صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۴۳۵۶۱۹۹
تاریخ انتشار : ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۲:۵۵
حجت‌الاسلام محمد برزگر در گفت‌وگو با ایکنا:

معاون پژوهشی مرکز تخصصی شیعه‌شناسی حضرت امام هادی(ع) با تاکید بر اینکه، نگاه مناسکی به «غدیر» است که بلندای درک معرفت آن را در همین شکل ساده و ظاهری نگه می‌دارد و برای تحقق و جریان‌سازی «غدیر» باید نگاه تمدنی به آن داشت، تصریح کرد: «غدیر» دعوت‌نامه‌ای برای بهتر و انسان‌تر بودن است.

عید سعید «غدیر خم»، در تاریخ پرتلاطم اسلام، نه یک رویداد صِرفِ تقویمی، که بستر طلوعی جاودان در سپهر هدایت و افق‌گشاییِ بی‌بدیل در تداوم رسالت است. روزی که آسمانِ «جحفه»، شاهد اوج گرفتن دستِ رسول مهربانی‌ها(ص) بود بر فراز سرِ امیر بیان، شیر ژیان، مولای متقیان، امیرمؤمنان، حضرت علی(ع)؛ روزی که «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِیٌّ مَوْلاهُ» چونان نگینی تابناک بر حلقه ولایت نشانده شد، نه تنها جانشینیِ بلافصلِ علی بن ابی‌طالب(ع) را تثبیت کرد، بلکه الگویی فراگیر و جاوید از حکمرانیِ عدالت‌محور، معنویتِ عقلانی و سیاستِ اخلاقی را برای همیشه اعصار به ارمغان آورد.

«غدیر»، سرچشمه‌ای است که از آن، اندیشه «ولایت» به مثابه ریسمانی ناگسستنی میان دین و سیاست، ایمان و عمل، فرد و اجتماع، جاری می‌شود و هر که را که تشنه حقیقت است، به سوی چشمه‌سار زلالِ «معارف و معرفت علوی» فرا می‌خواند.

معارف بلندی که از بوستان «فرهنگ علوی» می‌روید، عصاره تعالیم «غدیر» است؛ تعالیمی که در آنها عدالت نه فضیلتی منفعل، که «احیای قوانین الهی» و «ستون حیات اجتماعی» ترسیم شده است. در مکتب «حیدر کرار»، «عدالت» بی‌قدرتِ اجرا، سرابی بیش نیست و قدرتِ بی‌عدالت، طاغوتی است در لباس خلافت. از این رو، نظام اسلامی که ریشه در نظریه ولایت فقیه به عنوان امتداد «صراط غدیر» دارد، نمی‌تواند خویشتن را از این امانت سنگین برهاند.

امامت و ولایت در قامت این نظام، نه عنوانی تشریفاتی، که روحِ روانی است در کالبد ارکان، قوانین و رویه‌ها؛ روحی که مأموریتش، تحقق «جامعه واقعیِ» عادلانه است، نه سرابِ «جامعه آرمانیِ» مکتوب بر اوراق خیال است.

در این میان، تأکید بر ارزش‌هایی همچون عدالت، مسئولیت‌پذیری، حق‌جویی و قیام در برابر ظلم، از محوری‌ترین آموزه‌هایی است که غدیر آن را در گستره زندگی فردی تا کلان‌ترین عرصه‌های حاکمیتی عرضه داشته است.

در خلوتِ نفس آدمی، فرهنگ غدیر او را به «خودمراقبتیِ الهی» فرامی‌خواند؛ تا درونش را با حضور «امام عدالت‌گستر» از هوای نفس پیراسته کند. در صحنه اجتماع، «امر به معروف و نهی از منکر» را نه وظیفه‌ای گاه و بی‌گاه، که نظامی پویا، ناظر و ساختاریِ پایدار معنا می‌کند که هیچ حاکم و دولتمردی را یارای فرار از نظارت آن نیست.

اما نقطه ثقل این گفتمان، آنگاه جلوه‌ای دیرپا می‌یابد که این مولفه‌ها می‌باید در سیره و سلوک آنهایی که زمام امور جامعه را در دست دارند، تجسم عینی یابد. تجربه تاریخ و متون دینی، این حقیقت را فریاد کرده‌اند که بزرگترین آفت دولت‌ها، گسستِ میان «نظریه عدالت» و «عمل حاکمان» است.

