به گزارش ایکنا؛ آیین بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر بلندآوازه و حماسهسرای بزرگ ایران، با عنوان «شاهنامه؛ حماسه پایداری ایرانزمین» با هدف پاسداشت مقام علمی، ادبی و فرهنگی حکیم ابوالقاسم فردوسی و بررسی نقش بیبدیل شاهنامه در حفظ هویت ملی، زبان فارسی و تداوم فرهنگ و تمدن ایرانی؛ عصر پنجشنبه، 24 اردیبهشت، به همت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، برگزار شد.
در این مراسم که به شکل برخط (آنلاین) برگزار شد، محمود شالویی، رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی؛ میرجلالالدین کزازی، چهره ماندگار زبان و ادبیات فارسی؛ محمدجعفر یاحقی، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی؛ محمود جعفریدهقی، استاد گروه فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تهران و قدمعلی سرامی، استاد زبان و ادبیات فارسی به سخنرانی پرداختند.
در ادامه متن کامل سخنرانی دکتر محمود جعفریدهقی، استاد گروه فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تهران از خاطرتان میگذرد.
پیش از آنکه به «شاهنامه فردوسی» بپردازم، باید بگویم که ایرانیان از دیرباز الگویی تکرارشونده به عنوان سلاح خود در برابر هجوم بیگانگان به کار میبردند. این الگو، شامل چند بخش است.
بخش اول؛ «مقابله نظامی» بوده است. یعنی زمانی که بیگانهای به این سرزمین هجوم میآورده، سرداران و مبارزان ایرانی در برابر آنها میایستادند و مقابله میکردند.
بخش دوم؛ خیزشهای اجتماعی بوده است. پس از هجوم بیگانگان، گاه ما با چنین پدیدهای برخورد میکردیم. مثل آنکه در دوره «هخامنشی» و بعد از حمله «اسکندر»، مواجه هستیم با روی کار آمدن «اشکانیان» و بعد از حمله اعراب با خیزش «ابو مسلم خراسانی»، «یعقوب لیث» و «طاهریان» مواجه بودیم. این مسئله و این الگو در مقاطع دیگر نیز تکرار شده است.
بخش سوم این الگو؛ ورود نخبگان ایرانی به ساختار قدرت بوده است. به عنوان نمونه، در دوران «عباسیان» شاهد بودیم که نخبگان ایرانی اداره حکومت را در دست گرفتند؛ یا در دوره «مغول»، ما شاهد این الگو هستیم.
سرانجام، بخش چهارم و نهایی آن؛ مبارزه فرهنگی و انتقال فرهنگی به فرهنگ قوم مهاجم بوده است. «شاهنامهسرایی» در واقع یکی از نمونهها در مواجهه با هجوم بیگانگان و سرایش اشعار بوده است. شاهدیم که در دوره «هخامنشی» و بعد از هجوم «اسکندر مقدونی» به این سرزمین، مقابل این هجوم یا یکی از روشهای مقابله با این هجوم، ایجاد «حماسه ملی ایران» بوده است.
یعنی حماسه اول ایرانیان بعد از حمله «اسکندر» در دوره «اشکانیان»، صورت میگیرد و گروهی از ایرانیان که کار آنها «شاهنامهخوانی» بوده؛ این افراد شهر به شهر، روستا به روستا میرفتند و سرودههایی را که مربوط به حماسه ملی ایرانیان بوده، برای مردم میخواندند. این شیوه در طول تاریخ این سرزمین ادامه پیدا کرده است. یعنی شیوه «شاهنامهسرایی» و «حماسهخوانی» ادامه پیدا کرده است.
همین وضعیت را ما بعد از حمله اعراب در همین سرزمین شاهد بودهایم؛ به این ترتیب که افرادی که در ایران موظف به حفظ فرهنگ ایرانی بودند، بحث شاهنامهسرایی را مطرح کردند و بزرگانی حتی پیش از فردوسی افرادی مانند «دقیقی» به «شاهنامهسرایی» پرداختند و در ادامه با اجراهای نقالی که ادامه «گوسانهای پارسی» بوده، چهرههای فرهنگی ایران به مقابله فرهنگی با بیگانگان پرداختند.
همچنین شاهدیم، بعد از حمله مغول بحث «شاهنامهخوانی» و «شاهنامهسرایی» ادامه پیدا کرده است.
پس از شاهنامه حکیم توس ما شاهد شاهنامههای متعدد دیگری بودیم. افزون بر آنکه خود «شاهنامه فردوسی»، همواره در طول تاریخ مورد بهرهبرداری قرار گرفته است.
حال بعد از این مقدمه، میخواهم نگاهی به ارزشهای شاهنامه حکیم توس داشته باشم.
