به مناسبت روز جهانی موزه و هفته میراث فرهنگی، برای بررسی همین پیوند میان سنت و تکنولوژی و شنیدن از بحرانهای عمیقی که گریبانگیر میراث این کشور است، به سراغ علیرضا قلینژاد پیربازاری، مشاور و سرپرست معاونت فناوری و کاربردیسازی پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری رفتهایم. گفتوگوی او درباره کمبود نیروی متخصص، انفعال در برابر بحرانها و نقش مدیران ناکارآمد، هشداری جدی برای آینده این گنجینه ملی است.
ایکنا - نقش و جایگاه فناوری در صیانت، حفاظت و کاربردیسازی میراث فرهنگی چیست؟ بسیاری تنها به نقش فناوری در معرفی آثار میاندیشند.
فناوری صرفاً در حوزه معرفی نقش ندارد؛ بلکه ابزاری است که میتواند دانش را عملیاتی کند. برای مثال، یکی از ابتداییترین اقداماتی که در حوزه میراث فرهنگی در همه بخشها، از جمله موزهها، انجام میشود، بحث مستندسازی است. یک اثر که وارد موزه میشود، باید مستندسازی دقیق از آن صورت گیرد و اصطلاحاً شناسنامه از آن تهیه شود. این شناسنامه باید تمام خصوصیات اثر، اعم از ظاهری تا ویژگیهای محتوایی را شامل شود. اینجا ابزارهای دقیق فناوری، فناوری اطلاعات و مدیریت دادهها، همگی سازمان یافته و فناورانه، در خدمت آن اثر تاریخی و موزه قرار میگیرند.
همینطور در حوزه حفاظت از میراث فرهنگی ملموس، مثل بناها و بافتها، امروزه دیگر بدون فناوریهای نوین، شاید امکان اینکه این کار را درست انجام دهیم، نداشته باشیم. دلیلش این است که انتظار ما از دقت و کیفیت، یک انتظار قرن بیست و یکمی است. در گذشته با نقشههایی با مقیاس یک به دوهزار یا یک به صد میتوانستیم مشکلات را حل کنیم، اما امروز دقتهای یک به یک مد نظر است؛ یعنی میخواهیم تمام جزئیات یک پلاک را به دقت ثبت و ضبط کنیم، زیرا آن جزئیات خودشان بخشی از شواهدی هستند که ارزشمندی آن اثر را مورد حمایت و پوشش قرار میدهند.
امروز همه ما میدانیم که در مقیاسهای شهری باید از سیستمهای موقعیتیابی جهانی (GPS) استفاده کنیم. وقتی راجع به نقشهبرداری صحبت میکنیم، نقشهبرداریمان بایستی دقتهای بسیار بالا داشته باشد، با تجهیزات ماهوارهای سینک شود و با سیستمهای اطلاعات جغرافیایی (GIS) کار کند. در حوزه بناها، قبلاً با ابزارهای سادهتر انتظار داشتیم که بتوانیم دگرگونیها و کنشهایی که در یک بنا صورت میگیرد را ثبت و ضبط کنیم. مثلاً اینکه یک بنا از حالت تعادل خارج میشود یا اصالت قائم خود را از دست میدهد را قبلاً با ابزارهای ساده انجام میدادیم. امروز ابزار دقیق کوچکترین تغییرات در یک سازه عمودی را به ما نشان میدهد و این چه حسنی برای ما دارد؟ این است که از همان لحظات ابتدایی که این اثر دارد از تعادل خارج میشود، ما آن را پایش کنیم و خیلی سریعتر بتوانیم به اثر رسیدگی کنیم و جلوی آسیبها را بگیریم.