«غدیر»، به تمامی کارگزاران نظام اسلامی هشدار می‌دهد که «ولایت»، امانتی است که در برابر آن، در پیشگاه خدا و خلق باید پاسخگوی سنگین‌ترین پرسش‌ها باشند. مسئولیت‌پذیری دولتمردان در فرهنگ غدیر، به پاسخگویی مالی و دیوانی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه آنها مکلف شده‌اند «نظام عدالت توزیعی و ترمیمی» را چنان در بنیادهای حکمرانی نهادینه کنند که کمترین انحراف از عدالت، خود به خود ناکارآمد گردد. حق‌جویی برای ضعیف‌ترین فرد جامعه در برابر قدرتمندترین مقام، و ایستادگی در برابر ستم خطی است سرخ که امیرمؤمنان(ع) با نامه خود به «مالک اشتر»، سند راهبردی جاوید آن را نگاشت.

با این حال، هیچ جامعه به تمامی آرمانی که در آن فاصله «هست» و «باید» به صفر رسیده باشد، در هیچ زمانی به کمال مطلق دست نیافته است؛ اما «غدیر» و «فرهنگ علوی»، ما را به تاسیس جامعه‌ای «واقعی» دعوت می‌کنند که با تکیه بر عدالتِ ساختاری، مقاومت در برابر موانع و ساماندهیِ تدریجی ارزش‌ها درون نظامات حکمرانی، گام در مسیر تمدن‌سازی اصیل اسلامی نهد؛ تمدنی که بنیان آن نه توسعه ناموزون مادی، که قرب الهی و قسط اجتماعی است. این راه، جز با عزمی جمعی، دانشی ژرف و نقدی هماره بر عملکرد خویش، هموار نمی‌شود.

ایکنا به بهانه این مسائل و برای کاویدن لایه‌های پنهان گفتمان غدیر و جایگاه آن در حکمرانی اسلامی، به گفت‌وگو با حجت‌الاسلام محمد برزگر، استاد حوزه و دانشگاه و معاون پژوهشی مرکز تخصصی شیعه‌شناسی حضرت امام هادی(ع) نشسته است تا از منظر دانش و تحقیق، الزامات تحقق فرهنگ غدیر را در سطوح فردی، اجتماعی و حاکمیتی بازخوانی کند.

ایکنا - در آغاز این گفت‌وگو و برای ورود به بحث، بسیار صریح از شما می‌پرسم که چرا امروز با وجود گذار 48 سال از انقلاب اسلامی که «معارف علوی» و «فرهنگ غدیر» یکی از اصلی‌ترین گرانیگاه‌های حفظ ساختار و چارچوب این نظام انقلابی و اسلامی است و با وجود قرار گرفتن در قرن بیست‌ویکم میلادی، هنوز نیازمند آن هستیم که درباره عظمت «معرفت غدیر»، «فرهنگ علوی» و آنچه که داشته‌ها و آورده‌های مکتب انسان‌ساز مولای متقیان(ع) است به سخن بنشینیم. چه راز و عظمتی در واقعه «غدیر خم» وجود دارد که هنوز لزوم گفتمان‌سازی با وجود بیش از چهارده قرن از وقوع آن الزامی است؟

نکته‌ای که در آغاز سخن برای پاسخ به این پرسش باید به آن اشاره کنم آن است که «غدیر» قطب‌نمای زندگی امروز ماست. برای درک عمق معنای این جمله باید ابتدا به این پرسش پاسخ داده شود که آیا «غدیر» فقط مربوط به 1400 سال پیش بوده است یا اینکه «غدیر» یک سبک زندگی برای امروز من و شما است؟ برای درک و دریافت عمق جان‌مایه معرفت «غدیر» این اولین سؤالی است که مطرح می‌شود.

نکته حائز اهمیت دیگر آن است که به این مهم باور داشته باشیم که  «غدیر» در اصل به معنای تداوم است. بگذارید با ذکر مثالی منظور خود را بیان کنم. تصور کنیم که قصد یک سفر طولانی داریم؛ مسلم است که مهم‌ترین لازمه پیمودن این مسیر، داشتن نقشه راهی مناسب و دقیق است. در این مهم تردیدی وجود ندارد که هیچ مسافری بدون نقشه راه به سرمنزل مقصود نمی‌رسد. حال با کنار هم قرار دادن این دو عصاره و جان‌مایه درمی‌یابیم که «غدیر» همان نقشه راه ما انسان‌هاست.

اگر دریافت این مفهوم، پیچیده و دارای بار فلسفی به نظر می‌رسد و بخواهیم آن را ساده، روان، سلیس و واضح بیان کنیم، می‌توانیم بگوییم بعد از آنکه پیامبر اکرم(ص) دین را ابلاغ کرد، شخصی در ادامه برای پیمودن راه اسلام و مسلمانی باید حاضر باشد که بعد از پیامبر خداوند، راه درست را نشان دهد؛ شخصی که نه با حرف، بلکه با عمل به این مهم نائل شود.

