صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۴۳۵۴۲۰۷
تاریخ انتشار : ۰۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۲
محمود کریمی بیرانوند:

معاون اشتغال وزارت تعاون در دولت سیزدهم، با رد این ادعا که جنگ و محاصره اقتصادی عامل اصلی تورم اخیر است، سیاست «یکسان‌سازی نرخ ارز» در دی‌ماه را علت اصلی شعله‌ور شدن دوباره تورم دانست و گفت: رمز عبور از شرایط کنونی، بازگشت به منطق اقتصاد مقاومتی است.

محمود کریمی بیرانوند، معاون اشتغال وزارت تعاون در دولت سیزدهم در گفت‌وگو با ایکنا، با اشاره به آمارهای اقتصادی پیش از شروع جنگ گفت: تا قبل از دی‌ماه، تورم ماهانه و نقطه‌به‌نقطه صعودی بود. دولت تصمیم به یکسان‌سازی نرخ ارز گرفت – که در عمل یکسان هم نشد – و این کار مانند سوزن زدن به یک غده سرطانی، موتور تورم را دوباره روشن کرد.

وی افزود: همه اقتصاددانان هشدار داده بودند که اثر تورمی این سیاست حداقل شش ماه طول می‌کشد. به همین دلیل مسئولان وقت گفتند می‌خواهند هر سه ماه یک بار مبلغ یارانه کالابرگ را افزایش دهند؛ چون می‌دانستند قیمت‌ها قرار است بالا برود. این یک پیش‌بینی بود که به سرعت به واقعیت تبدیل شد.

معاون اشتغال وزارت تعاون در دولت شهید رئیسی گفت: وقتی تورم در شیب صعودی قرار دارد، کوچکترین عامل تحریک‌کننده می‌تواند موتور آن را دوباره روشن کند. سیاست دی‌ماه دقیقاً همان عامل تحریک‌کننده بود. حالا همه منتظرند ببینند که این تورم تا کجا ادامه پیدا می‌کند اما نکته مهم این است که ما نه تنها تورم را کنترل نکردیم، بلکه با مصاحبه‌های غیرکارشناسی، آن را تشدید هم کرده‌ایم.

جنگ فقط ۲۰ درصد در گرانی نقش دارد

این مقام اسبق وزارت تعاون با رد تأثیرگذاری مستقیم جنگ بر قیمت بسیاری از کالاها تصریح کرد: آسیب زیرساختی جنگ به سه حوزه پالایشگاه، پتروشیمی و فولاد محدود می‌شود. در بدترین حالت، ظرفیت تولید بنزین ۱۵ درصد و فولاد ۱۰ تا ۱۵ درصد کاهش یافته و مجموع خسارت زیرساختی کشور زیر ۲۰ میلیارد دلار برآورد می‌شود. این رقم در اقتصادی با تولید ناخالص داخلی حدود ۵۰۰ میلیارد دلاری، نمی‌تواند عامل اصلی تورم ۱۲۰ درصدی مواد غذایی باشد. برای مقایسه، برخی مسئولان اعدادی مانند ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت اعلام کرده‌اند که بیش از دو سوم تولید ناخالص داخلی کشور است؛ چنین ارقامی نه تنها واقعی نیست، بلکه در بازی جنگ روانی دشمن هم به او خدمت می‌کند.

کریمی بیرانوند تأکید کرد: اگر جنگ عامل گرانی بود، باید قیمت کالاهایی مانند سبزی، هویج، سیب‌زمینی یا قرص نعنا که ارتباطی با پالایشگاه و فولاد ندارند، جهش نمی‌کرد. افزایش قیمت این اقلام ریشه در انتظارات تورمی و سیاست‌های اشتباه دارد، نه بمباران پتروشیمی. مردم وقتی می‌بینند یک کالای اساسی در دو مغازه مجاور با دو قیمت متفاوت عرضه می‌شود، دیگر نمی‌توان این وضعیت را فقط به جنگ نسبت داد. تورم مواد غذایی به ۱۲۰ درصد رسیده اما کود کشاورزی که ربطی به پالایشگاه و فولاد ندارد، نایاب شده یا با قیمت نجومی به دست کشاورز می‌رسد؛ این‌ها ریشه در مدیریت داخلی دارد، نه جنگ.

