به قلم سید مصطفی میرزاباقری برزی، کارشناس مسائل سیاسی
در جنگ رمضان، دونالد ترامپ نه تنها در محاسبات راهبردی خود در قبال جمهوری اسلامی ایران دچار خطای فاحش شد، بلکه اکنون و پس از سه ماه از شروع این جنگ از موضع قدرت کاذب، خود را در حصار بنبست «بد و بدتر» گرفتار میبیند.
غربیها امروز با وحشتی فراگیر، نظارهگر فروپاشی توهم «پیروزی صاعقهوار» و مواجهه با واقعیت مقاومت جمهوری اسلامی ایران هستند؛ ملتی که با اتکا به نصرت الهی، معادلات قدرت را در منطقه و جهان تغییر داده است.
ترامپ در جنگ رمضان بر پایه یک پیش فرض استعلایی و البته اشتباه، خود را در برابر دو گزینه میبیند: ادامه دادن رویکرد روسای جمهور پیشین که به زعم وی، عامل قدرتیابی روزافزون جمهوری اسلامی ایران بوده، و یا گزینه ادامه جنگ با استفاده از تمام توان نظامی آمریکا و متحدانش.
او با صراحت ادعا کرده بود که ۴۷ سال ناکامی واشنگتن در براندازی نظام جمهوری اسلامی را در چند روز جبران خواهد کرد. این ادعای غرورآمیز، مبتنی بر تصویری وارونه از واقعیت اراده ملت ایران و توان دفاعیِ آن بوده و هست.
اما جنگ رمضان نقطه عطفی شد تا این توهم «پیروزی برقآسا» در هم بشکند. ناکارآمدی ارتش به اصطلاح شکست ناپذیر ایالات متحده در برابر مقاومت قاطع نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، ترامپ را ناگزیر به عقبنشینی از مواضع اولیه خود و پذیرش آتشبس کرد. این چرخش ناگهانی نه از سر تدبیر، که از شدت ضربات کاری بود که اراده مقاومت بر پیکره ماشین جنگی دشمن وارد آورد.
جمهوری اسلامی ایران در جنگ رمضان با برآورد دقیق از میدان نبرد و با حفظ ابتکار عمل، سیاست «تداوم ضربات کوبنده» را در پیش گرفت تا آمریکا نه تنها امکان بازگشت به جنگ را از دست بدهد، بلکه پای میز مذاکره، چارهای جز پذیرش شروط جمهوری اسلامی ایران نداشته باشد و این رویکرد هوشمندانه منجر به طولانی شدن جنگ تا چهل روز و نهایتا موافقت آمریکا با شروط اعلامی جمهوری اسلامی ایران برای پایان درگیری شد.
اکنون، پس از دورهای از مذاکرات فشرده و رد و بدل شدن پیامها، ترامپ نه بر سر دوراهی «خوب و بد»، بلکه در تنگنای انتخاب میان «بد» و «بدتر» گرفتار شده است. این ارزیابی، نه تنها در میان تحلیلگران داخلی که در میان نخبگان سیاسی و سناتورهای برجسته آمریکا و رسانههای معتبر غربی نیز اجماع یافته است.
گزینه «بد»: پذیرش شروط ایران: این گزینه، به معنای تن دادن به شکست آشکار برای ترامپ است. جمهوری اسلامی ایران به عنوان طرف پیروز میدان، شروط پنجگانهای را برای اعتمادسازی آمریکا (کشوری که به بدعهدی و پیمانشکنی مشهور است) تعیین کرده است:
۱. پایان جنگ در تمامی جبههها: توقف کامل درگیریها، از جمله در جبهه لبنان
۲. رفعِ محاصره دریایی: پایان دادن به محدودیتهای اعمال شده بر تردد دریایی
۳. مدیریت ایران بر تنگه هرمز: تثبیت حاکمیت بلامنازع جمهوری اسلامی بر مهمترین شاهراه انرژی جهان
۴. لغو تحریمهای نفتی: لغو کامل محدودیتها بر صادرات نفت ایران
۵. آزادسازی داراییهای بلوکه شده: بازگشت منابع مالی مسدود شده ایران
پذیرش این شروط، برای ترامپی که با هدف بلعیدن و تجزیه جمهوری اسلامی ایران وارد جنگ شده بود، ضربهای مهلک به پرستیژ و هژمونی جهانی ایالات متحده و نقطه پایانی بر ادعای ابرقدرتی خواهد بود و این همان انتخاب «بد»ی است که از آن یاد میکنیم.
گزینه «بدتر»: بازگشت به جنگ: در صورت شکست مذاکرات و عدم تمکین به شروط ایران، ترامپ گزینه تکرار جنگ را مطرح کرده است. اما اینک، وحشت غرب از پیامدهای «جنگ دوباره» با جمهوری اسلامی ایران، بیش از هر زمان دیگری است.
فرماندهان عالیرتبه نظامی کشورمان بارها و بارها هشدار دادهاند که هرگونه تجاوز مجدد، با پاسخی «کوبندهتر»، «قاطعانهتر» و در «میدانی فراتر از منطقه» و با «غافلگیریهای پیشبینیناپذیر» مواجه خواهد شد.
پیامدهای ویرانگر سناریوی جنگ:
کارشناسان برجسته نظامی و سیاسی آمریکا مانند «پروفسور جان مرشایمر» از دانشگاه شیکاگو، جنگ با جمهوری اسلامی ایران را «بزرگترین اشتباه در تاریخ سیاست خارجی آمریکا» توصیف میکنند.
بازگشت به جنگ، نه تنها «تمام شریانهای حیاتی» اقتصاد غرب را فلج خواهد کرد و منابع و ذخایر نفتی جهان را به نابودی خواهد کشاند، بلکه جمهوری اسلامی ایران را با اقتدار بیشتر، در حوزههای صنعت هستهای، قدرت موشکی و کنترل هوشمند تنگه هرمز تقویت خواهد نمود. علاوه بر این، اضلاع محور مقاومت در سطح منطقهای و جهانی، با شگفتانههای حیرتانگیز، قدرت بازدارندگی خود را به سطوحی بیسابقه ارتقا خواهند داد.
واقعیت انکارناپذیر این است که ترامپ در تله جنگ گرفتار شده و راه گریز ندارد. او در برابر ملتی ایستاده که با اتکا به قدرت لایزال الهی و در تبعیت از آموزههای ملت امامحسینی، پیروزی نهایی آن توسط خداوند حکیم تضمین شده است چرا که از اعماق جان ایمان داریم که «و ما النصر الا من عندالله العزیز الحکیم»
این نبرد، صرفا یک تقابل سیاسی یا نظامی نیست، بلکه آزمونی الهی است که در آن، اراده استوار ملت بصیر و انقلابی ایران، در برابر تمامیتخواهی قدرتهای استکباری، به پیروزی نهایی خواهد رسید.
انتهای پیام