حالا به پاسخ پرسش شما می‌رسیم. اینکه پرسیدید چرا می‌گوییم «غدیر» برای انسانِ عصر و زمانه امروز مهم است؟ پاسخ، بسیار ساده است. دنیای امروز ما، دنیای سردرگمی در ارزش‌هاست. مدام دنبال الگو می‌گردیم؛ دنبال کسی هستیم که عدالت را نه در کتاب‌ها، بلکه در خیابان و در رفتار با مردم پیاده کند. امیرالمؤمنین(ع) خورشیدِ «غدیر» است. در واقع، همان الگویی که دنبال آن هستیم.

وقتی در عصر و زمانه امروز از «معارف علوی» سخن به میان می‌آوریم؛ پس نشان می‌دهد که تلاش ما آن است تا «معارف علوی» را در سبک زندگی خود ترویج دهیم. اینجا منظورمان از ترویج «کرامت» و «شفافیت» در کارهاست. یعنی همان اصل و امری که امیرالمؤمنین(ع) در نامه‌اش به فرماندارانش می‌نویسند.

امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند: «اگر می‌خواهی حکمرانی کنید، اول ببینید با مردم چطور رفتار می‌کنید. عدالت را تنها برای خود می‌خواهید یا همه؟»

از همین روی است که تاکید دارم «فرهنگ غدیر»؛ فرهنگ مسئولیت‌محور است. در «مکتب علوی»، انسانِ مومن بی‌تفاوت نیست. اگر فقیری در شهری وجود دارد، اگر ظلمی در گوشه‌ای اتفاق می‌افتد، اگر حرف حقی وجود دارد، «انسان غدیری» نمی‌تواند آرام بنشیند! «فرهنگ غدیر» به ما می‌آموزد که دینداری یعنی خدمت بی‌منت!

باز هم اجازه دهید برای درک معنای این کلام به ذکر نمونه‌ای بپردازم. گاهی در جامعه، از بی‌اخلاقی‌ها گلایه‌مند هستیم و این گلایه‌مندی درست است؛ گاهی از بی‌عدالتی‌ها، ناراحت می‌شویم. اما نمی‌توان در طول زندگی، تنها گلایه‌مند و ناراحت بود! باید به دنبال راه حل باشیم؛ پس باید بپرسیم که راه حل کجاست؟ راه حل در ترویج همان «نگاهِ علوی» و «فرهنگِ غدیری» است. اگر یاد بگیریم که در زندگی شخصی خودمان، در محل کارمان، در روابط خانوادگی‌مان، حق را بر مصلحت شخصی مقدم بدانیم، آن وقت می‌توانیم ادعای آن را داشته باشیم که ما، «انسانِ غدیری» هستیم.

ایکنا - درک ذات و بلندای معرفت مولای متقیان(ع)، شناخت معرفت «غدیر» و حسب روایت شما تحقق و جاری ساختن «فرهنگ غدیری» در زندگی روزانه؛ بسیار مشکل و پیچیده است. برای پاسخ به این اندیشه و درک این پیچیدگی باز هم باید به اصل معنا باز گردیم و شاید بهترین پرسش آن باشد که بپرسیم ترویجِ «فرهنگ غدیر» به چه معنا است؟

ترویجِ «فرهنگ غدیر» یعنی یادآوری آن مسائل و مولفه‌هایی که به آنها برای تحقق زندگی‌ آرام نیازمندیم. شاید بپرسید نیازهای تحقق یک زندگی آرام چیست؟ پاسخ باز هم ساده است؛ اینکه دوباره به «اخلاق» برگردیم، دوباره «عدالت» را فریاد بزنیم. نیاز داریم یاد بگیریم چطور با «کرامت» با هم تعامل برقرار کنیم و حرف بزنیم.

 «غدیر»، موزه‌ای تاریخی نیست. آنگونه که پیشتر اشاره کردم، «غدیر» یک قطب‌نماست؛ قطب‌نمایی که هر وقت در طوفان‌های زندگی مدرن گم شدیم، می‌توانیم با نگرش، تامل و تفکر در آن، مسیر درست را پیدا کنیم.

