اکنون که دست جامعه از حضور فیزیکی، رهنمودهای مستقیم و کلام گرم این رهبر فرزانه کوتاه شده است، رسالتی بسیار سنگینتر از همیشه بر دوش رسانه احساس میشود؛ رسالت بازخوانی دقیق میراث فکری ایشان، تا مبادا این گوهر ناب در غبار گذر زمان دچار تحریف یا فراموشی شود، امروز بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. در همین راستا و با هدف واکاوی و بررسی این منظومه فکری، ایکنا در سلسله گزارشهایی به بازخوانی اندیشههای این رهبر شهید میپردازد. آنچه در ادامه میخوانید، روایتی تحلیلی و مستند از دیدگاههای رهبر شهید درباره «مسئله ازدواج» است؛ روایتی که در آن، جایجای متن با کلمات، ادبیات اختصاصی و بیانات مستقیم ایشان، همچون ستارگانی راهنما، چراغانی شده است تا صدای رسای ایشان در متن تاریخ زنده بماند.
در میان تمامی ارکان و نهادهایی که شاکله یک جامعه سالم و پویا را میسازند، هیچ عنصری به اندازه «خانواده» و در قلب آن، هیچ پیمانی به اندازه «ازدواج» دارای ضریب نفوذ و قدرت تاریخسازی نیست. در منظومه فکری رهبر شهید، نگاه به مقوله ازدواج و تشکیل خانواده، نگاهی صرفاً غریزی، سنتی یا اداری نبود. ایشان خانواده را محور تحولات بنیادین یک ملت و سلول بنیادین تمدنسازی میدانستند. در دورانی که نظامات مادی، ارزش پیوندهای انسانی را با سنجههای اقتصادی، تجملگرایی و قراردادهای موقت و سست ارزیابی میکنند، رهبر شهید با طرح کلانروایت «ازدواج به مثابه یک پیوند قدسی و الهی»، خط بطلانی بر نگاههای تقلیلگرایانه و مادیگرایانه کشیدند. در معادله ازدواج اسلامی جمع دو انسان به تکثیر فضایل بینهایت در بستر یک نسل منجر میشود.
تشکیل کانون خانوادگی؛ محور ادیان الهی
یکی از کلیدیترین مفاهیمی که در افکار عمومی گاهی با نگاههای تقلیلگرایانه مادی تفسیر میشود، نفس تشکیل خانواده است. اما رهبر شهید با نگاهی تبیینی، ریشههای انسانشناختی و هستیشناختی این گزاره را موشکافی کرده و به جامعه یادآور شدند که این یک قرارداد ساده مدنی نیست و یک حقیقت ناب الهی است. ایشان در تبیین این حقیقت، نقش ادیان در جهتدهی به غرایز را بررسی کرده و میفرمایند: «در کار ازدواج و این مراسم، و رسم و سنتی که در اسلام و در همه ادیان و در بشریت وجود دارد، به نظر اسلام آن چیزی که اصل و محور است، تشکیل کانون خانوادگی است. از نظر اسلام، خانواده یک رکن بزرگ است. اگر باشد و سالمش باشد و تربیت درست باشد، در پیشرفت کار جامعه به صورتی که اسلام میخواهد، تأثیر زیادی دارد… هنر ادیان - و بیشتر از همه اسلام - در این است که غرایز جنسی و غریزه زوجطلبی انسان را… در خدمت تشکیل خانواده قرار داده و کاری کردهاند که کانون خانواده، با پشتوانه غریزه جنسی، یا با پشتوانه آن غریزه دیگر… تحقق پیدا کند و باقی بماند».
در این چارچوب فکری، خانواده مقیاس کوچکی از جامعه آرمانی است. اگر جامعهای میخواهد در مسیر پیشرفت گام بردارد باید سلولهای اولیه آن سالم باشند. ایشان با هشداری نسبت به آزادیهای مخرب غربی میافزایند: «اگر انسانها رها بودند که غریزه جنسی را هر طور میخواهند، اشباع کنند، یا خانواده تشکیل نمیشد، یا یک چیز سست و پوچ و تهدیدپذیر و ویرانیپذیر میشد و هر نسیمی او را به هم میزد. لذا در هر جای دنیا که میبینید آزادیهای جنسی هست، در آنجا به همان نسبت خانواده ضعیف است… اما در آنجاهایی که دین حاکم است و آزادی جنسی نیست، اینجا همه چیز برای مرد و زن هست؛ لذا این، حفظ و نگهداشته میشود».
