صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۴۳۵۲۸۳۱
تاریخ انتشار : ۲۸ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۷
حجت‌الاسلام آقاشریفیان در نشست علمی بیان کرد

یک عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان، در نشست علمی «سیمای اخلاقی پیامبر در هنر نگارگری و شعر فارسی»، ضمن تبیین جایگاه رحمة‌للعالمین در قرآن کریم، به تشریح چگونگی نفوذ سنت نبوی در بدنه تمدن اسلامی پرداخت. وی با اشاره به جایگاه جهانی شخصیت نبوی و تجلی آن در هنرهایی همچون کاشیکاری، خوشنویسی و نگارگری، از قدیمی‌ترین تصاویر منسوب به ایشان در نسخ خطی تا آثار معاصر استاد فرشچیان را مورد بررسی قرار داد و هنر فارسی را غنی‌ترین بستر برای مدح و منقبت رحمت‌للعالمین دانست.

به گزارش ایکنا، حجت‌الاسلام والمسلمین مهرداد آقاشریفیان، عضو هیئت‌علمی دانشگاه هنر اصفهان، شامگاه ۲۷ اردیبهشت‌ماه در نشست علمی «سیمای اخلاقی پیامبر در هنر نگارگری و شعر فارسی» حضور یافت.

این نشست عضوی از مجموعه جلسات کنگره بین‌المللی «۱۵ قرن تجلی نور نبوی» بود. وی در این برنامه با اشاره به جایگاه بی‌بدیل پیامبر اکرم(ص) اظهار کرد: در عالم وجود، درباره هیچ موجودی جز پیامبر این تعبیر به‌کار نرفته است که در شأن او بفرمایند ما تو را رحمة للعالمین آفریدیم. همان‌گونه که در آیه ۱۷۰ سوره انبیا صراحتاً ذکر شده است: «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ»؛ و ما تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم.

آقاشریفیان با بیان اینکه قرآن کریم، سنت نبوی و روایات معصومین(ع)، منبع اصلی هنر اسلامی با هر تعریفی به‌شمار می‌روند، اظهار داشت: اگرچه در مبانی نظری، تعاریف گوناگونی از هنر اسلامی وجود دارد و برخی آن را به جای هنر اسلامی، هنرِ مسلمین می‌نامند، اما در هر صورت، این هنر به‌طور کامل مرهون سنت نبوی و ولوی است.

وی اظهار کرد: در طول چهارده قرن گذشته، پس از آیات قرآن و ذات اقدس الهی، بیشترین میزان تکرار و بسامد در انواع مختلف هنرها همچون شعر، نگارگری، داستان و نقاشی، متعلق به نعت و ستایش پیامبر اکرم(ص) بوده است. همچنین ژانرها و گونه‌های مختلف هنری، از هنرهای تصویری و بصری نظیر خوشنویسی، نقاشی، معماری و کاشیکاری گرفته تا سایر فنون، همگی وام‌دار ادبیات اسلامی هستند که خود به‌شدت از معارف قرآن کریم سیراب می‌شود.

عضو هیئت‌علمی دانشگاه هنر اصفهان در ادامه با دسته‌بندی هنرها به دو گروه عمده، تصریح کرد: دسته‌ای از هنرها مانند شعر، نشید و سرود، گوش‌پایه هستند؛ به‌طوری که سنت مداحی و ستایش وجود نورانی پیامبر(ص) از همان لحظه مبعث و با نخستین مدیحه‌سرایی حضرت جبرئیل آغاز شد و با اشعار شاعران فراوان ادامه یافت. در این عرصه، ما با طیف گسترده‌ای از پرده‌خوانی، آواز، اذان، نثر و شعر مواجهیم که با بهره‌گیری از صناعات ادبی همچون تشبیه و استعاره، عظمت نبی اعظم(ص) را به تصویر می‌کشند. در مقابل نیز، هنرهای دیداری‌‌پایه قرار دارند که در آن‌ها هنرمند و ادیب با استفاده از صنایع بصری و ادبی مخصوص، در پی نشان دادن شکوه آن حضرت به مخاطب هستند.

