حجتالاسلام والمسلمین سیدیدالله شیرمردی، پژوهشگر نهجالبلاغه و مدرس حوزه و دانشگاه، در گفتوگو با ایکنا به مناسبت فرارسیدن ایام ارتحال حضرت امام(ره) به بررسی جایگاه وحدت در سطوح مختلف ملی، اسلامی و جهانی در اندیشه امام راحل و نقش مردم در حکومت دینی و حفظ و بقای نظام و انقلاب پرداخته است که در ادامه میخوانیم:
بیشتر بخوانید:
ایکنا ـ امام خمینی(ره) همواره بر وحدت بهعنوان رمز پیروزی انقلاب و حفظ نظام اسلامی تأکید داشتند. با توجه به اینکه رهبر شهید و حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای نیز همین رویکرد را دنبال کرده و میکنند، جایگاه وحدت در اندیشه امام راحل را چگونه ارزیابی میکنید؟
مسئله وحدت یکی از ارکان اعتقادی دین مبین اسلام و از بزرگترین معارف توحیدی انبیا است. اساساً بدون وحدت، تشکیل حکومت اسلامی و استمرار آن امکانپذیر نیست. امام خمینی(ره) با چنین نگاهی، وحدت را یک امر صرفاً سیاسی یا اجتماعی نمیدانستند، بلکه آن را امری عبادی و الهی تلقی میکردند.
به همین دلیل، در کنار تأکید بر مسائل مهم اسلام و عبادات بزرگی همچون نماز جمعه و نماز جماعت، حفظ وحدت جامعه اسلامی را از مهمترین وظایف مسلمانان میدانستند. از نگاه ایشان، اگر انجام برخی رفتارها، مراسم یا حتی شعائر موجب ایجاد اختلاف و رنجش در میان مسلمانان میشد، حفظ وحدت بر انجام آن مقدم بود.
این نگاه تنها به وحدت میان شیعه و سنی محدود نمیشد، بلکه امام(ره) حتی نسبت به پیروان سایر ادیان الهی نیز حساسیت ویژهای داشتند و هرگونه رفتار توهینآمیز یا اختلافافکنانه نسبت به مسیحیان، یهودیان و سایر پیروان ادیان توحیدی را مردود میدانستند. امروز نیز میتوان آثار این رویکرد را مشاهده کرد؛ بهگونهای که بسیاری از شخصیتها و رهبران دینی جهان چون پاپ در مواجهه با ظلم و تجاوز و جنگ تحمیلی سوم از ملت ایران و طرف مظلوم حمایت میکنند؛ این آموزههایی است که اگر از سوی ما رعایت نمیشد چه بسا با سکوت رهبران دینی چون پاپ یا حتی حمایت از طرف مقابل را مشاهده میکردیم.
در حقیقت، وحدت در اندیشه امام خمینی(ره) همسنگ اصول بنیادینی همچون توحید، نبوت و معاد است؛ زیرا سعادت دنیا و آخرت انسانها در گرو وحدت قرار دارد. بدون وحدت، اجرای احکام اسلام، تحقق اهداف دینی و حفظ جامعه اسلامی ممکن نخواهد بود.
امام خمینی(ره) از دوران پیش از انقلاب در نجف و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، همواره بر این اصل تأکید داشتند که وحدت مردم یکی از مهمترین عوامل پیروزی انقلاب و رمز حفظ و استمرار نظام اسلامی است. همین مسیر در اندیشه رهبر شهید و رهبر معظم انقلاب نیز ادامه یافته است.
امروز نیز رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای بر حفظ وحدت تأکید دارند و در نامه به نمایندگان مجلس در مسئله وحدت تصریح میفرمایند که «اختلافات غیرموجه و حتی موجه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنید». یعنی حتی اگر فردی در موضوعی حق با او باشد اما طرح آن در شرایطی خاص موجب ایجاد شکاف و تفرقه در جامعه شود، باید از آن صرفنظر کند. این نگاه نشان میدهد که حفظ وحدت، یک ضرورت راهبردی برای صیانت از کشور و خنثیسازی توطئههای دشمنان است. چرا که دشمن به دلیل وحدت ملت ایران تهاجم نظامی خود را به کشور گستردهتر نکرده است و این وحدت مانع آن شده است و هنگامی این تهاجم را انجام میدهد که بداند بین ملت شکاف ایجاد شده است. پس معنای دیگر فرمایش ایشان این است که نباید این وحدت به هر قیمتی شکسته شود.