می‌خواهم از این فرصت گفت‌وگو استفاده کنم؛ از خودم، شما  و مخاطبان «ایکنا»، تقاضایی را مطرح کنم. تقاضای من آن است که بیایید امسال، «غدیر» را فراتر از یک مناسبت تقویمی ببینیم. بیایید هر کدام از ما در جایگاهی که هستیم(معلم، کارمند، پدر، مادر، دانشجو، کاسب و...) سعی کنیم یک «ویژگی علوی» را در زندگی خود پُررنگ کنیم؛ مانند «عدالت»، مانند «صبوری»، مانند «کمک به دیگران» یا نمونه‌های از این دست افعال را انجام دهیم، چراکه سخت به این مهم یقین و ایمان دارم که «غدیر» دعوت‌نامه‌ای برای بهتر بودن و برای انسان‌تر بودن است.

ایکنا - آموزه‌های دین هدایتگر و مبین اسلام به ما آموخته؛ آنچه که ما بر بلندای نامی چون شیرژیان، امیر بیان، مولای متقیان، حضرت علی(ع)، «فرهنگ ناب علوی» و واقعه بزرگی چون «غدیر» به خاطرمی‌آوریم و از آن یاد می‌کنیم، آن سه‌گانه‌ای است که آغازش با «معرفت»؛ سپس، رسیدن به «محبت» و فرجام و سرانجامش، «اطاعت» از ولی‌امر یا همان امامت و ولایت‌پذیری است. ولی‌امری که در صدر اسلام و بعد از نبی مکرم اسلام(ص)، امام معصوم بود و امروز در ادامه سلسله ائمه‌اطهار(ع) و ادامه‌دهندگی آن راه، رهبری و راهبری؛ زیر چتر و سایه نظام مقدس جمهوری اسلامی، همان امر تبعیت از امام را در همراهی و همدلی با ولی‌امر مسلمانان تعریف می‌کنیم. از همین روی است که در عصر و زمانهِ اکنون، بیشتر درباره ذات و مفهومِ «معارف فرهنگ علوی» و «فرهنگ غدیری» صحبت می‌کنیم. بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی که امسال، عید سعید «غدیر خم» همزمان با سی‌وهفتمین سالروز ارتحال ایشان است؛ جمله‌ای بسیار مهم دارند که در همان نخستین روزها و ماه‌های پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی فرمودند: «انقلاب اسلامی ایران؛ پیش از آنکه اتفاق یا رخدادی سیاسی باشد، واقعیتی فرهنگی است». این همان دلیل و برهان محکم و مستحکمی است که سبب شده تا «گفتمان فرهنگی انقلاب»، زلفی گره خورده با معارف اسلام ناب محمدی(ص) و به ویژه «فرهنگ علوی» با به تعبیر شما «فرهنگ غدیری» داشته باشد. پس، ذیل این تعریف؛ می‌توانیم مدعی باشیم که در گفتمان انقلاب اسلامی و سرچشمه‌های ناب و زلال آن، گستره‌ای عظیم از تعالیم رسول مهربانی‌ها(ص) و «فرهنگ علوی و غدیری» برای الگوبرداری ما وجود دارد. منابع مکتوب و اطلاعات دقیق نیز، در زمانه حاضر به وفور در اختیار ما قرار دارد. پس چرا هنوز انسان معاصر در درک عظمت و چشیدن لقمه‌ای از این خوان پُرنعمت دچار لکنت می‌شود؟

شما با طرح این پرسش، بحث را از مبانی نظری به الگوهای عملی ارتقا دادید. پیشتر گفتم و تاکید می‌کنم که اگر می‌خواهیم «علوی» زندگی کنیم باید «فرهنگ غدیر» را در تار و پود زندگی‌مان جاری کنیم. حال پرسش مبنایی ما بر این محور استوار است که ورود «فرهنگ غدیر» به زندگی از چه طریق و مسیری حاصل می‌شود؟

اگر بخواهیم مولفه «فرهنگ غدیری» را به شکل علمی و عملی وارد زندگی کنیم، باید از خود بپرسیم که این ورود از چه مسیرهایی اتفاق می‌افتد؟ در علوم ارتباطات و روانشناسی اجتماعی می‌گویند که تغییر پایدار دارای سه لایه است:

یک) لایه شناختی یا فهم درست؛ اینکه «غدیر» را مرتبط با حق عدالت و کرامت فهم کنیم

دو) لایه عاطفی؛ یعنی حس خوب و تعلق داشتن به آنکه مردم با غدیر حال دل‌شان خوب باشد. امید و همدلی را تجربه کنند، نه آنکه تنها یک پیام خشک را دریافت کنند

سه) لایه رفتاری با کارهای کوچک اما واقعی؛ یعنی رفتاری قابل انجام و اثرگذار شکل گیرد. مثل کمک به دیگران، آشتی، خدمت به خلق، رعایت حق‌الناس و نظایری از این دست.