این پیوند یک پیوند الهی است
در ادبیات مدرن، ازدواج غالباً به یک توافقنامه زیستی و اقتصادی تقلیل یافته است؛ اما در نگاه رهبر شهید، این پیوند دارای جنبههای قدسی غیرقابل انکاری است. فرآیند ازدواج از دید ایشان، فرآیند فعلیتبخشیدن به یک اراده الهی برای حفظ کرامت انسان است. ایشان این جایگاه رفیع را چنین توصیف میکنند: «حرف اول این است که این پیوندی که با این عقد به وجود میآید یک پیوند الهی است. درست است که طبیعیترین ارتباطات بشری است؛ اما همین ارتباط طبیعی و غریزی را خدای متعال مورد توجه خاص قرار داده و آن را مبارک کرده و برای آن اهمیت قائل شده… این تشکیل خانواده را دستکم نگیرید. شاید من بتوانم بگویم یکی از گناهان کبیره تمدن غرب نسبت به بشریت، این است که ازدواج و تشکیل خانواده را در چشم مردم سبک و کوچک کرد… اسلام بهشدت بنیان خانواده را مستحکم قرار داده و پایههای آن را قرص کرده و به آن سفارش کرده است».
حفظ این بعد قدسی و معنوی نیازمند مراقبت است. ایشان بر حفظ این تقدس تأکید ورزیده و میفرمایند: «ازدواج یک تقدسی دارد… غالباً مراسم ازدواج، یک مراسم مذهبی است… بنابراین صبغه، کاملاً صبغه دینی است. ازدواج یک جنبه قدسی دارد؛ این جنبه قدسی را نباید از آن گرفت. گرفتن جنبه قدسی به همین کارهای زشتی است که متأسفانه در جامعه ما رائج شده».
بروید با هم بسازید
فراتر از آموزشها و مشاورههای پیچیده، راز ماندگاری این پیوند در یک کلمه خلاصه میشود: «سازش». یکی از کارکردهای پنهان اما بهشدت استراتژیک همسران در نگاه رهبر شهید، القای حس گذشت و همافزایی در کانون خانواده است. فردگرایی مفرطی که سوغات نظامهای لیبرال است، انسانها را موجوداتی پُرتوقع میسازد؛ اما رسالت زن و شوهر، اتصال این دغدغههای فردی به یک آرامش جمعی است.
رهبر شهید در خاطرهای درسآموز و عمیق میفرمایند: «بنای کار ازدواج، بر سازش دختر و پسر است؛ باید با هم بسازند. این «با هم بسازند»، معنای خیلی عمیقی دارد. من یکوقتی خدمت امام رفتم، ایشان میخواستند خطبه عقدی را بخوانند… دیدم ایشان پس از اینکه عقد را خواندند، رویشان را به دختر و پسر کردند و گفتند: بروید با هم بسازید. من فکر کردم، دیدم که ما این همه حرف میزنیم، اما کلام امام در همین یک جمله «بروید با هم بسازید»، خلاصه میشود! حالا ما هم عرض میکنیم که شما دختران و پسران، بروید با هم بسازید. سازش، اصل است. هر چیزی که با ساختن عروس و داماد، دختر و پسر، زن و شوهر منافات دارد، بایستی بیگانه تلقی بشود».
ایشان در تبیین عملی این سازش و همسنگری میافزایند: «هم دختر و هم پسر سعی کنند که این علقه زوجیت را حفظ کنند… زن به مرد تحمیل نکند و زور نگوید؛ مرد هم به زن زور نگوید و افزونطلبی نکند؛ مثل دو رفیق و مثل دو شریک، با هم صمیمی باشند، تا این کانون خانواده حفظ بشود… توصیه میکنم به همسران خود مهر بورزید، به آنان وفادار باشید و خویشتن را در سرنوشت یکدیگر شریک بدانید. از گره افتادن در رشته زندگی مشترک برحذر باشید و گرههای کوچک و بیاهمیت را نادیده بگیرید».