همانطور که همگان میدانیم، «شاهنامه فردوسی» شاهکاری است که نخست متعلق به جامعه جهانی و در جغرافیای خاصی نمیگنجد. دیگر آنکه، شاهنامه؛ سند حماسه ملی و هویت ایرانیان است و یکی از مهمترین و شگرفترین آثار حماسی جهان به شمار میرود. اساس تفکر در این اثر عظیم بر اساس خِرد است و آغازگر آن «به نام خداوند جان و خرد است.»
از آنجا که اساس تفکر سراینده شاهنامه، اندیشههای بلند عرفانی است، آن زمان که سخن از خِرد میگوید؛ بنای او انسان از هر جنس و ملیتی است. از این رو «شاهنامه» هم برای شرقیها، هم برای غربیها و هم برای سراسر جهانیان، گنجینه آموزشهای حکمی و اخلاقی است. در واقع «شاهنامه»؛ پیام آزادی و آزادیخواهانه است.
حکیم توس در عصر آشوبها، انسان را به سمت آرمانگرایی؛ حکمت؛ ظلمستیزی و اندیشهورزی دعوت میکند. بُنمایههای داستان شاهنامه، روایتها و حماسههایی است که از دیرباز میان ایرانیان، سینه به سینه نقل میشده و شرح زندگی؛ روش و منشِ پهلوانی و رفتار اخلاقی ایرانیان در گزارش نبردها، پیروزیها و شکستهای نیاکان ما از نخستین دورههای تاریخ اساطیری تا زمان سراینده را شامل میشود.
به جرئت میتوان گفت، «شاهنامه» سندی از غرور ملی و آینه تمام نمای زمانه ما است. داستانهای حماسی و تراژدیهای شاهنامه نظیر «رستم و سهراب»؛ «رستم و اسفندیار»؛ «داستان سیاوش» به اذعان ناقدان شرق و غرب از مهمترین شاهکارهای ادبی جهان است که تاکنون بشر به سرایش آنها پرداخته است.
همه داستانهای «شاهنامه»، مملو از نکات اخلاقی است. روش زندگی خردمندان و چگونگی زندگی انسان و برخورد آن با مشکلات در این جهان شگفت انگیز برای زندگی است. حکیم توس الگوهای اندیشگی فکری ایرانیان برای زندگی در جهان آرمانی و به دور از جنگ و رفتار اهریمنیِ دژخیمان و بداندیشان را به تصویر کشیده است.
از سوی دیگر؛ «شاهنامه»، شرح مبارزه و جدال خیر و شر است. در جهانی که شوربختانه رویکرد مردمان به نیروهای اهریمنی، وسوسهانگیزتر بوده است؛ حکیم توس، شخصیتهایی نظیر «فریدون»؛ «سیاوش»؛ «کیخسرو»؛ «رستم»؛ «طوس» و دیگر چهرههای متعالی را که همواره حامی ستمدیدگان و حقیقتجویان بودهاند و افتخار آنها ستیز در برابر دشمنانی بوده که در پی هجوم آنها به خاک ایران بودند در مقابل «ضحاک»؛ «افراسیاب» و حتی «دیوان و دَدان» بیشمار قرار میدهد.
«شاهنامه فردوسی»، یاریگر آیینهای دیرین در دنیای جهل و تاریکی بوده است؛ اما براین باور است که پیروزی نهایی جدال انسان با اهریمن است و یاوران او به سوی پاکان و ایرانیان آزادیخواه به فرجام خواهد رسید و سرانجام روشنایی بر تاریکی پیروز خواهد شد.
«شاهنامه حکیم توس»، نگهبان زبان فارسی و سنتهای ملی ارزشمند ایرانیان بوده است و اندیشههای ایرانشهری را به بهترین و هنرمندانهترین شکل ممکن با ارزشهای دینی ایرانیان مسلمان آمیخته است.
وجود این اثر سترگ، سبب شد تا ایرانیان با ادیان، زبانها و گویشها و باورهای متفاوت با یکدیگر بپیوندند و در گستره تاریخی بیش از هزار سال متحد و یکپارچه، آماده دفاع از سرزمین و باورهای خود باشند.
شعر «شاهنامه»، سرشار از موسیقی و آهنگ حماسی است. شاعر؛ احساس و اندیشه انسانی را در خردمندانهترین و هنرمندانهترین شکل آن عرضه میکند.
افزون بر این؛ «شاهنامه»، والاترین روشنامه تاریخی و ادبی ایران نیز به شمار میرود. دریایی است که هر زمانی که به آن روی کنی، میتوانی آگاهیهای ارزشمندی در زمینههای زبان؛ ادبیات؛ تاریخ؛ جغرافیای تاریخی؛ فلسفه؛ جامعهشناسی؛ مردمشناسی؛ اقتصاد؛ فرهنگ و هنر ایرانیان را بسان مرواریدی از آن دریا برکشی!
امروز نیز جوانان ایرانی در جای جای ایران در شهرها و روستاها، انجمنهای «شاهنامهخوانی» برپا میکنند، از آن روی که میدانند؛ «شاهنامه» سند هویت ملی و فرهنگی ما ایرانیان است.
انتهای پیام