«غدیر» زمانی زنده می‌شود که التزام و استمرار تکرار آن به امری رفتاری در تمام تار و پود زندگی هر فرد بدل شود. راهکارهایی که می‌شود به واسطه آن در مردم نسبت به «سبک زندگی»، ایجاد انگیزه کنیم؛ راهکارهایی مانند آنکه خودمان سراغ مردم برویم و کاری کنیم که این انگیزه در مردم، آنها را به کنشگرانی اجتماعی در حوزه تبلیغ و ترویج «فرهنگ غدیری» و «فرهنگ علوی» بدل کند، نه آنکه فقط تماشاگر باشند.

برای تحقق این مسئله چهار الگو را مطرح می‌کنم. چهار الگویی که به واسطه انجام آنها، مردم حس می‌کنند که «غدیر» به زندگی‌شان راه یافته و در ارتباط مستقیم با آن قرار دارند.

الف) عدالت در برخوردها

ب) احترام آمیز رفتار کردن در روابط

ج) حمایت از افراد ضعیف

د) صداقت در انجام معامله و کار

این چهار الگو، پیامی را در قالب «فرهنگ علوی» به مردم منتقل می‌کند و آن پیام این است که «غدیر» یعنی حق کسی ضایع نشود، حتی اگر کوچک باشد. اگر مشارکتی در این مسیر انجام می‌شود، انگیزه باید به نوعی باشد که در نهایت به واسطه آن انگیزه؛ کار، فعل و عملی صورت گیرد نه آنکه تنها در شعار و حرف بیان شود.

برای تحقق این مهم نیز لازم نیست به کارهایی بلند یا سخت دست بزنیم. کارها می‌توانند کوچک، ساده و قابل انجام باشند. اینکه هر خانه یک کار خیرِ غدیری انجام دهد. هر نفر، نفری دیگر را خوشحال کند؛ هر محله، یک سفره ساده با مشارکت همسایه‌ها پهن کند. این دست از اقدام‌های ساده، موتور اجتماعی را به جریان می‌اندازد که مردم نسبت به «غدیر»، خود را همراه و نه غریبه می‌بینند و می‌دانند. وقتی این امر انجام شود، همه مردم تلاش می‌کنند هر چند کوچک برای تبلیغ و ترویج «فرهنگ علوی» و «فرهنگ غدیری» کاری انجام دهند.

حال اگر بخواهم نسبت به پرسش شما در حوزه اهمیت توسعه و تعمیق «فرهنگ غدیر» و راهکارهایی که می‌تواند به تحقق آن بینجامد، پاسخی دهم؛ باید بر این مهم تاکید کنم که ابتدا باید این مسئله را از ذهن همگان دور کنیم که «غدیر» تنها یک واقعه تاریخی نیست. «غدیر»، در نگاه معرفتی اسلام به ویژه شیعیان، تنها یک رخداد در یک مقطع زمانی نبوده و نیست؛ بلکه نقطه تلاقی رسالت؛ ولایت؛ هدایت و استمرار دین است. اگر «بعثت»، آغاز ابلاغ حقیقت باشد؛ «غدیر» را می‌توان تضمین تداوم صحیح این حقیقت در بستر تاریخی بدانیم، بخوانیم و بنامیم.

از این منظر، «فرهنگ غدیر» یک فرهنگِ حادثه‌محور تعبیر نمی‌شود؛ بلکه «فرهنگ غدیر»، همان مولفه انسان‌سازی تعبیر می‌شود که در برکه غدیر، عده ای جمع شدند و بر حسب وقوع آن اتفاقی افتاد که ضمانتِ رسالتِ رستگاری و سعادت بشر را با خود به همراه داشت. «غدیر»، منظومه فکری، تمدنی، اخلاقی و اجتماعی است.

با کنار هم قرار دادن این مولفه‌ها، می‌توان نتیجه گرفت که اگر بخواهیم توسعه و تعمیق «فرهنگ غدیر» را در جامعه ایجاد کنیم؛ نخست باید بازخوانی نسبت به دین و رهبری الهی را مورد بررسی قرار دهیم. سپس، جایگاه ولایت در حفظ حقیقت دین را به تعامل و اندیشه بنشینیم و در ادامه؛ استخراج الگوهای عدالت، عقلانیت، معنویت  کرامت انسانی و مسئولیت اجتماعی را به عنوان عظیم‌ترین «معارف علوی» به همه منتقل کنیم. در این مسیر نبیاد فراموش کنیم که خود ابتدا فاعل و انجام دهنده آنها باشیم. این گونه است که تبدیل «غدیر» از یک مناسبت تقویمی به یک سبک اندیشه و زیست مومنانه در جامعه جاری می‌شود.