موانع فرهنگی ازدواج را دستکم نگیرید
موتور محرک حرکت جامعه به سمت سلامت اخلاقی، ازدواج بههنگام و آسان است. اما در جنگ نرم دوران معاصر، هدفگیری اصلی دشمن و حتی غفلتهای داخلی، ایجاد سدهای فرهنگی و اقتصادی در مسیر این سنت حسنه است. رهبر شهید با تفکیک دقیق موانع، نقش فرهنگ را از اقتصاد پررنگتر دانسته و میفرمایند: «مسئله اشتغال با مسئله ازدواج ارتباط هم دارد… لیکن در مورد ازدواج، من عرض کنم: عزیزان من! موانع فرهنگی ازدواج را دستکم نگیرید. ازدواج برای جوانان لازم است و جوانان هم آن را میخواهند. البته موانعی هم وجود دارد، ولی همه موانع، اقتصادی نیست. موانع اقتصادی بخشی از مشکل است. عمده، موانع فرهنگی است - عادتها، تفاخرها، تکاثرها، چشم و همچشمیها، تجمّلطلبیها - اینهاست که یک مقدار نمیگذارد آن کاری که باید انجام گیرد، صورت پذیرد».
ایشان با صراحت، تجملگرایی را آفتی برای ذات قدسی ازدواج برشمرده و تاکید میکنند: «اینکه ما اینجا را صحنه تفاخر قرار بدهیم، غلطاندرغلط است. هم محیط ازدواج را آلوده به مادیات میکند، هم این صحنه پاک و لطیف وجدانی را صحنه تفاخرها و تنافسها و زیادهرویها میکند… تجملات برای یک جامعه، مضر و بد است… حالا چنانچه ما آن کار مضر را در عرصه ازدواج بیاوریم و بخواهیم از آن استفاده کنیم، این دیگر غلطاندرغلط خواهد شد؛ بسیار بد است… این میهمانیهای پُرسروصدا و هتلگرفتنها و خرجهای زیاد، کار آن طاغوتیها بود… ماها همیشه در خانههای خودمان - یک اتاق، دو اتاق - عقد و عروسی میگرفتیم… میگفتیم، میخندیدیم، شوخی میکردیم؛ خیلی هم خوش میگذشت».
ازدواج یک امر انسانی است، نه یک دادوستد مادی
نگاه سرمایهداری به نهاد خانواده، آن را به یک بنگاه معاملاتی تقلیل میدهد؛ جایی که مهریهها و جهیزیهها ابزار قیمتگذاری بر ارزش انسانها میشوند. رهبر شهید با رد این نگرش انحرافی میفرمایند: «در ازدواج، اصل قضیه یک امر انسانی است؛ نه یک امر مادی. اسلام مهریه را قرار داده است؛ اما مهریه این را بهصورت یک معامله دادوستدی نمیکند… اینجا چیزی دادن و چیزی گرفتن نیست؛ بلکه هر دو نفر موجودی خودشان را در صندوق و کاسه مشترکی میگذارند… بنابراین، نقش مادیات در اینجا باید خیلی ضعیف باشد. ما که میگوییم مهریهها را سنگین نکنند، از این بابت است».
ایشان این رویه را توهین به مقام انسان دانسته و هشدار میدهند: «بعضیها چند میلیون تومان مهریه میگذارند؛ یعنی ازدواج را که یک امر انسانی است، به یک دادوستد و به یک کار بازاری و معاملهگری تبدیل میکنند. این، تحقیر و توهین به نقش و شان انسانیت در ازدواج است… این مهریههای سنگین بهخیال اینکه میتواند پشتوانه حفظ خانواده و حفظ زوجیت باشد، تعیین میشود؛ در حالی که اینجور نیست. حداکثر این است که شوهر از دادن امتناع میکند، میبرندش زندان… در این اقدام، به زن چیزی نمیرسد… جز اینکه کانون خانوادهاش هم متلاشی میشود».
