به گزارش ایکنا، به نقل از روابط عمومی مؤسسه فرهنگی هنری موعود عصر(عج)، اسماعیل شفیعی سروستانی در نشست یکصد و هشتاد و یکم مؤسسه فرهنگ مهدوی به تشریح ریشههای الهیاتی و تاریخی عملکرد کنونی «یهودیت صهیونیستی» پرداخت.
وی با تقسیم یهودیت به لایههای مختلف و بررسی تبار تاریخی یهودیان شرقی و غربی، مدعی شد که جریان مسلط صهیونیسم نه از نسل بنیاسرائیل کهن، بلکه برآمده از یهودیان «اشکنازی» و نوکیشان «خزری» است که با تکیه بر متون تلمودی، پروتکلها و محافل مخفی، به دنبال دستیابی به «حکومت جهانی» هستند.
شفیعی سروستانی در ابتدای سخنان خود به وجود دو جریان اصلی صهیونیستی در جهان امروز اشاره کرد: ۱. یهودیت صهیونیستی: جریانی که با سلاح در میدان نبرد حاضر و مقابل مؤمنان، شیعیان و ایران اسلامی ایستاده است.۲. مسیحیت صهیونیستی: جریانی منشعب از یهودیت که عمدتاً در آمریکا و انگلستان حضور دارد و با رویکردی ویژه از یهودیت تغذیه میکند. این دو جریان، خود دارای سه لایه یا پرده هستند. پرده اول یهودیت صهیونیستی و پرده دوم مسیحیت صهیونیستی است، اما پرده سوم جریانی ناشناخته و فاقد منابع کافی است که به فرازهای این جریان سازمان یافته در جلدهای هفتم و هشتم کتاب «قبیله لعنت» اشاره شده است.
بخش مهمی از نشست یکصد و هشتاد و یکم فرهنگ مهدوی به تبارشناسی یهودیان اختصاص یافت. پژوهشگر مطالعات فرهنگی و یهودشناسی، یهودیان را به دو شاخه اصلی تقسیم کرد: یهودیان شرقی (صفاردی): یهودیان ساکن شرق جهان اسلام که عمدتاً از مادر یهودی متولد شده و اصالتاً ساکن فلسطین بودند.
1· یهودیان غربی (اشکنازی): گروهی که در اروپا (آلمان، لهستان، اوکراین) زاده شدند و بعدها با شکلگیری صهیونیسم به فلسطین اشغالی مهاجرت کردند. به گفته وی، سران کنونی رژیم صهیونیستی مانند نتانیاهو از این تبار هستند. این گروه با حمایت بریتانیا به کابینههای قدرت راه یافتند و هسته اصلی صهیونیسم سیاسی را تشکیل دادند. نکته محوری در این تبارشناسی، اشاره به «یهودیان اشکنازی» و نسبت آنان با «خزریان» بود: 1. منطقه خزرستان: واقع بین دریای خزر و دریای سیاه، زیستگاه اقوام ترک بیابانگرد که به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک، حائلی میان روم (جهان مسیحیت) و مسلمانان بود.
۲. یهودی شدن خزرها: در قرن هشتم میلادی، برای حفظ استقلال در برابر فشار عباسیان و رومیان، خاقان خزر و درباریانش به دین یهود گرویدند تا به عنوان جریان سوم عمل کنند. این نوکیشان، پیشینهای در بنیاسرائیل نداشتند.
۳. فروپاشی و مهاجرت: با فروپاشی دولت خزرها، این یهودیان به اروپا مهاجرت کرده و هسته اولیه «یهودیان اشکنازی» را شکل دادند. تحلیلگر با استناد به پژوهشهای محققانی مانند آرتور کاسلر، مدعی شد که بخش عظیمی از یهودیان امروز اروپا و آمریکا از نسل همین خزریان هستند. وی آمار مهاجرت آنان را حدود ۲ میلیون نفر به آمریکا، ۳۵۰ هزار نفر به اروپای غربی، ۲۰۰ هزار نفر به انگلستان و ۱۵۰ هزار نفر به سایر نقاط ذکر کرد.
