صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۴۳۵۰۶۹۹
تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۵۲
یادداشت

شهر با المان‌هایش معنا می‌گیرد و همین عناصرِ به‌ظاهر ساده‌اند که روح را در کالبد سنگ و فلز جاری می‌کنند. وقتی هنر در فضای عمومی جان می‌گیرد، از تزئین صرف عبور کرده و به نشانه‌ای از هویت جمعی تبدیل می‌شود. المانی ماندگار آن است که بتواند میان زیبایی، معنا و حضور انسانی تعادلی زنده و مؤثر برقرار سازد.

به قلم؛ داوود میری آتشگاه، هنرمند تجسمی
 
المان شهری؛ روح جاری در کالبد سنگ و مواد و فلز شهر، تنها مجموعه‌ای از جاده‌ها، ساختمان‌ها و بلوک‌های سیمانی نیست؛ شهر یک موجود زنده است که هویت آن در گروی «المان‌های شهری» تعریف می‌شود. المان شهری، فراتر از یک شی تزئینی، ابزاری برای روح بخشیدن به هویت شهری است. وقتی یک اثر هنری در فضای عمومی تثبیت می‌شود، تکرار و حضور مستمر آن در ذهن مخاطب، او را از یک «شی گذرا» به یک «نماد ماندگار» تبدیل می‌کند؛ نمادی که می‌تواند بازتاب‌دهنده‌ ارزش‌های یک سازمان، تاریخچه یک شهر یا اصالت یک فرهنگ باشد. اما پرسش اصلی اینجاست: این نمادها چه معنایی برای شهر می‌سازند و چگونه می‌توان از بازنمایی‌های سطحی فراتر رفت؟
 
۱. پارادوکس اسطوره‌سازی: مرز میان خیال و واقعیت
 
یکی از بزرگترین چالش‌ها در طراحی المان‌های شهری، رویکرد «اسطوره‌پرستی» است. اگرچه سفارش آثار هنری با مضامین اسطوره‌ای می‌تواند جذاب باشد، اما هنرمند نباید در این مسیر، خود را جایگزین اثر کند؛ او باید واسطه‌ میان اسطوره و واقعیت باشد. 
 
بر این باورم که در طراحی المان‌های شهری، باید از «واقعی‌سازی اسطوره» پرهیز کرد. اسطوره، ماهیتی انتزاعی و فرامادی دارد؛ به محض آنکه اسطوره به شکل یک اثر مادی و واقعی (مانند یک مجسمه ساده) در فضای عمومی تقلیل یابد، ماهیتِ جادویی و معنایی خود را از دست می‌دهد. درست همان‌گونه که خواندن یک کتاب، تجربه‌ای متفاوت از تماشای فیلمِ برآمده از آن است، المان شهری نیز نباید اسطوره را به یک کالبدِ بی‌روحِ بی‌معنا تبدیل کند. المان باید قدرتِ «بیان» و «ارتباط» داشته باشد، نه اینکه صرفاً تصویری از یک افسانه باشد.
 
۲. طبقه‌بندی المان‌ها: از زیبایی‌شناسی تا عملکرد، برای درک بهتر فضای شهری، می‌توان المان‌ها را از سه منظر بررسی کرد:
 
- المان‌های نمایشی: این آثار عمدتاً بر جنبه‌ی «سیما منظر» و زیبایی بصری تمرکز دارند. آن‌ها با هدف خوش‌آیند کردن فضا ساخته می‌شوند، اما اغلب فاقد پیام یا مفهوم عمیقی هستند که مخاطب را به پرسش وادارد. این نوع آثار بیشتر جایگاه خود را در گالری‌ها و نمایشگاه‌ها می‌بینند تا در قلبِ تپنده‌ شهر.
 
- المان‌های بیانی: این المان‌ها در مکان‌های عمومی نصب می‌شوند تا با هر رهگذر ارتباطی بصری برقرار کنند. اگرچه آن‌ها مفاهیم خاصی را به زور دیکته نمی‌کنند، اما نقش آن‌ها در انتقال حسِ فضا بسیار مهم است.
 
- المان‌های عملکردی: این‌ها اوجِ هنر در شهرسازی هستند. یک المان عملکردی، محصولِ یک تحقیقِ دقیق در حوزه‌های آسیب‌شناسی، روان‌شناسی و جامعه‌شناسی است. این آثار نباید حاصلِ «سلیقه شخصی» یا «سفارشات اداری» باشند، بلکه باید با تایید کارشناسان و مشارکت مردم شکل گیرند.
 
۳. چهار رکن المان هوشمند: از طراحی تا زیست‌محیطی
 
برای اینکه یک المان از مرحله‌ «سلیقه شخصی» به مرحله‌ «نماد هویت» ارتقا یابد، باید چهار رکن بنیادین را رعایت کند:
 
- مقیاس انسانی: اثر نباید در برابر انسان احساس بیگانگی یا کوچکی ایجاد کند؛ بلکه باید در تعامل مستقیم با چشم و حرکتِ رهگذر، پیوندی صمیمانه برقرار سازد.
 
- پایداری در گذر زمان: المان نباید با تغییر نسل یا سیاست‌ها، به یک «زباله بصری» تبدیل شود؛ بلکه باید با عبور از زمان، به بخشی از حافظه جمعی و تاریخی شهر بدل شود.
 
- تعامل‌پذیری (Interactivity): مخاطب نباید صرفاً یک تماشاگر دور از دسترس باشد؛ المان باید فضایی برای تجربه، لمس و هم‌نشینی فراهم کند تا از حالت «نمایش» به حالت «تجربه» تغییر یابد.
 
- اکولوژی بصری: المان باید بخشی از هارمونی محیطی باشد و با بافت ساختمان‌ها، نور، گیاهان و جریان زندگی شهری، یک وحدتِ زیبایی‌شناختی ایجاد کند، نه اینکه پاره‌ای بیگانه بر پیکره‌ شهر باشد.
 
4. تلاقیِ مفهوم و عملکرد شکوفایی محیط 
 
جایگاه اصلی هنر در شهر، در جایی است که «مفهوم انتقال پیام» با «عملکرد صحیح» گره می‌خورد. وقتی المانی طراحی می‌شود که هم معنایی عمیق را در خود دارد و هم درک آن برای مخاطب آسان و کاربردی است، با یک معجزه روبرو هستیم. المان‌های عملکردی موفق، با ایجاد شور، ذوق و حس زندگی، انگیزه‌ای برای شکوفایی محیطی ایجاد می‌کنند. این المان‌ها هستند که باعث می‌شوند گردشگر و توریست، نه تنها با یک شی، بلکه با «هویت» شهر، آداب و رسوم مردم منطقه و اصالت فرهنگ روبه‌رو شوند. این همان جایی است که المان شهری از یک «سلیقه شخصی» به یک «نماد ملی و بین‌المللی» ارتقا می‌یابد.
انتهای پیام