زن در انتخاب همسر آزاد است
در منظومه فکری اسلامی، عدالت و اراده آزاد، پیششرط هر پیوند مقدسی است. ازدواجهای اجباری و رسوم جاهلی، آفت سلامت و قداست خانوادهاند. رهبر شهید با قاطعیت در برابر رسوم جاهلی ایستاده و جایگاه حقوقی و شرعی زن را تبیین میکنند: «زن بهعنوان یک زوجه و یک همسر، در مراحل مختلف مورد توجه و عنایت ویژه اسلامی قرار دارد. در درجه اول، مسئله انتخاب همسر است. به نظر اسلام، زن در انتخاب همسر آزاد است و هیچکس نمیتواند در مورد انتخاب همسر، بر هیچ زنی چیزی را تحمیل کند… اگر کسی دختری را مجبور کند که باید با پسر عمویت ازدواج کنی، کار خلاف کرده است… اینها، خلاف شرع بین است».
ایشان با لحنی هشداردهنده به جوامعی که هنوز درگیر این رسوم هستند میگویند: «اسلام از آن مردی که به زن ظلم کند، متنفر و بیزار است… شنیدهام در بعضی از نقاط… ازدواجهای تحمیلی صورت میگیرد! یعنی بدون رضایت و اجازه دختر، او را به خانه شوهر میفرستند… اسلام چنین ازدواجی را زشت میشمارد… پیغمبر اکرم در جامعهای به نبوت مبعوث شد که مردم در آنجا نسبت به زنان و دختران جفا میکردند… نمیشود که ما بعد از گذشت چهارده قرن، مجدداً به همان عادتهای جاهلی برگردیم!».
انگیزه برای ازدواج باید به یک اقدام عملی تبدیل شود
شناخت مشکل و توصیف آن کافی نیست؛ جامعه نیازمند اقداماتی ساختاری و عملی برای باز کردن گرههای کور ازدواج است. رهبر شهید از خانوادهها، مسئولین و نهادهای میانجی میخواهند که وارد میدان عمل شوند. ایشان میفرمایند: «یک مسئلهای که اخیرا مطرح کردند، مسئله ازدواج جوانها بود… من خواهش میکنم و تقاضا میکنم از شماها که یکخرده امکانات ازدواج را آسان کنید. پدر و مادرها سختگیری میکنند؛ هیچ سختگیری لازم نیست… ممکن است جوان، الان هم امکانات مالی مناسبی نداشته باشد، امّا انشاءالله بعد از ازدواج خدای متعال گشایش میدهد… ازدواج جوانها را متوقف نکنند».
ایشان بر احیای سنتهای نیکوی وساطت تأکید کرده و میافزایند: «البته یکی از مسائل مهم این است که رسم خواستگاری رفتن و وساطت کردن برای ازدواج دخترها، متأسفانه کمرنگ شده؛ این چیز لازمی است… پسرهایی را میشناسند، به خانواده دختر معرفی میکنند؛ دخترهایی را میشناسند، به خانواده پسر معرفی میکنند؛ تسهیل میکنند و آمادهسازی میکنند ازدواج را؛ این کارها را بکنند… انگیزه براى ازدواج، باید تبدیل بشود به یک اقدام عملى… ازدواج و تشکیل خانواده، موجب نشده است و موجب نمیشود که وضع معیشتی افراد دچار تنگی و سختی بشود؛ بلکه ازدواج ممکن است گشایش هم ایجاد کند».
رسالت رسانهها و مسئولان در تغییر انگارههای غلط
در تغییر فرهنگ یک جامعه، نخبگان، رسانهها و کارگزاران نظام، نقش خطشکن و الگو را ایفا میکنند. رهبر شهید، این مسئولیت را متوجه خواص دانسته و میفرمایند: «مسئولان اسلامی نباید در رفتار و عمل خودشان مسرفانه و متجملاانه زندگی کنند. بالاتر از آن، نباید طوری زندگی کنند که روش اسرافآمیز و تجملآمیز به یک فرهنگ تبدیل شود… اگر به وسیله یک نفر در سطح عالی… کیفیت ازدواج فرزندان، مهریهها و جهیزیهها و از این قبیل، به شکل غیر اسلامی آن - بهمعنای مسرفانه - انجام گیرد، این به فرهنگ تبدیل میشود؛ به این معنا که بقیه نگاه میکنند و یاد میگیرند… و همین رفتار بهتدریج آثارش… در متن جامعه منعکس میگردد».