نویسنده کتاب «جولت جهانی یهود» با مرور تاریخ بنیاسرائیل، نقطه عطف تحول در یهودیت را دوره اسارت بابِل و بازگشت به اورشلیم دانست و یادآور شد: در این دوران تفاسیر شفاهی عالمان یهودی (خاخامها) به تدریج وزنی سنگینتر از کتاب مقدس تورات پیدا کرد و از قرن ششم میلادی به مجموعهای به نام «تلمود» تبدیل شد. یعنی علمای بنی اسرائیلی به تورات دسترسی داشتند، اما تفسیر به رای بر اساس اقتضائات و نفع شخصی کار را به جایی رساند که «یهودیت امروزی، یهودیت تلمودی است، نه توراتی، و این میراث فکری اشکنازیهاست که بر جهان یهودیت تحمیل شده است.» در مجموع تمرکز اصلی بحثها از عهد عتیق و تورات به تلمود معطوف شده است.
مدیر مسئول مؤسسه فرهنگی هنری موعود عصر(عج) یادآور شد: فراز و نشیبهای قوم بنی اسرائیل پس از حضرت سلیمان دچار فساد و انحراف شد و معبد بزرگ اورشلیم نیز آمیخته به گناه و فسق شد. در نتیجه گرفتار بختالنصر شدند و گروهی از بنی اسرائیل به بابل رفتند و حدود ۴۸۰ سال در بابل زندگی کردند. با آمدن کوروش هخامنشی، اسرای بنیاسرائیل آزاد شدند و به اورشلیم بازگشتند و دوره جدیدی آغاز شد. در اورشلیم کمکم جریان شکلگرفتن یهودیت خاخامی یا حاخامی پدید آمد که در قالب تغییر صورتی از دین اولیه ظاهر شد. در این دوره تشکیل تفاسیر شفاهی: پس از اسارت و پس از آن، کاهنان و علمای یهودی به تدریج تفاسیر شفاهی ارائه کردند که از مندر تورات استفاده میکردند و آنها را تفسیر میکردند. این تفاسیر شفاهی به تدریج وزنِ بالاتری نسبت به تورات پیدا کردند.
اسماعیل شفیعی سروستانی یادآور شد: تولد تلمود از قرن ششم میلادی به بعد، مجموعهای به نام تلمود شناخته میشود که دربرگیرنده تفاسیر شفاهی کائنان و عالمان یهود است. این تفاسیر براساس تورات اخذ میشود اما از حقیقت دین و آیین موسی به نوعی فاصله گرفته است. طی قرون، هر خاخام و عالم تفاسیر جدیدی نوشت و مجموعهای عظیم به نام تلمود پدید آمد که در مشاهدهای که در موزه یکی از کشورهای اروپایی داشتم حدود ۱۳۰ مجلد بود.
در تلمود، رویکردهای الهیاتی و کلامی وجود دارد که به شکلگیری رویکرد مهمی در یهودیت صهیونیستی و پشتیبانی از جنایتهای آنها کمک کرده است. برای مثال با نگاهی به برخی گزارههای تلمود درمییابید که این تفاسیر چه مرزهایی را میشکند، متن به نقل برخی جملات اشاره میکند که به صورت انتقادی علیه غیر یهودیها و جایگاه آنها نسبت به یهودیها مطرح شدهاند. در گزارهای آمده است «نطفه غیر یهودی همچون نطفه اسب است.»، «بیگانگان مانند سگ هستند و سگ از غیر یهودی برتر است.»، «بهشت مخصوص یهود است و جهنم جایگاه مسیحیان و مسلمانان.» که جمله این گزاره حاکی از نژاد پرستی این رویکرد الهیاتی دارد.
همچنین در تلمود باورهای غلطی مرتبط با حلول خداوند در انسانهای یهودی و جایگاه قدس، بهشت و جهنم اشاره میکند. از نظر متن، این آموزهها به تقویت دیدگاههایی نسبت به برتر بودن روح یهودی و جایگاه خاص یهود در جهان منجر میشود. در مجموع آموزههای تلمود به شکلگیری و توجیه برخی رویکردهای صهیونیستی در سیاست و جنگها (مثلاً کشتار مسلمانان در غزة) میانجامد و این بنمایههای الهیاتی بر رفتارهای سیاسی و نظامی تأثیر میگذارند. به عبارت دیگر رویکردهای دینی تلمودی پشت برخی وقایع و تصمیمات سیاسی - نظامی قرار دارند.
