سرزمین غدیر، سرزمین نبوت و ولایت که ثمره زحمات ۱۲۴ هزار پیامبر در آنجا اعلام، بلندترین و مهمترین خطابه پیامبر خطاب به بشریت در آنجا بیان و بیعتی ۱۲۰ هزار نفری در آن رخ داده است، از آنچه دیده و شنیده برای ما روایت میکند؛ روایتهایی کوتاه و خواندنی که ایکنا تا روز عیدالله اکبر هر روز بخشهایی از آن را منتشر خواهد کرد.
یکصد و بیست هزار نفر محو سخنان پیامبرشان بودند صدای جدی و قاطع حضرت همچنان در گوش جانها طنین میانداخت که ناگهان لحن کلام تغییر کرد و پیامبر ماجرای ابلیس با حضرت آدم ال را مطرح نمود. احساس کردم هدف خاصی در نظر است و حضرت میخواهد ابعاد دیگری از مسئولیت مردم در قبال ولایت را به آنان گوشزد نماید شنیدم که فرمود: شیطان آدم را با حسد از بهشت بیرون کرد. مبادا به علی حسد کنید که اعمالتان نابود شود و قدمهایتان بلغزد آدم به خاطر یک گناه به زمین فرستاده شد در حالی که منتخب خدای عزوجل بود. پس شما چگونه خواهید بود در حالی که شمایید و در بین شما دشمنان خدا هستند.
آنگاه مسئله سعادت و شقاوت را با دوستی و دشمنی اميرالمؤمنين مرتبط دانست و سوره عصر را قرائت کرد و زیانکاری انسان را مطرح نمود. پیامبر در اینجا اشاره به عدهای از اصحاب منافق کرد و شباهت آنان را به اصحاب سبت بیان فرمود که با نقاب دین به جنگ خدا آمدند و پروردگار آنان را به میمون مسخ کرد. جمله زیبای حضرت در این موقعیت میتواند تابلوی ابدی برای مسلمانان باشد که فرمود: هر کس از شما عمل کند مطابق آنچه در قلبش از محبت یا بغض نسبت به علی مییابد.
آنگاه مسئله اتمام حجت را مطرح کرد و حجت بودن امامان بر معاندان و مخالفان و خائنان و گناهکاران و ظالمان و غاصبان و کوتاهی کنندگان را مطرح فرمود. لحن کلام هر لحظه جدیتر میشد و نگرانی از آیندهای خطرناک را نشان میداد. حضرت این را با قرائت آیه قرآن بیان کرد که میفرماید: «أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْY آیا اگر پیامبر بمیرد یا کشته شود عقبگرد خواهید کرد؟»(آسه 144 سوره آل عمران).
احساس کردم پیامبر میخواهد امت خود را در برابر توطئههای احتمالی آماده نماید و حتی این احتمال را مطرح میکند که مسلمانان اسلام را رها کرده و به جاهلیت بازگردند.
کلمات بعدی حضرت نشان داد که توطئهای عظیم و بسیار جدی در پشت پرده این مراسم در جریان است آنگاه که فرمود: بهزودی بعد از من امامانی خواهند بود که به آتش دعوت میکنند و روز قیامت کمک نمیشوند. من و خدا از آنان بیزاریم آنان و یاران و تابعین و پیروانشان در پایینترین درجه آتشاند. آیا واقعاً در مقابل دوازده امام معصوم (ع) رهبرانی میآیند که مسلمانان را به سوی جهنم خواهند کشانید؟ پس بیست و سه سال زحمت پیامبر چه میشود؟ یعنی واقعاً مسلمانان چنین بیوفایی از خود نشان خواهند داد؟ هرگز باورم نمیشود!!
در همین فکرها بودم که کلمه خاصی مانند پتک بر سرم فرود آمد! پیامبر نام «صحیفه» را برد و تأکید کرد که امامان ضلالت اصحاب صحیفه هستند. چهرههای مردم نشان میداد که آنها هم از کلمه صحیفه شوکه شدهاند و منظور از آن را نفهمیدهاند کدام صحیفه؟ کدام نوشته؟ کدام قرارداد؟ مگر عهد و پیمانی بر ضد ولایت امیرالمؤمنين(ع) امضا شده است؟ مگر توطئه تا اینجا پیش رفته است؟
بعدها شنیدم که پس از مراسم حج پنج نفر در مکه پیمانی بر ضد ولایت امضا کردهاند که اگر محمد(ص) از دنیا رفت یا کشته شد نگذاریم خلافت و جانشینی او در اهل بیتش مستقر شود. آن پنج نفر عبارت بودند از: «ابوبکر، عمر، ابوعبيده جراح، معاذبن جبل و سالم مولی ابیحذیفه». بعد از این اشاره پیامبر به صراحت فرمود: به زودی امامت را بعد از من به عنوان پادشاهی و با ظلم و زور میگیرند. خداوند غاصبین و تعدی کنندگان را لعنت کند.