ایشان رسالت نهادهای فرهنگی و رسانهای را نیز برجسته کرده و خطاب به فعالان این عرصه میفرمایند: «یکی از موضوعات زندهای که الان در میان مردم مطرح است، تشریفات ازدواج است… تشریفات ازدواج، پدر مردم را درآورده است… شما باید قبلا مطلب را برای خودتان پخته کنید و جوابش را در دست داشته باشید؛ و تا کسی اینطور گفت… شما به زبان مناسب و با شکل هنرمندانهای به او پاسخ بدهید… یا همین تشریفات زائد ازدواج… که واقعا انسان دلش میگیرد وقتی میشنود. اینها از آن مواردی است که گفتمانسازی میخواهد. خانمهای موثر، آقایان موثر، استادان دانشگاه، روحانیون، بهخصوص صدا و سیما و رسانهها باید در این زمینهها کار کنند؛ این را از این حالت بیرون بیاورند».
نسل جوان و دغدغههای بهحق
رهبر شهید همواره با درک عمیق از روانشناسی جوانی، ازدواج را پاسخ طبیعی و مشروع به نیازهای این نسل میدانستند: «دغدغه ازدواج و تشکیل خانواده… هر دانشجویی - چه دختر و چه پسر - این دغدغه و این مطالبه و میل را دارد؛ چون مسئله اساسی زندگی است… وضعیت تحصیل، اشتغال، تامین آینده و تشکیل خانواده از مهمترین دغدغههای شخصی… نسل جوان است که برنامهریزان و مسئولان کشور باید به حساسیتهای جوانان توجه ویژه داشته باشند».
ایشان در عین حال، به مسئولیتهای قانونی و حاکمیتی نهادها اشاره کرده و بر لزوم سیاستگذاری واحد تأکید میکنند: «چرا مرکز مشخّصی برای سیاستگذاری در امور جوانان وجود ندارد؟ چرا بخشهای مختلف، در مسائل جوانان - مثل ازدواج - با هم هماهنگ نیستند؟… مسئله ازدواج که شما گفتید، دولت یا همین «شورای عالی جوانان» میتوانند فکرهایی درباره آن بکنند؛ لیکن مسئله ازدواج، یک مسئله کاملا فردی و شخصی است. خانوادهها باید فکر کنند؛ دستگاههای دولتی و عام، باید توصیههای عمومی بکنند… البته اگر دولت بتواند تسهیلاتی هم فراهم کند، خیلی خوب است… اما میخواهم بگویم که مسئولیت این کار در درجه اول، مسئولیت خانوادگی و شخصی است».
معماران جامعهای پایدار
بازخوانی منظومه فکری رهبر شهید در باب ازدواج نشان میدهد که در نگاه عمیق ایشان، ازدواج صرفاً پاسخی مقطعی به یک نیاز فردی نیست؛ بلکه مهندسی ساختاری جامعهای است که قرار است تمدن نوین اسلامی را پایهریزی کند. وقتی دو جوان با سادگی، صداقت و اتکا به وعده الهی، پیمان زوجیت میبندند، در حقیقت در حال خشتگذاری در بنای محکم پیشرفت ملی هستند. اگر جامعه و حاکمیت دغدغه آیندهای روشن را دارد، چارهای نیست جز بازگشت به این مکتب اصیل؛ مکتبی که در آن تشریفات مادی بیارزش شمرده میشود، کرامت و آزادی انسانی ارج نهاده میشود و «سازش و مهرورزی» تنها نسخه شفابخش کانون خانواده است. این راهبرد جامع، تنها مسیر عبور از بحرانهای جمعیتی و هویتی امروز و خلق فردایی مبتنی بر طهارت، آرامش و امید است.
انتهای پیام