وی در ادامه با اشاره به آمارهای رسمی گفت: در صنعت خودرو که این روزها جهش قیمتی عجیبی داشته، انجمن فولاد اعلام کرد قیمت تمام‌شده فولاد در خودرو زیر ۱۰ درصد است. پس چرا خودرو یکباره جهش کرد؟ به خاطر انتظارات تورمی و فضای روانی که خود مسئولان با اظهارات غیرسنجیده دامن می‌زنند. اگر فولاد هم نبود، ما ذخایر داشتیم و حتی می‌توانستیم واردات را مدیریت کنیم. پس برای ناتوانی در مدیریت بهانه آوردیم.

تورم انتظاری؛ بمب ساعتی که مسئولان با مصاحبه‌هایشان آن را فعال می‌کنند

وی یکی از مهم‌ترین کانال‌های تورم در ایران را «تورم انتظاری» دانست و گفت: وقتی رئیس کل بانک مرکزی یا سایر مسئولان در رسانه‌ها می‌گویند علت گرانی این است که پتروشیمی‌ها را زدند، آن فروشنده خرد که انبارش پر از کالاست، منتظر می‌ماند و جنس را گران‌تر می‌فروشد. این مصاحبه‌های غیرسنجیده به جای آرامش بازار، به موتور تورم روانی دامن می‌زند و عملاً خود مسئولان تبدیل به بزرگ‌ترین عامل تحریک تورم می‌شوند. ما از یک طرف با سیاست ارزی غلط تورم را شعله‌ور کردیم، از طرف دیگر با ادبیات اشتباه، آتش آن را بیشتر می‌کنیم.

کریمی بیرانوند با ذکر مثالی عینی افزود: همین چند روز پیش یک بسته قرص نعنا خریدم، روی بسته قیمت ۳۰ هزار تومان درج شده بود، اما فروشنده ۴۵ هزار تومان آن را می‌فروخت! و گفت این قیمت خرید قبلی است و الان باید گران‌تر بفروشم. این یعنی نظارت از بین رفته و انتظار گرانی جای قیمت واقعی را گرفته است. اگر همین وضعیت برای کالاهای قیمت‌گذاری‌شده پیش می‌آید، وضعیت کالاهای بدون قیمت‌گذاری که اصلاً قابل توصیف نیست. مردم هر روز در بازار با این پدیده مواجه می‌شوند؛ کالایی که یک هفته پیش ۵۰ هزار تومان بود، امروز ۸۰ هزار تومان شده بدون هیچ تغییری در هزینه تمام‌شده آن.

وی افزود: مسئله فقط جنگ یا تحریم نیست. ما مسئله تاب‌آوری روانی جامعه را داریم. وقتی مردم می‌بینند که یک مقام مسئول در تلویزیون می‌گوید فلان صنعت نابود شده، آن‌ها به سرعت برای احتکار و خریدهای اضطراری اقدام می‌کنند. این یعنی خود ما با بیان غیرسنجیده، تورم انتظاری را چند برابر می‌کنیم. اقتصاد ایران به شدت از این مسئله آسیب می‌بیند اما متأسفانه نه تنها آن را کنترل نمی‌کنیم، بلکه هر روز با یک مصاحبه جدید، آن را شعله‌ورتر می‌سازیم.