عضو هیئت‌علمی دانشگاه هنر اصفهان در ادامه با اشاره به گستره وسیع حضور نام و یاد پیامبر(ص) در لایه‌های مختلف فرهنگ و تمدن اسلامی، بیان کرد: این حضور چنان ریشه‌دار است که حتی در سفالینه‌های قرون چهارم و پنجم نیشابور، تزیینات مزین به نام و احادیث ایشان به چشم می‌خورد. همچنین در دوره صفویه، پدیده‌هایی همچون لباس فتح که با ذکر جوشن‌کبیر و سخنان نبوی آراسته می‌شد، و یا قلعه یاسین (چارچوبی مزین به سوره یاسین که مسافران برای سلامت از درون آن عبور می‌کردند)، همگی نشان‌دهنده پیوند عمیق زندگی روزمره با معنویت نبوی است.

آقاشریفیان وجه مشترک تمامی این هنرهای متنوع را ارائه تصویری مقدس از پیامبر(ص) دانست و در تبیین تفاوت‌های بازنمایی در اسلام و مسیحیت تصریح کرد: برخلاف مسیحیت، در اسلام به‌ دلیل غلبه رویکرد تنزیهی، از چهره‌پردازی پرهیز شده است. اگرچه نگاره‌هایی از چهره ایشان در قرون پنجم تا نهم هجری وجود داشت، اما با ظهور دولت صفویه، هنرمندان به نورانی کردن سیمای پیامبر(ص) روی آوردند؛ به‌طوری که چهره ایشان دیگر ترسیم نمی‌شد و عمدتاً در پسِ پرده‌ای شیری، طلایی و یا در هاله‌ای از نور قرار می‌گرفت. وی همچنین خوشنویسی را در هر دو قلمرو ایران و عثمانی، از بزرگترین هنرهایی برشمرد که به زیباترین شکل به توصیف و ترسیم سیمای معنوی پیامبر(ص) پرداخته است.

وی در ادامه با استناد به تعابیر ارزشمند رهبری شهید در خصوص پیوند تمدن و هنر، بیان کرد: ایشان معتقد بودند که اگر به جریان فرهنگی برخاسته از نبوت توجه تمدنی داشته باشیم اما از ابزار هنر بهره نگیریم، این فرهنگ رشد نخواهد کرد. این ضرورت در مورد معرفی وجود مقدس نبی خاتم(ص) نیز صدق می‌کند؛ چرا که صاحبان انگیزه‌های باطل در دنیا به‌شدت از ابزار هنر استفاده می‌کنند. لذا برای تبیین شخصیت ممتاز پیامبر(ص) که در جهان حرف اول را می‌زند، استفاده از زبان هنر برای هر انسان صاحب‌عقلی یک ضرورت انکارناپذیر است.

نظر نویسنده و محقق یهودی در مورد پیامبر(ص)

آقاشریفیان در ادامه با اشاره به جایگاه جهانی پیامبر اکرم(ص)، به کتاب «صد چهره مؤثر تاریخ» نوشته مایکل هارت اشاره کرد و گفت: جالب توجه است که هارت، با وجود پیشینه یهودی و عدم دلبستگی عاطفی به اسلام، حضرت محمد(ص) را مؤثرترین شخصیت در کل تاریخ بشر معرفی کرده است. او در حالی این انتخاب را انجام داده که نام شخصیت‌های بزرگی همچون کوروش، مانی و فیلسوفان نامدار چینی را نیز در فهرست خود آورده است. این نشان‌دهنده آن است که در ۷۰ سال اخیر، رویکرد جهان به سمت اسلام و شناخت پیامبر(ص) بسیار مشهود شده و ما باید قدر این موقعیت تاریخی را بدانیم.

وی در بخش دیگری از سخنان خود به تجلی نام و نعت پیامبر(ص) در هنرهای تزئینی اشاره کرد و افزود: در هنر کاشیکاری، همواره نام مقدس نبی‌ اکرم(ص) و اشعار نغزی همچون سروده‌ی مشهور سعدی با مطلع «حَسُنَتْ جَمیعُ خِصالِهِ» درخشش داشته است. همچنین سنت حلیه‌نویسی که تلاشی هنرمندانه برای توصیف ویژگی‌های اخلاقی و سیمای قدسی پیامبر(ص) در قالب هنر خوشنویسی است، از گذشته در میان اهل فتوت رایج بوده و امروزه نیز در کشورهایی چون ترکیه رونق بسیار دارد؛ چنان‌که در سال‌های اخیر، هنرمندان ایرانی توانسته‌اند در مسابقات بین‌المللی حلیه‌نویسی در ترکیه رتبه‌های برتر را از آن خود کنند.