در حوزه مفهوم‌شناسی «غدیر» نیز ابتدا باید تعریفی از «فرهنگ غدیر» به شکل عمومی به جامعه ارائه دهیم. اینکه مدام بگوییم «غدیر»، «غدیر خم»  «عید غدیر خم»، «عید سعید غدیر»، هنوز معنا نکرده‌ایم که «غدیر» چیست! «فرهنگ غدیر» به این معناست که مجموعه‌ای از باورها، ارزش‌ها، هنجارها، الگوهای رفتاری و نظام معنایی که در حول محور ولایت الهی، امامت، هدایت ربانی، عدالت‌محوری، حق‌مداری  انسان‌سازی و جامعه‌سازی دینی شکل می‌گیرد. مواردی بسیار از این الگوهای مرجع را در ذهن دارم اما به خوانندگان شما در «ایکنا» فقط آنها را معرفی می‌کنم تا خود بروند و آن گونه که سلیقه‌شان می‌پسندد و میل دارند درباره آن مطالعه کنند. در قالب یک گفت‌وگو نمی‌توانیم درباره این موضوع‌ها با تمام مبانی عظیم و ژرف آنها به سخن بنشینیم و به بایدها و شایدها اشاره کنیم.

فرهنگ اصلی «غدیر» را در هشت مولفه می‌توان بازتاب داد. هشت مولفه بنیادین؛ نخست، «ولایتمداری»؛ دوم، «حق‌محوری»؛ سوم، «عدالت‌خواهی»؛ چهارم، «امانت‌داری در هدایت»؛ پنجم، «پایبندی به تداوم خط نبوت»؛ ششم، «عقلانیت دینی»؛ هفتم، «اخلاق الهی» و هشتم، «مسئولیت اجتماعی و سیاسی در برابر حق.»

این مولفه‌ها به واقع، بنیادی‌ترین مسائل «فرهنگ غدیر» را شکل می‌دهند. تفاوت نگاه مناسکی و تمدنی به «غدیر» نیز از همین جا ناشی می‌شود که ما نگاه مناسکی به «غدیر» را تنها در حد جشن، تبریک، آیینی نمادین، احترام به سادات، گرفتن عیدی و خوردن شیرینی نبینیم که با انجام آنها بگوییم که خوب «عید غدیر»، رسالت و کرامت آن را به جای آورده‌ایم، پس با این حساب حال دین‌مان خوب شده است. خیر! این نگاه مناسکی به «غدیر» است که بلندای درک معرفت آن را در همین شکل ساده و ظاهری نگه می‌دارد. برای تحقق و جریان‌سازی «غدیر» باید نگاه تمدنی به غدیر داشت.

ایکنا - «فرهنگ تمدنی غدیر» از آن دست مولفه‌هایی است که در حوزه تحقق «تمدن نوین اسلامی» بسیار از آن سخن به میان می‌آید. اما در مسیر تبیین این فرهنگ، نیازمند تشریح و تدقیق در دو مولفه «اخلاق الهی» و «عقلانیت دینی»؛ در عالی و اعلی‌ترین حالت ممکن آن هستیم. اگر امکان دارد با نگاه تشریحی و تبیینی به طی کردن مسیر و نقشه راه تحقق آن «فرهنگ تمدنی غدیر» با دو مولفه «عقلانیت دینی» و «اخلاق الهی» بپردازید؟

آنگونه که گفتم در مواجهه کلی با «غدیر» یک «نگاه مناسکی» و یک «نگاه تمدنی» پیشاروی ما قرار گرفته است. در نگاه مناسکی، «غدیر» را تنها در حد تبریک و آیین‌های نمادین می‌دانیم و می‌بینیم. اما در نگاه تمدنی، «غدیر» را منشا نظام فکری، اجتماعی و اخلاقی برای اداره انسان و جامعه خطاب می‌کنیم. در واقع توسعه «فرهنگ غدیر» زمانی محقق می‌شود که از سطح مناسک عبور کرده و به سطح معنا، معرفت و کنش اجتماعی ارتقا یابد.

اهمیت مسئله «غدیر» آن است که خود این واقعه، تداوم هدایت است. یعنی یکی از بنیادی‌ترین مسائل که در الهیات اسلامی مطرح است. نکته دیگری که شما در پرسش خود به آن اشاره کردید؛ یعنی سه‌گانه «عقلانیت دینی»، «اخلاق الهی» و «نگاه تمدنی»؛ هر سه در یک راستا قرار دارند و نمی‌توان آنها را جداگانه مورد مداقه قرار داد. یعنی در مسیر «نگاه تمدنی»، با «اخلاق الهی» در پرتو «عقلانیت دینی» رفتار می‌کنیم. اما رسیدن به این موضوع بدون هیچ تردیدی مقدمه‌ها و موخراتی لازم دارد.

