جعفر صیادی، کارگردان انیمیشن «بالو» در گفت وگو با ایکنا با بیان اینکه جنگ پدیدهای است که تمام ساحتهای زیست بشری را تحتالشعاع قرار میدهد و در این میان، نهاد خانواده نخستین و آسیبپذیرترین کانون در برابر تبعات ویرانگر آن است، اظهار کرد: روایت ما در انیمیشن کوتاه «بالو» بر مدار همین آسیبشناسی اجتماعی میچرخد؛ روایتی که میکوشد از دریچه نگاهی متفاوت، به عمق فجایع انسانی در ایام جنگ نقب بزند و نقش بیبدیل مادران را در صیانت از روان فرزندان در شرایط بحرانی به تصویر کشد.
وی در تبیین ابعاد وجودی مادر در ایام جنگ رمضان و دشواریهای این نقشِ سترگ افزود: مادر در روزهای آتش و خون، تنها یک سرپرستِ ساده برای تأمین نیازهای اولیه نیست، بلکه او به مثابه سپری مستحکم و سدی نفوذناپذیر در برابر هجمه ناامنیها عمل میکند. مادر در مواجهه با جنگ، با چالشی بس بزرگ روبروست؛ او باید در حالی که خود از درون دچار اضطراب و تلاطم است، فضایی امن و آرامبخش برای کودک ایجاد کند. این هنرِ مادری در میدان جنگ، در واقع یک کنشِ آگاهانه برای حفاظت از دنیایِ معصومانه کودک است. او میکوشد با تکیه بر غریزه مادری، زشتیهای کریه و خشونتهای عریان جنگ را برای کودک خود تلطیف کرده و با استفاده از تخیل، این فجایع را در قالب بازی، داستان و رویاهای شیرین بازنمایی کند. مادر در «بالو» با ابزارهای ساده و داشتههای اندکِ خود، دنیایی بدیل میسازد؛ دنیایی که در آن صدای انفجار جای خود را به آوای لالایی میدهد و بوی باروت در عطرِ خیالپردازیهای کودکانه محو میشود.
صیادی تصریح کرد: تلاشِ مادر برای پنهان کردن واقعیتِ تلخِ ویرانی، اگرچه در ظاهر یک بازی کودکانه به نظر میرسد، اما در باطن، نبردی نابرابر و جانانه برای حفظ سلامت روان کودک در دنیایی است که پایههای آن بر اثر بمباران و آتش، لحظه به لحظه در حال فرو ریختن است. او قهرمان خاموشِ روایتِ ماست که با ایثارِ عاطفی، مانع از آن میشود که ترس و هراسِ جنگ به درونِ جانِ فرزندش رسوخ کند. در این انیمیشن، زوایای پنهانِ این فداکاری را کاویدهایم؛ اینکه چگونه یک مادر، تمامیِ رنجهای خود را در صندوقچه دلش پنهان میکند تا مبادا خم به ابروی فرزندش بیاید. این رفتارِ مادرانه، در واقع ریشه در یک میلِ غریزی و انسانی برای تداوم زندگی دارد؛ حتی زمانی که محیطِ پیرامون چیزی جز مرگ و ویرانی را مخابره نمیکند. در «بالو» نشان میدهیم که چگونه یک مادر با استفاده از جادوی بازی، برای فرزندش یک مأمنِ روانیِ امن خلق میکند؛ چراکه میداند اگر کودکِ او درکِ عمیقی از ناامنیِ موجود پیدا کند، تمامِ هستی و آیندهاش دچارِ فروپاشی خواهد شد. بنابراین، نقش مادر در این قصه، فراتر از یک وظیفه سنتی است؛ او معمارِ امید در آوارِ جنگ است و تلاش میکند تا آخرین لحظه، نوری از روشنایی را در قلبِ تاریکِ بحران روشن نگاه دارد. این پیوندِ عاطفی، هسته مرکزیِ معناییِ انیمیشنِ ماست که در تمامیِ صحنهها و کنشهایِ مادر و کودک جریان دارد و مخاطب را به درکِ عمیقتری از ابعادِ انسانیِ جنگ رهنمون میسازد.
در پی ارائه گزارش نیستیم
وی در ادامه با اشاره به اینکه جنگ در پسزمینه داستان قرار دارد، اما تأثیرات آن بر آرزوهای بر باد رفته و رویاهای دفن شده کودک و مادر، لایه اصلی روایت ما را تشکیل میدهد، گفت: در واقع ما نمیخواستیم گزارشی از جنگ ارائه دهیم، بلکه میخواستیم پرترهای از رنجِ صامتِ یک مادر در ایامِ ویرانی ترسیم کنیم. در این انیمیشن، مادر خود نیز قربانیِ شرایط است، اما با این حال، تمامِ توانِ خویش را برای ایستادگی به کار میگیرد. این پارادوکسِ عاطفی؛ یعنی رنجِ فردی در برابرِ وظیفه مادری، همان نقطهای است که ما در «بالو» بر آن تمرکز کردهایم. مادر در این قصه، تلاش میکند با ساختن دنیایی خیالی، برای کودک خود پناهگاهی امن بسازد؛ پناهگاهی که هرچند کوتاه و شکننده است، اما تنها مأمنِ آنها برای زنده نگاه داشتنِ امید در دلِ آوارگیهاست. ما میخواستیم نشان دهیم که چگونه جنگ میتواند رویاهای یک کودک را در نطفه خفه کند و چگونه یک مادر با فداکاری، سعی میکند تا آخرین لحظه، این رویاها را به شکلِ دیگری زنده نگاه دارد. این تلاشِ مادرانه، در واقع یک مقاومتِ فرهنگی و اخلاقی در برابرِ زشتیِ مطلقِ جنگ است.
