صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۴۳۵۳۶۴۲
تاریخ انتشار : ۰۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۳:۰۸
امیر دانایی/7

انسان در مسیرِ زندگی، همواره میانِ دو قطبِ «آرزوهای بی‌انتها» و «واقعیت‌های محدودِ دنیوی» در حرکت است. امیرالمؤمنین(ع) در نهج‌البلاغه، این مسیر را به دقت آسیب‌شناسی کرده‌اند.

به گزارش ایکنا، سرویس اندیشه ایکنا در آستانه‌ عیدِ خجسته غدیر، مروری دارد بر حکمت‌های نهج البلاغه با رجوع به کتابِ «کرانِ بی‌کران» از سیده‌ زینب شیرازی. این اثر که با شرحی  کاربردی و مختصر می‌کوشد نه تنها ذهن، بلکه جانِ مخاطب را در معرضِ نسیمِ کلامِ مولا علی(ع) قرار دهد؛ در این حکمت آرزو محل عبرت ماست. 

امیرالمؤمنین(ع) در حکمت ۳۰ نهج‌البلاغه، آرزوهای دنیوی را به اسبی چموش تشبیه می‌کنند که افسارِ آن اگر در دستِ عقل و تقوا نباشد، صاحبش را در کامِ مرگ می‌لغزاند: «مَنْ جَرَى فِي عِنَانِ أَمَلِهِ عَثَرَ بِأَجَلِهِ».

در چنین وضعیتی، آدمی پیش از آنکه به کامِ دل برسد و آمالِ خویش را در عالمِ واقعیت ببیند، چشم از این جهان فرومی‌بندد و چه‌بسا به دلیلِ غفلت از وظایفِ اصلی و فرو افتادن در دامِ آرزوها، گرفتارِ عقوبتِ الهی شود.

نویسنده در کرانِ بی‌کران با آسیب‌شناسی این «دویدن‌های بی‌حاصل»، تأکید می‌کند که دنیا برای روحِ بزرگِ انسان، ظرفیتی بسیار محدود دارد، درست مانندِ آن استادِ دانشگاهی که وقتِ خود را صرفِ مطالعه‌ الفبا کند، انسانی که از شأنِ روحانی برخوردار است نیز اگر تمامِ عمرِ خود را صرفِ ظواهرِ دنیا مانند مد، دکوراسیون و سرگرمی‌های فانی کند، به شأنِ والایِ خود جفا کرده است.

قرآن کریم نیز با هشداری صریح، این نگاهِ حقیرانه را نفی می‌کند: «وَلا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ» (سوره طه، آیه ۱۳۱). این آیه می‌فرماید: چشم دوختن به شکوفه‌های فانیِ دنیوی، تنها یک فریبِ بزرگ است که روح را زمین‌گیر می‌کند.

نویسنده با نگاهی دقیق، آرزو و تلاش برای آن را به سه دسته تقسیم می‌کند:

۱. تلاشِ واجب: مانندِ ترویجِ دین و نشرِ معارف. برای مثال، در آستانه غدیر، تبلیغِ پیامِ ولایت یک واجبِ کفایی است که اگر کسی این ظرفیت را در خود ببیند و در راستایِ آن تلاش نکند، در پیشگاهِ الهی کوتاهی کرده است.

۲. تلاشِ حرام: هرگونه هدف‌گذاری و دویدنی که از مسیرِ گناه بگذرد.

۳. تلاشِ مکروه: غرق شدن در دنیایِ مادی که فاقدِ جهت‌گیریِ اخروی است.

حقیقت این است که انسان در این دنیا به‌سانِ زندانی‌ است که پرونده‌ حیاتش روزی ناگزیر بسته خواهد شد. کسانی که تنها به دنبالِ اسبِ سرکشِ آرزوهای خویش می‌تازند و دل به «امیدهای واهی» خوش کرده‌اند، هرگز نخواهند توانست به افق‌هایِ بلندِ کمال دست یابند. برای نیل به مقاماتِ والایِ اخروی، دو گامِ اساسی ضروری است: نخست، جهت‌دهیِ مثبت به آرزوها با وجود رویکردهایِ معنوی و اخروی؛ و دوم، همتِ بلند و تلاشِ بی‌وقفه برای تحققِ آن‌ها؛ چرا که آرزویِ بدونِ عمل، سرابی بیش نیست. 

انتهای پیام