دو رویکرد متضاد: اقتصاد مقاومتی در برابر اقتصاد مذاکراتی

معاون اسبق اشتغال وزارت تعاون با تبیین دو گفتمان اقتصادی در کشور گفت: در یک سو اقتصاد مقاومتی قرار دارد که رهبر شهید بر پنج ویژگی آن تأکید داشت: درون‌زایی، برون‌گرایی، دانش‌بنیانی، مردمی‌بودن و مولد بودن. در سوی دیگر، اقتصاد مذاکراتی قرار دارد که دال مرکزی آن رفع تحریم از طریق توافق با آمریکا است و همه چیز را به نتیجه مذاکره گره می‌زند. این دو رویکرد نه فقط در دولت‌ها، بلکه در نسل‌های مختلف تصمیم‌سازی اقتصادی کشور قابل ردیابی است. تفاوت اساسی در یک کلمه خلاصه می‌شود: در اقتصاد مقاومتی می‌گوییم «ما می‌توانیم»، در اقتصاد مذاکراتی می‌گوییم تا آمریکا اجازه ندهد، هیچ کاری نمی‌توان انجام داد.

کریمی بیرانوند در پاسخ به این پرسش که چرا مردم در دولت شهید رئیسی نیز گرانی را حس می‌کردند، گفت: تفاوت در نگاه به بیرون است. در دولت قبل، گرانی داشتیم اما همزمان تولید احیا می‌شد، نرخ ارز کنترل می‌شد و مردم می‌دانستند که مسئولان منتظر خارجی‌ها نیستند اما امروز دائم صحبت از مذاکره است و همین کلمه، همه تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان را به انتظار نشانده است. با این ادبیات نمی‌توان اقتصاد را جلو برد. وقتی تولیدکننده خرد نمی‌داند هفته آینده نرخ ارز چه می‌شود، هرگز سرمایه خود را وارد خط تولید نمی‌کند و این یعنی رکود تورمی تثبیت شده است. ما الان گرفتار یک حلقه معیوب هستیم: انتظار مذاکره باعث توقف تولید می‌شود، توقف تولید باعث گرانی می‌شود و گرانی هم بهانه می‌دهد برای اینکه بگوییم چاره ای جز مذاکره نیست. این یک دام روانی است که خودمان برای خودمان درست کرده‌ایم.

وی در پایان با اشاره به بیانیه گام دوم انقلاب و تأکید رهبری بر «وسوسه نگاه به خارج» اظهار کرد: ۵۰ سال است تحریم هستیم، اما در دانشگاه‌ها یک درس درباره اقتصاد تحریم نداریم. تحریم وقتی مؤثر است که خود کشور تحریم‌شده با سیاست‌های غلط داخلی، اثر آن را چند برابر کند. ما ده‌ها مشکل فرایندی، قانون‌گذاری و فرهنگی داریم که ربطی به تحریم ندارد – از بوروکراسی طاقت‌فرسای گرفتن مجوز تولید که ماه‌ها طول می‌کشد تا یک کارگاه ساده راه‌اندازی شود، گرفته تا نرم‌افزارهایی با ۳۸ میلیون عضو که فرهنگ قمار و سفته‌بازی را جایگزین تولید می‌کنند. تا زمانی که این مسائل ساختاری حل نشود و چشم به نتیجه مذاکره دوخته باشیم، حتی پس از فرضی رفع تحریم هم گره‌ای از معیشت مردم باز نخواهد شد. رمز عبور از شرایط کنونی، بازگشت به منطق اقتصاد مقاومتی است؛ منطقی که می‌گوید اول ظرفیت‌های درون را بشناس، بعد با قدرت وارد تعامل بین‌المللی شو، نه برعکس. ما هفت برابر جمعیت خود منابع داریم، ۶۰۰ میلیون نفر بازار در همسایگی داریم اما به جای استفاده از این ظرفیت‌ها، همه چیز را به یک مذاکره با آمریکا گره زده‌ایم که ۴۵ سال است نتیجه‌ای جز گرانی و تورم برای ما نداشته است.

انتهای پیام