ایکنا - با توجه به مباحثی که اشاره کردید، کاربرد اسکن سهبعدی و هوش مصنوعی در میراث فرهنگی به ویژه در مستندنگاری و آسیبنگاری به چه صورت است؟
اسکن سهبعدی تقریباً مشمول همین بحث مستندنگاری و آسیبنگاری است. در گذشتههای دورتر، مستندسازی را با متر انجام میدادیم، سپس دوربین نقشهبرداری وارد شد؛ اما امروز ما انتظار داریم که نقشههای سهبعدی از اثر داشته باشیم تا بتوانیم روابط بین عناصر عمودی و افقی را با همدیگر در یک موقعیت ببینیم و دقتمان را بالا ببریم. این فناوریها دقت ما را چنان بالا بردهاند که گاهی صحبت از یک میلیمتر یا کمتر از یک میلیمتر تلرانس (خطای مجاز) میکنیم که قبلاً وجود خارجی در مستندسازی بناهای تاریخی نداشته است.
در ارتباط با هوش مصنوعی، موضوع دو لایه دارد. یک لایه تحلیل دادهها و اطلاعات است. برای مثال، حتماً دیدهاید در محوطههای باستانی وقتی باستانشناسان کار کاوش میکنند، ممکن است انبوهی از سفالها را به دست بیاورند که این سفالها مال دورههای مختلف یا ادوات مختلفی هستند که وقتی خرد شدهاند، به این تعداد تبدیل شدهاند. اینکه اینها در یک مجموعه قرار بگیرند، ساماندهی و آماده برای اتصال شوند؛ اگر قرار باشد که هر کدامشان یک دیتایی باشند، بعد از اینکه مستندنگاری میشوند، این دیتاها توسط هوش مصنوعی در حقیقت «پارهیابی» میشوند و پارههای مختلفی که از یک مجموعه هستند (مثلاً از یک سفالینه تخریب شده به دست آمدهاند) را شناسایی میکند. این کار را با سرعت و دقت بسیار بالاتری انجام میدهد.
البته یک نکته را باید عرض کنم که هوش مصنوعی و همه ابزارهایی که عرض کردم، بدون اینکه یک کاربر کارآزموده، کسی که هم به علم موضوع مسلط است و هم به استفاده از این ابزار، نمیتواند کارساز باشد. اگر جز این باشد، خطاهای گاهی بسیار زیادی میدهد. یعنی مثلاً در همین اسکن سهبعدی، اگر اپراتوری که از این استفاده میکند، متوجه موضوع نباشد و آزموده و آشنا به موضوع نباشد، ممکن است نقشههای کاملاً غلط از خروجی این پروژه درآید. اینها امتحان شدهاند؛ در بسیاری از پروژهها که کاربران متخصص نبودند، نتایج کاملاً اشتباه گرفته شده است.
ایکنا - فناوریهای غیرمخرب مانند سنجش از دور و ژئوفیزیک چه نقشی در شناسایی و بررسی لایههای زیرین محوطههای تاریخی دارند و باز هم نقش نیروی متخصص در این زمینه چقدر حیاتی است؟
همینطور ابزارهایی که برای استفاده تحتالارضی غیرمخرب داریم؛ یعنی به جای اینکه زمین را بکنیم و ببینیم لایههای زیرین چه هستند، از امواج ژئوفیزیک استفاده میکنیم تا تخمینی از لایههای زیرزمینی بزنیم و آنومالیها (ناهنجاریها) را شناسایی کنیم. اگر هم جایی برای کاوش مستقیم میخواهیم وارد شویم، ابتدا پایشهای عمومی را توسط این ابزارها انجام دادهایم. این ابزارها هم همینطور هستند؛ اگر یک متخصص دیتاهایی که از آنها استخراج میشود را تحلیل نکند، ممکن است اشتباه کند. یعنی ممکن است جایی که تحلیلها و آزمایشات میگوید این زیر یک لایه تاریخی است، بعد به خاطر آن لایه تاریخی و ضرورتهایش، کار کاوش انجام دهند و ببینند هیچی نبوده، به خاطر اینکه کاربری که از این ابزار استفاده میکرده، مسلط به موضوع و متخصص نبوده است.
