غدیر در منظومه اندیشه اسلامی تنها یک واقعه تاریخی یا مناسبت تقویمی نیست، بلکه غدیر بیان یک نظام هدایت و ساختار اداره جامعه بر پایه حق، عدالت و مسئولیت است. اگر غدیر تنها در سطح احساسات و یادبود باقی بماند، بخش مهمی از پیام آن که همان ساختاردهی به جامعه و تنظیم مناسبات قدرت و عدالت است نادیده گرفته میشود. در عصر دیجیتال که جوامع با سرعت تحولات، جنگ روایتها و پیچیدگی مناسبات جهانی روبهرو هستند، بازخوانی غدیر به معنای بازگشت به الگویی از حکمرانی است که در آن عزت، عدالت، عقلانیت و انسجام اجتماعی محور اداره جامعه قرار میگیرد.
نخستین پرسش در این مسیر به درون جامعه بازمیگردد. آیا در میان پیروان مکتب علوی و در آنچه شعبه علی نامیده میشود، وحدت و همسویی واقعی شکل گرفته است؟ واقعیت آن است که هنگامی که در لایههای مدیریتی و حاکمیتی اختلاف نظر جدی درباره اصول وجود دارد و اندیشه امام علی(ع) و آموزه قرآن هنوز به ساختار عملی اداره جامعه تبدیل نشده است، جامعه با نوعی گسست درونی روبهرو میشود. در چنین وضعیتی سخن گفتن از انسجام و وحدت تنها در سطح شعار باقی میماند. حکمرانی علوی زمانی تحقق پیدا میکند که عدالت، منطق، مسئولیتپذیری و اخلاق به عنوان ستون اداره جامعه در ساختار تصمیمگیری و مدیریت جاری شود.
در اینجا مفهوم مهمی شکل میگیرد که میتوان آن را مذاکره با خود نامید. پیش از هر نوع مواجهه بیرونی، جامعه نیازمند گفتوگوی درونی برای رسیدن به زبان مشترک درباره اصول است. این گفتوگو از خانواده آغاز میشود، در نهاد اجتماعی و سازمان اداری گسترش پیدا میکند و در سطح جامعه به انسجام اجتماعی تبدیل میشود. جامعهای که در درون خود هنوز درباره اصول عدالت علوی و معیارهای اداره جامعه به تفاهم نرسیده باشد، در مواجهه با بیرون نیز با ضعف و چندگانگی روبهرو خواهد شد.
از سوی دیگر، تجربه تاریخی نشان داده است که یکی از بزرگترین خطرها برای جامعه اسلامی نفوذ منطق اسلام اموی است. اسلام اموی نوعی قرائت از دین است که ظاهر آن مذهبی، اما کارکرد آن در خدمت قدرت و سازش با ظلم قرار میگیرد. این نوع نگاه به تدریج فضای جامعه را از عدالت تهی میکند و زمینه نفوذ دشمن را فراهم میسازد. هنگامی که ساختار اداره جامعه بر مدار عدالت علوی تنظیم نشود، ناخواسته مسیر برای تجاوز دشمن به سرزمین اسلامی و تضعیف هویت دینی باز میشود.
در چنین شرایطی برخی جریانها بدون توجه به این واقعیت ممکن است در زمین دشمن بازی کنند، در حالی که ریشه مسئله در ضعف ساختار درونی و فاصله گرفتن از منطق علوی قرار دارد. در منطق غدیر، مواجهه با دشمن نیز بر اساس اصول روشن تعریف میشود. نخستین اصل در این مواجهه عدالت و استیفای حق است. هنگامی که دشمن دست خود را به خون رهبران، نخبگان و کودکان بیگناه آلوده کرده است، سخن گفتن از مذاکره بدون طرح مسئله عدالت و پاسخگویی درباره این جنایات با منطق اسلام محمدی و علوی سازگار نیست. پیش از هر گفتوگو باید حقخواهی در عرصه جهانی مطرح شود و جنایتهای صورت گرفته در برابر وجدان عمومی جهان و نهادهای بینالمللی مورد پیگیری قرار گیرد.
طرح مطالبه عدالت و پاسخگویی درباره خونهای ریخته شده، بخشی از مسئولیت جامعهای است که خود را پیرو عدالت علوی میداند. در این چارچوب، مذاکره به خودی خود نفی نمیشود، اما مذاکره زمانی معنا پیدا میکند که بر پایه عزت و عدالت شکل گیرد. مذاکره بدون مطالبه حق و بدون روشن شدن مسئولیت متجاوز، نوعی چشمپوشی از عدالت تلقی میشود. منطق غدیر نشان میدهد که ابتدا باید حق مطالبه شود، ظلم شناخته شود و متجاوز در موضع پاسخگویی قرار گیرد، سپس گفتوگو میتواند در چارچوبی مبتنی بر عزت و اصول دنبال شود. چنین رویکردی مذاکره را از یک رفتار منفعلانه به ابزاری برای تحقق عدالت تبدیل میکند.
در جهان امروز که ارتباطات و رسانهها مرزهای جغرافیایی را کمرنگ کردهاند، جامعهای میتواند در برابر فشارهای بیرونی مقاومت کند که دارای هسته معنایی و انسجام اجتماعی باشد. غدیر این هسته معنایی را فراهم میکند. هنگامی که جامعه بر محور عدالت، اخلاق و مسئولیت شکل بگیرد، اعتماد عمومی تقویت میشود و قدرت اجتماعی افزایش پیدا میکند. در چنین وضعیتی حکمرانی مطلوب نه تنها در سطح نظری بلکه در تجربه عملی جامعه نیز قابل مشاهده خواهد بود.
بنابراین، بازخوانی غدیر در عصر حاضر تنها یک بازگشت تاریخی نیست، بلکه تلاشی برای فهم الگویی از حکمرانی است که در آن اصلاح درون جامعه، انسجام اجتماعی، عدالت ساختاری و عزت در مواجهه با بیرون در کنار یکدیگر قرار میگیرند. جامعهای که میخواهد در مسیر اسلام محمدی و علوی حرکت کند، ناگزیر است ابتدا ساختارهای خود را بر اساس آموزه قرآن و نهجالبلاغه بازسازی کند، اختلافهای فرسایشی درون جامعه را به تفاهم اصولی تبدیل کند و سپس با تکیه بر این انسجام درونی در برابر جهان بیرون از موضع عزت و عدالت سخن بگوید.
در چنین نگاهی غدیر تنها یادآور گذشته نیست، بلکه نقشه راه آینده جامعه اسلامی است؛ نقشه راهی که از اصلاح درون آغاز میشود، به انسجام اجتماعی میرسد و در نهایت به حکمرانی عادلانه و عزتمند در جهان معاصر میانجامد.
انتهای پیام