به قلم رضا عزیزیان، کارشناس ارشد روابط فرهنگی بینالملل
وقتی متن پیام حج امسال را میخوانی، پیش از آنکه درگیر تحلیلهای سیاسیاش شوی، چیزی در «لحن» و «ضربآهنگ» کلمات، تو را میگیرد. برای کسی که سالها با ادبیات استوار و حماسی قائد عظیم الشان خو گرفته باشد، این متن یک «آشناییزدایی» نیست؛ بلکه یک «تداوم» است. همان صلابت، همان گزیدهگویی و همان نگاه از بالایی که سیاست را با الهیات گره میزند، در بندبند این پیام جاری است. انگار قلم، همان قلم است که حالا در دستی دیگر، همان مسیر را با همان دقت هندسی ترسیم میکند. بیش از یک پیام سیاسی، ما با یک «متن مینیاتوری» و یک «اثر هنری» روبرو هستیم؛ جایی که هر واژه با ظرافتی مینیاتورگونه در جای دقیق خود نشسته تا تصویری جامع و شکوهمند از جهانبینیِ یک امت را در کمترین کلمات ممکن خلق کند. این قلم، سیاست را در قالب یک تابلوی هنری به تصویر کشیده است.
ذکری که سلاح شد
نکتهسنجی نگارنده در بازخوانی «الله اکبر» فراتر از یک بحثِ صرفاً اعتقادی است. ایشان هوشمندانه نشان میدهند که چطور یک ذکر الهی، در بزنگاههای تاریخی (از ۵۷ تا جنگهای تحمیلی اخیر) به یک «سلاح راهبردی» تبدیل شده است. اینجا «الله اکبر» دیگر فقط یک ندا در گلدستهها نیست؛ فرمولی است برای بههم ریختن محاسباتِ قدرتهای مادی. ایشان با این تأکید، میخواهند تبیین نماید که پیروزیهای میدانی، میوه «بزرگتر دیدن خدا» و «کوچک دیدن دشمن» است؛ منطقی که از همان ابتدا استخوانبندی این تفکر را ساخته است.
از سوگ تا برانگیختگی؛ بعثتِ ملتی که تمام نشد
رهبر معظم انقلاب اسلامی در فرازی خیرهکننده از پیام خود، بر زخمی انگشت میگذارند که قرار بود پایان یک راه باشد، اما تبدیل به یک آغاز شد. نگاه ایشان به واقعه جانگداز شهادت قائد عظیم الشان، نگاهی از جنس مرثیهسرایی صرف نیست؛ معظم له از یک «بعثتِ الهی» سخن میگویند. اینکه ملتی پس از چنین فقدان عظیمی، بهجای فروپاشیدن یا درجا زدن، به اعماق خویش رجوع کند و با سلاح «اللهاکبر» جانی دوباره بگیرد، چیزی جز یک برانگیختگی تمدنی نیست. ایشان با ظرافت تبیین میکنند که «بعثت» تنها مختص به رسولان نیست، بلکه ملتی که بر مدار حق طواف کند، در پس هر ابتلای بزرگی، مبعوث میشود تا معادلات دنیای مادی را با «حضور خیرهکننده» خود بر هم بزند. این تحلیل، نشان از عمق بصیرت ایشان دارد که مرگ سرداران بزرگ را نه نقطه پایان که سوخت موتور پیشران یک امت برای رسیدن به قلههای فتح میبیند.
منطقی که به عقب برنمیگردد
عبارتِ «عقربه زمان به عقب برنمیگردد»، شاید یکی از کلیدیترین جمله این پیام برای تحلیلگران سیاسی است. رهبر معظم انقلاب با این تعبیر، آب پاکی را روی دست تمام کسانی میریزد که هنوز در توهم بازگشت به دوران پیش از تحولات اخیر منطقه هستند. این یک بیانیه صریح درباره «نظم نوین منطقهای» است. وقتی بیان میدارند که پایگاههای آمریکا دیگر جای امنی نیستند، در حقیقت یک واقعیت محتوم را توصیف میکند، نه یک آرزو را. این همان قاطعیتی است که در قلم رهبر شهید هم سراغ داشتیم؛ نگاهی که تاریخ را یک جریان یکطرفه به سوی حق میبیند.
دعوتی از موضع خلوص، نه نیاز
اما در کنار این لحن حماسی و کوبنده، بخشی از متن که به دعوت از دولتهای اسلامی اختصاص دارد، بسیار تأملبرانگیز است. درخواستی که برای تعاون و همکاری از سوی ایشان مطرح شده، بوی «دیپلماسی التماسی» نمیدهد؛ بلکه از جنس «خلوص و برادری» است. مجتبای امت اسلامی با صدق تمام، دست دوستی به سوی همسایگان دراز میکنند تا بفهمانند که دشمن مشترک، تنها به دنبال بلعیدن هویت منطقه است. این ترکیب «قاطعیت در برابر استکبار» و «نرمی و خضوع در برابر امت اسلامی»، دقیقاً همان الگوی رفتاری است که سالها در مکتب قائد عظیمالشان دیده بودیم.
بهره سخن
پیام حج امسال فراتر از کلمات، یک «انتقال روح» بود؛ نشان داد که آن نگاه نافذ و منطق پولادین قائد شهید، حالا در این قلم و در این قامت بازتعریف شده است. اینجا سخن از وراثت صرف یک جایگاه نیست، بلکه سخن از وراثت یک «هندسه فکری» است که همزمان لرزه بر اندام استکبار میاندازد و در دل مظلوم، بذر یقین میکارد. بیراه نیست که غربیها پس از شکست سنگین در جنگ رمضان، حالا با بهت و حیرت میگویند «خامنهای جوان شده است»؛ آنها حق دارند که بترسند. آنها فهمیدهاند که با همان سدّ نفوذناپذیر، اما با نفسی تازهتر روبرو هستند. این قلم، نهفقط یک نوشته که پیشقراول تبیین تمدنی است که عقربههای تاریخ را به نفع خود جابهجا کرده است.
انتهای پیام