آری این سخنان نشان میداد خطری جدی اسلام و مسلمانان را تهدید میکند و توطئههای وحشتناکی در حال عملی شدن حتی در حیات پیامبر(ص) است.
فضای سخنرانی دلها را ربوده بود و همه مبهوت از سیر کلام پیامبر که هر لحظه وارد مرحله جدیدی میشد، با اشتیاق گوش فرا داده بودند. صدای تلاوت سوره حمد توجه مرا به خود جلب کرد و پیامبر سورهای را خواند که هر مسلمانی در نمازهای پنجگانه بر زبان جاری میکند. منظور از قرائت این سوره در چنین موقعیتی چیست؟ پاسخ خود را از سخن پیامبر(ص) دریافتم که بر صراط مستقیم تأکید کرد و فرمود: من راه مستقیم خداوند هستم که شما را به پیروی آن امر نموده و بعد از من علی و سپس فرزندانم از نسل او که امامان هدایتاند.
در واقع پیامبر میخواست بگوید: «صراط مستقیم که مردم هر روز در نمازهایشان با خواندن سوره حمد از خدا میخواهند راه ولایت است که از پیامبر(ص) آغاز میشود و به علی(ع) میرسد و تا یازده امام بعد از او ادامه مییابد. همانگونه که «مَغْضُوبِ عَلَيْهِم» در سوره حمد دشمنان ولایت و ضالين گمراهان از خط اهل بیت هستند.
آنگاه پیامبر با ضابطه قرار دادن امامان معصوم به معرفی دوستان و دشمنان آنان پرداخت و با استناد به آیات قرآن اوصاف آنها را برشمرد در اوصاف اولیاء و دوستان اهل بیت، آنان را مؤمنینی معرفی کرد که ایمان در قلبهایشان حک شده و شک و تردید در آنان راه ندارد و به غیب ایمان آوردهاند و ایمان خود را با ظلم آلوده نمیکنند.
سپس آنان را حزب مؤيّد از جانب خدا دانست که هرگز با دشمنان خدا دوستی نمیکنند. علامت دیگر آنان را مدحهای خداوند درباره شان در قرآن و محبوبیت آنان نزد پروردگار بیان فرمود و اجر کبیر و بهشت دائمی را پاداش آنان اعلام کرد.
آنگاه به توصیف دشمنان اهل بیت پرداخت و آنان را سفیهان گمراهی معرفی کرد که برادران شیاطین هستند. سپس پشیمانی و اعترافشان در قیامت را مطرح کرد و اینکه شعلههای آتش در انتظار آنان است.
این جمله نهایی پیامبر برایم بسیار جالب بود که به عنوان یک قانون دائمی برای سنجش دوستان و دشمنان اهل بیت اعلام کرد و فرمود: دشمن ما کسی است که خدا او را مذمت و لعنت نموده و دوست ما هر کسی است که خداوند او را مدح نموده و دوستش بدارد.
مراحل سخن در خطابه پیامبر با چینش خاصی پیش میرفت و احساس میکردم حضرت تمام آنچه میخواسته بگوید بیان کرده است. اما نام زیبایی را شنیدم که دوست داشتم درباره او بیشتر بدانم، فرمود: هیچ سرزمین آبادی نیست مگر آنکه در اثر تکذیب اهل آن آیات الهی را، خداوند قبل از روز قیامت آنان را هلاک خواهد کرد و آن را تحت حکومت امام مهدی(عج) در خواهد آورد.
فهمیدم که برای دوازدهمین امام پرونده خاصی مفتوح است. در همین فکر بودم که احساس کردم بخشی از سخنان پیامبر به مهدی موعود اختصاص یافته و رسماً درباره او بیاناتی دارد، آنجا که فرمود: «الا إِن خاتَمَ الْآئِمَةِ مِنَّا القائِمَ المهدی؛ بدانید که آخرین امامان مهدی قائم از ماست».
سپس به اوصاف بلند او پرداخت و وی را آخرین حجت و نوالهی و منتخب خدا و ولىالله در زمین و امین پروردگار معرفی کرد که متصل به دریای علم الهی است و خداوند امور عالم را به او میسپارد و اوست که انبیای گذشته بشارت ظهورش را دادهاند.
سپس پیامبر به جوانب فتح الفتوح مهدوی پرداخت حضرت غلبه او بر ادیان انتقامش از ظالمين و فتح قلعههای محکم به دست او را مطرح فرمود و تصریح کرد که هیچکس بر او غالب نخواهد شد. در فراز دیگری از سخن پیامبر انحصار امامت در دوازده امام با تصریح به خاتمیت حضرت مهدی مطرح شد و ادامه امامت او تا قیام قیامت اعلام گردید.
انتهای پیام