ایکنا - آیا از این فناوریها در دوران بحران یا پس از آن، برای مستندسازی آسیبها یا ایجاد موزههای دیجیتالی استفاده شده است؟ و مهمترین چالشها در بهرهبرداری کامل از این تجربیات چیست؟
اولاً بخشی از این اقدامات پیش از جنگ شروع شد؛ یعنی بسیاری از موزهها شروع کردند اموال فرهنگی و تاریخیشان را مستندسازی دیجیتال کنند. موزه ملی، کاخ موزه گلستان و حداقل موزههای بزرگ این کار را کردهاند. اینها در نقل و انتقال اموال، خیلی نگرانی کمتری داشتند و اموال را به دقت میشناختند. این امر کارشان را در طبقهبندی و نگهداری در انبارها و مخازن امن خیلی راحتتر میکرد. دیگر اینکه احیاناً اگر اثری آسیب میدید، یک نمونه بسیار دقیق از آن اثر را اسکن کرده بودند. این هم در حوزه اسکن سهبعدی، مستندسازی و استفاده از هوش مصنوعی است.
تجارب وجود دارد. یک نکته خیلی جدی داریم و آن این است که ما تقریباً در تمام این سالها، نسبتمان با بحران در حوزه میراث فرهنگی، نسبت انفعالی است. یعنی وقتی بحران اتفاق میافتد، ما وارد عرصه عمل میشویم. با اینکه آن تجربه را داریم؛ اسکن سهبعدی را شاید بیشتر از دو دهه تجربه داریم، ژئوفیزیک را بیشتر از دو دهه این تجربه را داریم. برداشتهای دقیق، اسکنها، مستندسازیهای دقیق، تحلیلها، همه اینها را در حوزه دیجیتال تا جایی که تکنولوژی در اختیارمان است، ما تجربه داریم. اینکه به نظر برسد برای آن اعتبار داده شود، هم اعتبار انسانی (نیروی کارشناس در اختیار قرار گیرد) و هم اعتبار مالی، این ضرورت هنوز آنگونه که شایسته کشوری مثل ما با این گستره اموال فرهنگی تاریخی است، اتفاق نیفتاده و همیشه در انفعالیم.
در همین جنگ تقریباً میشود گفت در این فاصله یک کار بزرگ انجام ندادهایم. معنیاش این نیست که دست روی دست گذاشتهایم، اما آن کار بزرگی که جامعه فرهنگی انتظار ازش دارد که مثلاً حالا که میدانیم ما میتوانیم اموال را مستندسازی کنیم، یک همتی باشد تا ما حجم بیشتری از اموال را مستندسازی کنیم، نیفتاده و اگر صادقانه بخواهیم بگوییم برای اینکه بتوانیم برنامهریزی برای آینده کنیم (اینجا الان موضوع گلهگذاری، اینکه چه کسی متهم است، نیست)، ما نباید خودمان را مجدداً در انفعال قرار دهیم.
ایکنا - مهمترین چالشهایی که پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری در حال حاضر با آن مواجه است، کدامند؟
کمبود نیروی متخصص آزموده یکی از بزرگترین چالشهای میراث فرهنگی است. واقعاً اگر علاقهمند به سرزمین، علاقهمند به کشور، علاقهمند به فرهنگ تاریخی و میراث فرهنگی هستید، این را به هر زبانی که میتوانید به عنوان یک بحران جدی مطرح کنید. میراث فرهنگی سالهاست نیرو تربیت نکرده است. جذب نیرو و تربیت نیرو در میراث فرهنگی فاصله زمین تا ثریا دارد. گاهی سوءتفاهم پیش میآید که این همه تحصیلکرده و دانشگاهدیده داریم؛ اما در برخی از رشتهها که وجه عملیاتی و تجربه آنها چربش بیشتری دارد، مدرک تحصیلی مشکل را حل نمیکند. مدرک تحصیلی کمتر از 50 درصد مسئله است؛ شرط تحصیلات لازم است، اما به هیچ وجه کافی نیست. شرط کافی در حوزه میراث فرهنگی، کسب تجربه و مهارت است. انتقال دانش از منظری شبیه به آن چیزی است که در اصناف به عنوان استاد-شاگردی میشناسیم؛ یعنی پیشکسوتی که با یک محوطه تاریخی چند دهه محشور بوده و اطلاعاتی را کسب کرده، بتواند این اطلاعات، شیوه برخورد و دانشی را که به دست آورده، به نفر دیگری منتقل کند. آن نفر دیگر باید باشد که این اتفاق بیفتد. میراث فرهنگی به طور جدی با نیروی انسانی آزموده و آموزشدیده، بسیار دچار بحران است.