عضو هیئت‌علمی دانشگاه هنر اصفهان همچنین به ضرورت‌های پژوهشی در این حوزه پرداخت و اظهار کرد: مقالات ارزشمندی در تحلیل نگاره‌های مرتبط با پیامبر(ص) تألیف شده است؛ از جمله بررسی نگاره معراج در «فالنامه طهماسبی» (مکتب تبریز دوم) و تحلیل تعاملات میان نگارگری دکن هند با نگارگری ایرانی. وی با تأکید بر اهمیت وقایع‌نگاری در هنر نگارگری تصریح کرد: معراج پیامبر(ص) یکی از اصلی‌ترین دست‌مایه‌های هنرمندان در طول تاریخ بوده است، به‌ گونه‌ای که در پژوهش‌های خود بیش از ده نگاره برتر با موضوع معراج را مورد بررسی دقیق قرار داده‌ام.

وجود نقاشی چهره پیامبر(ص) در نسخه قدیمی کلیله و دمنه

استاد دانشگاه هنر اصفهان در ادامه با اشاره به ظرافت‌های هنری در بازنمایی شخصیت نبوی، اظهار کرد: در هنر نگارگری، برای نشان دادن عظمت اخلاقی پیامبر(ص) از طرح و نقشه‌هایی استفاده می‌شود که ریشه در منابع مکتوب دارند. قدیمی‌ترین تصویر منسوب به ایشان در نسخه‌ای از کتاب «کلیله و دمنه» یافت شده و در آثار دیگری چون معراج‌نامه‌ها، فال‌نامه‌ها و حتی نقاشی‌های قهوه‌خانه‌ای نیز تجلی یافته است؛ از جمله معراج‌نامه موجود در فالنامه طهماسبی اثر آقامیرک، از برجسته‌ترین نقاشان مکتب تبریز.

وی با بررسی آثار متأخر، به تابلوی خمسه آل‌طیبه متعلق به دوره قاجار (اثر یکی از هنرمندان خاندان استاد فرشچیان) اشاره کرد و افزود: در میان آثار معاصر، معراج و نزول وحی از آخرین تابلوهای استاد محمود فرشچیان هستند که نکاتی بسیار ارزشمند در خود نهفته دارند. با توجه به اینکه در سیره نبوی، مقام بندگی (عبدبودن) والاترین جایگاه ایشان است، استاد فرشچیان در اثر خود، اوج خاکساری و تعبد پیامبر(ص) را به زیباترین شکل ترسیم کرده‌اند.

آقاشریفیان در بخش دیگری از سخنانش به غنای ادبیات فارسی در این حوزه پرداخت و بیان کرد: مقالات متعددی پیرامون عناوینی چون صفات پیامبر در شعر فارسی، سیمای زیبای پیامبر در اشعار عالمان شیعی و تجلی پیامبر رحمت نگاشته شده است. نکته قابل تأمل اینجاست که با وجود عربی بودن زبان قرآن و اسلام، بیشترین آثار در مدح و منقبت پیامبر(ص) در هنر و شعر فارسی پدید آمده که این امر نشان‌دهنده ارادت عمیق شیعیان ایرانی به ساحت رحمت‌للعالمین است.

وی با برشمردن اوصاف قرآنی ایشان نظیر اسوه حسنه، خلق عظیم و دوری از هرگونه رجس و پلیدی، به توصیف امیرالمؤمنین(ع) از پیامبر با عنوان طبیبٌ دوّارٌ بطبّه (پزشکی که خود به دنبال بیماران می‌گردد) اشاره کرد و در پایان به تبیین مفهوم مرآتیه (آینه‌گی) در حوزه اخلاق پرداخت.

استاد دانشگاه هنر اصفهان، نشست خود را با حکایتی از مولانا در مثنوی معنوی به پایان رساند و گفت: مولوی روایت می‌کند که روزی ابوجهل در مواجهه با پیامبر(ص) از زشتی چهره ایشان گفت و در مقابل، فرد دیگری ایشان را خورشیدی بی‌نظیر توصیف کرد. پیامبر(ص) سخن هر دو را تأیید کردند و در پاسخ به چرایی این کار فرمودند: من آینه‌ای صیقل‌خورده هستم؛ هر کس که در من می‌نگرد، در حقیقت تصویر باطن و جمال یا زشتی خود را در من مشاهده می‌کند.

انتهای پیام