نمونه بارز این رویکرد را در سیره امیرالمؤمنین علی(ع) مشاهده میکنیم. ایشان با وجود آنکه خود را صاحب حق میدانستند و حق ایشان غصب شد اما برای حفظ انسجام جامعه اسلامی و جلوگیری از سوءاستفاده دشمنان، از ایجاد تفرقه پرهیز کردند و هرجا که لازم بود برای حفظ اسلام و مصالح مسلمانان به جامعه کمک رساندند.
ایکنا ـ برخی تصور میکنند وحدت به معنای یکسان شدن همه جریانها و دیدگاهها و یا نفی تضارب آرا و نقد است. نسبت میان وحدت و اختلاف نظرهای فکری و سیاسی را چگونه تبیین میکنید؟
باید توجه داشت که وحدت هرگز به معنای یکسان شدن همه انسانها، اندیشهها و سلیقهها نیست. نه چنین چیزی امکانپذیر است، نه از نظر عقلانی قابل پذیرش است و نه از منظر شرع. در جامعه اسلامی، اختلاف نظر و تضارب آرا نه تنها مذموم نیست، بلکه در بسیاری موارد یک نعمت محسوب میشود؛ زیرا موجب آشکار شدن نقاط ضعف و اصلاح امور میشود.
برای نمونه، در مسئله رؤیت هلال ماه، ممکن است افراد یا مراجع مختلف دیدگاههای متفاوتی داشته باشند. کسی ماه را دیده و برای او یقین حاصل شده است و فرد دیگری چنین یقینی ندارد. اسلام این اختلاف دیدگاه را پذیرفته است اما در عین حال برای اداره جامعه، مرجع نهایی را نیز مشخص کرده است. در مسائل عمومی، آنچه ملاک عمل قرار میگیرد حکم حاکم شرع و ولی امر مسلمین است.
این موضوع تنها به مسئله رؤیت هلال محدود نمیشود. در بسیاری از مسائل اجتماعی، سیاسی و عمومی نیز ممکن است دیدگاههای متفاوتی وجود داشته باشد اما در نهایت برای حفظ انسجام جامعه، باید یک مرجع تصمیمگیر وجود داشته باشد. حتی مراجع معظم تقلید نیز در برخی مسائل تصریح میکنند که تشخیص و تصمیمگیری نهایی در حوزه اختیارات حاکم اسلامی قرار دارد.
بنابراین، اختلاف نظر و نقد دلسوزانه نه تنها اشکالی ندارد، بلکه برای رشد جامعه ضروری است. همانطور که در روایات داریم «اخْتِلافُ اُمّتي رَحمَةٌ» اختلاف امت نعمت است؛ جایی این اختلاف نعمت است که تضارب آرا موجب شود که عیبهای یکدیگر را بدانیم و سازنده باشد. اگر همه افراد صرفاً تأییدکننده باشند و هیچ نقدی مطرح نشود، بسیاری از اشکالات و آسیبها پنهان خواهد ماند اما تفاوت دیدگاهها نباید به گونهای باشد که به وحدت و انسجام جامعه آسیب برساند.
نمونهای از این مسئله را در دوران شیوع کرونا مشاهده کردیم. در آن زمان درباره ماهیت بیماری، میزان خطر آن و شیوههای مقابله با آن دیدگاههای متفاوتی وجود داشت اما هنگامی که قانون و تصمیمات رسمی کشور ابلاغ شد، همه موظف بودند از آن تبعیت کنند؛ زیرا حفظ نظم و وحدت اجتماعی اقتضا میکرد که یک رویه واحد در جامعه حاکم باشد.
از این رو، نباید هر فرد یا گروهی برداشت شخصی خود را معیار وحدت قرار دهد. یکی از آسیبهای جدی در این حوزه آن است که افراد به نام دفاع از وحدت، مانع نقد و اظهار نظر شوند. در حالی که نقد منصفانه، گفتوگو و تضارب آرا باید وجود داشته باشد، اما در چارچوب مصالح عمومی و بدون ایجاد شکاف در جامعه.
در اندیشه اسلامی، وحدت حول محور امام جامعه حاکم مسلمین و در عصر غیبت حول محور ولایت فقیه معنا پیدا میکند. اگر این محوریت وجود نداشته باشد، اساساً امکان تحقق مدیریت واحد و اداره جامعه فراهم نخواهد شد. همانگونه که امیرالمؤمنین علی(ع) نیز تصریح میکنند «لا رأی لمن لا یطاع» که اگر امام و رهبر جامعه از همراهی و اطاعت مردم برخوردار نباشد، امکان تحقق اهداف حکومت و مدیریت جامعه از بین خواهد رفت.