اسماعیل شفیعی سروستانی با اشاره به اینکه هرچند تلاش شده است که یهودیت صهیونیستی را از پروتکل یهودیان اشکنازی جدا نشان دهند اما زمانی که به کارنامه یهودیت صهیونیستی مینگریم متوجه میشویم عین به عین پروتکل اجرا شده است و به نوعی میتوان گفت که پروتکلهای دانشوران صهیون و نقشه راه تسلط بر جهان است. در مجموع آنچه در عمل از یهودیت جهانی دیده میشود، نسخهای برابر با اصل این پروتکلهاست. مفاد اصلی آن شامل کنترل رسانهها، ترویج فروپاشی اخلاقی، تضعیف ادیان، تسلط بر بانکداری بینالملل و ایجاد جنگ برای رسیدن به حکومت جهانی است.
سخنران سومین و مخفیترین لایه یهودیت را «ایلومیناتی» معرفی کرد که به گفته او توسط خاندان روچیلد (از تبار یهودیان اشکنازی) سازماندهی شده است. وی مدعی شد که ایلومیناتی پروژه «نظم نوین جهانی» را با طراحی سه جنگ جهانی پیش میبرد: جنگ جهانی اول: نابودی روسیه تزاری، جنگ جهانی دوم: ایجاد سازمان ملل و قدرت گرفتن آمریکا و جنگ جهانی سوم: نابودی آمریکا و تشکیل دولت جهانی یهود با پایتختی اورشلیم.
وی ادامه داد: خاندان روچیلد با سازماندهی به نام ایلومیناتی یا مجمع اشراقیون تبدیل شدند و این شبکه نفوذی فراتر از فراماسونری جهانی را در اختیار گرفت. آداسی آدام به عنوان رئیس فراماسونری جمعی از ماسونهای سطح بالا را در قالب یک مجموعه جدید گرد آورد که بعدها به مجمع اشراقیون/ایلومیناتی مشهور شد. این مجموعه از لوسیفر/نورانیها الهام گرفته و به شیطانپرستی گرایش دارد.
شخصیت های کلیدی اشراقیون متشکل از ۱۳ خاندان یا خط خونین (از روچیلرها و خاندانهای ثروتمند دیگر) به عنوان ستونهای مالی و سلطنتی است و آمریکا را صرفاً به عنوان ابزار و نیروی نظامی و بانکی میشناسند که وقتی پروژه نظم نوین جهانی به پایان راه برسد و نظم پس از آشوب بزرگ برپا شود، آمریکایی وجود نخواهد داشت و از بین میرود.
مدیر مسئول مؤسسه فرهنگی هنری موعود عصر(عج) با اشاره به سه اصل بنیادین اشراقیون یادآور شد: ایلومیناتی به سه اصل اصلی میبالد: قدرت، ثروت، تسلط بر زندگی و مرگ، و نفوذ اقتصادی که امکان اعمال اراده آنها را فراهم میکند. مرکز نظم نوین جهانی را اورشلیم دانسته و ادعا میشود با پیشبرد سه جنگ جهانی به طرف تشکیل دولت جهانی با پایتختی اورشلیم میروند. جهت نیل به این پروژه جنگهای جهانی و طرح سهگانهای ساماندهی کردهاند پروژهای با نام نظم نوین جهانی به سه جنگ جهانی منتهی میشود که توسط آلبرت پایک و سایر اعضا طراحی شد. جنگ اول روسیه را از صحنه جهانی حذف میکند؛ جنگ دوم با هدف بهکارگیری ابزارهای جهانیسازی و سازمانهای بینالمللی؛ و جنگ سوم با هدف نابودی امپراتوری آمریکا و ایجاد دولت جهانی با اورشلیم به عنوان پایتخت.