صیادی درباره رویکرد هنری و پیچیدگیهای تکنیکی «بالو» توضیح داد: برای نمایش جهانی که میانِ واقعیتِ تلخِ جنگ و رویاهایِ شیرینِ کودکانه در نوسان است، نیازمندِ زبانی بودیم که بتواند این دوگانگی را به درستی منتقل کند. از همین روی، تکنیک فیلم را به صورتِ ترکیبی تعریف کردیم. در این ساختار، از تلفیقِ هوشمندانه طراحی دستی، انیمیشن دوبعدی دیجیتال و کاتاوت استفاده کردهایم تا هر کدام از این سبکها بتوانند بخشی از بارِ حسیِ روایت را به دوش بکشند. برای نمونه، فضای واقعی که آکنده از خاکستری و تیرگی است، با تکنیکهای خاصی اجرا میشود تا حسِ ناامنی را به صورتِ مستقیم به مخاطب منتقل کند، اما هنگامی که واردِ ساحتِ رویاهایِ مادر و کودک میشویم، پالتِ رنگی و نوعِ حرکتِ دوربین تغییر میکند تا مخاطب کاملاً غرق در دنیایِ آرزوهایِ آنها شود.
استفاده از تکنیک ترکیبی
وی افزود: انتخابِ تکنیکِ ترکیبی، از سرِ سلیقه نبود؛ بلکه برخاسته از دلِ فیلمنامه بود. در بخشی از اثر، ما با لحظاتِ موزیکالِ دراماتیکی روبرو هستیم که نیاز به نرمی و سیالیتِ حرکتی داشت که تنها با انیمیشنِ دوبعدی کلاسیک ممکن میشد. در بخشهای دیگر که به فضایِ بسته و خفقانآورِ پس از جنگ اشاره دارد، از تکنیکِ کاتاوت بهره بردیم تا نوعی خشکی و محدودیتِ حرکتی را به نمایش بگذاریم. این تقابلِ حرکتی، به بیننده کمک میکند تا به شکلی غریزی، تفاوتِ میانِ «دنیایِ رؤیا» و «دنیایِ واقعیت» را درک کند. به عبارت دقیقتر، انیمیشنِ ما در «بالو» فراتر از یک نمایشِ تصویری، در حالِ روایتِ قصه است. به همین منظور، تلاش کردیم تکنیک را کاملاً در خدمتِ قصه قرار دهیم؛ به نحوی که مخاطب در لحظاتِ اوجِ فیلم، تکنیک را فراموش کند و تنها با دردهایِ شخصیتها همراه شود.
کارگردان «بالو» با تأکید بر استراتژیِ رواییِ اثر گفت: یکی از تصمیماتِ مهمِ ما، حذفِ دیالوگ بود. صامت بودنِ انیمیشن، نه تنها یک محدودیت نیست، بلکه یک انتخابِ هوشمندانه برایِ رسیدن به مخاطبِ جهانی است. در دنیایِ صامت، تصویر به قدرتِ اول بدل میشود. بدونِ تکیه بر کلام، باید تمامیِ حجمِ اضطراب، عشقِ مادرانه و یأسِ ناشی از جنگ را در فرم، رنگ، نورپردازی و کمپوزیسیونهایِ تصویر نهفته میکردیم. این کار، سختی مسیر تولید را دو چندان کرد، اما نتیجهبخش بود؛ چراکه حالا هر مخاطبی از هر تبار و فرهنگی میتواند با تماشای چهره مضطرب مادر یا نگاهِ پُر از پرسش کودک، زبان مشترک رنج و امید را بفهمد. در «بالو» به دنبال یک روایت بصری خالص بودیم؛ روایتی که نیازی به مترجم نداشته باشد و بتواند از مرزهایِ جغرافیایی عبور کند.
استفاده از نور برای رویاپردازی
صیادی درباره جزئیات پیشتولید و هدفگذاری فنی اثر افزود: ماهها زمان صرف شد تا استوریبردها و کانسپتهایِ هنری به پختگیِ لازم برسند. تمامیِ نماها، از زوایای دوربین گرفته تا نوع نورپردازی، با دقت بسیار طراحی شدهاند تا تنهاییِ این خانواده در میانِ ویرانهها بیش از پیش نمایان شود. نور در این انیمیشن، عنصری نمادین است؛ نوری که در لحظات ناامیدی به باریکهای از مهتاب محدود میشود و در لحظاتِ رویاپردازی، سراسرِ فضایِ فیلم را در بر میگیرد. تمامیِ این جزئیاتِ فنی، از طراحیِ کاراکترها تا فضاسازیهای پسزمینه، با هدف ایجاد همذاتپنداری حداکثری انجام گرفته است.
وی در پایان گفت: نویسندگی این اثر حاصل همفکری من و سمیه حیدری است و تلاش کردهایم در فرآیند بازنویسیهای مکرر، هرگونه زایدهپردازی را حذف کنیم تا به یک روایت موجز، تأثیرگذار و بیپیرایه برسیم. این انیمیشن که تولید مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی است، اکنون با جدیت در مسیر تولید قرار دارد و امیدواریم با وسواسی که در بخشهایِ فنی و اجرایی به خرج میدهیم، اثری در شأن سینمای انیمیشن ایران تولید و تا سال 1406 آماده اکران و حضور در عرصههای بینالمللی شود.
انتهای پیام