ایکنا - علاوه بر کمبود نیروی متخصص، در زمینه مدیریت منابع و ثبات مدیریتی چه مشکلاتی وجود دارد؟
باید منابعمان را درست توزیع و مدیریت کنیم. این اتفاق البته در بسیاری از موارد رخ نمیدهد و در میراث فرهنگی هم نمیافتد. یک بخش زیادی مربوط به تغییرات مدیران است. شاید وزیر تغییر کند، اما کارشناس و مدیر میانی نباید تغییر کند. مدیری که تربیت شده و شایستگی دارد را دیگر زود نباید تغییر داد.
ایکنا - درباره اهمیت ثبت و تعیین حریم آثار تاریخی و همچنین تبعات انتصاب مدیران غیر متخصص توضیح دهید.
میراث فرهنگی هیچ کاری که نکند، باید حفاظت کند؛ برای که؟ برای نسل آینده، برای وقتی که بحران رفع شد، برای وقتی که منابع به دست آمد. شما فکر کنید یک مسجد تاریخی دارید، الان پول ندارید به آن برسید. اگر رهایش کنید، جنازهاش برای آیندگان میماند. شما باید اقدامات حفاظتی حداقلی انجام دهید، آن را در همان وضعیت نگه دارید؛ مثل بیماری که باید فعلاً در همان حالت نگهش دارید، نه میتوانید عملش کنید و نه داروهای سنگین به او دهید، فقط نگهش میدارید تا اوضاع آرام شود.
یکی از مهمترین ابزارهای نگه داشتن این بنای تاریخی چیست؟ ثبت و حریم. در کشورمان تعداد آثاری که به ثبت رساندهایم مثلاً نسبت 40 تا 50 هزار به یک میلیون است. این تقریباً هیچی است؛ یعنی 50 هزار به یک میلیون تقریباً میشود گفت صفر است برای کشوری مثل ما. دوم حریم است. ما بگوییم مثلاً تعداد حریم آثار تاریخیمان 6 هزار تا، 7 هزار تا، 10هزار تا، 20هزار تاست. اینها چه هستند؟ اینها اعداد واقعاً (معنیدار نیستند) یعنی نمیتوانیم از آن دفاع کنیم. باید یک همت باشد. این حریم جزو همان بخشی است که گفتم باید نگه دارید. یعنی اگر نمیتوانیم مرمت جدی انجام دهیم، حداقل ثبت کنیم، تعیین حریم کنیم و بعد بتوانیم اقدامات حفاظتی اضطراری انجام دهیم. اینکه ما بگوییم چون پول نداریم اینها را زمین میگذاریم، باعث میشود که دستگاههای دیگر و بخشهای دیگر، چون شما مستندسازی نمیکنید از روی آثار شما رد شوند، تقصیر هم ندارند. میگویند دستگاه متولی باید متوجه چیزی به ما بگوید، ما که مقصر نیستیم.
این وظیفه ملی همه ماست. اینکه در انتصابات آدم غیرکارآمد را انتخاب نکنیم. به هر حال، میراث فرهنگی باید برای نسل آینده بماند. ایرانی بودن و شعار ایران دادن بدون این پشتوانه هیچی نیست، یک حباب خالی است و راحت میترکد. وقتی میراثی باشد، آدم دلش پر است و میتواند بگوید من اینجاییم، من تمدن دارم.
انتهای پیام