اسماعیل شفیعی سروستانی در پایان بندی نشست با اشاره به ماهیت چهار سوار آخرالزمانی اظهار داشت: مسئله چهار سوار آخرالزمانی برگرفته از مکاشفه یوحنا است، با تطبیق وقایع جهان با مکاشفه یوحنا چهار روند به طول کلی اجرا خواهد شد: بیماریهای همهگیر، جنگافروزی، قحطی و مرگ، سناریوهای از پیش طراحیشده ایلومیناتی برای ایجاد آشوب و زمینهسازی ظهور حکومت جهانی است. در کل این چهار سوار نمادهای پایان دنیا هستند:
- سوار اول: اسب سپید با کمان و تاج، گاه به عنوان ضد مسیح یا نمایانگر بیماری/تسلط تعبیر میشود.
- سوار دوم: اسب سرخ با شمشیر، نماد جنگ.
- سوار سوم: اسب سیاه با ترازو، نماد قحطی و بالا رفتن قیمتها.
- سوار چهارم: اسب رنگپریده/زرد-سبز، نماد مرگ و پیکر بیجان؛ مفهوم هادس/یِدِس در یونان، که در باورهای مسیحی سرزمین مردگان است. چهار سوار از دیدگاههای مختلف تفسیر میشوند: برخی آنها را نمادهای شرور میدانند (به ویژه سوار اول و دوم)، برخی آنها را به نوعی به عنوان تجسمهای نمادین یا حتی بازتابهای مسیح مطرح میکنند. مکاشفه یوحنا با بازگشایی مهرها، وجود چهار سوار را با آغاز و پایان دنیا مرتبط میسازد.
ایلومیناتی با طراحی و تراشیدن سه جنگ جهانی و با نفوذ در ساختارهای اقتصادی، سیاسی، امنیتی و فرهنگی جهان، به دنبال ایجاد نظم نوین جهانی با اورشلیم به عنوان پایتخت است و چهار سوار آخرالزمانی نیز بخشی از تصویر پایان دنیا در این زمینهاند.
اسماعیل شفیعی سروستانی ضمن تاکید بر مداخلات شیطان و پیروانش برای ایجاد تاخیر در واقعه شریف ظهور اظهار داشت: با تمامی این مداخلات نظام هستی رها نیست، هرچند آنها در جولان شر موفقیتهایی دارند اما نبرد اصلی، رویارویی ماورایی اولیاءالله با رهبری حضرت بقیه الله الاعظم با اولیای شیطان است و «سلاح مؤمنان» در این نبرد، دعا، صلاح و پاکی است. با ظهور سعادت فروز حضرت ولی عصر (عج)، این نظام شیطانی به طور کامل نابود خواهد شد. پس از دعا برای فرج فارغ نشوید که سلاح اصلی مومنان است و همزمان این جمله درخشان را به یاد داشته باشید که منتظران مصلح کل خود باید صالح باشند.
لایههای ایلومیناتی، صهیونیستی-یهودی و مسیحی-صهیونیستی همگی در پی به وجود آوردن آشوب جهانی، کنترل اوضاع و تأسیس دولت جهانی در اورشلیم هستند. ارتباط سران ایلومیناتی با شیاطین از طریق علوم غریبه، کابالیسم و جادوگری یهودی انکار ناپذیر است؛ شیطان برای رسیدن به قدرت به عامل انسانی نیاز دارد و دستپروردههای انسانهای یهودی میتوانند باعث فساد، فقر و قحطی برای انتقام از خدا شوند. قربانیان این نقشهها، به ویژه مسلمانان و دختران نابالغ، برای قربانیشدن آماده میشوند تا شیاطین در حضور ابلیس از آنها بهره برند.
در حال حاضر نبرد جهانی میان اولیای الله و اولیای شیطان ادامه دارد و ما با پیوستن به مسیر حق و حمایت از اولیاء الله، به سوی ظهور و گشایش برکات الهی پیش خواهیم رفت. اشاره میشود که خانه شیعه و ایران به عنوان برگزیدهترین سرزمین، در انتظار ظهور ولیعصر علیهمالسلام است و با تکیه بر دعا و پاکی، به یاری و پیروزی حق میانجامد.
انتهای پیام