به گزارش ایکنا، کتاب «کران بیکران» اثر سیدهزینب شیرازی، شرحی روان بر حکمتهای نهجالبلاغه است که بر پایه سخنان تربیتی پدر نویسنده در محیط خانوادگی شکل گرفته است. این آموزهها بعدها توسط نویسنده گردآوری و در قالب مجموعهای سهجلدی از درسهای روزانه تدوین شد. با فرارسیدن ایام ذی الحجه و عید غدیر، ایکنا گزیدهای از این حکمتها را برای مخاطبان خود منتشر کرده است.
در میان حکمتهای کوتاه این کتاب، سخنانی دیده میشود که با بیانی موجز، به تحلیل رفتارهای فردی و اجتماعی انسانها میپردازد. در حکمت 10 نهج البلاغه چنین آمده است: «إذا أقبلتِ الدنیا علی قومٍ أعارتهم محاسن غیرهم، و إذا أدبرت عنهم سلبتهم محاسن أنفسهم» میفرماید: اگر دنیا به کسی روی آورد، محاسن و نیکیهای دیگران را به او عاریت میدهد؛ و چون به او پشت گرداند، نیکیها و محاسن او را از وی سلب خواهد کرد. مضمون این سخن بیانگر واقعیتی مهم درباره تأثیر موقعیتهای دنیوی بر نوع قضاوت جامعه نسبت به افراد است.
براساس این حکمت، هنگامی که دنیا به فردی روی میآورد و او به جایگاه اجتماعی، قدرت یا ثروت دست مییابد، نگاه عمومی جامعه نسبت به او دچار نوعی بزرگنمایی میشود. در چنین شرایطی، برخی ازفضیلتها و امتیازاتی که در حقیقت متعلق به دیگران است، به آن فرد نسبت داده میشود و جایگاه او فراتر از شایستگی واقعیاش جلوه میکند.
این پدیده نشان میدهد که قضاوتهای اجتماعی در بسیاری از موارد تحت تأثیر شرایط ظاهری و موقعیتهای مادی شکل میگیرد و نه لزوماً براساس ارزیابی دقیق شخصیت و تواناییهای واقعی افراد.
در مقابل، هنگامی که فردی موقعیت دنیوی خود را از دست میدهد و از نظر قدرت یا جایگاه اجتماعی دچار افول میشود، نگاه جامعه نیز تغییر میکند. در این مرحله، نهتنها آن بزرگنماییهای پیشین از میان میرود، بلکه حتی فضیلتها و ویژگیهای مثبت واقعی فرد نیز نادیده گرفته میشود. بدین ترتیب، انسان ممکن است با نوعی بیاعتنایی یا قضاوت ناعادلانه مواجه شود که ریشه آن در تغییر شرایط دنیوی اوست، نه در تغییر واقعی شخصیت یا ارزشهایش.
این سخن امام علی(ع) در حقیقت نوعی تحلیل اجتماعی از رفتار انسانها در مواجهه با قدرت و موقعیت است. امام با این بیان کوتاه، ناپایداری معیارهای ظاهری در داوریهای اجتماعی را آشکار میسازد و انسان را به دقت و انصاف در ارزیابی دیگران فرا میخواند. از منظر این حکمت، معیار ارزشگذاری افراد نباید بر پایه موفقیتهای موقتی یا جایگاههای ظاهری قرار گیرد، بلکه باید براساس فضیلتهای واقعی، اخلاق نیکو و شایستگیهای حقیقی سنجیده شود.
صلاحالدین ایوبی میلیونها شیعه را به قتل رساند، علویان مصر را به زندان افکند، به منظور پایان دادن به نسل شیعه ظلم ها روا داشت و اولین کسی بود که روز عاشورا را عید قرار داد. تاریخ او را ستوده اما در آسمانها نفرین شده است.
حال ممکن است این سؤال مطرح شود که چگونه ممکن است شخصی بدون احراز شایستگی، ستوده شود و دیگری علیرغم آراستگی به فضائل اخلاقی مورد نکوهش یا تغافل قرار بگیرد.
دلایلی همچون محل امتحان بودن دنیا و اصل جایگزینی نشان میدهد میان عدل خدا و این سنت تاریخی تضادی وجود ندارد.
از سوی دیگر، این حکمت حامل پیامی تربیتی نیز هست. انسان نباید در دوران موفقیت و برخورداری از امکانات دنیوی، فریب تحسینها و ستایشهای اطرافیان را بخورد؛ زیرا چنین قضاوتهایی ممکن است حاصل شرایط بیرونی باشد و نه بیانگر ارزش حقیقی او. همچنین در زمان دشواری و کاهش موقعیتهای اجتماعی نیز نباید دچار یأس و ناامیدی شود، چراکه تغییر نگاه جامعه لزوماً به معنای کاهش ارزش واقعی انسان نیست.
این حکمت نهجالبلاغه تصویری واقعبینانه از تأثیر دنیا بر داوریهای اجتماعی ارائه میدهد و انسان را به نوعی بینش اخلاقی و اجتماعی فرامیخواند که در آن، حقیقت شخصیت افراد مستقل از نوسانات موقعیتهای دنیوی مورد توجه قرار گیرد. چنین نگاهی میتواند زمینهساز قضاوتی عادلانهتر و نگرشی عمیقتر نسبت به ارزشهای انسانی در جامعه باشد.
انتهای پیام