صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۴۳۵۵۶۳۷
تاریخ انتشار : ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۷
مروری بر کتاب «اندیشه سیاسی - تربیتی علوی در نامه‌های نهج‌البلاغه»/ 1

در جلد نخست کتاب «اندیشه سیاسی - تربیتی علوی در نامه‌های نهج‌البلاغه» نوشته آیت‌الله احمد بهشتی چنین آمده است: آزادی یعنی آرامش خاطر، یعنی اعتماد به زندگی و جهان هستی و آفریننده بزرگ آن، یعنی در مسیر تکامل گام زدن. آزادی این نیست که هرکس، هرچه دلش می‌خواهد بکند.

به گزارش ایکنا؛ کتاب «اندیشه سیاسی - تربیتی علوی در نامه‌های نهج‌البلاغه» نوشته آیت‌الله احمد بهشتی، طی سال 1388 در هفت جلد و به همت بوستان کتاب منتشر شده است. ایکنا در آستانه عید سعید غدیرخم برش‌هایی از این کتاب را انتخاب کرده است. بخش نخست این نوشتار را در ادامه می‌خوانیم.

«آزادی حقیقی»

در دنیای امروز هیچ واژه‌ای زیباتر از دموکراسی و مردم‌سالاری نیست. آزادی به مفهوم دقیق و صحیح کلمه، ایده‌آل همه ملت‌های جهان است. چه بسیارند جوانان کم سن و سال و پر نشاطی که با همت والای خویش، تن به عملیات انتحاری و استشهادی می‌دهند تا از این رهگذر، فریاد مظلومیت خویش را به گوش جهانیان برسانند و به دشمنان مردم‌سالاری و آزادی، ضربه‌ای بزنند.
 
در اندیشه سیاسی علوی، انسان آزاد آفریده شده و به هیچ وجه مجاز نیست که حلقه بردگی و بندگی دیگری را برگردن نهد، به همین جهت بود که به فرزند گرامی‌اش امام حسن مجتبی(ع) فرمود: «لَا تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِك فَقَدْ جَعَلَكَ اللهُ حُرّاً؛ بنده دیگری مباش، زیرا خداوند تو را آزاد آفریده است.»
 
حریت، معنای زیبایی دارد. مقابل حریت، عبودیت است. عبودیت نه به معنای نیایش‌گری در برابر معبود مطلق که مطابق فطرت پاک انسان است و در پرتو آن راه آزادی واقعی که راه رشد و کمال و پویندگی است برای انسان روشن و هموارمی‌شود؛ بلکه به معنای بردگی، خواری و فرومایگی در برابر دیگران که در حقیقت، بردگی هواهای نفسانی و شهوات شیطانی و گریز از «مَنِ» عقلانی است. همان هم که در برابر قلدرها و حاکمان جور و زورگویان و عمال آنها سر سپردگی می‌کند و همچون غلامی حلقه به گوش در برابر آنها به کرنش و چاپلوسی می پردازد در حقیقت، برده هواهای نفسانی خویش است. چه بسیارند که از آزادی برداشتی غلط و تفسیری بردگانه ارائه می‌دهند و با فرو غلتیدن در بی بندوباری و هرزگی خود را آزاد می‌پندارند؛ حال آنکه این آزادی عین بردگی است.
 
به قول منتسکیو «آزادی عبارت از این است که انسان حق داشته باشد هر کاری را که قانون اجازه داده و می‌دهد، بکند و آن چه قانون منع کرده و صلاح او نیست، مجبور به انجامش نباشد.» هر اندازه انسان در اطاعت‌ها و مخالفت‌ها و باید و نبایدها از عقلانیت فاصله گیرد، گرفتار بندگی شوم و بردگی مذموم است. آنها که «آزادی را در این می‌دانند که حق داشته باشند مسلح شوند و زور بگویند» به غلط خود را آزاد می‌پندارند و در حقیقت به جای آب گرفتار سراب شده و به امید دسترسی به ساحل نجات در گرداب هلاک فرو غلیده‌اند. آنها که آزادی را با ابتدال و هرزگی اشتباه کرده‌اند و ندانسته‌اند یا نخواسته‌اند بدانند که آزادی به معنای حفظ اعتدال در همه ابعاد زندگی و پرهیز از هرگونه افراط و تفریط است هرگز روی سعادت نمی‌بینند. آزادی یعنی آرامش خاطر، یعنی اعتماد به زندگی و جهان هستی و آفریننده بزرگ آن، یعنی در مسیر تکامل گام زدن. آزادی این نیست که هرکس، هرچه دلش می‌خواهد بکند.
 
دین حق، پیام‌آور آزادی است. مقام رهبران راستین دینی مقام مولویت است. مولویت آنها رسالتی بس سنگین و طاقت‌فرسا به همراه دارد. این مولویت، روحيه مردم‌ستیزی، تهاجم قلدرمنشانه، صبغه اشغالگری، حق‌کشی، قتل، تجاوز، چپاول و غارت ندارد. این مولویت به اهتزاز درآورنده پرچم عدل، آزادی، مظهر عدل، رحمت، رأفت، مسند پدری، معلمی و خیرخواهی است.
 
پیامبر گرامی اسلام(ص) در روز غدیر خود و علی(ع) را مولا نامید و به مردم اعلام کردند: «مَنْ کُنْتُ مَولاهُ فَعَلِی مَولاهُ؛‌ هرکه من مولای او هستم، پس علی مولای اوست.» آنگاه دردمندانه و مشفقانه دست به دعا برداشته و به پیشگاه مولای همه مولایان عرضه داشت «اللهم والِ مَنْ وَالاه و عادٍ مَنْ عاداه و انصر من نصره و اخذُلُ مَنْ خذَلَه»؛ خدایا تو دوست و پشتیبان کسی باش که او را دوست و پشتیبان باشد و دشمن کسی باش که او را دشمن باشد و یاری کن کسی که او را یاری کند و به خود واگذار هر که از یاری او سرباز زند.
انتهای پیام