امور اجرایی و مدیریتی کمک و یاری میرسانند و بخشی از بار مسئولیت را از دوش او برمیدارند. همین عزیزان همچنین، در برگزاری مراسم و جشنهای مذهبی و ملی مدارس نقش فعال و مؤثری ایفا میکنند و با حضور پررنگ خود به شور و نشاط این مراسم میافزایند.
نکته قابل توجه و تحسینبرانگیز این است که اکثر این همکاران فداکار حتی در ایام ولادت و میلاد با سعادت ائمه اطهار(ع) به مدرسه میروند و با سلیقه و ذوق شخصی خود جشن و سرور را برای دانشآموزان برگزار میکنند. جالبتر از همه اینکه این عزیزان در بسیاری از موارد شخصا از جیب خود هزینه میکنند و شیرینی و شکلات و وسایل تزئینی و پذیرایی را برای تمام دانشآموزان مدرسه خریداری کرده و با خود میبرند و با گشادهرویی تمام در میان آنان توزیع میکنند. در مورد احساس قلبی و باور معنوی این عزیزان نیز باید اشاره کرده که این همکاران بازنشسته و جهادی در گفتوگوهای خود بارها و بارها اذعان داشته و اظهار میدارند که این حسی که در حین خدمت به دانشآموزان محروم و حضور در مدارس به ما دست میدهد، با هیچ چیز دیگر در دنیا قابل مقایسه و توصیف نیست. این حس و احساس عمیق و شیرین را فقط کسی میتواند بفهمد و درک کند که خود آن را تجربه کرده باشد. این عزیزان سپس، بلافاصله با نگاهی سرشار از ایمان و امید به رحمت الهی، میافزایند که با تمام وجود و عمق جانمان احساس میکنیم و باور داریم که خداوند متعال به عنایت و کرم بیپایان خود اگر هرگونه کمبود، نقص، قصور یا تقصیری در آن 30 سال خدمت رسمی ما وجود داشته باشد یا از ما سر زده باشد، همین کمبود و کاستی را به برکت این خدمات جهادی خالصانه و بدون چشمداشت پس از بازنشستگی، به طور کامل و چشمگیری برای ما جبران، رفع و تکمیل خواهد فرمود و ما را در پیشگاه خودش سربلند و بیحساب خواهد گردانید.
انتهای پیام