بنابراین باید نقدهای منصفانه و حرفها و دیدگاههای مختلف مطرح شود اما همان فرد که نقد میکند باید بداند که در نهایت باید از فرمان و دستور حاکم اسلامی و حکومت اسلامی به عنوان مرجع نهایی تصمیمگیری تبعیت کند؛ حتی گاهی حاکم اسلامی اختیارات خود را به مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورای عالی امنیت ملی، مجلس شورای اسلامی و فقهای شورای نگهبان و مجلس خبرگان رهبری واگذار میکند. پس از هر جایی نیز که حاکم اسلامی و ولی فقیه زمان امر وحدت و مصالح امور را به آن سپرده است لازم است تبعیت کرده و در آن مرحله عقاید و سلایق فکری و سیاسی و اجتماعی خود را کنار بگذاریم و وحدت را حاکم کنیم.
ایکنا ـ در اندیشه امام خمینی(ره)، رهبر شهید و رهبر معظم انقلاب، همواره بر نقش مردم در حکومت دینی و حفظ نظام اسلامی تأکید شده است. جایگاه مردم در تداوم و بقای انقلاب اسلامی را چگونه ارزیابی میکنید؟
مسئله مردم در اسلام یک شعار سیاسی یا تبلیغاتی نیست، بلکه یک حقیقت بنیادین و غیرقابل انکار است. جایگاه مردم در حکومت دینی، جایگاهی واقعی و اثرگذار است و نمیتوان آن را صرفاً یک ابزار یا ظاهر تشریفاتی تلقی کرد.
در حکومت دینی، مردم دارای حقوق، مسئولیتها و جایگاهی حقیقی هستند. اگر به نامهها و دستورالعملهای امیرالمؤمنین علی(ع) به مالک اشتر مراجعه کنیم، میبینیم که حضرت علی (ع) مردم را ستون و قوام حکومت و ملک و سرزمین معرفی میکنند. در واقع این مردم هستند که زمینه شکلگیری، استمرار و پایداری حکومت را فراهم میسازند.
هیچ حکومتی صرفاً با تکیه بر ابزارهای قدرت، نیروهای نظامی یا ساختارهای اداری نمیتواند ماندگار بماند. در شرایط سخت و هنگام مواجهه با تهدیدهای بزرگ، این مردم هستند که به میدان میآیند و از کشور، ارزشها و نظام خود دفاع میکنند.
در حوادث اخیر نیز شاهد این حقیقت بودیم. در جریان تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی، مردم ایران در عرصههای مختلف حضور داشتند و به عبارتی مبعوث شدند؛ از حضور فرزندانشان در نیروهای مسلح و خطوط مقدم گرفته تا مشارکت گسترده در صحنههای اجتماعی، فرهنگی و مردمی. این حضور گسترده و مستمر، پدیدهای کمنظیر و حتی بینظیر در تاریخ معاصر است.
وقتی میلیونها نفر در صحنه حضور پیدا میکنند، در مساجد، امامزادگان، میدانها و اجتماعات مردمی شرکت میکنند و با شعارهای آگاهانه و پرمحتوا از آرمانهای خود دفاع میکنند، این نشاندهنده پیوند عمیق مردم با انقلاب و نظام اسلامی است.
از منظر امام خمینی(ره)، رهبر شهید و سومین رهبر معظم انقلاب، مردم یک عنصر حاشیهای یا تشریفاتی نیستند، بلکه رکن رکین حکومت اسلامی محسوب میشوند. نقش مردم در نظام اسلامی، نقشی محوری، بیبدیل و تعیینکننده است.
حتی در سیره امیرالمؤمنین(ع) نیز مشاهده میکنیم که تحقق عملی حکومت و امامت در عرصه اجتماع، نیازمند همراهی و حضور مردم است. به تعبیر معروف، امامت همانند کعبه است؛ این مردم هستند که باید گرد آن جمع شوند و از آن حمایت کنند. از این رو، میان مردم و حکومت دینی پیوندی ناگسستنی وجود دارد و استمرار این پیوند، ضامن بقای جامعه اسلامی و تحقق اهداف الهی خواهد بود.
انتهای پیام