اگر بخواهیم امیرمومنان، علی(ع) را به عنوان الگوی جامع معرفتی -با وجود آنکه می‌دانیم تمام ائمه‌اطهار(ع) الگوی جامع معرفتی به شمار می‌روند- در نظر بگیریم؛ «معارف علوی» فقط مجموعه‌ای از مواعظ اخلاقی نیست! بلکه دستگاه معرفتی کامل است.

اگر بخواهیم «معارف علوی» را دسته‌بندی کنیم از منظری که امروزه ما در مواجهه با این معارف طرف هستیم به محورهایی چون «خداشناسی»، «انسان‌شناسی»، «دنیاشناسی»، «جامعه‌شناسی»، «اخلاق سیاست حکمرانی»، «عدالت»، «تربیت»، «عدالت زهد» و «مسئولیت پذیری» می‌رسیم.

این جامعیت سبب می‌شود که ترویج فرهنگ «معارف علوی»، نقشی کلیدی در بازسازی «عقلانیت دینی» داشته باشد. درست از همین روی است که «نهج‌‍البلاغه» را منبع تمدن‌ساز برای تمامی آحاد بشر به ویژه مسلمانان می‌دانیم. نهج‌البلاغه یکی از مهم‌ترین منابع «معارف علوی» است که اهمیتش را می‌توانیم هم در بُعد عرفانی و معنوی؛ هم بعد اجتماعی و هم سیاسی مورد رصد قرار دهیم. در این میان، ابعاد تربیتی و اخلاقی و بُعد عقلانی و تحلیلی آن را نمی‌توانیم به سادگی از کنارش بگذریم و نادیده بگیریم. به همین دلیل است که توسعه «فرهنگ غدیر» بدون بازگشت روشمند به نهج‌البلاغه ناقص می ماند.

خود را نه فقط در «عید غدیر» که در تمام ایام سال بر سر سفره امیرالمومنین(ع) می‌دانیم و خود را با افتخار ریزه‌خوار سفره پُرنعمت او می‌خوانیم. اما اینکه چقدر از این سفره بهره‌مند هستیم و تا چه میزان الگوی رفتاری مولای متقیان(ع) را در «نگاه تمدنی»؛ در «عقلانیت الهی» و در «اخلاق الهی» به منصه ظهور می‌رسانیم؛ اینجاست که وجدان ما باید به ما نمره دهد!

اما در باب «عدالت اجتماعی» ابتدا باید بپرسیم عدالت اجتماعی چیست؟ نسبت قدرت و اخلاق چگونه باید در حوزه عدالت اجتماعی تعریف شود؟ مدیر شایسته چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟ دین چگونه باید از تحجر و انحراف مصون بماند؟ کرامت انسان در نظام دینی چگونه حفظ می‌شود؟ خیلی از این مسائل را ما در منظومه فکری امیر مومنان(ع) می‌توانیم جستجو کنیم.

تبیین «معارف علوی» تنها کاری تاریخی نیست؛ بلکه پاسخگویی به نیازهای انسان معاصر است. تنها می‌اندیشیم که امیرِمومنان(ع) این معارف را برای عصر خود گفته است، خیر! مولای متقیان(ع) ماورای زمانه است. ایشان می‌فرمایند «سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی» (از من بپرسید قبل از اینکه مرا از دست بدهید)؛ حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: «من راه های آسمان را بهتر از زمین می شناسم.» این ابرمرد تاریخ، ابوالائمه، امیرِ مومنان(ع) در جایگاهی قرار دارند که هر شخصی به اندازه سعه وجودی خود می‌تواند از شان الهی و لایتناهی ایشان بهره‌مند شود.

اما اهمیت اخلاقی و تربیتی «فرهنگ غدیر» را می‌توانیم در این محورها خلاصه کنیم:

نخست؛ «غدیر» مدرسه‌ای انسان‌ساز است. فقط نباید نگاه تاریخی به «غدیر» داشته باشیم. نگاه تمدن‌سازی است که «غدیر» را برای همه اعصار قرون معنا می‌کند.

دوم؛ «غدیر» بر پایه تربیت انسان حق‌جو؛ عادل؛ بصیر و اخلاق‌مدار است که معنا پیدا می‌کند. انسانی که می‌گوید من دَم از امیرِ مومنان(ع) می‌زنم و غدیری هستم؛ انسانی حق‌جو، عادل، مسئول، بصیر و اخلاق مدار است و در برابر انحراف استوار می‌ایستد.

