به گزارش ایکنا، کتاب «کران بیکران؛ کاوشی در کلمات قصار امیرالمؤمنین(ع)» نوشته سیده زینب شیرازی، شرحی بر حکمتهای نهجالبلاغه است که شالوده اصلی آن براساس درسهایی شکل گرفته است که پدر نویسنده سالها در جمع خانواده بیان کرده است. از زمانی که نویسنده در سنین کودکی قرار داشت، پدر همواره بخشی از وقت خود را به تربیت روحی و اخلاقی فرزندان اختصاص میداد و سخنان تربیتی خویش را غالباً در قالب داستان و تمثیل بیان میکرد.
سالها پس از آن، نویسنده بر آن شد تا گوشهای از حق پدر را ادا کند و آن گفتارها و آموزهها را به رشته تحریر درآورد. مجموعه سهجلدی پیش رو حاصل همین تلاش است و برداشتی از حکمتهای عمیق و پربار نهجالبلاغه به شمار میآید که در قالب درسهای روزانه ارائه شده است. زبان این اثر ساده، روان و گویاست و در آن از مثالهای متنوع و قابل فهم استفاده شده است. همچنین در برخی موارد به مباحث فقهی و اصولی نیز به گونهای روشن و شیوا اشاره شده است.
سرویس اندیشه و معارف ایکنا در روزهایی که به عید سعید غدیر خم نزدیک و مشرف میشویم، برای خوانندگان خود بستهای تدارک دیده است؛ مجموعهای که با مروری بر حکمتهای امیرالمؤمنین(ع) فراهم آمده و توجه به آن میتواند در فراز و نشیب زندگی و گذر ایام، راهگشا و الهامبخش باشد.
در نظام اخلاقی اسلام، تنظیم روابط اجتماعی بر پایه اصول دقیقی استوار است که سعادت فرد و سلامت جامعه را تضمین میکند. یکی از جامعترین دستورالعملها در این زمینه، حکمت هفتم نهجالبلاغه است که امیرالمؤمنین حضرت علی (ع) در آن، سه رکن اساسی را برای موفقیت در پیوندهای انسانی معرفی میفرمایند: «صَدْرُ الْعَاقِلِ صُنْدُوقُ سِرِّهِ، وَالْبَشَاشَةُ حِبَالَةُ الْمَوَدَّةِ، وَالِاحْتِمَالُ قَبْرُ الْعُیُوبِ»؛ یعنی سینه خردمند صندوقچه راز اوست، خوشرویی دامی برای جلب محبت است و بردباری، مدفن عیبهاست.
«سِر» در لغت به معنای سخنی پوشیده و پنهان در اعماق دل است. همانگونه که انسان داراییهای مادی و گرانبهای خود را برای مصون ماندن از دستبرد، در مکانهای امن و دور از دسترس (مانند بانک یا گاوصندوق) قرار میدهد، امور معنوی و فکری نیز نیازمند ظرفی متناسب هستند. در نگاه حضرت علی(ع)، سینه انسان عاقل همان صندوقچه امنی است که اجازه نمیدهد گوهر راز، پیش از زمان مناسب و در جای نامناسب هزینه شود.
رازداری تنها یک خصلت فردی نیست، بلکه محافظی برای حریمهای مختلف است. براساس آموزههای اخلاقی، سه قلمرو اصلی وجود دارد که بازگو کردن آنها آسیبهای جبرانناپذیری به همراه دارد:
۱. حریم خانواده: اسرار میان همسران و مسائل داخلی خانه باید مکتوم بماند؛ چراکه افشای آنها ریشه صمیمیت را خشکانده و بستر دخالتهای ویرانگر را فراهم میکند.
۲. امانت دیگران: رازی که دیگران نزد ما به امانت گذاشتهاند، تکلیفی شرعی بر عهده ماست که بازگو کردن آن، خیانت در امانت محسوب میشود.
۳. پردهپوشی بر گناه: بازگو کردن خطاهای شخصی که در خلوت انجام شده، نه تنها فضیلت نیست، بلکه طبق آیه ۱۹ سوره نور، مصداق «اشاعه فحشا» است. این کار قبح گناه را در جامعه از بین برده و دیگران را به انجام آن ترغیب میکند؛ در حالی که راه صحیح، توبه در پیشگاه پروردگار و پنهان نگاه داشتن لغزشهاست.
ریشههای افشای راز و پیامدهای آن
چرا انسانها گاهی به افشای راز خود یا دیگران دست میزنند؟ ریشه این رفتار غالباً در «پرحرفی» و عدم عادت به «سکوت» نهفته است. کسی که زبان خود را مهار نکرده باشد، حکمت از قلب او رخت برمیبندد. امام صادق(ع) با تعبیری تکاندهنده میفرمایند: «راز تو جزیی از خون توست، پس نباید در رگهای دیگران جریان یابد.»
تاریخ نیز گواه آن است که افشای اسرار میتواند سرنوشت یک امت را تغییر دهد. چنانکه در روایات آمده، افشای زودهنگام برخی اسرار الهی توسط شیعیان، باعث شد خداوند فرج و گشایش آنان را به تأخیر اندازد. این نشاندهنده آن است که حفظ اسرار، به ویژه در فعالیتهای جمعی و تشکیلاتی، یکی از شروط حیاتی پیروزی است.
انتهای پیام