سوم؛ «فرهنگ علوی» و «فرهنگ غدیری» به ما می‌آموزد که دینداری حقیقی بدون التزام به اخلاق، انصاف، عدالت و کرامت انسانی ناقص است. اگر من دَم از علی(ع) می زنم، این خصوصیات اخلاقی «من» که وامدار و معنا یافته در شکوه و جلال مولای متقیان(ع) است کجاست؟ آیا من به امیرِ مومنان(ع) نزدیک یا دور شده‌ام؟ آنگونه که از خود مولای متقیان به ذهن سپرده و آموخته‌ایم آن است که اصلاح از درون آغاز می‌شود و تربیت از خودسازی آغاز می‌شود.

«محاسبه نفس»، «تقوا»، «اخلاص»  «صبر»  «حلم»  «تواضع»  «پرهیز از دنیاپرستی» و «مراقبت از زبان و گفتار» همگی در ساختار انسانِ متعادل و رشدیافته نقش دارند. بنابراین ترویج «معارف علوی» می‌تواند یکی از موثرترین راه‌های اصلاح اخلاق فردی و خانوادگی برای مقابله با بحران‌های اخلاقی عصر جدید باشد. در جهان معاصر؛ ما با بحران‌هایی مختلف متعدد چون فردگرایی افراطی، مصرف‌زدگی، سطحی‌نگری، فروپاشی مرجعیت اخلاقی و رواج منفعت‌طلبی‌ها مواجهیم؛ اما «فرهنگ غدیر» و «معارف علوی» به ما تاکید می‌کند که ما به عنوان انسانِ مسئول باید مسئولیت‌پذیر، عدالت‌محور، معنویت‌گرا، قناعت‌جو، صداقت‌پیشه، وفادار و خدمتگزار به مردم باشیم. این نقشِ احیاگر در بازسازی «اخلاق عمومی» باعث رشد و تکامل ما می‌شود.

یکی از کارکردهای مهم «فرهنگ غدیر» شکل‌دهی به جامعه‌ای است که بر محور روابط اجتماعی حاکم باشد. جامعه‌ای که در آن «عدالت»، معیار ارزیابی‌های ساختاری باشد. «کرامتِ انسان» محترم شمرده شود و «مسئولیت‌پذیری عمومی» در آن تقویت شود. چنین فرهنگی موجب انسجام اجتماعی بر محور حقیقت می‌شود و این فرا و ورای همزیستی ظاهری و یا ادعا در لفظ، مبنی بر اتکا به «فرهنگ علوی» و «فرهنگ غدیری» است. «غدیر» و «هویت اجتماعی» باعث می‌شود که ما از «هویت دینی» و «هویت تاریخی» روشن تری برخوردار باشیم. این هویت برای ما ریشه‌دار؛ معنابخش و مقاومت‌ساز است.

«غدیر» و «عدالت اجتماعی» یکی از برجسته‌ترین شاخص‌های حکومت و سیره «علوی» است. اگر بخواهیم ترویج «معارف غدیری» را به معنای ترویج عدالت در قضاوت؛ عدالت در توزیع فرصت‌ها، مبارزه با تبعیض، مقابله با فساد و دفاع از حقوق محرومان بدانیم؛ این ویژگی‌هاست که «غدیر» را از یک خاطره مذهبی به یک گفتمان اجتماعی زنده بدل می‌کند. در حقیقت، همین ویژگی‌ها و تحقق آنها به شکل عینی و عملی است که جامعه ما را به رشد می‌رساند.

اهمیت سیاسی و مدیریتی نیز در آموزه‌های «غدیری» و «علوی» بسیار حائز اهمیت است. الگوی حکمرانی در «معارف علوی» و سیره امیرِمومنان(ع) الگوی ممتازی از حکمرانی اخلاقی و مسئولانه را ارائه می‌دهد. «تقدم حق بر مصلحت‌سازی‌های زودگذر»، «شایسته‌سالاری»، «امانت‌داری در قدرت»  «نظارت بر کارگزاران»، «مبارزه با فساد»، «مردمی بودن»، «رعایت حقوق ضعفا» و «التزام به قانون الهی و اخلاق قدرت به مثابه مسئولیت و نه امتیاز»؛ این مولفه‌ها نگرش‌هایی است که حکومت را ابزار برتری‌جویی و منافع شخصی نمی‌داند؛ بلکه بار امانت و مسئولیتی بسیار بزرگ در ارائه خدمت به مردم معنا می‌کند. این نگرش است که می‌تواند مبنای تربیت مدیران و کنشگران اجتماعی باشد.

انتهای پیام